eitaa logo
بُت شناسی
3.1هزار دنبال‌کننده
476 عکس
592 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
رسول خدا صلى ا‏لله‏ عليه ‏و ‏آله : بى اُنذِرتُم وَ بِعَلىِّ بنِ أبى طالِبِ اهْتَدَيتُم... وَ بِالْحَسَنِ اُعْطيتُمُ الإْحسانُ وَ بِالْحُسَينِ تَسعَدونَ وَ بِهِ تَشقونَ ألا وَ إنَّ الْحُسَينَ بابٌ مِن أبوابِ الْجَنَّةِ مَن عاداهُ حَرَّمَ اللّه‏ُ عَلَيهِ ريحَ الْجَنَّةِ؛ به وسيله من هشدار داده شديد و به وسيله على عليه ‏السلام هدايت م‏يابيد و به وسيله حسن احسان میشويد و به وسيله حسين خوشبخت میگرديد و بدون او بدبخت. بدانيد كه حسين درى از درهاى بهشت است، هر كس با او دشمنى كند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى‏كند. البرهان فی تفسیر القرآن ج3 ، ص232
رائفی پور با جنبش مصاف کانال موسیقی مصاف را جهت تعجیل در فرج راه اندازی کردند، آیا با بزن و برقص تعجیل در فرج حاصل میشود؟ @BotShenasi
| رائفی پور و تبلیغ گناه کبیره و راه شیطان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: از نشانه های آخرالزمان این است که آلات لهو و موسیقی و تار و طنبور و آواز خوانی به دست شرور ترین این امت ظاهر می گردد و مردم درآن زمان آلات لهو و موسیقی را نیکو می شمارند . در آن زمان اشخاصی هستند که قرآن را یاد می گیرند و در آلتهای مثل بوق و نی و به شکل آوازه خوانی می خوانند و مردم نرد و شطرنج بازی می کنند پس ایشان در ملکوت آسمان و در میان فرشتگان پلید و نجس خوانده می شوند تفسیر جامع جلد 6 صفحه 347 رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند مرا مبعوث کرد تا رحمتی برای جهانیان باشم و ساز و نی ها و امور جاهلیت را نابود سازم. بحار الانوار، ج ۷۹، ص ۲۵۰ ح۲٫ قال الامام الصّادق علیه السّلام : بیتُ الغناء بیتٌ لا تُؤمَنُ فیه الفجیعهُ و لا تُجابُ فیه الدَّعوهُ و لا تَدخلُه الملائکه.. امام صادق علیه السّلام فرمود: خانه ای که در آن غناء و ساز و آواز نواخته شود، از مصیبت ها و بلاهای دردناک در امان نیست و دعا در آن خانه مستجاب نمی گردد و فرشتگان به آن خانه وارد نمی شوند. دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۲۸۰ ۳٫ قال رسول الله صلی الله علیه و آله : .کان اِبلیسُ اَوّلَ مَن تَغَنّی. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ابلیس نخستین کسی است که به غناء و آوازه خوانی پرداخت. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۳۱ ۴٫ قال الامام الباقر علیه السّلام: الغِناءُ مِمّا وَعَدَاللهُ علیه النارَ و تلاهذه الآیه: و مِنَ الناس مَن یشتری لهوَ الحدیث لیُضِلَّ عن سبیل الله … امام باقر علیه السّلام فرمود: غنا و آوازه خوانی از جمله گناهانی است که خداوند برای آن وعده آتش داده است، سپس این آیه را تلاوت فرمود: «برخی از مردم کسانی هستند که سخن بیهوده را می خرند تا دیگران را از روی نادانی از راه خدا گمراه کنند و آیات الهی را به استهزاء گیرند، برای آنان عذابی خوارکننده خواهد بود‌. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۲۶ ح۵ قال الامام الرضا علیه السّلام : اِستماع الاَوتار مِنَ الکبائر. .امام رضا علیه السّلام فرمود: گوش دادن به (صدای) تارهای موسیقی از گناهان کبیره است. مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۲۰ آقای رائفی پور با راه شیطان و گناه کبیره مردم را به امام عصر روحی فداه دعوت میکنید؟ سبحان الله! https://t.me/botshenasi/5541 @BotShenasi
