🌱 مالک دین ما نیستیم!
ما نه مالک دین هستیم، نه صاحب بهشت و جهنم! نه حساب خلق با ماست. کسی با گفته ما به جهنم نمیرود، کسی هم وارد بهشت نمیشود. مومنی با گفته ما وارد جهنم نمیشود، کسی هم با کافر گفتن ما، کافر نمیشود. آیات و روایات تعیین میکند چه کسی بهشتی است، چه کسی در جهنم است! اینکه اقای رائفی پور میگوید: «توهین به عایشه، توهین به رسول خدا است» و عایشه را «ام المومنین» خطاب میکند، باید بداند چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، عایشه کافر است! اینکه اصرار دارند عایشه را ام المومنین خطاب کنند، نشان میدهد که اصلا نمیدانند چه میگویند، چون عایشه به نص قرآن و روایاتِ اهل سنت، کافر است. روایات شیعه جای خود محفوظ است. عایشه طبق مبانی اهل سنت بر خلیفه مسلمین خروج کرده است وطبق مبنای اهل سنت که در صحاح هم هست که هر کس بمیرد و بیعت امامی بر گردنش نباشد به مرگ جاهلیت مرده است، ۲۰ هزار نفر را به کشتن داده است. نقض ایات قرآن کرده است و از دستور خدا و رسولش سرپیچی کرده است. طبق مبانی شیعه که عایشه به جنگ خدا رفته است. به جنگ امام مجتبی علیه السلام رفته است و اولین تیر را خودش پرتاب کردهاست. از مادرش زاده نشده که بیاید و ایمان عایشه را اثبات کند. چگونه همچین شخصی مادر مومنان میشود؟ در حالی که او طبق فرموده امام باقر علیه السلام مرتد شده است. از کِی تا حالا مرتد میشود مادر مومنان!؟
اما اینکه میگویند: «توهین به عایشه، توهین به رسول خدا است!» بغض و عداوت ما به عایشه بخاطر فحشا و عمل های غیر نیست، به قول یکی از اساتید، این همه زن فاحشه در دنیا است، آیا ما آن ها را لعن میکنیم؟ عداوت ما به عایشه بخاطر دشمنی اش با خاندان عصمت و طهارت است. بخاطر آزار و اذیتی است که به رسول خدا روا داشته است! بخاطر جسارتهایش به حضرت زهرا سلام الله علیها، بخاطر دشمنی با امیرالمومنین علیه السلام و امام مجتبی علیه السلام است! آن کسی که میرود دنبال فحشای عایشه راه را گم کرده است. هر چند علمای شیعه از ابتدا تا کنون میگویند: بر عایشه قذف نکنید. اینکه توهین به او توهین به رسول خدا است، حرفی از اساس باطل است، زیرا اگر اینگونه باشد اولین کسی که به رسول خدا توهین کرده است قران کریم است که او را کافر خوانده است! بعد خود رسول خدا به خودش توهین کرده است، زیرا فرمود: از این خانه (اتاق محل سکونت عایشه) شاخ شیطان بیرون آمده است! اگر لعن عایشه توهین به رسول خدا است،عایشه به حضرت خدیجه سلام الله علیها بسیار توهین کرده است، پس به رسول خدا توهین کرده است! اگر بگویند نسب فحشا دادن توهین به رسول خدا است، باز هم عایشه پایش وسط است، زیرا به ماریه مادر حضرت ابراهیم تهمت زدند، آیات سوره نور نازل شد، و رسول خدا حکم اعدام تهمت زننده را صادر نمود، و کسی نبود جز عایشه و طلحه! اگر زنی در حیات شوهرش هم به مَردش خیانت کند، باز همه میگویند زنِ خائن و هوس باز بود! و شوهرش را مظلوم میخوانند! اگر زنی، شوهرش بمیرد و فحشا کند، دیگر به شوهرش ارتباطی ندارد، زیرا او در قید حیات نیست تا جلویِ زن خود را بگیرد! این حرفهای بی پایه و اساس است. امیدواریم دوستان فکر کنند! #بت_شناسی
https://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
