من که هرگز عامدانه دیگری را نرنـجاندهام، حق ندارم خودم را برنـجانم .
تاملات - مارکوس اورلیوس
طوفان - ویلیام شکسپیر
طوفان نمایشنامه ای است که در اوایل دهه 1600 توسط ویلیام شکسپیر نوشته شده است. با شروع نمایش ، پروسپرو ، دوک مخلوع میلان و دختر نوجوانش میراندا در یک جزیره دورافتاده زندگی می کنند که در طی دوازده سال گذشته در آنجا محاصره شده اند. تنها همراهان آنها آریل هستند ، روحی جادویی که توسط پروسپرو به بردگی گرفته شده است و کالیبان، بومی این جزیره است که توسط پروسپرو نیز به بردگی گرفته شده. پروسپرو در ابتدا دوک میلان بود ، اما مقام وی توسط برادرش آنتونیو غصب شد ، احتمالا با رضایت پادشاه ناپل، آلونسو و برادر آلونسو، سباستین.
- @BookLet ☕️
تو می گذری زمان می گذرد چه کنم؟
با دلی که از تو توان گذشتنش نیست :)!
واسه اون چیزی که داغونت کرده ، هرچقدر
که میتونی شدیداً گریه کن اما وقتی تموم شد
مطمئن شو که دفعه بعد به همون دلیل
اشکت در نیاد .