☀️خطبه غدیر:
«مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ عَلِيّاً وَ الطَّيِّبِينَ مِنْ وُلْدِي هُمُ الثَّقَلُ الْأَصْغَرُ وَ الْقُرْآنُ الثَّقَلُ الْأَكْبَرُ فَكُلُّ وَاحِدٍ مُنْبِئٌ عَنْ صَاحِبِهِ وَ مُوَافِقٌ لَهُ لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»
ای مردم! علیّ (ع) و پاکان از فرزندان من، «ثقل اصغر» هستند و قرآن «ثقل اکبر» است. هر یک از آن دو، از دیگری خبر می دهد و با آن موافق است و از هم جدا نمی شوند تا در حوض بر من وارد شوند.
📚الإحتجاج على أهل اللجاج، الطبرسي، نشر المرتضی، ج1 ، ص60
@botshenasi
📖 ثقل اکبر
امام باقر از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرد که فرمود:
«الثَّقَلُ الْأَكْبَرُ كِتَابُ اللَّهِ سَبَبٌ طَرَفُهُ بِيَدِ اللَّهِ وَ سَبَبٌ طَرَفُهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ الثَّقَلُ الْأَصْغَرُ عِتْرَتِي وَ أَهْلُ بَيْتِي.»
«ثقل اکبر» کتاب خدا است. ریسمانی است که یک سویش به دست خدا و سوی دیگرش به دستهای شما است و «ثقل اصغر» عترت و اهل بیت من است.
📚 بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم ؛ محمد بن الحسن الصفّار؛ کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی؛ ج1 ؛ ص414
@botshenasi
ثقل اکبر بر مدار ثقل اصغر
عن مسعدة بن صدقة قال: قال أبو عبد الله ع إن الله جعل ولايتنا أهل البيت قطب القرآن، و قطب جميع الكتب، عليها يستدير محكم القرآن، و بها نوهت الكتب و يستبين الإيمان، و قد أمر رسول الله ص أن يقتدى بالقرآن و آل محمد، و ذلك حيث قال في آخر خطبة خطبها: إني تارك فيكم الثقلين: الثقل الأكبر، و الثقل الأصغر، فأما الأكبر فكتاب ربي، و أما الأصغر فعترتي أهل بيتي فاحفظوني فيهما فلن تضلوا ما تمسكتم بهما.
📚 تفسير العياشي ؛ المطبعة العلمیة؛ ج1 ؛ ص5
خداوند ولایت ما اهل بیت را قطب قرآن و قطب همه کتب آسمانی قرار داده است. محکمات قرآن بر گرد ولایت ما می گردد و همه کتب آسمانی از ولایت ما سخن گفته اند و ایمان با ولایت ما آشکار می شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله مردم را فرمان داده که به قرآن و آل محمد (صلّی الله علیهم) اقتدا کنند؛ آن گاه که در آخرین خطبه خود فرمود: من دو «ثقل» [= متاع ارزشمند] در میان شما بر جای می گذارم: ثقل اکبر و ثقل اصغر. اما «ثقل اکبر» کتاب پروردگارم و «ثقل اصغر» عترت و اهل بیتم است پس جانب مرا در این دو حفظ کنید؛ پس تا زمانی که به آن دو تمسّک نمایید؛ گمراه نخواهید شد.
@botshenasi
☘ بررسی مستندات غُلات (9)
حدیث «نورانیت» (3)
🌱تعریف غالیانه از «شاکّ» ، «ناصب» و «مقصّر»
1. «من قصر عن معرفة ذلك فهو شاكّ مرتاب.» (الكتاب العتيق، ص68)
2. «من آمن بما قلت و صدّق بما بيّنت و فسّرت و شرحت و أوضحت و نوّرت و برهنت فهو مؤمن ممتحن، امتحن اللّه قلبه للإيمان، و شرح صدره للإسلام، و هو عارف مستبصر قد انتهى و بلغ و كمل، و من شكّ و عند و جحد و وقف و تحيّر و ارتاب فهو مقصّر و ناصب.» (الكتاب العتيق، ص 75)
این گونه تعاریف از «شاکّ» ، «ناصب» و «مقصّر» که همه ی مستضعفین و اکثر شیعیان بلکه همه مردم به جز غالیان را در بر می گیرد؛ تنها در کتب غُلات یافت می شود و با روایات متواتر امامیّه در تضادّ است بلکه هیچ عاقلی آن را نمی پذیرد!!
