eitaa logo
بُت شناسی
3.1هزار دنبال‌کننده
477 عکس
596 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
«شيخ مفيد» اين ادعا را چنين بيان كرده است: غاليان از جمله كسانى اند كه به اسلام تظاهر نمودند و به اميرمؤمنان (عليه السلام) و امامان (عليهم السلام) از فرزندان آن حضرت، نسبت خدايى دادند و ايشان را در فضايل دينى و دنيوى بيش از حد توصيف كردند و از اعتدال بيرون رفتند. تصحيح اعتقادات الاماميه، ص ١٣١. «شيخ مفيد» مى گويد: بيهودگى و فسادِ گفتنِ اين كلام كه امامان، غيب مى دانند، آشكار است؛ زيرا اين وصف شايسته كسى است كه خود به اشيا علم دارد نه با علمى كه از ديگرى دريافت كرده است و اين ويژگى جز بر خداى عزوجل صادق نمى باشد و فرقه اماميه جز تعداد اندكى از مفوضه و غاليانى كه به آنها گرايش و وابستگى دارند، همين نظريه را پذيرفته اند. اوائل المقالات، ص ٧٧.
☘بررسی مستندات غلات (7) إِيَّاكُمْ وَ الْغُلُوَّ فِينَا قُولُوا إِنَّا عَبِيدٌ مَرْبُوبُونَ وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُم‏. (الخصال ؛ ج‏2 ؛ جامعه مدرسین؛ ص614) بپرهیزید از غلو در باره ی ما. بگویید ما بندگانی مخلوق هستیم و هر چه می خواهید در فضل ما بگویید. ❌غلات و حشویه با استناد به این حدیث هر فضیلتی که می شنوند یا به ذهنشان می رسد به ائمه ع نسبت می دهند!! در پاسخ می گوییم این روایت نیز مانند بسیاری از آیات و روایات مطلق نیست و با دلائل قطعی تخصیص خورده و مقید می شود. 🌴چند مثال: 1. «نبوت» فضل است و مقام ربوبی هم نیست اما نسبت دادن آن به ائمه ع کفر است. رجال الكشي ؛ ص301: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: مَنْ قَالَ إِنَّا أَنْبِيَاءُ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ، وَ مَنْ‏ شَكَ‏ فِي‏ ذَلِكَ‏ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ. هر کس بگوید ما نبی هستیم؛ پس لعنت خدا بر او باد و هر کس در این [که معتقد به نبوت ما ملعون است] شک کند؛ پس لعنت خدا بر او باد. 🌱اتفاقاً همین قید در یکی از نقل های این روایت ذکر شده است: الخرائج و الجرائح ؛ ج‏2 ؛ ص734: عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ قَالَ‏ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع ... اجْعَلُونَا عَبِيداً مَخْلُوقِينَ وَ قُولُوا فِينَا مَا شِئْتُمْ‏ إِلَّا النُّبُوَّةَ امام صادق ع فرمود: ما را بنده مخلوق قرار دهید و هر چه می خواهد درباره ما بگویید؛ جز نبوت. 2. «مرد بودن» فضل است ولی حضرت زهرا سلام الله علیها مرد نیست. - الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ - از امیرالمؤمنین ع نقل است که ده نعمت خداوند را برشمرد و فرمود: « [العاشرة] أَنْ جَعَلَنَا سُبْحَانَهُ ذُكْرَاناً لَا إِنَاثاً.» (الأمالي للطوسي ؛ ص492) - [فَضْلُ‏ الرِّجَالِ‏ عَلَى