༶•┈୨♡୧┈•༶
Oyamada Asagi| Bsd oc
༶•┈୨♡୧┈•༶
Base: Kyoka
Time: 12:33h
༶•┈୨♡୧┈•༶
#digital_art | #bsd | #oc | #Asagi
༶•┈୨♡୧┈•༶
اسم:اویامادا آساگی( Oyamada Asagi)(اسمش برگرفته از نویسنده ژاپنی اویامادا هیروکوعه)
القاب:بازمانده(توسط مافیای بندر)،بچهی نحس(توسط مردم روستای کاماکورا و قاچاقچیان انسان)،چیبی(توسط نوریکو)، تولهسگ(توسط ریونوسوکه)،پسته(توسط ریونوسوکه)
✧~سن~
فیفتین: 9
دارک ارا/قبل از تایم اسکیپ: 12
زمان حال: 16
✧~قد~
فیفتین: 125
دارک ارا: 146
زمان حال: 152
✧شغل: شیرینیپز و کارمند کافه آریوشی،دانشآموز
✧علایق:پنکیک،شیرینی درست کردن،خرید کردن،لوازم آرایشی(بیشتر رژلب و سایه چشم و اینا)،باله،وقت گذروندن با نوریکو،سگ ها،چای شیرین،هاتچاکلت با مارشمالو،گالری های هنر،ریونوسوکه
✧تنفرات:مرگومیر،حشرات،قاچاق،خشونت،افراد مغرور، بادامزمینی( آلرژی داره)
Mbti: Infp-A
Enneagram:7w6
✧ویس اکتر ژاپنی:کانا هانازاوا
✧ویس اکتر انگلیسی: لوسی کریستین
✧موهبت:
~°•کارخانه ( Factory)
توضیحات:آساگی میتونه احساسات منفی پنهان یا سرکوبشدهی افراد رو به صورت موجوداتی سایهمانند ظاهر کنه که به قربانی میچسبن، اون رو ضعیف میکنن و حتی کنترل روانیش رو تحت تأثیر قرار میدن.در اصل با حضور در کنار یک فرد، احساسات منفی مثل نفرت، حس گناه، خشم، پشیمونی، ترس یا حسادت رو حس می کنه و اون رو به موجودی سایهمانند تبدیل کنه.
این موجدات سایهمانند به خود فرد به صورت فیزیکی حمله نمی کنن بلکه بهش میچسبن و هرچی فرد بیشتر احساسی که موجب ایجاد سایه شده رو انکار کنه این موجودات تکثیر میشن و بیشتر به قربانی می چسبن و باعث فروپاشی روانیش میتونن بشن جوری که به خودکشی منجر میشه.اگه فرد با احساساتش روبهرو بشه و قبولشون کنه، سایهها بهمرور تحلیل میرن و نابود میشن.
سرگذشت:
او در روستای کاماکورا متولد شد.روستای کوچکی در نزدیکی یوکوهاما با مردمی سنتی. بخاطر قدرت های عجیبی که مادرش داشت اون ها رو نحس می دونستن در حدی که یه سری از افراد روستا اونا رو با یه قیمت به قاچاقچیان انسان فروختند و مادر آساگی کشته شد ولی تونست موهبتش رو به آساگی منتقل کنه.
قاچاقچیان آساگی رو به یه گروه قاچاقچی دیگه فروختن و قرار بود اونا از بندر یوکوهاما به خارج از کشور ببرن و با قیمت خیلی بالا بفروشن. از قضا اون گروه با مافیای بندر به مشکل خورده بودن و "سه گانه ی تاریکی"(نوریکو و دازای و چویا) مامور حذف کردنشون شده بودن.
بعد از حذف کردنشون نوریکو آساگی رو پشت یه سری کانتینر میبینه که یه عروسک ژاپنی که یادگار مامانش بوده رو محکم در دستش گرفته. نوریکو با دیدن آساگی یاد خودش میوفته و با خودش میارتش. از اون موقع یه جورایی آساگی رو بزرگ میکنه
#Character_bio