|يكى از عوامل گرايش و گسترش اين مسلك‌ها در كشورهاى شرقى است كه آثار آن در كشورهاى مختلف شرق به صورت هاى گوناگون به چشم مى خورد، حتى اگر دراعماق بعضى از مذاهب ساختگى كه در قرون اخير به وجود آمد دقّت كنيم خواهيم ديد كه در همه آنها يك نوع ريشه صوفيگرى و افكار صوفيانه وجود دارد. اگر راستى كسى بخواهد امروز به دستور «جنيد بغدادى» عمل كند بايد تمام كتب و مطبوعات را بدور بريزد، با اينكه مى دانيم تمام كشورهاى دنياى امروز مى كوشندكه عظمت خودرابانشر و توسعه علم ودانش ومبارزه با جهل بيشتركنند. بنابراين بايد قبول كرد كه اين گونه سخنان يادگار دوران هاى تاريكى بوده كه مبارزه باعلم احيانا امكان داشته و خريدارانى براى تعليمات غلط پيدامى شده است. بعضى ديگر معتقدند كه اين جريان يكى از لوازم و آثار تمدن جديد است ؛ زيرا بسيارى از مردم (مخصوصا مردم مشرق زمين) روى اقتضاء تربيت خانوادگى و محيط، به مسائل مذهبى علاقه مخصوصى دارند و خلاصه ميل دارند مسلمان و ديندار باشند، از طرفى بهره بردارى كامل و بدون قيد و شرط از وسايلى كه تمدن جديد در اختيار آنها قرار داده محتاج به يك آزادى عمل بى حساب است كه بامذاق متشرعين و دستورات مذهبى كه محدويت هايى در هر قسمت قائل است، وفق نمى دهد، لذا عدّه اى كه نمى خواهند از هيچ يك از اين دو قسمت چشم پوشى كنند يعنى: به اصطلاح مى خواهند هم ديندار باشند و هم آزاد، دست به دامن تصوف مى زنند كه بيشتر آنها به «سير در باطن» سوق مى دهد و نسبت به ظواهر شرع آن قدر پافشارى كه متشرعين دارند، نمى كند مخصوصا بعضى از فرق آنها نسبت به ظواهر دستورات دينى كاملاً بى اعتنا مى باشند، يا به قول بعضى: «درون و حال را مى نگرند، نى برون و قال را» و به گفته بعضى ديگر: «به مغز اهميت مى دهند نه به قشر! » كه نمونه هاى متعددى از آن با ذكر مدارك روشن عرض خواهد شد. وجود يك عده از افراد بى بند و بار و يك مشت خوانين ظالم و كسانى كه شغل هاى نامشروعى دارند در «زمره درويشان» يا لااقل «در سلك ايشان» دليل بر اين مطلب مى دانند. البته آن آزادى نسبى كه صوفى‌ها براى پيروان خود در ميان صوفيان كسانى بودندكه از دنياى بى بندوبار خويش به تصوف مى گريختند. ابراهيم ادهم و شبلى امارت و حكومت را رهاكردند و پناه به تصوف بردند، شقيق بلخى از مشغله تجارت و قيل و قال بازاربه خانقاه صوفيه روى آورد، ابومحمدسنبكى از راهزنى توبه كرد و درزىّ صوفيه درآمد، شيخ احمد ژنده پيل هم گويندكه ازشرابخوارى وتبهكارى خويش به تصوف گريخت. ارزش ميراث صوفيه ۱۶۶ @BotShenasi
|قائلند براى اين گونه افراد بسيار غنيمت است و نام آن را يك نوع «لطافت»! و «قابليت انعطاف و وسعت مشرب» در مقابل خشكى و خشونت اهل مى دانند! و همين هاست كه جمعى از اين قماش اشخاص را سرسپرده سلسله هاى گوناگون تصوف كرده است. از همه گذشته راستش را بخواهيد مجامع صوفى‌ها خالى از تفرّج و تنوع هم نيست، مخصوصا براى افرادى كه كار روزانه خشن و سنگينى دارند وسيله خوبى براى رفع خستگى هاى روحى و فكرى و مايه تجديد نشاط است! اشعار ذوقى آنها كه معمولاً با آهنگها و صداهاى دلنوازى خوانده مى شود انسان را در عوالم ديگرى سير مى دهد. چنانچه در بحث «وجد و سماع» (رقص و موسيقى) خواهد آمد اين دو در ميان بسيارى از فرق تصوف در قديم بوده و حتى امروز هم وجود دارد كه به اصطلاح به آنها حال مى دهد. بسيارى از آنها «مصرف مواد مخدر» و استفاده از آن را در مجالس خود مجاز مى دانستند و نشئه حاصل از آن را يك نشئه روحانى مى پنداشتند. بديهى است كه اين گونه جلسات باب طبع عده اى است و آن را بر جلسات مساجد و حسینیه كه خالى از همه اينهاست ترجيح مى دهند. دسته اى هم