eitaa logo
بُکاءالحسِیـن .
1.9هزار دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
3هزار ویدیو
18 فایل
[ بِسـمِ‌اللّٰه ؛ ] بُکـاء به‌معناي‌ گريهٔ‌ پُر ثواب ، مانند ِ أشك‌ بر سیدالشهداء . من‌ميگم ، الٰهي‌ تموم‌ گریه‌ هامون‌ بُکـاء باشه * - وقف ِ پيشگاه حضرت صاحب ' عج .
مشاهده در ایتا
دانلود
بُکاءالحسِیـن .
#رمان #رمان_رفیق_مثل_رسول #شهید_رسول_خلیلی #پارت_سی_و_نه اما جمعه مثل یک قطره سرب داغ که بیفتد وسط
چشم هایم را ریز کردم و به او نگاه کردم و با خنده گفتم:«فکرهامو کردم،نه نمیشه».فرید یک گلوله برف زد بهم و گفت:«باشه».فرید آدرس یک مغازه را گرفته بود که می‌توانستیم وسایل و مواد اولیه آزمایش های خاصمان را بخریم.وقتی رسیدیم درب مغازه صورتمان را به شیشه مغازه چسباندیم.کلی با هم پچ پچ کردیم که با این پس انداز چه چیزهایی میتوانیم بخریم.بعد هم با ژست شاگرد های ممتاز وارد مغازه شدیم،چرخی داخل مغازه زدیم،پیرمرد فروشنده نگاهی به ما کرد و گفت:«چی میخواید؟»لیست مواد و وسایلی که لازم داشتیم را به او دادیم.نگاهی به ما کرد و گفت:«اینا رو براچی میخواید؟» _برای درس آزمایشگاه مدرسه. پیرمرد از پشت پیشخوان مغازه اش بلند شد،طرف ما آمد.دوباره به قول معروف ما را برانداز کرد،پرسید:« مدرسه شمامگه میدونه جنگه که ایناروآزمایش میکنید؟» بعدش آمد در مغازه را باز کرد و با احترام گفت:«بیاید برید بیرون،دست از این هیجانات و کارهای عجیب و غریب بردارید.یک دوز کوچیک اگه اینا رو اشتباهی با هم قاطی کنید،امکان داره یه انفجار اتفاق بیفته».من و فرید سریع از مغازه بیرون آمدیم.به زور چند قدمی خودمان را نگه داشتیم،به محض فاصله گرفتن از مغازه زدیم زیر خنده.تا جلوی در خانه اتابک خندیدم.ما کلید داشتیم ولی همیشه اول زنگ می‌زدیم.بعد از اینکه درب باز شد،رفتیم سمت زیر زمین؛البته زیرزمین که نه بایدگفت:«آزمایشگاه من و فرید».جزوه ها را گذاشتیم وسط،شروع کردیم به خواندن مطالب و چک کردن عکس ها.
www.ziaossalehin.irNarimani_arbaeen98-www.ziaossalehin.ir-.mp3
زمان: حجم: 10.4M
سال اولی که رفتم اربعین... این نوحه رو تومسیر شنیدم... غوغا کرد با دلم... مخصوصا اونجایی که میگه؛ جوونی که قلبش شکسته میاد! ‌
همکنون حاجی در شبکه 1
🥲
دوتا از صدا های ضبط شده گوشیم😂
البته چهارتا بیشتر نیستن😔🤣
دائما میمونی، رحمت بارونی تو امام حسین خوب بچگیامونی اگه عشق واقعی کسی باشه تو اونی
‌روایـتی‌از"ط":)🕊› • همسر شهید: حاجی مطالعات زیادی داشت. اکثر غزل‌های حافظ شیرازی را حفظ بود و جوان‌ها را به خواندن کتاب و ادامه تحصیل تشویق می‌کرد. حتی در زمان جنگ تحمیلی، دانش آموزانی که به جبهه آمده بودند را زمان امتحانات به عقب برمی‌گرداند تا امتحانات را بدهند و از درس عقب نمانند! سفارشی که همیشه به همه داشت این بود که در زندگی هدفــدار باشيد تا جاویدان بمانيد. چشمه‌ی آب شيرين باشيد تا به دريا برسيد و جاویدان گرديد. پيرو ولايت باشيد تا سرافراز شوید. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌• 🌿🌸¦↫ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
- تابِ‌دلتنگۍنداردآن‌كِه‌مجنون‌می‌شود🫀:))
قصهٔ کرب و بلا را، دختری تغییر داد کاخ ها ویرانه شد، ویرانه‌اش شد بارگاه .❤️‍🩹