شب که میرسد؛
نقابها میافتند؛
و ما میمانیم و یک دنیا خستگیِ جمع شده در سینه؛
همان آدمهایی که روز؛ وانمود میکردند حالشان خوب است ... ،،
شب دوباره همانيم
آزرده،غمگين،تنها و ترسيده از دنيا
حتى اگه تمام روز در قوى ترين،حالت ممكن یک انسان زيسته باشيم.
Ali GhelichHarja Naboodi.mp3
زمان:
حجم:
9.2M
هر جا نبودی ؛
حس غریبی کردم؛
هر جا نباشی ؛
دنبال تو میگردم ؛
هیچوقت بخاطر منفعتم به کسی محبت نکردم، هرچی بوده از ته دلم بوده چیزی که خودم از هیچکس ندیدم.
فکر میکردم دیشب میمیرم و همه چیز تمومه، اما متأسفانه دوباره صبح طلوع آفتاب رو دیدم.