النِّسَاءِ] كَفَضْلِ السَّمَاءِ عَلَى الْأَرْضِ وَ كَفَضْلِ الْمَاءِ عَلَى الْأَرْضِ (الأمالی للصدوق ؛ ص192) 3. «امیرالمؤمنین» نامیده شدن فضل است ولی بنا بر روایات متواتر اجازه نداریم؛ ائمه دیگر را امیرالمؤمنین بنامیم و اگر احیاناً روایت معارضی باشد شاذّ است: مردی خدمت امام صادق ع آمد و گفت: السلام علیک یا امیرالمؤمنین. حضرت بر دو قدم خویش ایستاد و فرمود: ساکت باش این اسم جز برای امیرالمؤمنین ع شایسته نیست. خداوند او را به این اسم نامیده و جز او کسی راضی نمی شود که امیرالمؤمنین نامیده شود مگر کسی که منکوح باشد و اگر هم نباشد به آن مبتلا خواهد شد. (تفسير العياشي ؛ ج‏1 ؛ ص276) 4. برتری بر امیرالمؤمنین علیه السلام فضل است و ربوبیت هم نیست اما نمی توان به دیگر ائمه ع نسبت داد؛ زیرا به ضرورت مذهب امیرالمؤمنین از همه امامان برتر است: عن الباقر علیه السلام قال: عَلِيٌّ ع أَوَّلُنَا وَ عَلِيٌ‏ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِيِّ ص. (بصائر الدرجات، ج‏1، ص215) و موارد متعدّد دیگر که مجال شمارش آنها نیست. 🌴در برخورد با این روایت باید چند نکته را در نظر داشت: 1. کلام امام عرفی است و مخاطب او عقلایند. عقلا و اهل عرف می دانند؛ چنین کلامی مطلق نیست: محمد بن مارد به امام صادق ع عرض کرد: برای ما روایت شده که شما فرمودی: «إِذَا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ‏ مَا شِئْتَ‏» (وقتی [ولایت را] شناختی هر چه خواستی بکن) امام فرمود: آری من گفتم. راوی گفت: اگر چه زنا و دزدی کند و شراب بخورد؟ امام فرمود: انا لله و انا الیه راجعون ... من فقط منظورم این بود که هر گاه شناختی؛ هر کار خیری می خواهی انجام بده؛ چه کم باشد؛ چه زیاد زیرا از تو پذیرفته خواهد شد. (الكافي، نشر الإسلامية، ج‏2، ص 464) حسین بن منذر گوید: به امام صادق ع عرض کردم زنم به من مالی داده تا هر چه می خواهم با آن بکنم. آیا می توانم با آن کنیزی بخرم و با او جماع کنم؟ امام فرمود: نه! زنت این مال را به تو داده که خوشحالش کنی؛ و تو می خواهی ناراحتش کنی؟! (من لا يحضره الفقيه ؛ ج‏3 ؛ ص195) 2. باید حد ربوبیت و حد بندگی را شناخت و مقتضیات هر کدام را دانست. مثلاً نمی توان گفت: «ما ائمه را خدا نمی دانیم؛ ولی میگوییم ازلی هستند.» زیرا ازلی بودن مستلزم ربوبیت است: لَوْ كَانَ‏ قَدِيماً لَكَانَ إِلَهاً ثَانِياً (نهج البلاغة؛ نشر الهجرة؛ ص274) 3. دروغ بستن بر ائمه ع حرام است و نمی توان چیزی را که دروغ است یا سندی ندارد به استناد «قولوا فی فضلنا ما شئتم» به ائمه ع نسبت داد! 4. گاهی انسان چیزی را فضل تصور می کند؛ در حالی که نقص است. مثلاً «امیرالمؤمنین» یا «نبی» نامیدن ائمه ع، استخفاف مقام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و انکار «خاتم الانبیاء» بودن رسول خدا صلی الله علیه و آله است.
در مورد «ان شاء علی» هم ما روایتی دیگر اوردیم که معنای صحیح روایت ابن عباس را بیان کند. اما مثل اینکه عده ای خود را به جهالت زده اند. در مورد هو کشیدن هم این شخص غالی گفته است مگر ما در قران و روایات هو نداریم؟ چگونه اختراع صوفیه است؟ الحمد الله که دشمنان معصومین احمق هستند، لفظ هو که در قرآن است چه ارتباطی بر هو هو کردن دارد؟ هنوز فرق این دو مورد را نمیدانی؟ چند روایت در زمینه هو کشیدن https://t.me/botshenasi/4863 https://t.me/botshenasi/4553 https://t.me/botshenasi/4551 https://t.me/botshenasi/2132 اما در مورد هو کشیدن به نحن هو و هو نحن اشاره کرده است و میگوید ملامحسن فیض کاشانی تایید کرده است. اما... «لنا حالات مع اللّه هو فيها نحن، و نحن فيها هو، و مع ذلك هو هو و نحن نحن‏. بررسی سند: این جمله در هیچ یک از کتب قابل اعتماد نقل نشده و تنها در کتب اهل تصوف و مانند ایشان ذکر شده است. فیض کاشانی در کتاب عين اليقين (الملقب بالأنوار و الأسرار- ج‏2، ص 277) می نویسد: ممّا ينسب إلى مولانا الصادق عليه السّلام- أيضا- و إن لم أره في كتاب معتمد عليه، أنه قال: «لنا حالات مع اللّه، و هو فيها نحن، و نحن فيها هو، و مع ذلك هو هو، و نحن نحن». ترجمه: همچنین از چیزهایی که به مولای ما صادق علیه السلام نسبت داده می شود –اگر چه آن را در کتاب قابل اعتمادی ندیدم- این است که فرمود: «لنا حالات مع اللّه، و هو فيها نحن، و نحن فيها هو، و مع ذلك هو هو، و نحن نحن». وقتی که حتی فیض کاشانی که خود اهل عرفان و حشو است؛ سند این نقل را معتبر نمی داند؛ دیگر چه انتظاری است که ما این روایت را بپذیریم؟! بررسی متن: 1. یگانه بودن امام و خداوند در عین دوگانگی، هیچ معنای معقولی ندارد و تناقض محض و خلاف بدیهی است. 2. اختصاص یگانه بودن به برخی حالات، بی معنا و خلاف بدیهی عقل است. چگونه ممکن است که امام در برخی حالات با خدا یکی باشد و در برخی حالات نباشد؟! 3. این اختلاف حالت، مستلزم تغییر در ذات باری تعالی است. 4. این جمله با قرآن، روایات متواتره، اجماع مسلمین و ضرورت دین مخالف و کفر صریح است. 5. این جمله بدترین نوع غلو است. اگر «هو نحن و نحن هو» غلو نیست پس چه چیزی غلو است؟! - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ عَلِيُّ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ، قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «مَا جَاءَكُمْ مِنَّا مِمَّا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ فِي الْمَخْلُوقِينَ، وَ لَمْ تَعْلَمُوهُ، وَ لَمْ تَفْهَمُوهُ، فَلَا تَجْحَدُوهُ، وَ رُدُّوهُ إِلَيْنَا، وَ مَا جَاءَكُمْ عَنَّا مِمَّا لَا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ فِي الْمَخْلُوقِينَ فَاجْحَدُوهُ وَ لَا تَرُدُّوهُ‏ إِلَيْنَا» هر روایتی که از ما به شما رسید که در مورد مخلوقات ممکن بود؛ ولی آن را نمی دانستید و درک نمی کردید؛ آن را انکار نکنید و آن را به ما واگذار کنید و هر چه از ما به شما رسید که در مخلوقات ممکن نبود؛ آن را انکار کنید و به ما واگذار نکنید. (بصائر الدرجات) چون اتحاد با ذات باری تعالی برای مخلوقات ممکن نیست؛ موظفیم روایت «هو نحن و نحن هو» را تکذیب نماییم. کسی جز صوفیه این روایت را جعل نکرده است؛ چنان که مشابه آن در کلماتشان زیاد است. مثلا ابن عربی در الفتوحات (4جلدی، جلد4، ص280) می نویسد: «الخواص ... تارة يقولون‏ نحن نحن و هو هو و تارة يقولون‏ هو نحن و نحن هو و تارة يقولون لا نحن نحن مخلصون و لا هو هو مخلص ثم صدق الله هؤلاء الخواص ...» @botshenasi