معتقدند كه جنبش تصوّف يك جنبش ملى و ادبى است! زيرا بعضى از بزرگان شعر و ادب ما در زمره متصوفه بوده اند و احياء آثار آن‌ها بطور غيرمستقيم با احياء تصوف ارتباط دارد و چون بعضى براى زنده كردن اين گونه آثار كوشش بيشترى مى كنند، تصوف هم مورد توجه زيادترى واقع شده است! بعضى هم عقيده دارند كه پناه بردن بعضى از مردم به سلسله هاى تصوف عكس العمل تندروى هاى دسته اى از منتسبين به روحانيت است ؛ اين دسته با اينكه به طور مسلم جزء روحانيون واقعى ما نيستند و افراد مطلع و آشنا به اوضاع نيز هرگز آنها را به اين مقام نمى شناسند ؛ امّا در عين حال از نظر افراد بى خبر و ساده لوح اعمال آنها مقياس سنجش حال ديگران محسوب مى شود؛ لذا وقتى ملاحظه مى كنند كه برخلاف دستورات عالى دينى، اين دسته توجه خاصى به جار و جنجال هاى مادّى پيدا كرده اند؛ نسبت به علماء بدبين شده به خانقاه پناه مى برند. ممكن است اين پرسش مطرح شود كه چه عواملى موجب گرديده تا عدّه اى از مسلمانان از ديگران جدا شوند، سپس همين افراد مجددا به صورت گروهى با هم جمع آمده و مسلك تصوف را پايه گذارى كنند؟ براى پاسخ چنين پرسشى، در برخى از كتاب هاى تحقيقى به علت هاى مختلفى استناد شده است كه از جمله در سرگذشت هايى كه به استحاله آرمانى بعضى از صوفيان مربوط مى شود آمده است كه صوفيان به علت تزكيه نفس، زهد شديد، توبه و بازگشت از گناه، راحت طلبى، گريز از مسئوليت هاى اجتماعى، فقر اقتصادى، وضع روانى، خيال پردازى، درون گرايى، خويشتن يابى و خودآگاهى، تازه جويى، خستگى روحى، وازدگى علمى، گريز از مذهب مختار، تجديد حيات ملّى، وضع جغرافيايى منطقه اى، تأثير مذاهب غيراسلامى، واكنش در برابر فرمانروايان ستمگر، مخالفت با سياست روز و بسيارى علل ديگر به مسلك تصوف روى آورده اند. از طرفى، هم اين عوامل متباين و مختلف و انگيزه هاى انفرادى موجب شده، تا نوعى تساهل و تا حدودى عدم تعصب در بين افراد و اعضاى گروه صوفيه به وجود آيد و خود سبب پيگيرى و دوام مسلك تصوف در بين مسلمانان و سرزمين هاى اسلامى گردد و دنباله آن تا عصر حاضر نيز كشيده شود. در اينكه چرا اين مسأله تا اين حد در بين مسلمانان تأثير داشته، لازم است، در براى آگاهى بيشتر در آینده به نمونه‌ها و جاذبه هاى ديگر مسلك تصوف نيز اشاره شود. @BotShenasi
مقاله جالبی در نقد افکار فلسفی اقای مصباح یزدی. خواندن آن را از دست ندهید. http://daralsadegh.blogfa.com/post/127 @BotShenasi
یک طلبهء بی ادب گفته امام خمینی باعث شد مراجع قدرتمند شوند وگرنه باید هنوز مثل مجلسی ها و حائری ها شاه را ذات اقدس همایونی خطاب میکردید.!
قابل توجه این طلبهء گستاخ و بی ادب که وقیحانه دروغ میگوید، اگر شاه را ذات اقدس همایونی خطاب کردن خطا و کسر شان است باید به امام راحل هم ایراد وارد کنید که در مهر ۱۳۴۱ تلگرافی به شاه نوشتند و گفتند: بسم الله الرحمن الرحیم پس از ، به طوری که در روزنامه ها منتشر است. دولت در انجمن های ایالتی و ولایتی اسلام را در رای دهندگان و منتخبین شرط نکرده و به زنها حق رای داده است و این امر موجب نگرانی علماء اعلام و سایر طبقات مسلمین است. برخاطر مکشوف است که صلاح مملکت در حفظ احکام دین مبین اسلام و آرامش قلوب است. مستدعی است فرمایید مطالبی را که مخالف دیانت مقدسه و مذهب رسمی مملکت است از برنامه های دولتی و حزبی حذف نمایید تا موجب دعاگویی ملت مسلمان شود. (دعاگو) روح الله الموسوی " https://t.me/botshenasi/5551 امثال شما دروغگویان هستند که از نَمد جمهوری اسلامی کلاه ساختند. وگرنه شما با یک باد جهتتان عوض میشود.