🔥حسن زاده آملی و عائشة
«نبى (ص) اطيب طيبين است و عايشه و باقى زوجات نبى اطيب طيباتند.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 619
#آملی
#تصوف
#نشر_واجب
@botshenasi
فضیلت تراشی ملّای رومی برای عائشة
گفت پیغمبر برای امتحان
او نمی بیند تو را کم شو نهان
کرد اشارت عایشه با دستها
او نبیند لیک من بینم ورا
غیرتِ عقل است بر خوبی روح
پر ز تشبیهات و تمثیل ای نصوح
با چنین پنهانیی که روح راست
عقل بر وی این چنین رشکین چراست
از که پنهان می کنی ای رشک خو
آنکه پوشیدست نورش روی او
میرود بی روی پوش این آفتاب
فرطِ نور اوست رویش را نقاب
از که پنهان میکنی ای رشک ور
کافتاب او را نمی بیند اثر
رشک از آن افزونتر است اندر تنم
کز خودش خواهم که پنهانش کنم
ز آتش رشک گران آهنگ من
باد و چشم و گوش خود در جنگ من
چون چنین رشکیستت ای جان و دل
پس دهان بر بند و گفتن را بهل
ترسم ار خامش کنم آن آفتاب
از سوی دیگر بدرّاند حجاب
در خموشی گفتِ ما اظهر شود
که ز منع آن میل افزونتر شود
گر بغرّد بحر غرّش کف شود
جوش احببتُ لان اعرف شود
حرف گفتن بستن آن روزن است
عین اظهار سخن پوشیدن است
بلبلانه نعره زن بر روی گل
تا کنی مشغولشان از بوی گل
تا به قل مشغول گردد گوششان
سوی روی گل نپرد هوششان
پیش آن خورشید کاو بس روشن است
در حقیقت هر دلیلی ره زن است
📚 مثنوی: دفتر ششم، شعر ۲۱.
اما رفتار عائشه و حفصه با عبدالله بن ام مکتوم:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: اسْتَأْذَنَ ابْنُ أُمِّ مَکْتُومٍ عَلَی النَّبِیِّ وَ عِنْدَهُ عَائِشَةُ وَ حَفْصَةُ فَقَالَ لَهُمَا قُومَا فَادْخُلَا الْبَیْتَ فَقَالَتَا إِنَّهُ أَعْمَی فَقَالَ إِنْ لَمْ یَرَکُمَا فَإِنَّکُمَا تَرَیَانِهِ.
📚 الکافی: ج۵، ص۵۳۴، ح۲.
- شیوه برخورد حضرت زهرا «علیها سلام» با عبدالله بن ام مکتوم:
أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ:
أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ اسْتَأْذَنَ عَلَيْهَا أَعْمَى فَحَجَبَتْهُ فَقَالَ لَهَا النَّبِيُّ لِمَ حَجَبْتِهِ وَ هُوَ لَا يَرَاكِ فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ لَمْ يَكُنْ يَرَانِي فَأَنَا أَرَاهُ وَ هُوَ يَشَمُّ الرِّيحَ؛
فَقَالَ النَّبِيُّ أَشْهَدُ أَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنِّي.
📚 مستدرک الوسائل ، ج۱۴، ص۲۹۰.
@botshenasi
چرا اروپائیان به شعراء ما علاقه نشان می دهند ؟!
اروپائیان که به ستایش شاعران ما می پردازند مقصود سیاسی شان این است که غرور ملی دروغین و مفاخر خیالی برای ما به وجود آورند و ما را از مفاخر دینی و خردمندی و غرور حقیقی واقعی غافل سازند؛
و همچنین هر یک از عرب و عجم و ترک را به چنین مفاخر خیالی از هم جدا کنند و آنها را به یکدیگر بدبین کنند تا بر همه سوار شوند، و علمائی را که مانع نفوذ آنها می شوند توهین می کنند و آنان را خشک می خوانند.
و متأسفانه اساتید دانشگاه نیز به تقلید از اروپائیان چنین کسانی را در کتب به عنوان مفاخر ایران معرفی می کنند، در حالی که مفاخر ایران کسانی هستند که راه را از چاه و حق را از باطل جدا کرده اند و افکار صحیح را برای ما به یادگار گذاشته اند.