حسن زاده آملی: صدور اشیاء از ذات خدا مانند خروج منی از بدن مرد است. @botshenasi
🌱 مالک دین ما نیستیم! ما نه مالک دین هستیم، نه صاحب بهشت و جهنم! نه حساب خلق با ماست. کسی با گفته ما به جهنم نمیرود، کسی هم وارد بهشت نمیشود‌. مومنی با گفته ما وارد جهنم نمیشود، کسی هم با کافر گفتن ما، کافر نمیشود. آیات و روایات تعیین میکند چه کسی بهشتی است، چه کسی در جهنم است! اینکه اقای رائفی پور میگوید: «توهین به عایشه، توهین به رسول خدا است» و عایشه را «ام المومنین» خطاب میکند، باید بداند چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، عایشه کافر است! اینکه اصرار دارند عایشه را ام المومنین خطاب کنند، نشان میدهد که اصلا نمیدانند چه میگویند، چون عایشه به نص قرآن و روایاتِ اهل سنت، کافر است. روایات شیعه جای خود محفوظ است. عایشه طبق مبانی اهل سنت بر خلیفه مسلمین خروج کرده است وطبق مبنای اهل سنت که در صحاح هم هست که هر کس بمیرد و بیعت امامی بر گردنش نباشد به مرگ جاهلیت مرده است، ۲۰ هزار نفر را به کشتن داده است. نقض ایات قرآن کرده است و از دستور خدا و رسولش سرپیچی کرده است. طبق مبانی شیعه که عایشه به جنگ خدا رفته است. به جنگ امام مجتبی علیه السلام رفته است و اولین تیر را خودش پرتاب کردهاست. از مادرش زاده نشده که بیاید و ایمان عایشه را اثبات کند. چگونه همچین شخصی مادر مومنان میشود؟ در حالی که او طبق فرموده امام باقر علیه السلام مرتد شده است.‌ از کِی تا حالا مرتد میشود مادر مومنان!؟ اما اینکه میگویند: «توهین به عایشه، توهین به رسول خدا است!» بغض و عداوت ما به عایشه بخاطر فحشا و عمل های غیر نیست، به قول یکی از اساتید، این همه زن فاحشه در دنیا است، آیا ما آن ها را لعن میکنیم؟ عداوت ما به عایشه بخاطر دشمنی اش با خاندان عصمت و طهارت است. بخاطر آزار و اذیتی است که به رسول خدا روا داشته است! بخاطر جسارتهایش به حضرت زهرا سلام الله علیها، بخاطر دشمنی با امیرالمومنین علیه السلام و امام مجتبی علیه السلام است! آن کسی که میرود دنبال فحشای عایشه راه را گم کرده است. هر چند علمای شیعه از ابتدا تا کنون میگویند: بر عایشه قذف نکنید. اینکه توهین به او توهین به رسول خدا است، حرفی از اساس باطل است، زیرا اگر اینگونه باشد اولین کسی که به رسول خدا توهین کرده است قران کریم است که او را کافر خوانده است! بعد خود رسول خدا به خودش توهین کرده است، زیرا فرمود: از این خانه (اتاق محل سکونت عایشه) شاخ شیطان بیرون آمده است! اگر لعن عایشه توهین به رسول خدا است،عایشه به حضرت خدیجه سلام الله علیها بسیار توهین کرده است، پس به رسول خدا توهین کرده است! اگر بگویند نسب فحشا دادن توهین به رسول خدا است، باز هم عایشه پایش وسط است، زیرا به ماریه مادر حضرت ابراهیم تهمت زدند، آیات سوره نور نازل شد، و رسول خدا حکم اعدام تهمت زننده را صادر نمود، و کسی نبود جز عایشه و طلحه! اگر زنی در حیات شوهرش هم به مَردش خیانت کند، باز همه میگویند زنِ خائن و هوس باز بود! و شوهرش را مظلوم میخوانند! اگر زنی، شوهرش بمیرد و فحشا کند، دیگر به شوهرش ارتباطی ندارد، زیرا او در قید حیات نیست تا جلویِ زن خود را بگیرد! این حرفهای بی پایه و اساس است. امیدواریم دوستان فکر کنند! https://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