| توهین صمدی آملی به فقهاء، وی گفته:     مرجعی که با وحدت وجود مخالف است به یک الاغ نمی ماند. http://www.aparat.com/v/N0bkv @BotShenasi
|قاضی : در فلسفه از دین خبری نیست. عرفان متعالی / 34 @BotShenasi
| آقای جوادی آملی: تعریف از خود و آقای حسن زاده! وقتی که حضرت آیت الله حسن زاده آملی شرح فصوص الحکم را می نگاشتند، در حجره مشترکی زندگی می کردیم. داشتن هم حجرهای خوب از توفیقات خاصه الهی است که حضرت آیت الله حسن زاده ی آملی از این برکات فراوان بهره برده اند. فضیلت تراشی برای آقای حسن زاده ایشان [حسن زاده] آنقدر کتاب شناس بودند که میگفتند: هنگامی که چشم خود را میبندم هر کتابی را که بیاورید روی آن دست می کشم و عنوان آن را می گویم. استاد علی اکبر مهدی پور(محقق و پژوهشگر در جواب این فضیلت تراشیها میگوید: آقای حسن زاده و دو سال تحقیق برای اثبات تشیع فخر رازی ناشی از بیگانگی محض در موضوع کتابشناسی یکی از محققین پر طنطنه ی حوزه که در سطح کشور دلهایی را به سوی خود جذب کرده با یک نسخه ی خطی مواجه می شود که روی آن کلمه ی «فخر رازی» خوانده میشود، او به تصور این که این کتاب از فخر رازی معروف است، آن را بررسی کرده و بسیار پرمحتوا یافته بود. چون در این کتاب مطالب فراوانی راجع به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بود، آن را دلیل تشیع فخر رازی پنداشته بود و به همین دلیل به تحقیق آن پرداخته، مدت مدیدی از وقت با ارزش خود را در این راه صرف کرده آن را مهیای چاپ نموده بود. یکی از فضلای حوزه گزارش این کار را به محقق طباطبایی(توضیح پایین) داد، استاد بدون تأمل و مراجعه پرسید: «فخر رازی» یا «مظفر رازی»؟ هنگامی که این سخن در محضر آن محقق گرانمایه مطرح شده بود یکبار دیگر روی صفحه ی اول نسخه اش دقیق شده بود و دیده بود که روی صفحه ی اول نوشته شده: «ابوالمحامد مظفر رازی» ولی چون صدها سال از تألیف آن گذشته بود، حروف کم رنگ و ناخوانا شده بود. هفته نامه افق حوزه- 10/1/1390، ش 134 بنا به نقل محقق بزرگوار حضرت حجت الاسلام والمسلمین مهدی پور مدت 2 سال روی این کتاب تحقیق شد. مراد، مرحوم علامه ی محقق آیت الله حاج سید عبدالعزیز طباطبایی است که در کتاب شناسی در سطح جهان بینظیر بود و شهرت جهانی داشت و آقای حسن زاده استفاده های فراوانی از آن مرحوم نموده و در بسیاری از تحقیقاتش در علوم مختلف وامدار مرحوم محقق طباطبایی است اما در عین حال این شخصیت بزرگ جهانی هرگز چنین ادعاهایی از او سر نزد و همیشه خضوع و خشوع و شکسته نفسی او گویای روح بلند و ملکوتیش بود. جناب استاد مهدی پور گفتند: بعد از روشن شدن مطلب برای آقای حسن زاده ایشان از چاپ این کتاب منصرف شدند. @BotShenasi
| آیت الله العظمی خویی می فرمایند: من گمان می‌کنم تمام روایات که دلالت دارد برا ینکه هشــام معتقد به جسمیت است، موضوعه است [جعلیات] که منشأ این نسبت‌های ناروا حسد است کما اینکه کشّی روایت کرده است از سلیمان بن جعفر الجعفری قال: قال سألت أبالحسن الرضا عن هشام الحكم قال: فقال رحمــه الله كان عبدا ناصحا و أوذی من قبل اصحابه حسد امنهم له . معجم رجال الحدیث20/ 321، رجال کشی /193.   جوادی آملی می گوید: هشام بن حکم قائل به تجسیم بود و امام صادق [علیه السلام] حرف های او را رد کرده است!! سخنان جوادی آملی در دیدار با اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی @BotShenasi