eitaa logo
بُت شناسی
3هزار دنبال‌کننده
475 عکس
571 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
🔥جعفر مجتهدی: کفریات وحدت کرمانشاهی از امداد غیبی است!! ... فرمودند: بعضی ها فکر می کنند حافظ، عمان سامانی و یا وحدت کرمانشاهی هر موقع که اراده می کردند قلم به دست می گرفتند و به سرودن شعر می پرداختند بی آن که از امدادهای غیبی بهره مند شوند! این بزرگواران اهل بافتن شعر نبوده اند! اینان به خاطر سلوک بی وقفه ای که در مسیر الی الله داشته اند؛ در اثر شب زنده داریها و سحرخیزی ها به درجه ای از لطافت و شفافیت روحی رسیده بودند که بی پرده صحنه های بدیعی از کشف و اشراق و شهود را به تماشا می نشستند و هنگامی که در طیف این جاذبه های پر شور معنوی قرار می گرفتند ناخواسته و ناخودآگاه اشعار رنگینی از باطن سوخته آنان به بیرون تراوش می کرد که در حالات عادی، قادر به سرودن آنها نبودند و راز ماندگاری آثار آنان در همین است. 📚در محضر لاهوتیان، محمد علی مجاهدی (پروانه) ، انتشارات مستجار، چاپ اول، تابستان 1386، ج1، ص190 و 191 نمونه ای از اشعار وحدت کرمانشاهی: 🔥نفی توحید به اسم توحید رسد به مرتبه ای خواجه پایه ی توحید که عین شرک بود لا اله الا الله ✅ قالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَا قُلْتُ وَ لَا قَالَ الْقَائِلُونَ قَبْلِي مِثْلَ‏ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ. (التوحيد؛ شیخ صدوق؛ جامعه مدرسین؛ ص18) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نه من و نه کسانی که پیش از من سخن گفتند؛ سخنی مانند «لا اله الا الله» نگفتند. ✅ عنِ النَّبِيِّ ص قَالَ: مَا مِنَ الْكَلَامِ‏ كَلِمَةٌ أَحَبَ‏ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَوْلِ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ. (التوحيد؛ شیخ صدوق؛ جامعه مدسین؛ ص21و22) هیچ سخنی نزد خدا دوست داشتنی تر از گفتن «لا اله الا الله» نیست. در روایات معراج نیز سخن از لا اله الا الله است و هیچ گاه و در هیچ مرتبه ای نمی توان از لا اله الا الله عبور کرد! چه برسد که لا اله الا الله شرک باشد!!! 🔥ترجیح کفر بر دین بگذر از عقل و دین که در ره عشق کافری بهتر از مسلمانی مگوی این کافر است و آن مسلمان که در وحدت نباشد کفر و دینی 🔥ادعای الوهیت: فاش منصور وار بر سر دار میسرایم انا الحق ار دانی ... عالم لاهوت مأوای من است ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او شد از میان منی و جلوه کرد نحن هو 🔥دفاع مکرّر از حلاج و بایزید گل انا الحق و سبحانی ای عزیز هنوز دمد ز تربت منصور و شیخ بسطامی ✅ به گفته طبرسی، توقیعی از جانب امام عصر (ع) در لعن حسین بن منصور حلاج صادر شده است. (الاحتجاج؛ نشر المرتضی ج2؛ ص474) ✅ همچنین حسین بن روح نوبختی نایب سوم امام عصر (ع) ، حسین بن منصور حلاج را لعن و تکفیر کرده است. (الغيبة؛ شیخ طوسی؛ دار المعارف الاسلامیة؛ ص405) دیگر علمای بزرگوار شیعه نیز حلاج را تکفیر کرده اند. سراسر دیوان وحدت کرمانشاهی چیزی جز همین کفرگویی های آشکار نیست. @botshenasi