🔥حسن زاده آملی و عائشة «نبى (ص) اطيب‏ طيبين‏ است و عايشه و باقى زوجات نبى اطيب طيباتند.» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 619 @botshenasi
فضیلت تراشی ملّای رومی برای عائشة گفت پیغمبر برای امتحان او نمی بیند تو را کم شو نهان کرد اشارت عایشه با دستها او نبیند لیک من بینم ورا غیرتِ عقل است بر خوبی روح پر ز تشبیهات و تمثیل ای نصوح با چنین پنهانیی که روح راست عقل بر وی این چنین رشکین چراست از که پنهان می کنی ای رشک خو آنکه پوشیدست نورش روی او میرود بی روی پوش این آفتاب فرطِ نور اوست رویش را نقاب از که پنهان میکنی ای رشک ور کافتاب او را نمی بیند اثر رشک از آن افزونتر است اندر تنم کز خودش خواهم که پنهانش کنم ز آتش رشک گران آهنگ من باد و چشم و گوش خود در جنگ من چون چنین رشکیستت ای جان و دل پس دهان بر بند و گفتن را بهل ترسم ار خامش کنم آن آفتاب از سوی دیگر بدرّاند حجاب در خموشی گفتِ ما اظهر شود که ز منع آن میل افزونتر شود گر بغرّد بحر غرّش کف شود جوش احببتُ لان اعرف شود حرف گفتن بستن آن روزن است عین اظهار سخن پوشیدن است بلبلانه نعره زن بر روی گل تا کنی مشغولشان از بوی گل تا به قل مشغول گردد گوششان سوی روی گل نپرد هوششان پیش آن خورشید کاو بس روشن است در حقیقت هر دلیلی ره زن است 📚 مثنوی: دفتر ششم، شعر ۲۱. اما رفتار عائشه و حفصه با عبدالله بن ام مکتوم: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: اسْتَأْذَنَ ابْنُ أُمِّ مَکْتُومٍ عَلَی النَّبِیِّ وَ عِنْدَهُ عَائِشَةُ وَ حَفْصَةُ فَقَالَ لَهُمَا قُومَا فَادْخُلَا الْبَیْتَ فَقَالَتَا إِنَّهُ أَعْمَی فَقَالَ إِنْ لَمْ یَرَکُمَا فَإِنَّکُمَا تَرَیَانِهِ. 📚 الکافی: ج۵، ص۵۳۴، ح۲. - شیوه برخورد حضرت زهرا «علیها سلام» با عبدالله بن ام مکتوم: أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ: أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ اسْتَأْذَنَ عَلَيْهَا أَعْمَى فَحَجَبَتْهُ فَقَالَ لَهَا النَّبِيُّ لِمَ حَجَبْتِهِ وَ هُوَ لَا يَرَاكِ فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَانِي فَأَنَا أَرَاهُ وَ هُوَ يَشَمُّ الرِّيحَ؛ فَقَالَ النَّبِيُّ أَشْهَدُ أَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنِّي. 📚 مستدرک الوسائل ، ج۱۴، ص۲۹۰. @botshenasi
چرا اروپائیان به شعراء ما علاقه نشان می دهند ؟! اروپائیان که به ستایش شاعران ما می پردازند مقصود سیاسی شان این است که غرور ملی دروغین و مفاخر خیالی برای ما به وجود آورند و ما را از مفاخر دینی و خردمندی و غرور حقیقی واقعی غافل سازند؛ و همچنین هر یک از عرب و عجم و ترک را به چنین مفاخر خیالی از هم جدا کنند و آنها را به یکدیگر بدبین کنند تا بر همه سوار شوند، و علمائی را که مانع نفوذ آنها می شوند توهین می کنند و آنان را خشک می خوانند. و متأسفانه اساتید دانشگاه نیز به تقلید از اروپائیان چنین کسانی را در کتب به عنوان مفاخر ایران معرفی می کنند، در حالی که مفاخر ایران کسانی هستند که راه را از چاه و حق را از باطل جدا کرده اند و افکار صحیح را برای ما به یادگار گذاشته اند. بعضی می گویند شعراء سابق، زبان فارسی نیاکان ایران را حفظ کرده اند، که در جواب آنها می گوئیم علمای بسیاری نیز این کار را کرده اند پس چرا از کتب آنها برای حفظ و نشر زبان فارسی استفاده نمی شود!؟ علماء سابق نیز نظمأ و نثرأ کتاب ها به لغت فارسی نوشته اند مانند: سید اسماعیل جرجانی متولد 434 صاحب کتاب آثار، و ابوالمعالی محمد بن عبیدالله علوی صاحب کتاب بیان الادیان ، و ابوالرشید صاحب کتاب النقض ، و سید مرتضی رازی صاحب کتاب تبصره ، و بهاءالدین محمد بن حسن صاحب تاریخ طبرستان ، و ابوالفتوح رازی صاحب تفسیر روض الجنان و علامه مجلسی صاحب کتاب حیوه القلوب و عین الحیوه و حق الیقین و هزاران نفر دیگر. اجانب می خواهند ما نسبت به آثار دینی بی اطلاع باشیم لذا پیوسته از شعرا تبلیغ می کنند و غزلیات آنها را به بهترین خط و کاغذ و جلدهای رنگارنگ حتی در اروپا به چاپ می رسانند و در میان ما منتشر می سازند. @botshenasi
فضایل مولاامیرالمومنین علیه السلام یاامیرالمومنین حیدرعلیه السلام شخصی از امیرمؤمنان‌علیه السلام سؤال کرد: چگونه صبح کردید و در چه حالی هستید؟ حضرت فرمود: «أَصْبَحْتُ وَأَنَا الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ وَالْفارُوقُ الْأَعْظَمُ وَأَنَا وَصِی خَیرِ الْبَشَرِ وَأَنَا الْأَوَّلُ وَأَنَا الْآخِرُ وَأَنَا الْباطِنُ وَأَنَا الظّاهِرُ وَأَنَا بِکُلِ‌ّ شَی‌ءٍ عَلِیمٌ وَأَنَا عَینُ اللَّهِ وَأَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَأَنَا أَمِینُ اللَّهِ عَلَی الْمُرْسَلِینَ، بِنا عُبِدَ اللَّهُ وَنَحْنُ خُزّانُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَسَمائِهِ وَأَنَا أُحْیی وَأَنَا أُمِیتُ وَأَنَا حَی لا أَمُوتُ»؛( بحارالانوار، ج‌39، ص‌348؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج‌2، ص 385.) «صبح کردم در حالی که من صدّیق اکبر و فاروق اعظم هستم. من وصی بهترین بشر هستم. منم اول، منم آخر، منم باطن، منم ظاهر، من به هر چیزی عالم هستم. منم عین اللَّه، منم جنب اللَّه، من امین خدا بر پیامبران هستم. به واسطه ما خداوند عبادت می‌شود، ما خزینه‌های الهی در آسمان و زمین هستیم. من زنده می‌کنم، من می‌میرانم، و من زنده لایموت هستم». سؤال کننده از این جواب امیرمؤمنان‌ «علیه السلام» درشگفت ماند، پس حضرت فرمود: «اوّل؛ یعنی اولین کسی هستم که به رسول خدا «صلی الله علیه وآله» ایمان آوردم. آخر؛ یعنی آخرین کسی بودم که آن حضرت را زیارت کردم، آن‌گاه که ایشان را در قبر گذاشتم. ظاهر؛ یعنی من ظاهر اسلام هستم. باطن؛ یعنی من مملوّ از علم و دانش هستم. به همه چیز آگاهم؛ یعنی هرچه را که خدا به پیامبرش آموخت، آن حضرت نیز همه را به من خبر داد. من عین اللَّه هستم؛ یعنی چشم بینای خدا بر مؤمنان و کافران هستم. من جنب اللَّه هستم، اشاره به فرمایش خدای تعالی است که می‌فرماید: «یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ»( سوره زمر، آیه 56.) «افسوس برمن از کوتاهی‌هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم». پس هرکه درمورد من کوتاهی کند، در مقابل خدا کوتاهی کرده است. من زنده کننده‌ام؛ یعنی سنّت رسول خداصلی الله علیه وآله را زنده می‌کنم. میراننده هستم؛ یعنی هرگونه بدعتی را نابود می‌کنم. من زنده‌ای هستم که مرگ ندارد، اشاره به فرمایش خدای تعالی است که فرمود: آنان‌که در راه خدا کشته شده‌اند را مرده نپندارید، بلکه‌ایشان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند».