بعضی می گویند شعراء سابق، زبان فارسی نیاکان ایران را حفظ کرده اند، که در جواب آنها می گوئیم علمای بسیاری نیز این کار را کرده اند پس چرا از کتب آنها برای حفظ و نشر زبان فارسی استفاده نمی شود!؟
علماء سابق نیز نظمأ و نثرأ کتاب ها به لغت فارسی نوشته اند مانند: سید اسماعیل جرجانی متولد 434 صاحب کتاب آثار، و ابوالمعالی محمد بن عبیدالله علوی صاحب کتاب بیان الادیان ، و ابوالرشید صاحب کتاب النقض ، و سید مرتضی رازی صاحب کتاب تبصره ، و بهاءالدین محمد بن حسن صاحب تاریخ طبرستان ، و ابوالفتوح رازی صاحب تفسیر روض الجنان و علامه مجلسی صاحب کتاب حیوه القلوب و عین الحیوه و حق الیقین و هزاران نفر دیگر.
اجانب می خواهند ما نسبت به آثار دینی بی اطلاع باشیم لذا پیوسته از شعرا تبلیغ می کنند و غزلیات آنها را به بهترین خط و کاغذ و جلدهای رنگارنگ حتی در اروپا به چاپ می رسانند و در میان ما منتشر می سازند.
@botshenasi
فضایل مولاامیرالمومنین علیه السلام
یاامیرالمومنین حیدرعلیه السلام
شخصی از امیرمؤمنانعلیه السلام سؤال کرد: چگونه صبح کردید و در چه حالی هستید؟
حضرت فرمود:
«أَصْبَحْتُ وَأَنَا الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ وَالْفارُوقُ الْأَعْظَمُ وَأَنَا وَصِی خَیرِ الْبَشَرِ وَأَنَا الْأَوَّلُ وَأَنَا الْآخِرُ وَأَنَا الْباطِنُ وَأَنَا الظّاهِرُ وَأَنَا بِکُلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ وَأَنَا عَینُ اللَّهِ وَأَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَأَنَا أَمِینُ اللَّهِ عَلَی الْمُرْسَلِینَ، بِنا عُبِدَ اللَّهُ وَنَحْنُ خُزّانُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَسَمائِهِ وَأَنَا أُحْیی وَأَنَا أُمِیتُ وَأَنَا حَی لا أَمُوتُ»؛( بحارالانوار، ج39، ص348؛ مناقب آل ابیطالب، ج2، ص 385.)
«صبح کردم در حالی که من صدّیق اکبر و فاروق اعظم هستم. من وصی بهترین بشر هستم. منم اول، منم آخر، منم باطن، منم ظاهر، من به هر چیزی عالم هستم. منم عین اللَّه، منم جنب اللَّه، من امین خدا بر پیامبران هستم. به واسطه ما خداوند عبادت میشود، ما خزینههای الهی در آسمان و زمین هستیم. من زنده میکنم، من میمیرانم، و من زنده لایموت هستم».
سؤال کننده از این جواب امیرمؤمنان «علیه السلام» درشگفت ماند، پس حضرت فرمود:
«اوّل؛ یعنی اولین کسی هستم که به رسول خدا «صلی الله علیه وآله» ایمان آوردم.
آخر؛ یعنی آخرین کسی بودم که آن حضرت را زیارت کردم، آنگاه که ایشان را در قبر گذاشتم.
ظاهر؛ یعنی من ظاهر اسلام هستم. باطن؛ یعنی من مملوّ از علم و دانش هستم.
به همه چیز آگاهم؛ یعنی هرچه را که خدا به پیامبرش آموخت، آن حضرت نیز همه را به من خبر داد.
من عین اللَّه هستم؛ یعنی چشم بینای خدا بر مؤمنان و کافران هستم.
من جنب اللَّه هستم، اشاره به فرمایش خدای تعالی است که میفرماید:
«یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ»( سوره زمر، آیه 56.)
«افسوس برمن از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم».
پس هرکه درمورد من کوتاهی کند، در مقابل خدا کوتاهی کرده است.
من زنده کنندهام؛ یعنی سنّت رسول خداصلی الله علیه وآله را زنده میکنم.
میراننده هستم؛ یعنی هرگونه بدعتی را نابود میکنم.
من زندهای هستم که مرگ ندارد، اشاره به فرمایش خدای تعالی است که فرمود: آنانکه در راه خدا کشته شدهاند را مرده نپندارید، بلکهایشان زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میخورند».
