طوفان - ویلیام شکسپیر
طوفان نمایشنامه ای است که در اوایل دهه 1600 توسط ویلیام شکسپیر نوشته شده است. با شروع نمایش ، پروسپرو ، دوک مخلوع میلان و دختر نوجوانش میراندا در یک جزیره دورافتاده زندگی می کنند که در طی دوازده سال گذشته در آنجا محاصره شده اند. تنها همراهان آنها آریل هستند ، روحی جادویی که توسط پروسپرو به بردگی گرفته شده است و کالیبان، بومی این جزیره است که توسط پروسپرو نیز به بردگی گرفته شده. پروسپرو در ابتدا دوک میلان بود ، اما مقام وی توسط برادرش آنتونیو غصب شد ، احتمالا با رضایت پادشاه ناپل، آلونسو و برادر آلونسو، سباستین.
- @BookLet ☕️
تو می گذری زمان می گذرد چه کنم؟
با دلی که از تو توان گذشتنش نیست :)!
واسه اون چیزی که داغونت کرده ، هرچقدر
که میتونی شدیداً گریه کن اما وقتی تموم شد
مطمئن شو که دفعه بعد به همون دلیل
اشکت در نیاد .
سنگدل ـ مریسا مایر
کاترین باید با مشکلات و مسائل بسیاری دست و پنجه نرم کند. او می بایست درباره احساسات خود نسبت به جست، عدم توانایی اش در پس زدن تقاضای احمقانه پادشاه برای ازدواج با او و از همه مهم تر، راضی نگه داشتن پدر و مادرش تصمیم درستی بگیرد. این مسائل کاترین را بسیار سرخورده و مستاصل کرده است. اما مانند تمام داستان های فانتزی، همیشه یک پیشگویی وجود دارد و حتی دگرگون ساختن سرنوشت کسی به خواست و اراده فرد والا مقامی چون پادشاه یا فرد شجاع و بی باکی مانند کاترین نمی تواند تاثیر بسزایی در مسیر سرنوشت و تقدیر افراد داشته باشد. بنابراین، به نظر می رسد همه چیز باید مسیر عادی خود را طی کند .
- @BookLet ☕️ ,,