▪️خطبه امام حسن علیه السلام در صبح شهادت امیرالمؤمنین رَوَى أَبُو مِخْنَفٍ لُوطُ بْنُ يَحْيَى قَالَ حَدَّثَنِي أَشْعَثُ بْنُ سَوَّارٍ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ السَّبِيعِيِّ وَ غَيْرِهِ قَالُوا: خَطَبَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع صَبِيحَةَ اللَّيْلَةِ الَّتِي قُبِضَ فِيهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ: لَقَدْ قُبِضَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ رَجُلٌ لَمْ‏ يَسْبِقْهُ‏ الْأَوَّلُونَ‏ بِعَمَلٍ وَ لَا يُدْرِكُهُ الْآخِرُونَ بِعَمَلٍ لَقَدْ كَانَ يُجَاهِدُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ فَيَقِيهِ بِنَفْسِهِ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُوَجِّهُهُ بِرَايَتِهِ فَيَكْنُفُهُ جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِهِ وَ مِيكَائِيلُ عَنْ يَسَارِهِ فَلَا يَرْجِعُ حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ وَ لَقَدْ تُوُفِّيَ ع فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي عُرِجَ فِيهَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ع وَ فِيهَا قُبِضَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ وَصِيُّ مُوسَى وَ مَا خَلَّفَ صَفْرَاءَ وَ لَا بَيْضَاءَ إِلَّا سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَلَتْ مِنْ عَطَائِهِ أَرَادَ أَنْ يَبْتَاعَ بِهَا خَادِماً لِأَهْلِهِ ثُمَّ خَنَقَتْهُ الْعَبْرَةُ فَبَكَى وَ بَكَى النَّاسُ مَعَهُ. ثُمَّ قَالَ أَنَا ابْنُ الْبَشِيرِ أَنَا ابْنُ النَّذِيرِ أَنَا ابْنُ الدَّاعِي إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ أَنَا ابْنُ السِّرَاجِ الْمُنِيرِ أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ افْتَرَضَ اللَّهُ حُبَّهُمْ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ‏ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً فَالْحَسَنَةُ مَوَدَّتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ. صبح شهادت امیرالمؤمنین ع امام حسن بن علی ع خطبه خواند و پس از حمد و ثناء و صلوات فرمود: «دیشب مردی از دنیا رفت که گذشتگان با هیچ کاری بر او پیشی نگرفتند و آیندگان نیز با هیچ عملی به او نخواهند رسید. همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله جهاد می کرد و او را به جان خویش، حفظ می نمود. رسول خدا صلی الله علیه و آله او را با پرچم خویش روانه می ساخت؛ پس جبرئیل او را از راست در بر می گرفت و میکائیل از چپ. باز نمی گشت تا خداوند به دست او فتح کند. در شبی از دنیا رفت که عیسی بن مریم به آسمان رفت و یوشع بن نون وصی موسی در گذشت. هیچ دینار و درهمی باقی نگذاشت مگر هفتصد درهم که از سهمش از بیت المالش آمده بود و می خواست با آن خادمی برای خانواده اش بخرد.» سپس بسیار گریست و مردم نیز با او گریستند. سپس فرمود: «منم پسر بشارت دهنده. منم پسر انذار کننده. منم پسر آن کسی که به اذن خدا مردم را به سوی خدا می خواند. منم پسر چراغ فروزان و روشنی بخش. من از خاندانی هستم که خداوند ناپاکی را از آنان برده و آنان را پاک نموده است. من از خاندانی هستم که خداوند محبت آنان را در کتاب خود واجب گردانده است. خداوند فرموده است: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً» پس حسنة، دوستی ما اهل بیت است.» 📚الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ مؤسسة آل البیت علیهم السلام؛ ج‏2؛ ص7، و نیز الكافي، الاسلامیة، ج1، ص457، ح8 به سند دیگر از امام باقر ع. @botshenasi