▪️خطبه امام حسن علیه السلام در صبح شهادت امیرالمؤمنین
رَوَى أَبُو مِخْنَفٍ لُوطُ بْنُ يَحْيَى قَالَ حَدَّثَنِي أَشْعَثُ بْنُ سَوَّارٍ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ السَّبِيعِيِّ وَ غَيْرِهِ قَالُوا: خَطَبَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع صَبِيحَةَ اللَّيْلَةِ الَّتِي قُبِضَ فِيهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ: لَقَدْ قُبِضَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ رَجُلٌ لَمْ يَسْبِقْهُ الْأَوَّلُونَ بِعَمَلٍ وَ لَا يُدْرِكُهُ الْآخِرُونَ بِعَمَلٍ لَقَدْ كَانَ يُجَاهِدُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ فَيَقِيهِ بِنَفْسِهِ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُوَجِّهُهُ بِرَايَتِهِ فَيَكْنُفُهُ جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِهِ وَ مِيكَائِيلُ عَنْ يَسَارِهِ فَلَا يَرْجِعُ حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَى يَدَيْهِ وَ لَقَدْ تُوُفِّيَ ع فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي عُرِجَ فِيهَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ع وَ فِيهَا قُبِضَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ وَصِيُّ مُوسَى وَ مَا خَلَّفَ صَفْرَاءَ وَ لَا بَيْضَاءَ إِلَّا سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَضَلَتْ مِنْ عَطَائِهِ أَرَادَ أَنْ يَبْتَاعَ بِهَا خَادِماً لِأَهْلِهِ ثُمَّ خَنَقَتْهُ الْعَبْرَةُ فَبَكَى وَ بَكَى النَّاسُ مَعَهُ. ثُمَّ قَالَ أَنَا ابْنُ الْبَشِيرِ أَنَا ابْنُ النَّذِيرِ أَنَا ابْنُ الدَّاعِي إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ أَنَا ابْنُ السِّرَاجِ الْمُنِيرِ أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً أَنَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ افْتَرَضَ اللَّهُ حُبَّهُمْ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً فَالْحَسَنَةُ مَوَدَّتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.
صبح شهادت امیرالمؤمنین ع امام حسن بن علی ع خطبه خواند و پس از حمد و ثناء و صلوات فرمود:
«دیشب مردی از دنیا رفت که گذشتگان با هیچ کاری بر او پیشی نگرفتند و آیندگان نیز با هیچ عملی به او نخواهند رسید. همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله جهاد می کرد و او را به جان خویش، حفظ می نمود. رسول خدا صلی الله علیه و آله او را با پرچم خویش روانه می ساخت؛ پس جبرئیل او را از راست در بر می گرفت و میکائیل از چپ. باز نمی گشت تا خداوند به دست او فتح کند. در شبی از دنیا رفت که عیسی بن مریم به آسمان رفت و یوشع بن نون وصی موسی در گذشت. هیچ دینار و درهمی باقی نگذاشت مگر هفتصد درهم که از سهمش از بیت المالش آمده بود و می خواست با آن خادمی برای خانواده اش بخرد.»
سپس بسیار گریست و مردم نیز با او گریستند. سپس فرمود:
«منم پسر بشارت دهنده. منم پسر انذار کننده. منم پسر آن کسی که به اذن خدا مردم را به سوی خدا می خواند. منم پسر چراغ فروزان و روشنی بخش. من از خاندانی هستم که خداوند ناپاکی را از آنان برده و آنان را پاک نموده است. من از خاندانی هستم که خداوند محبت آنان را در کتاب خود واجب گردانده است. خداوند فرموده است: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً» پس حسنة، دوستی ما اهل بیت است.»
📚الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد؛ مؤسسة آل البیت علیهم السلام؛ ج2؛ ص7، و نیز الكافي، الاسلامیة، ج1، ص457، ح8 به سند دیگر از امام باقر ع.
@botshenasi
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#رائفی_پور| انا نشکو الیک یعنی واسه خدا قاطی کنی چرا امام زمان من نیست؟
تفسیر به رای رائفی پور از ادعیه!!