شهادت بر ولایت امیرالمومنین علیه السلام در اذان «۶» الحُسَينُ بنُ سَعِيدٍ عَنِ النّضرِ بنِ سُوَيدٍ عَن عَبدِ اللّهِ بنِ سِنَانٍ قَالَ سَأَلتُ أَبَا عَبدِ اللّهِ ع عَنِ الأَذَانِ فَقَالَ تَقُولُ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ أَشهَدُ أَن لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ أَشهَدُ أَن لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ أَشهَدُ أَنّ مُحَمّداً رَسُولُ اللّهِ ص أَشهَدُ أَنّ مُحَمّداً رَسُولُ اللّهِ ص حيَ ّ عَلَي الصّلَاةِ حيَ ّ عَلَي الصّلَاةِ حيَ ّ عَلَي الفَلَاحِ حيَ ّ عَلَي الفَلَاحِ حيَ ّ عَلَي خَيرِ العَمَلِ حيَ ّ عَلَي خَيرِ العَمَلِ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ 3- مُحَمّدُ بنُ عَلِيّ بنِ مَحبُوبٍ عَن عَلِيّ بنِ السنّديِ ّ عَنِ ابنِ أَبِي عُمَيرٍ عَن عُمَرَ بنِ أُذَينَةَ عَن زُرَارَةَ وَ الفُضَيلِ بنِ يَسَارٍ عَن أَبِي جَعفَرٍ ع قَالَ لَمّا أسُريِ َ بِرَسُولِ اللّهِ ص فَبَلَغَ البَيتَ المَعمُورَ حَضَرَتِ الصّلَاةُ فَأَذّنَ جَبرَئِيلُ ع وَ أَقَامَ فَتَقَدّمَ رَسُولُ اللّهِ ص وَ صَفّ المَلَائِكَةُ وَ النّبِيّونَ خَلفَ رَسُولِ اللّهِ ص قَالَ فَقُلنَا لَهُ كَيفَ أَذّنَ فَقَالَ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ أَشهَدُ أَن لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ أَشهَدُ أَن لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ أَشهَدُ أَنّ مُحَمّداً رَسُولُ اللّهِ ص أَشهَدُ أَنّ مُحَمّداً رَسُولُ اللّهِ ص حيَ ّ عَلَي الصّلَاةِ حيَ ّ عَلَي الصّلَاةِ حيَ ّ عَلَي الفَلَاحِ حيَ ّ عَلَي الفَلَاحِ حيَ ّ عَلَي خَيرِ العَمَلِ حيَ ّ عَلَي خَيرِ العَمَلِ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ وَ الإِقَامَةُ مِثلُهَا إِلّا أَنّ فِيهَا قَد قَامَتِ الصّلَاةُ قَد قَامَتِ الصّلَاةُ بَينَ حيَ ّ عَلَي خَيرِ العَمَلِ حيَ ّ عَلَي خَيرِ العَمَلِ وَ بَينَ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ فَأَمَرَ بِهَا رَسُولُ اللّهِ ص بِلَالًا فَلَم يَزَل يُؤَذّنُ بِهَا حَتّي قُبِضَ رَسُولُ اللّهِ ص 4- وَ عَنهُ عَن أَحمَدَ بنِ مُحَمّدٍ عَنِ الحُسَينِ عَن فَضَالَةَ عَن سَيفِ بنِ عَمِيرَةَ عَن أَبِي بَكرٍ الحضَرمَيِ ّ عَن أَبِي عَبدِ اللّهِ ع وَ كُلَيبٍ الأسَدَيِ ّ عَن أَبِي عَبدِ اللّهِ ع أَنّهُ حَكَي لَهُمَا الأَذَانَ وَ الإِقَامَةَ فَقَالَ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ أَشهَدُ أَن لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ أَشهَدُ أَن لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ أَشهَدُ أَنّ مُحَمّداً رَسُولُ اللّهِ ص أَشهَدُ أَنّ مُحَمّداً رَسُولُ اللّهِ ص حيَ ّ عَلَي الصّلَاةِ حيَ ّ عَلَي الصّلَاةِ حيَ ّ عَلَي الفَلَاحِ حيَ ّ عَلَي الفَلَاحِ حيَ ّ عَلَي خَيرِ العَمَلِ حيَ ّ عَلَي خَيرِ العَمَلِ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ وَ الإِقَامَةُ كَذَلِكَ الحُسَينُ بنُ سَعِيدٍ عَن فَضَالَةَ عَن حَمّادِ بنِ عُثمَانَ عَن إِسحَاقَ بنِ عَمّارٍ عَنِ المُعَلّي بنِ خُنَيسٍ قَالَسَمِعتُ أَبَا عَبدِ اللّهِ ع يُؤَذّنُ فَقَالَ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ أَشهَدُ أَن لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ أَشهَدُ أَن لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ أَشهَدُ أَنّ مُحَمّداً رَسُولُ اللّهِ ص أَشهَدُ أَنّ مُحَمّداً رَسُولُ اللّهِ ص حيَ ّ عَلَي الصّلَاةِ حيَ ّ عَلَي الصّلَاةِ حيَ ّ عَلَي الفَلَاحِ حيَ ّ عَلَي الفَلَاحِ حيَ ّ عَلَي خَيرِ العَمَلِ حيَ ّ عَلَي خَيرِ العَمَلِ حَتّي فَرَغَ مِنَ الأَذَانِ وَ قَالَ فِي آخِرِهِ اللّهُ أَكبَرُ اللّهُ أَكبَرُ لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ لَا إِلَهَ إِلّا اللّهُ 15- الحُسَينُ بنُ سَعِيدٍ عَن فَضَالَةَ عَنِ العَلَاءِ عَن مُحَمّدِ بنِ مُسلِمٍ عَن أَبِي جَعفَرٍ ع قَالَ كَانَ أَبِي ينُاَديِ فِي بَيتِهِ بِاَلصّلَاةُ خَيرٌ مِنَ النّومِ وَ لَو رَدّدتَ ذَلِكَ لَم يَكُن بِهِ بَأسٌ وَ مَا أَشبَهَ هَذَينِ الخَبَرَينِ مِمّا يَتَضَمّنُ ذِكرَ هَذِهِ الأَلفَاظِ فَإِنّهَا مَحمُولَةٌ عَلَي التّقِيّةِ لِإِجمَاعِ الطّائِفَةِ عَلَي تَركِ العَمَلِ بِهَا وَ يَدُلّ عَلَي ذَلِكَ أَيضاً -الاستبصار @botshenasi
☀️دروغگو رسوا می شود! «از جمله صحبتهایی که آن روز فرمودند؛ این بود که: روزی پس از عتبه بوسی بارگاه ملکوتی امام علی بن موسی الرضا (ع) علیهما آلاف التحیة و الثناء، سرگرم خواندن زیارت نامه آن حضرت شدم. همین که به این فقره رسیدم که: السلام علیک یا شمس الشموس! ذهنم بی اختیار به این مسأله معطوف شد که مراد از این جمله چیست؟ ... از آقا علی بن موسی الرضا علیهما آلاف التحیة و الثناء درخواست کردم که مرا از رازی که در این فقره از زیارتنامه وجود دارد؛ آگاه سازند. ناگهان وجود مبارک آن حضرت به هیأت نورانی و در قالب امواجی از نور تجلّی کردند و درباره صفت شمس الشموسی خود برای من به تفصیل توضیح دادند ... . هر چند آن ولیّ خدا راز صفت شمس الشموسی حضرت ثامن الائمة علیه السلام را فاش نکرد ...» 📚در محضر لاهوتیان، محمد علی مجاهدی (پروانه) ، انتشارات مستجار، چاپ اول، تابستان 1386، ج1، صص285و286 در زیارتنامه های امام رضا علیه السلام تعبیر «السلام علیک یا شمس الشموس» وجود ندارد!! بلکه این تعبیر در زیارتنامه حضرت مهدی (ع) است: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ ... السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا شَمْسَ‏ الشُّمُوسِ‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَهْدِيَّ الْأَرْضِ ... السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ ... السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خَاتَمَ الْأَوْصِيَاءِ ... السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمَامُ الْمُنْتَظَرُ ...»(بحار الأنوار، دار احیاء التراث العربیّ،ج‏99، ص85) @botshenasi