چگونه ممکن است کسی به صرف شکّ در این گونه دعاوی، «ناصب» و «شاکّ» باشد در حالی که:
«امام صادق (ع) از شهادت امام رضا (ع) در طوس خبر داد و فرمود هر که او را با شناخت حقّش زیارت کند؛ در روز قیامت، دست او را می گیرم و وارد بهشت می گردانم؛ اگر چه اهل گناهان کبیره باشد. راوی گفت: فدایت شوم؛ شناخت حقّ او چیست؟ فرمود: این که بداند او امامی است که اطاعتش واجب است و غریب و شهید است.» (من لا يحضره الفقيه ؛ مؤسسه نشر اسلامی وابسته جامعه مدرسین؛ ج2 ؛ ص584)
به هر حال روایات شیعه در تعریف «ناصب» ، «شاکّ» ، «مقصّر» ، «مؤمن» ، «مستضعف» و ... متواتر است و همگی حدیث «نورانیت» را ردّ می کند.
جالب این که متن حدیث «نورانیت» متناقض است زیرا یک بار «عدم معرفت نورانیت» را مساوی با «تقصیر» و «نصب» و «شکّ» می داند و بار دیگر این معرفت را مخصوص «مؤمن ممتحن کامل مستبصر» و «ملک مقرّب» و «نبیّ مرسل» می داند و با این حساب بسیاری از ملائکه، انبیاء و مؤمنین ناصب و شاکّ و مقصّر خواهند بود العیاذ بالله!!!
⏱ان شاء الله ادامه دارد ...
@botshenasi
☘بررسی مستندات غلات (9)
حدیث «نورانیت» (2)
نقل رجب برسی با مناقب عتیق تفاوت دارد؛ لذا ابتدا به بررسی نقل مناقب عتیق می پردازیم:
🌱تصریح به تناسخ
«أنا آدم، و أنا نوح، و أنا إبراهيم، و أنا موسى، و أنا عيسى، و أنا محمّد، أنتقل في الصور كيف أشاء، من رآني فقد رآهم، و من رآهم فقد رآني، و لو ظهرت للناس في صورة واحدة لهلك فيّ الناس و قالوا هو لا يزول و لا يتغيّر» (الكتاب العتيق، نشر دلیل ما، ص 74)
«كلّنا واحد، أوّلنا محمّد و أوسطنا محمّد و آخرنا محمّد و كلّنا محمّد، فلا تفرّقوا بيننا فإنّا نظهر في كلّ زمان و وقت و أوان في أيّ صورة شئنا بإذن اللّه تعالى عزّ و جلّ كلّنا.» (الكتاب العتيق، نشر دلیل ما، ص 75)
آیا صریح تر از این می توان تناسخ را بیان کرد؟! تناسخ از اصول عقایدِ غُلات است که روایات بسیاری درباره آن جعل کرده اند. تعدادی از این روایات در الهدایة الکبری، مشارق انوار الیقین و مناقب عتیق یافت می شود و البته در مصادر خصوصی ترِ نُصَیریه، روایات بیشتر و صریح تر است
1. امام رضا علیه السلام فرمود: هر که به تناسخ قائل شود کافر است. سپس فرمود: خدا غلات را لعنت کند؛ چرا یهودی نشدند؟ چرا مجوسی نشدند؟ چرا مسیحی نشدند؟ چرا قدری نشدند؟ چرا مرجئی نشدند؟ چرا حروری (=خوارج) نشدند؟ [یعنی کفر و ضرر غلات بیشتر از این فِرَق است.] سپس فرمود: با غلات همنشینی و دوستی نکنید و از آنان برائت جویید که خدا از آنان بیزار است. (عيون أخبار الرضا عليه السلام؛ نشر جهان؛ ج2؛ ص202)
2. [در مجلسی که سخن از غلات بود] مأمون گفت ای اباالحسن (ع) چه می گویی در مورد کسانی که به تناسخ قائل اند؟ امام رضا ع فرمود: هر که به تناسخ قائل شود؛ به خدای بزرگ کافر است و بهشت و دوزخ را تکذیب کرده است. (عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ نشر جهان؛ ج2 ؛ ص202)
⏱ان شاء الله ادامه دارد ...