نقد آن بزودی
#رسانه_باشید
#رائفی_پور| انا نشکو الیک یعنی شکایت کردن از خدا
رائفی پور میگوید: انا نشکو الیک یعنی خدایا ازت شکایت دارم! چرا امام زمان نیست؟ ما تعدادمون کمه! شکایت دارم یعنی قاطی کنی واسه خدا!!
#نقد: وقتی تخصص نباشد و به خود اجازه دهی که در هر اموری دخالت کنی. عاقبت مجبور به تفسیر به رای هستی! رائفی پور که از همه چیز سخن میگوید و در هر سوراخی پیدا میشود، از نقد تام و جری تا تفسیر و شرح ادعیه و سیاست! کسی هم نیست که جلویِ این شخص را بگیرد. متاسفانه از نوع سخنانش واضح است که اصلا این دعا را به چشم ندیده و الیک را با علیک اشتباه گرفته است. اما اصل دعا چیست؟ سید بن طاووس در کتاب جمال الاسبوع دعایی را می آورد که در فرازی از آن میخوانیم:
اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ إِمَامِنَا [وَلِيِّنَا] وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَيْنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا
خدايا به سوی تو شكايت مى آوریم، از فقدان پيامبران، و غيبت اماممان، و سختى زمانه عليه وجودمان، و فرودآمدن فتنه ها بر سرمان، و پشت به پشت هم دادن دشمنان به زيانمان، و بسياری دشمنانمان، و كمى نفراتمان،
اولا این فراز هیچگاه شکایت از خداوند متعال نیست زیرا کسی که از خدا شکایت کند و برای خدا قاطی کند کافر است. بلکه خداوند را به عنوان قاضی و حکم قرار داده و شکایت میکنیم از، غیبت امام عصر روحی فداه، از زیادی دشمن و بلا، از فتنه های علیه شیعه، از کمی نفراتمان. وقتی زیارت را باز نکردی و نخواندی که در ادامه همین فراز میگوییم:
اللَّهُمَّ فَافْرُجْ ذَلِكَ عَنَّا بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ وَ نَصْرٍ مِنْكَ تُعِزُّهُ وَ إِمَامِ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ إِلَهَ الْحَقِّ آمِينَ
خدايا اين گرفتاريها را از ما بگشا، به گشايشى از جانب خويش كه آن را زود برسانى، و نصرتى از سوى خود كه با عزّت توأمش فرمايى.
و از خداوند میخواهیم با فرج امام عصر روحی فداه در امور ما گشایشی انجام دهد.
اقای محترم مگر دین و اعتقاد مردم بازیچه است که تفسیر به رای میکنی؟ نمیدانی کسی که تفسیر به رای کند و فتوا بدون علم دهد جایش در دوزخ است؟ چرا به مردم مجوز میدهی که نسبت به خداوند شکایت داشته باشند؟ شما مگر متخصص امور دینی هستی که دهانت را باز میکنی و چرندیات میگویی؟ اگر این مملکت صاحب داشت که هر شخصی به خود اجازه نمیداد در امور دینی دخالت کند. با ادبیات عرب هم آشنا نیستی. لطفا به همان امور حسابداری خود برسید.
#رسانه_باشید
#رائفی_پور
@BotShenasi
#رائفی_پور| کرامت تراشی برای ابن سیرین و قیاس با معصوم !!
ابن سیرین که در سال ۱۱۰ قمری از دنیا رفته است از اهل سنت است. تمام رجال اهل سنت تایید کرده اند که او سنی است. کسی که در زمان واقعهء کربلا بوده و بی تفاوت بوده است. اما همیشه از بد گفتن حجاج بن یوسف ثقفی و حکامی مثل او به بهانهء غیبت پرهیز داشت.
ابونعیم جلد ۲ ص ۲۷۱
وی امیدوار بود که خداوند از کردههای حجاج و برخى دیگر از حکمرانان اموی درگذرد
ابن جوزی، ۷۴- ۷۵؛ ابن شاکر، ۲/۷۰
پس این شخص سنی و مدافع حجاج ها و امویها چه دلیلی داردکه اقای رائفی پور برای او فضیلت تراشی کند و مدحش کند؟
اقای رائفی پور داستانی تعریف میکند که زنی عاشق او شد، ابن سیرین محل نمیذاشت و بعد با نیرنگ او را به خانه کشاند و در رابست و ابن سیرین مدفوع خودش را به صورتش مالید! بعد از آن خدا علم تعبیر خواب به او عطا کرد!