☀️وارستگی از دنیا! ... سید مهدی قاضی طباطبایی فرزند استاد العارفین و مراد السالکین مرحوم آیت الله آقا سید علی قاضی طباطبایی ... برای من تعریف کردند: .... پدرم مردی عیالوار بود و به خاطر شیوه سلوکی خود اعتنایی به زخارف دنیوی نداشت و لذا زندگی ما به سختی می گذشت و حتی برای امرار معاش روزانه خود غالبا با دشواری مواجه بودیم و غذای معمولی ما هنگام ناهار ترید نان خشک و دوغ بود .... مرحوم پدرم زیاد سیگار می کشیدند و از پستوی حجره خود برای ریختن آشغال های سیگار استفاده می کردند ... 📚در محضر لاهوتیان، محمد علی مجاهدی (پروانه) ، انتشارات مستجار، چاپ اول، تابستان 1386، ج1، ص425 جالب است به ادعای نویسنده قاضی برای بی اعتنایی به دنیا خانواده اش را سختی می داده با این که قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ‏ يَعُولُ‏. (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏4 ؛ ص12) عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: أَرْضَاكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَسْبَغُكُمْ عَلَى عِيَالِهِ. (الكافي؛ دار الکتب؛ ج‏4 ؛ ص11) و روایات به این مضمون متواتر است. ولی برای بی اعتنایی به دنیا حاضر نبوده سیگار را ترک کند! پولی که باید خرج عیال کند صرف دود و دم میکرده! @botshenasi
🔥رقّاصی عارف واصل در مجلس عزای امام حسین (ع)‼️ حاج اسماعیل دولابی گفته است: «حاج هادي ابهري که در محبت اهل بیت علیهم السلام و خصوصاً امام حسین علیه السلام مجنون بود؛ گاهی اوقات در مجلس روضه ي امام حسین چنان عاشقانه روضه می خواند و گریه می کرد که همه را منقلب می کرد. وقتی همه خوب به گریه می افتادند و او مست می شد؛ به خودش می گفت: چرا گریه می کنی؟ گریه کار زن هاست. بعد دستمال ابریشمی یزدیش را از جیب در می آورد و در حالی که همه به شدت گریه می کردند، بلند می شد و خودش می رقصید.» 📚مصباح الهدی (مجموعه سخنان دولابی) ، تألیف مهدی طیّب (شاگرد خاصّ دولابی) ، ص305 ⚖ رقص حرام با دستمال یزدی، آن هم در مجلس مصیبت خوانی امام حسین (ع) !! قضاوت بر عهده ی وجدان بیدار شیعیان. @botshenasi
🔥 «جعفر مجتهدی» و تمجید از غلوّ «شعری را که در تاسوعای آن سال سروده بودم و در محضر آن عاشق دلباخته مولای حسین بن علی (ع) قرائت کردم؛ در این جا نقل می کنم ... : ... ما همه فانی ولی باقی یکی است باده و میخواره و ساقی یکی است ... جبرئیل آورد پیغامی ز دوست تا به او گوید که حق مشتاق او است گفت با خود کاین حریم کبریا است پس حسینی را که میجویم کجا است؟ پاسخ آمد کاین گران جانی ز چیست؟ دیده وا کن تا ببینی دوست کیست؟ نیست این جا فرق بین ما و او نک بیا پیغام ما با ما بگو ... وارهانیدی مرا از گمرهی اللهی و جلوه ی ثاراللهی ... پس از پایان قرائت شعر حضرت آقای مجتهدی فرمودند: احسنت احسنت گفته بودم که روح عمان سامانی عنایت خاصّی به شما پیدا کرده است ...» 📚در محضر لاهوتیان، محمد علی مجاهدی (پروانه) ، انتشارات مستجار، چاپ اول، تابستان 1386، ج1، ص220 -223 شعری که مجاهدی سروده هم وحدت وجود و غلوّ و تناقض است و هم دروغ بستن بر خدا و جبرئیل و امام حسین علیهما السّلام و با این حال مورد تأیید مجتهدی! @botshenasi