@botshenasi
☘بررسی مستندات غلات (9)
حدیث نورانیت (4)
«إنّ ميّتنا لم يمت و غائبنا لم يغب، و إنّ قتلانا لم يقتلوا.» (الكتاب العتيق؛ نشر دلیل ما ؛ ص74)
«کشتگان ما کشته نشدند» یعنی چه؟!!! این تعابیر صرفاً برای آن جعل شده که به مخاطب القاء کند: ائمه علیهم السلام کشته نمی شوند؛ بلکه قتل آنان صوری است و در حقیقت در کالبد دیگری ظهور می کنند.
1. اباصلت گوید: به امام رضا علیه السلام گفتم: در اطراف کوفه کسانی هستند که میگویند: حسین بن علی (ع) کشته نشد بلکه شبه او بر «حنظلة بن اسعد شبامی» افتاد و خود او به آسمان رفت چنان که عیسی بن مریم به آسمان رفت ... امام فرمود: خشم و لعنت خدا بر آنان باد؛ دروغ گفتند و کافر شدند ... هیچ یک از ما نیست مگر آن که کشته می شود. (عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ نشر جهان؛ ج2 ؛ ص203)
2. امام صادق ع فرمود: روایاتی که دوستان بنی امیّه در مورد برکت عاشوراء جعل کرده اند؛ ضررش برای اسلام کمتر از روایاتی است که مدعیان دوستی و ولایت ما که به ظاهر امامت ما را قبول دارند؛ وضع کرده اند و در آن ادعا کرده اند که حسین (ع) کشته نشد؛ بلکه امرش مانند عیسی (ع) مشتبه شد ... هر کس مدعی شود که حسین (ع) کشته نشده؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و علی (ع) و امامان بعدی را تکذیب کرده ... و هر که آنان را تکذیب کند به خدای بزرگ کافر است ... [سپس حضرت به ردّ تناسخ و نظریه غلات در باب مسوخیّت پرداخت] ... (علل الشرائع، مکتبة داوری، ج1، ص 227)
⏱ان شاء الله ادامه دارد ...
@botshenasi
☘ بررسی مستندات غُلات (9)
حدیث «نورانیّت» (1)
🌱بررسی سند:
مصادر اصلی حدیث:
الف. مناقب عتیق (نشر دلیل ما ؛ ص67)
1. مؤلف کتاب ناشناخته است.
2. بسیاری از رجال کتاب از غالیان اند.
3. متون بسیاری از روایات کتاب شاهد بر غلوّ است و تنها در مصادر غلات یافت می شود.
4. سند روایت تا محمّد بن صدقة ذکر نشده است.
5. محمد بن صدقة از کسانی است که روایاتش مورد توجه غلات است و در کتب آنان زیاد یافت می شود.
6. شیخ طوسی محمد بن صدقة را غالی دانسته است. (رجال الطوسي ؛ مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین؛ ص366)
7. سند محمد بن صدقة تا امیرالمؤمنین ع ذکر نشده است.
8. کتاب وجاده ای است و سندی تا مؤلف آن وجود ندارد.