این داستان در هیچ کتابی نقل نشده فقط در سایت های مختلف بدون منبع آمده است. جالب اینجا است که در همان سایتهای مختلف هم آمده ابن سیرین بعد از خروج از خانه آن زن بویِ خوش گرفت، اما آقای رائفی پور خودش به او اضافه میکند! و علم تعبیر خواب به او میدهد.
اما این که او واقعا تعبیر خواب بلد بوده است یا خیر به کتب رجوع میکنیم.
کتابها و نسخههای خطى گوناگونى در فن خوابگزاری و با ترجمه به زبانهای مختلف به نام ابن سیرین وجود دارد، ولى ملاحظات زیر نشان مىدهد که وی هیچ نوشتهای در این زمینه یا زمینههای دیگر نداشته است و تنها روایتهای انگشت شماری از خوابگزاریهای وی، آن هم در منابع متأخّر آمده است. شافعى، ابن سعد، ابن معین و خلیفه بن خیاط درباره خوابگزاری ابن سیرین سخنى ندارند. پس از اینان احمد بن حنبل ( الزهد، ۳۷۴) روایتى آورده که نشان مىدهد وی چندان به خوابگزاری و آنچه در خواب دیده مىشود، اهمیتى نمىداد. در پى او جاحظ در این باره سه روایت از ابن سیرین نقل کرده که دو مورد آن تؤم با تردید است (۴/۲۶۹، ۳۶۸، ۷/۱۹۱). سپس بخاری دو نکته («صحیح»، ۳(۸)/۷۱، ۷۳) و یک حدیث به واسطه او در مورد رؤیا نقل کرده است (همان، ۸/۷۷؛ قس: مسلم، ۵(۲)/۱۷۷۳). ابن قتیبه (ص ۴۵۰) روایتى از او آورده که نشان مىدهد وی چندان علاقهای به خوابگزاری نداشته است، وکیع (۱/۳۳۴) هم در این باره یک روایت آورده، و ابن عبدربه (۶/۱۶۴) نیز روایتى نقل کرده که شخصى در این باب با ابن سیرین شوخى کرده است
همچنین ابن حبان ( ثقات، ۵/۳۴۹) به خوابگزاری وی اشارهای کرده است. به رغم سکوت ۳۰ منبع درباره شهرت ابن سیرین در خوابگزاری و انتساب نوشتهای در این فن به وی، ابن ندیم (د ۳۸۵ق/۹۹۵م) کتابى به نام تعبیر الرؤیا به او نسبت داده است (ص ۳۷۸) و ابونعیم (د ۴۳۰ق/۱۰۳۹م) نخستین کسى است که ۱۰ روایت از خوابگزاریهای او را آورده است (۲/۲۷۶- ۲۷۸) که این روایات در هیچیک از منابع پیش از او یافت نمىشود. حتى خطیب بغدادی که به خواب و خوابگزاری علاقمند است، هیچ اشارهای در این مورد ندارد. ابن عساکر (۱۵/۴۵۱-۴۵۳) چند روایت از خوابگزاریهایش را آورده و ابن خلکان (۴/۱۸۲) از مهارت زیاد وی در این فن سخن گفته است. مزی (۱۶/۳۰۷) روایتى از عبدالله بن شوذب آورده که وی در واسط با ابن سیرین دیدار کرده و او مهارت زیادی در فن خوابگزاری داشته است. ابن خلدون (د ۸۰۸ ق) نیز ضمن معرفى وی به عنوان یکى از مشهورترین عالمان تعبیر رؤیا مىنویسد: قوانین این فن از وی اخذ و تدوین شده است (ص ۴۷۸). ابن تغری بردی (د ۸۷۴ق) هم از او به عنوان «صاحب التعبیر» یاد مىکند (۱/۲۶۸). با اینهمه چگونه مىتوان پذیرفت که ابن سیرین کتابى نوشته باشد، خاصه آنکه به شدت از نوشتن حدیث و هرگونه مطلبى پرهیز مىکرده است (ابن سعد، ۷/۱۴۱؛ دارمى، ۱۹/۱۲۲؛ بسوی، ۲/۵۴، ۵۵) و حتى هیچگونه نوشتهای هم نزد خود نگاه نمىداشت (همو، ۲/۵۹).
