eitaa logo
-𝐁𝐨𝐨𝐤𝐓𝐫𝐚𝐩𝐡𝐲
26.8هزار دنبال‌کننده
338 عکس
53 ویدیو
207 فایل
𝗜𝗇︎ 𝗍𝗵𝖾 𝗡𝖺̤𝗆︎𝖾 𝗢𝖿︎ 𝖦ࣰ𝗼𝖽 منبع کتاب و رمان خارجی و ایرانی . . . •• 𝗧α𝖻︎𝗅︎𝗶𖫔𝗁︎α𝘁 : @MoSitoo_Ads`☕`
مشاهده در ایتا
دانلود
تو اصلا به دنیا آمده‌ای که دل ببری. همیشه شادی. هیچوقت لبخند از روی لب‌هایت پاک نمی‌شود. چشمانت هم که مثل آسمان است. _آدم‌خواران ؛ ژان تولی
Restore Me (Tahereh Mafi).epub
حجم: 1.2M
•RESYORY ME مرا بازگردان🪼 جلد چهارم از مجموعه خردم کن (ترجمه ماشینی) اثر طاهره مافی 𐙚ै@BookTraphy
_ما تمامش می‌کنیم ؛ کالین هوور 𐙚ै@BookTraphy
Defy Me (Tahereh Mafi).epub
حجم: 1M
•DEFY ME از من سرپیچی کن🪼 جلد پنجم از مجموعه خردم کن (ترجمه ماشینی) اثر طاهره مافی 𐙚ै@BookTraphy
اگه به کتاب‌های عاشقانه علاقه داری این ۶ کتابو بخون: ☁️جبران می‌کنم – سوفی کینسلا ☁️جین ایر – شارلوت برونته ☁️جزیره درختان گمشده – الیف شافاک ☁️دوست اجتماعی من – ابی جیمینز ☁️نامه – کاترین هیوز ☁️دن آرام – میخائیل شولوخف 𐙚ै@BookTraphy
شب های روشن - فئودور داستایوفسکی.pdf
حجم: 1.8M
- شب های روشن |فئودور داستایوفسکی خلاصه کتاب :کتاب شب‌های روشن یا شب‌های سپید با عنوان انگلیسی White Nights، یکی از آثار مشهور ادبیات کلاسیک است که به قلم فیودور داستایفسکی، یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان روسی، نوشته شده است. این رمان کوتاه اما تأثیرگذار، خاطرات یک جوان خام و رؤیاپرداز را تعریف می‌کند که روزگارش سراسر انزوا و تنهایی‌ است و زندگی‌اش ناگهان زمانی که به‌صورت اتفاقی با دختری به نام ناستنکا ملاقات می‌کند دچار تغییر و تحول می‌شود. آن‌ها چهار شب را صرف قدم‌زدن در خیابان‌ها می‌کنند و با یکدیگر درباره‌ی مسائل گوناگونی صحبت می‌کنند. درحالی‌که ناستنکا در انتظار معشوق خود به سر می‌برد و دنبال او می‌گردد؛ راوی به عشق او گرفتار می‌شود و دل به ناستنکا می‌بازد. کتاب شب‌های روشن با ترجمه‌ی سروش حبیبی و از سوی نشر ماهی به انتشار رسیده است. شما می‌توانید نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را از طاقچه خرید و دانلود کنید. 𐙚ै@BookTraphy
ما را مثل عقرب بار آورده‌اند؛ مثل عقرب! ما مردم صبح که سر از بالین برمی‌داریم تا شب که سر مرگمان را می‌گذاریم، مدام همدیگر را می‌گزیم. بخیلیم؛ بخیل! خوشمان می آید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان می آید که دیگران را خوار و فلج ببینیم. اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را می‌جود. _کلیدر ؛ محمود دولت‌آبادی