مرحوم مجلسی در بحار الأنوار (دار احیاء التراث العربیّ؛ ج26 ؛ ص1) بابی گشوده به نام «باب نادر في معرفتهم صلوات الله عليهم بالنورانية و فيه ذكر جمل من فضائلهم ع» و در آن حدیث نورانیت و خیط را از مناقب عتیق نقل کرده است: «أَقُولُ ذَكَرَ وَالِدِي رَحِمَهُ اللَّهُ أَنَّهُ رَأَى فِي كِتَابٍ عَتِيقٍ، جَمَعَهُ بَعْضُ مُحَدِّثِي أَصْحَابِنَا فِي فَضَائِلِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع هَذَا الْخَبَرَ وَ وَجَدْتُهُ أَيْضاً فِي كِتَابٍ عَتِيقٍ مُشْتَمِلٍ عَلَى أَخْبَارٍ كَثِيرَةٍ قَالَ رُوِيَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَدَقَةَ أَنَّهُ قَالَ: ...»
و در آخر باب سند و متن این دو روایت را تضعیف نموده است:
«أقول إنما أفردت لهذه الأخبار بابا لعدم صحة أسانيدها و غرابة مضامينها فلا نحكم بصحتها و لا ببطلانها و نرد علمها إليهم ع.» (بحار الأنوار ؛ ج26 ؛ ص17)
ب. مشارق انوار الیقین (نشر اعلمی، ص255)
1. رجب برسی متهم به غلو است.
2. مشارق الانوار مشحون از روایات غلات است.
3. هیچ سندی برای روایت ذکر نکرده است.
مصادر دیگر نیز مانند الکلمات المکنونة، شرح توحید الصدوق، شرح الزیارة الجامعة و ... یا از همین دو کتاب گرفته اند و یا اعتبارشان کمتر از این دو است و در هر حال هیچ سند قابل اعتنایی برای این روایت وجود ندارد.
⏱بررسی متن به زودی ارائه خواهد شد ان شاء الله.
@botshenasi
☘ بررسی مستندات غُلات (9)
حدیث «نورانیّت» (1)
🌱بررسی سند:
مصادر اصلی حدیث:
الف. مناقب عتیق (نشر دلیل ما ؛ ص67)
1. مؤلف کتاب ناشناخته است.
2. بسیاری از رجال کتاب از غالیان اند.
3. متون بسیاری از روایات کتاب شاهد بر غلوّ است و تنها در مصادر غلات یافت می شود.
4. سند روایت تا محمّد بن صدقة ذکر نشده است.
5. محمد بن صدقة از کسانی است که روایاتش مورد توجه غلات است و در کتب آنان زیاد یافت می شود.
6. شیخ طوسی محمد بن صدقة را غالی دانسته است. (رجال الطوسي ؛ مؤسسه نشر اسلامی وابسته به جامعه مدرسین؛ ص366)
7. سند محمد بن صدقة تا امیرالمؤمنین ع ذکر نشده است.
8. کتاب وجاده ای است و سندی تا مؤلف آن وجود ندارد.
مرحوم مجلسی در بحار الأنوار (دار احیاء التراث العربیّ؛ ج26 ؛ ص1) بابی گشوده به نام «باب نادر في معرفتهم صلوات الله عليهم بالنورانية و فيه ذكر جمل من فضائلهم ع» و در آن حدیث نورانیت و خیط را از مناقب عتیق نقل کرده است: «أَقُولُ ذَكَرَ وَالِدِي رَحِمَهُ اللَّهُ أَنَّهُ رَأَى فِي كِتَابٍ عَتِيقٍ، جَمَعَهُ بَعْضُ مُحَدِّثِي أَصْحَابِنَا فِي فَضَائِلِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع هَذَا الْخَبَرَ وَ وَجَدْتُهُ أَيْضاً فِي كِتَابٍ عَتِيقٍ مُشْتَمِلٍ عَلَى أَخْبَارٍ كَثِيرَةٍ قَالَ رُوِيَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَدَقَةَ أَنَّهُ قَالَ: ...»