پس اینکه او علم تعبیر خواب داشته است، از اساس صحیح نیست و او علم تعبیر خواب نداشته است.
#ادامه_دارد
@BotShenasi
#رائفی_پور| فضیلت تراشی برای ابن سیرین سنی و قیاس با حضرت یوسف علیه السلام
کتابی که مشهور به تعبیر خواب ابن سیرین است مولف آن شیخ ابوالفضل حبیش بن ابرهیم تفلیسی است که در اواخر قرن ششم هجری تالیف کرده است. (ذهبی، سیر اعلام النبلاء)
اما اینکه اقای رائفی پور در موضوع ترک گناه و زنا صحبت میکنند خیلی هم عالی است اما دلیل بر اینکه از مخالفین مذهب قدیس بسازند و او را در نظر عوام الناس شخصی موجه جلوه بدهند یعنی چی؟ مگر روایات معصومین علیهم السلام ما را کفایت نمیکند؟ مگر خودمان در مذهب حقه شیعه کم علمایِ بزرگ داریم یا قحط الرجال آمده که دست به دامان مخالفین شده اید؟ کسی که به هر نحوی از مخالفین مذهب تمجید کند، یک لبخند به او بزند خدا چهل سال عبادتش را قبول نمیکند. اصبغ بن نباته گوید که اميرالمؤمنين علیه السلام بارها فرمودند؛
کسی که به چهره دشمنان ما نظیر نواصب، جماعت معتزله (دو گروه اهل سقیفه) و خوارج و قَدَریه و همچنين به کلیه مخالفین مذهب امامیه یک لبخند بزند، خداوند قهّار حاصل چهل سال عبادت او را هرگز نمیپذیرد و اعمالش حبط و باطل است.
مستدرک الوسائل، جلد ۱۲، صفحه ۳۲۲.
مستدرک سفینة البحار،
رياض العلماء و حياض الفضلاء، جلد ۴، صفحه ۳۷۵.
ابن البرقی عن ابیه عن جده عن سلیمان بن مقبل عن ابن ابی عمیر عن هشام بن سالم عن الصادق جعفر بن محمد علیهما السلام قال:
من جالس لنا عائبا او #مدح لنا قالیا او واصل لنا قاطعا او قطع لنا واصلا او والی لنا عدوا او عادی لنا ولیا فقد کفر بالذی انزل السبع المثانی و القران العظیم
ابن البرقی از امام صادق علیه السلام نقل میکند: کسی که با عیب کننده به ما اهل بیت مجالست کند یا چنین کسی را #مدح کندیا با کسی که با اهل بیت قطع رابطه کرده ارتباط بر قرار کند یا با محبین ما قطع رابطه کند یا یکی از دشمنان ما را دوست بدارد یا یکی از دوستان ما را دشمن بدارد به تحقیق به خداوندی که سبع المثانی و قران را نازل فرموده کافر گشته است
بحارالانوار ج۲۷، ص۵۳، ح۴، به نقل از امالی شیخ صدوق
چگونه ایشان به خود اجازه میدهند که اینگونه چنین شخصیتی را مدح کنند؟
اما طبق روایات ما خواب را هرگونه که تعبیر کنی اتفاق می افتد. و خواب بر سه قسم است یا بشارت از سوی خداوند، یا اندوهی از طرف شیطان یا آنچه در ذهن انسان است و به آن فکر میکند. حال شما بفرمایید یک مخالف مکتب معصومین میتواند بشارت خداوند را بر بنده بگوید؟
#ادامه_دارد
#نشر
@BotShenasi
#رائفی_پور| قیاس ابن سیرین سنی با حضرت یوسف علیه السلام
امام صادق علیه السلام فرمود:
رؤيا، بر سه قسم است، گاهي بشارتي از ناحيه خدا است،گاهي وسيله غم و اندوه از سوي شيطان است، گاه، مسائلي است كه انسان در فكر خود (در روزها هنگام بيداري) مي پروراند و آن ها را در خواب مي بيند(كافي، ج 8، ص 90)
رؤيا: تصور معني است در خواب بتوهم ديدن آن. زيرا عقل در خواب بحال خمودي است و چون انسان معني را تصور كند خيال ميكند كه آن را ديده است.