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| انا نشکو الیک یعنی واسه خدا قاطی کنی چرا امام زمان من نیست؟ تفسیر به رای رائفی پور از ادعیه!! نقد آن بزودی
| انا نشکو الیک یعنی شکایت کردن از خدا رائفی پور میگوید: انا نشکو الیک یعنی خدایا ازت شکایت دارم! چرا امام زمان نیست؟ ما تعدادمون کمه! شکایت دارم یعنی قاطی کنی واسه خدا!! : وقتی تخصص نباشد و به خود اجازه دهی که در هر اموری دخالت کنی. عاقبت مجبور به تفسیر به رای هستی! رائفی پور که از همه چیز سخن میگوید و در هر سوراخی پیدا میشود، از نقد تام و جری تا تفسیر و شرح ادعیه و سیاست! کسی هم نیست که جلویِ این شخص را بگیرد. متاسفانه از نوع سخنانش واضح است که اصلا این دعا را به چشم ندیده و الیک را با علیک اشتباه گرفته است. اما اصل دعا چیست؟ سید بن طاووس در کتاب جمال الاسبوع دعایی را می آورد که در فرازی از آن میخوانیم: اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ إِمَامِنَا [وَلِيِّنَا] وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَيْنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا  خدايا به سوی تو شكايت مى آوریم، از فقدان پيامبران، و غيبت اماممان، و سختى زمانه عليه وجودمان، و فرودآمدن فتنه ها بر سرمان، و پشت به پشت هم دادن دشمنان به زيانمان، و بسياری دشمنانمان، و كمى نفراتمان، اولا این فراز هیچگاه شکایت از خداوند متعال نیست زیرا کسی که از خدا شکایت کند و برای خدا قاطی کند کافر است.‌ بلکه خداوند را به عنوان قاضی و حکم قرار داده و شکایت میکنیم از، غیبت امام عصر روحی فداه، از زیادی دشمن و بلا، از فتنه های علیه شیعه، از کمی نفراتمان. وقتی زیارت را باز نکردی و نخواندی که در ادامه همین فراز میگوییم: اللَّهُمَّ فَافْرُجْ ذَلِكَ عَنَّا بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ وَ نَصْرٍ مِنْكَ تُعِزُّهُ وَ إِمَامِ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ  خدايا اين گرفتاريها را از ما بگشا، به گشايشى از جانب خويش كه آن را زود برسانى، و نصرتى از سوى خود كه با عزّت توأمش فرمايى. و از خداوند میخواهیم با فرج امام عصر روحی فداه در امور ما گشایشی انجام دهد‌. اقای محترم مگر دین و اعتقاد مردم بازیچه است که تفسیر به رای میکنی؟ نمیدانی کسی که تفسیر به رای کند و فتوا بدون علم دهد جایش در دوزخ است؟ چرا به مردم مجوز میدهی که نسبت به خداوند شکایت داشته باشند؟ شما مگر متخصص امور دینی هستی که دهانت را باز میکنی و چرندیات میگویی؟ اگر این مملکت صاحب داشت که هر شخصی به خود اجازه نمیداد در امور دینی دخالت کند. با ادبیات عرب هم آشنا نیستی. لطفا به همان امور حسابداری خود برسید. @BotShenasi