مجتهدی و گنجینة الاسرار «... ضمن بیان منزلت رفیعی که عمّان سامانی در میان مرثیه سرایان حسینی دارد؛ به من فرمودند: آقاجان! گنجینه ی عمّان سامانی را احیا کنید! حیف است که این گنجینه ی ارزشمند معرفتی به دست فراموشی سپرده شود ... چهارده نسخه از کتاب را به محضرشان تقدیم کردم. مجلّدی از آن را برداشتند و با چشمانی اشکبار روی جلد آن را بوسیدند.» 📚در محضر لاهوتیان، محمد علی مجاهدی (پروانه) ، انتشارات مستجار، چاپ اول، تابستان 1386، ج1، صص215-217 احیاء گنجینة الاسرار عمّان سامانی یعنی احیاء طریقت صوفیه نعمت اللهیه! عمّان سامانی گنجینة الاسرار را برای ترویج فرقه نعمت اللهیه نوشته است: 🔥آن شنیدستم یکی ز اصحاب حال کرده روزی از در رحمت سؤال کاندرین عهد از رفیقان طریق رهروان نعمت اللهی فریق ... چه اسراری در این گنجینه نهفته است که مجتهدی بر احیاء آن اصرار دارد؟! تنها رسالت عمّان سامانی در گنجینة الاسرار این است که واقعه کربلا را از معارف شیعی تهی و از مسیر حقیقی خود خارج سازد و با دروغ پردازی آن را صرفاً سلوکی صوفیانه جلوه دهد! و برای این که خواننده آن را باور کند؛ ابتدا آن را به الهام الهی نسبت میدهد: 🔥 ... این منم یا رب چنين دستانسرا ولی عجیب است که خداوند اشتباه تاریخی کند و بر خلاف قرآن «طالوت» را بداندیش بداند! 🔥جرعه ای طالوت بد اندیش را جرعه ای فرعون کافر کیش را محور ابیات گنجینة الاسرار «وحدت وجود» است و هیچ محتوای دیگری ندارد و برای همین سوز و شوری در آن نیست: 🔥شد تهی بزم از منی و از تویی اتحاد آمد، بیکسو شد دویی ... بزم وحدت را نمیِّگنجد دویی جز دعوی اناالحق نشنیدم از گیاهی گوش دل از حقیقت بر هر گیاه کردم همتش، اثنیتی، بر داشته غيرتش، غيریتی نگذاشته ... محو و مات حق، همه در ذات او عارفان حق شنو را، چون سروش نغمهِ ی وحدت، رسانیده به گوش ... من تو هستم در حقیقت، تو منی نتیجه ذاتی اعتقاد به «وحدت وجود» غلوّ است. برای همین در مورد حضرت علی اکبر (ع) می گوید: 🔥اینک از مجلس جدایی میکند فاش دعوی خدایی میکند و صفت فرعون را به حضرت زینب (س) نسبت می دهد: 🔥خواست تا بر خرمن جنس زنان آتش اندازد «انا الاعلی» زنان و امام سجّاد (ع) را به «قائم بالذات» وصف می کند: 🔥... ده قیام آن قائم بالذات را و پیامی دروغ به خداوند نسبت می دهد: 🔥من توام، ای من تو، در وحدت تو من ... بندگی کردی، خدایی حق تراست ... و علناً امام حسین ع را خدا و برتر از نبی و ولی دانسته: 🔥هست از هر مذهبی آگاهیم اللّه اللّه من حسين اللهیم بنده ی کس نیستم تا زنده ام او خدای من، من او را بنده ام نی شناسای نبیم نی ولى من حسینی میشناسم بن علی @botshenasi
🔥حاج اسماعیل دولابی و برداشت عرفانی از رقص سماع!! «اینکه صوفی ها در حال سماع به دور خود می چرخند و دست های شان را تکان می دهند؛ معنایش این است که همه چیزم از بین برود؛ مهم نیست؛ اصل این است که خودم هستم.» 📚مصباح الهدی (مجموعه سخنان دولابی) ، تألیف مهدی طیّب (شاگرد خاصّ دولابی) ، ص 464 @botshenasi
