eitaa logo
بوک‌تراپی💆🏻‍♀️📚
3هزار دنبال‌کننده
836 عکس
1.2هزار ویدیو
240 فایل
فاصله‌م‌با‌هرجایی‌که‌بخوام‌برم،‌فقط‌یه‌کتابه📚🤍 صندوق‌پستی‌برای‌حرف‌ها‌و‌درخواستی‌های‌قشنگتون: https://daigo.ir/secret/11408831913 من؟یه‌کتابخون‌عاشق‌مردای‌تو‌کتاباش🌝💕 کپی؟خیر‌عزیزم،فقط‌برای‌استفاده‌شخصی☕️.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
روز بخیر🖤
به احترام شهادت مولا امروز هیچ پستی نداریم🖤:)
چون نامه جرم ما به هم پیچیدند بردند به دیوان عمل سنجیدند بیش از همگان گناه ما بود ! ولی ما را به محبت علی(ع)بخشیدند :)
صورت خیس خودش را طرف چاه گرفت آسمان تیره شد از بس‌که دل ماه گرفت بر سر سفره کمی درد دل خود را گفت یک نفس گفت ؛ ولی آینه را آه گرفت راه افتاد میسحا که نفس تازه کند زیر سنگینی گامش نفس راه گرفت خانه آوار شد و روی قدم هاش افتاد اشک هی آمد و تا پای قدمگاه گرفت سمت در رفت ولی در به تقلّا افتاد و از این حادثه یک فرصت کوتاه گرفت درب بسته شد و قلاب به پهلوش گرفت روضه ای شد که دل حضرت درگاه گرفت باز هم روضه دیوار و در و یک مادر... باز با دختر خود ذکر "وا اُمّاه " گرفت لحظه ای بر در این خانه به زانو افتاد "اشکِ بر فاطمه" را توشه این راه گرفت وقت رفتن شده بود و سحرش آمده بود پا شد و جلوه ی "یا فالق الاصباح" گرفت رفت معشوق خودش را بکشد در آغوش رفت و وقتی که تنش حالت دلخواه گرفت بوسه ای زد به سرش تیغ و تنش آتش شد آتشی که به دل سنگ و پر کاه گرفت مثل زهرا به زمین خورد و به سجده افتاد آنچنان که دل محراب و دل ماه گرفت آه یک دست بر آن فرق شکسته که گذاشت خم شد و دست به پهلوش به ناگاه گرفت پا شد و رو به مدینه شد و با فاطمه گفت عاقبت حاجت خود را اسدالله گرفت شاعر: رحمان نوازني
دستای نبی به اقتدارت گرمه پشت یه جهان به اعتبارت گرمه نامردم اگه بترسم از لشکر شب تا پشت دلم به ذوالفقارت گرمه❤️‍🩹:)
روز بخیر🖤`