طبق روایت شریف کسی میتواند بشارت خداوند را به انسان برساند که از اولیاء خدا باشد.
اما حضرت یوسف علیه السلام قبل از آنکه زلیخا قصد او کند علم تاویل خواب داشت.
در زمانی که یوسف علیه السلام خواب دید که خورشید و ماه و ستاره بر او سجده کردند، حضرت یعقوب علیه السلام به او فرمود:
وَ كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ
«وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ» قتاده گفته: يعني تعبير خواب را بتو تعليم كند و اينكه از تعبير خواب بتأويل احاديث تعبير فرموده براي آنست كه در تعبير خواب اوضاع و احوال مردم از روي خوابها معلوم گردد، و معناي تأويل هم قرار گرفتن مآل كار مردم است طبق آنچه در خواب ديده اند. و ابن زيد گفته: يوسف عليه السلام داناترين مردم به تعبير خواب بوده است.
«وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها»
در معناي اين آيه دو قول است:
قول اول آنكه از يوسف عليه السلام هيچ گناهي نه صغيره و نه كبيره سر نزد.
نسبت زشت به انبیا علیهم السلام دادن در مذهب تشیع منع شده است. معصومین به شدت با این امر مخالفت کردند. اما متاسفانه اقای رائفی پور بدون تحقیق صحبت میکنند. برای دشمنان اهل بیت علیهم السلام مانند ابن سیرین فضیلت تراشی میکنند.
#نشر
@BotShenasi
#تصوف| ۲۶ سال تمرین سکوت
سید محمد حسینی همدانی صاحب تفسیر «انوار درخشان» می فرمود: « در مدرسه قوام حجره داشتم، مطلع شدم مرحوم آقای قاضی تبریزی در گوشه تنگ مدرسه حجره کوچکی اختیار کرده و من از این کار تعجب کردم، بعد معلوم شد ایشان به علت تنگ بودن منزلشان و نیز کثرت عیال و اولاد، فراغت بال برای تهجد و عبادت و خلوت نداشتند؛ در طول دوران تحصیل در مدرسه قوام، شبی را ندیدم که مرحوم قاضی به آرامش و خواب و استراحت بگذارند و شبی را بدون ناله و گریه به سر بیاورد. در این مدت نزدیکی با مرحوم قاضی، حالات و جریاناتی از ایشان می دیدم که در عمرم جز در مرحوم نائینی و اصفهانی، در شخص دیگری ندیده بودم. او را چنین یافتم که در تمام رفتار و اخلاق اجتماعی و خانوادگی و تحصیلی خود غیر از همه کسانی بود که من از نزدیک در درس آنها و یا در کنار آنان تحصیل می کردم. مخصوصاً او را دائم السکوت و الصمت می یافتم. احیاناً از دادن پاسخ نیز طفره می رفت و گاهی احساس می کردم که برای او پاسخ دادن بسیار سخت است تا اینکه تصادفاً به نکته ای برخوردم که بسیار توجه مرا جلب کرد و آن هم این بود که داخل دهان مرحوم قاضی کبود رنگ بود، از استاد پرسیدم علت چیست؟ ایشان مدتها پاسخم نداد بعدها که خیلی اصرار کردم و عرض کردم که به جهت تعلیم می پرسم و قصد دیگری ندارم،باز به من چیزی نفرمود تا اینکه روزی در جلسه خلوتی فرمودند: آقا سید محمد! برای طی مسیر طولانی سیر وسلوک، سختی های فراوانی را باید تحمل کرد و از مطالب زیادی نیز باید گذشت؛ آقا سید محمد! من در آغاز این راه در دوران جوانی برای اینکه جلوی افسار گسیختگی زبانم را بگیرم و توانائی بازداری آن را داشته باشم 26 سال #ریگ در دهان گذارده بودم که از صحبت و سخن فرسایی خودداری کنم، اینها اثرات آن دوران است! »
یک سوال: در سیرهء معصومین کجا آمده است که ریگ بخورید؟ طبق کدام قواعد عقلی و نقلی این کار را کردند؟
#تصوف
#قاضی
@BotShenasi