شهادت بر ولایت امیرالمومنین علیه السلام شیخ مفید در المقنعه هیچ اشاره ای به شهادت ثالثه نکرده المقنعة، ص 100-103، 8- بَابُ عَدَدِ فُصُولِ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ وَ وَصْفِهِمَا و السنة فيهما و ما بينهما من الأقوال و الأفعال‏ و الأذان و الإقامة خمسة و ثلاثون فصلا الأذان ثمانية عشر فصلا و الإقامة سبعة عشر فصلا. يقول المؤذن في الأذان الله أكبر ثم يقف و لا يعرب الراء بالضمة بل يقف عليها و يقول مثلها الله أكبر ثم يقف ثم يقول الله أكبر و يقف و يقول الله أكبر فذلك أربعة فصول ثم يقول أشهد أن لا إله إلا الله و يقف و لا يعرب الهاء في اسم الله تعالى بل يقف عليها ثم يقول أشهد أن لا إله إلا الله مثل الأول فذلك فصلان ينضافان‏ إلى الأربعة فتصير ستة ثم يقول أشهد أن محمدا رسول الله و يقف و لا يخفض‏ الهاء بل يقف عليها ثم يقول أشهد أن محمدا رسول الله و يقف عند الهاء و لا يحركها فذلك أيضا فصلان ينضافان‏ إلى الستة فتصير ثمانية فصول. ثم يقول حي على الصلاة و يقف على الهاء و لا يحركها ثم يقول حي على الصلاة فذلك فصلان ينضافان‏ إلى الثمانية فتصير عشرة فصول. ثم يقول حي على الفلاح و يقف على الحاء فلا يحركها كما وقف على الهاء في الصلاة و يقول مرة ثانية حي على الفلاح و لا يعرب بها كما ذكرناه فذلك فصلان ينضافان‏ إلى العشرة فتصير اثني عشر فصلا. ثم يقول حي على خير العمل و يقف على اللام و لا يحركها بخفض الإعراب‏ كما قدمنا القول فيما مضى ثم يقول مرة أخرى حي على خير العمل و يقف‏ كما فعل‏ في المرة الأولى فذلك فصلان ينضافان‏ إلى الاثني عشر فصلا فتصير أربعة عشر فصلا. ثم يقول الله أكبر و يقف و لا يحرك الراء بالرفع ثم يقول مرة أخرى الله أكبر فذلك فصلان ينضافان‏ إلى الأربعة عشر فتصير ستة عشر فصلا. ثم يقول لا إله إلا الله و يقف على الهاء و لا يحركها بالرفع للإعراب ثم يقول مرة أخرى لا إله إلا الله كما قال في الأولى من غير تحريك الهاء بالإعراب فذلك فصلان ينضافان‏ إلى الستة عشر فتصير ثمانية عشر فصلا..... و إذا أراد أن يقيم الصلاة فليقل الله أكبر الله أكبر. أشهد أن لا إله إلا الله أشهد أن لا إله إلا الله. أشهد أن محمدا رسول الله أشهد أن محمدا رسول الله. حي على الصلاة حي على الصلاة. حي على الفلاح حي على الفلاح. حي على خير العمل حي على خير العمل. قد قامت الصلاة قد قامت الصلاة. الله أكبر الله أكبر. لا إله إلا الله مرة واحدة. فذلك سبعة عشر فصلا تصير مع الأذان خمسة و ثلاثين فصلا على ما ذكرناه. و لا يعرب أيضا في الإقامة بل يقفها كما بيناه في الأذان و إن حدر الإقامة و لم يرتلها ترتيل الأذان جاز له ذلك بل هو السنة و لا بد في الأذان من ترتيل‏ حسب ما شرحناه‏ نظر شیخ طوسی در مبسوط: المبسوط في فقه الإمامية؛ ج‌1، ص: 99 و الأذان و الإقامة خمسة و ثلاثون فصلا: ثمانية عشر فصلا الأذان و سبعة عشر فصلا الإقامة. ففصول الأذان: أربع تكبيرات في أوله، و الإقرار بالتوحيد مرتين و الإقرار بالنبي مرتين و الدعاء إلى الصلاة دفعتين، و إلى الفلاح مرتين، و الدعاء إلى خير العمل مرتين، و تكبيرتان و التهليل دفعتين، و فصول الإقامة مثل ذلك و يسقط في أوله التكبير دفعتين، و يزيد بدله قد قامت الصلاة مرتين و يسقط التهليل مرة واحدة، و من أصحابنا