و در آخر باب سند و متن این دو روایت را تضعیف نموده است:
«أقول إنما أفردت لهذه الأخبار بابا لعدم صحة أسانيدها و غرابة مضامينها فلا نحكم بصحتها و لا ببطلانها و نرد علمها إليهم ع.» (بحار الأنوار ؛ ج26 ؛ ص17)
ب. مشارق انوار الیقین (نشر اعلمی، ص255)
1. رجب برسی متهم به غلو است.
2. مشارق الانوار مشحون از روایات غلات است.
3. هیچ سندی برای روایت ذکر نکرده است.
مصادر دیگر نیز مانند الکلمات المکنونة، شرح توحید الصدوق، شرح الزیارة الجامعة و ... یا از همین دو کتاب گرفته اند و یا اعتبارشان کمتر از این دو است و در هر حال هیچ سند قابل اعتنایی برای این روایت وجود ندارد.
⏱بررسی متن به زودی ارائه خواهد شد ان شاء الله.
@botshenasi
☘ بررسی مستندات غلات (9)
حدیث «نورانیّت» (5)
صار محمّد الناطق و صرت أنا الصامت، و إنّه لا بدّ في كلّ عصر من الأعصار أن يكون فيه ناطق و صامت. (الكتاب العتيق؛ نشردلیل ما؛ ص71)
كان محمد الناطق، و أنا الصامت، و لا بد في كل زمان من صامت و ناطق. (مشارق أنوار اليقين؛ نشر اعلمی؛ ص256)
این عبارت کاملاً مبهم است؛ زیرا مثلاً در عصر ما تنها یک «امام» هست و در دوره اول امامت «امام رضا ع» نیز تنها یک امام بود و تا چند سال امام جواد ع به دنیا قدم ننهاد.
ان شاء الله ادامه دارد ...
@botshenasi
☘بررسی مستندات غلات (9)
حدیث «نورانیت» (6)
بر نقل رجب برسی اشکالاتی که سابقاً در مود کتاب عتیق ذکر شد؛ وارد است:
🌱تناسخ:
كلّنا واحد، و سرّنا واحد، فلا تفرّقوا فينا فتهلكوا، فإنّا نظهر في كل زمان بما شاء الرحمن ... (مشارق انوار الیقین، نشر دلیل ما، ص257)
🌱انکار قتل ائمه ع:
إن ميّتنا إذا مات لم يمت، و مقتولنا لم يقتل، و غائبنا إذا غاب لم يغب (ص 257)
🌱تعریف نادرست از ناصب و شاکّ:
... من قصر عن ذاك فهو شاك مرتاب. (ص255)
من آمن بما قلت و شرحت فهو مؤمن، امتحن اللّه قلبه للإيمان، و رضي عنه، و من شك و ارتاب فهو ناصب، و إن ادعى ولايتي فهو كاذب. (ص257)
⏱ و علاوه بر این اشکالات دیگری دارد که ان شاء الله ذکر خواهد شد ...
@botshenasi
☘ بررسی مستندات غلات (9)
حدیث «نورانیت» (7)
«لا نلد و لا نولد في البطون.» (مشارق أنوار اليقين؛ نشر اعلمی؛ ص257)
«لا نولد فی البطون» یعنی چه؟! دو احتمال دارد:
1. ولادت را مطلقاً انکار کرده باشد که کفر محض و خلاف بدیهی است.
