امـروز یـک سـپتـآمبـره گـلدختر/پسر 👻💘
اگـر هنـوز جـغده نامـه هاگـوارتز رو بهـت نداده ،
متاسفـم ، تو یک ماگـل هستـی☺️💔
@BookTeria
هدایت شده از 2ظهر پاک کن
در اتاقش رو زدم و داخل شدم، با چهره ی خواب آلود دستی به موها و ته ريشش کشید و با صدای بم و گرفته گفت: جانم نازنین؟🔥
_ببخشید بیدارتون کردم. چیزه...مارجان اتاق من رو داده به مهمونا، به من گفت بیام امشب اتاق شما...البته اتاق دخترا هم هست...میتونم برم اونجا...
سریع گفت: لازم نکرده، همین مونده دخترا پشت سرم حرف بزنن...بیا داخل نازنین...
سر به زیر داخل شدم و نمیدونستم این نقشه ای از طرف مارجان بوده تا من با میثم تنها بشم...میثم در رو پشت سرم بست و...🙈⚡️🔥
https://eitaa.com/joinchat/220005757C3c17a8cfae
رمان معروف کشتیگیر تیم ملی و خانم دکتر تیم ملی که تو یه روستا همخونه شدن😍❤️🔥
هدایت شده از 2ظهر پاک کن
یادتونه چند وقت پیش یه رمان درباره یکی از ورزشکارای تیم ملی بهتون معرفی کردم؟
این رمان همونی هست که پسر داستان کشتیگیر تیم ملی بود و دختره هم پزشک تیم ملی. اینها با هم رفتن چین برای مسابقات آسیایی اونجا عاشق هم شدن و عقد کردن ولی تو یه تصادف دختر داستان حافظش رو از دست داد و با برنامه ریزی پسره تو یه روستای شمالی که طرح پزشکی دختره بود همخونه شدن بدون اینکه دختره شوهرش رو بشناسه🥲🙈❤️🔥...
https://eitaa.com/joinchat/220005757C3c17a8cfae
❌عضوگیری به شدت محدود❌