2. یعنی پرورش جنین ائمه علیهم السلام در بطن نبوده چنان که در روایات غلات ادّعا شده است. (الهداية الكبرى، نشر البلاغ، ص355 و دلائل الإمامة، نشر البعثة، ص500 و اثبات الوصية، نشر انصاریان، ص 258 و عيون المعجزات، مکتبة الداوری، ص139)
و این دعوی با روایاتِ متواترِ شیعه امامیة در تضادّ است. تنها دو شاهد ذکر می شود:
1. ... قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع الْإِمَامُ يَسْمَعُ الصَّوْتَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ. (بصائر الدرجات؛ کتابخانه آیت الله مرعشی؛ ج1 ؛ ص431)
2. ... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا خَلَقَ اللَّهُ الْإِمَامَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ ... (تفسير القمي؛ دار الکتاب؛ ج1 ؛ 215)
امّا «لا نلد» یعنی چه؟!
اگر مراد نفی مطلق باشد که انکار ضروری و بدیهی است! و اگر مراد «لا نلد فی البطون» باشد که اوّلاً لفظاً اشکال دارد و ثانیاً با روایات متواتر -که دو نمونه ذکر شد- مخالف است و ثالثاً همه فرزندان ائمه ع، امام نبوده اند تا حتی فرض صحّت این تعبیر روا باشد.
متأسفانه همین روایات نفی پرورش ائمه ع در بطون، مستمسک وهّابیت قرار گرفته تا عقاید شیعه را مسخره کنند؛ در حالی که این روایات نه تنها نزد ما معتبر نیست بلکه با روایات متواتر که در کافی، بصائر و دیگر مصادر امامیه نقل شده مخالف است.
@botshenasi
☘بررسی مستندات غلات (9)
حدیث «نورانیت» (8)
«... أنا الخضر معلّم موسى ... أنا نوح، أنا إبراهيم، أنا صاحب الناقة ... أنا أنقلب في الصور كيف شاء اللّه، من رآهم فقد رآني، و من رآني فقد رآهم، و نحن في الحقيقة نور اللّه الذي لا يزول و لا يتغيّر.» (مشارق أنوار اليقين؛ نشر اعلمی؛ ص257)
این تعابیر نه تنها صریح در تناسخ، بلکه متناقض نیز هست؛ زیرا «انقلاب در صور» با «عدم زوال و تغیّر» قابل جمع نیست.
وانگهی عدم زوال و تغیّر، مخصوص ذات خداوند است:
«إِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ إِلَّا يَبِيدُ أَوْ يَتَغَيَّرُ أَوْ يَدْخُلُهُ التَّغَيُّرُ وَ الزَّوَالُ أَوْ يَنْتَقِلُ مِنْ لَوْنٍ إِلَى لَوْنٍ وَ مِنْ هَيْئَةٍ إِلَى هَيْئَةٍ وَ مِنْ صِفَةٍ إِلَى صِفَةٍ وَ مِنْ زِيَادَةٍ إِلَى نُقْصَانٍ وَ مِنْ نُقْصَانٍ إِلَى زِيَادَةٍ إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ فَإِنَّهُ لَمْ يَزَلْ وَ لَا يَزَالُ بِحَالَةٍ وَاحِدَةٍ هُوَ الْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْآخِرُ عَلَى مَا لَمْ يَزَلْ وَ لَا تَخْتَلِفُ عَلَيْهِ الصِّفَاتُ وَ الْأَسْمَاءُ كَمَا تَخْتَلِفُ عَلَى غَيْرِهِ.»
الكافي؛ دار الکتب الإسلامية؛ ج1 ؛ ص115
«هیچ چیز نیست مگر آن که نابود می شود و دگرگون می گردد و تغییر و زوال در آن راه می یابد یا از رنگی به رنگی و از شکلی به شکلی و از صفتی به صفتی یا از زیادی به کمی یا از کمی به زیادی منتقل می شود مگر خداوند جهانیان که او پیوسته به یک حال بوده و خواهد بود. او اوّل است پیش از هر چیزی و آخر است به همان کیفیت که همیشه بوده و صفات و اسماء بر او تغییر نمی کند چنان که بر غیر او تغییر می کند.»
@botshenasi