من جعل فصول الإقامة مثل فصول الأذان، و زاد فيها قد قامت الصلاة مرتين «1» و منهم من جعل في آخرهما التكبير أربع مرات، فأما قول: أشهد أن عليا أمير المؤمنين و آل محمد خير البرية على ما ورد في شواذ الأخبار فليس بمعمول عليه في الأذان و لو فعله الإنسان يأثم به غير أنه ليس من فضيلة الأذان و لا كمال فصوله. ظاهرا لا یأثم به باشد که لا افتاده نظر شیخ طوسی در الخلاف الخلاف؛ ج‌1، ص: 278 مسألة 19 [عدد فصول الأذان] الأذان عندنا ثمانية عشر كلمة، و في أصحابنا من قال عشرون كلمة «1»، التكبير في أوله أربع مرات، و الشهادتان مرتين مرتين، حي على الصلاة مرتين، حي على الفلاح مرتين، حي على خير العمل مرتين، الله أكبر مرتين، لا إله إلا الله مرتين. و من قال عشرون كلمة قال: التكبير في آخره أربع مرات. مسألة 20 [عدد فصول الإقامة] الإقامة سبعة عشر فصلا على ترتيب فصول الأذان، و ينقص منه من التكبيرات في أولها تكبيرتين، و يزاد فيها بدلها قد قامت الصلاة مرتين بعد قوله حي على خير العمل، و ينقص من التهليل مرة واحدة. و من أصحابنا من قال: أن عددها اثنان و عشرون فصلا، أثبت عدد فصول الأذان على ما حكيناه «4»، و زاد فيها قد قامت الصلاة مرتين ... دليلنا: إجماع الفرقة، فإنهم لا يختلفون في أن ما قلناه من الإقامة و الأذان، و ان اختلفوا فيما زاد عليه، و قد بينا الوجه في اختلاف الأحاديث في هذا المعنى في الكتابين المقدم ذكرهما «5». @botshenasi
نظر شیخ طوسی در مصباح المتهجد مصباح المتهجد، ج‌1، ص: 29‌ و هما خمسة و ثلاثون فصلا الأذان ثمانية عشر فصلا و الإقامة سبعة عشر فصلا ففصول الأذان أربع مرات الله أكبر و أشهد أن لا إله إلا الله مرتين و أشهد أن مة إذا كان المقيم قد أتى بها بعد أذان «5»، فإن كان قد أتى بها بغير أذان ثنّى لا إله إلّا اللّه في آخرها. لنا: ما رواه إسماعيل الجعفي قال: سمعت أبا جعفر- عليه السلام- يقول: الأذان و الإقامة خمسة و ثلاثون حرفا، فعدّ ذلك بيده واحدا واحدا، الأذان ثمانية عشر حرفا، و الإقامة سبعة عشر حرفا «1». نظر علامه در منتهی المطلب: منتهى المطلب في تحقيق المذهب؛ ج‌4، ص: 374 مسألة: و فصول الأذان و الإقامة خمسة و ثلاثون: الأذان ثمانية عشر، و الإقامة سبعة عشر. صورة الأذان: الله أكبر، الله أكبر، الله أكبر، الله أكبر. أشهد أن لا إله إلا الله، أشهد أن لا إله إلا الله. أشهد أن محمدا رسول الله، أشهد أن محمدا رسول الله. حي على الصلاة، حي على الصلاة. حي على الفلاح، حي على الفلاح. حي على خير العمل، حي على خير العمل. الله أكبر، الله أكبر. لا إله إلا الله، لا إله إلا الله. و الإقامة مثل ذلك الا انه يسقط فيها التكبير مرتين من أولها، و مرة واحدة لا إله إلا الله في آخرها، و يزاد فيها بعد حي على خير العمل: قد قامت الصلاة مرتين. هذا الذي عليه فتوى أكثر علمائنا و إن اختلفت أخبارهم. و خالفنا الجمهور في مواضع، تشتمل عليها مسائل. علامه حلی در النهایة به صراحت میگوید که شهادت ثالثه در اذان جایز نیست و بر کیفیتی که ذکر کرده به حق ادعای تواتر می کند: نهاية الإحكام في معرفة الأحكام؛ ج‌1، ص: 411 الأذان عند علمائنا ثمانية عشر فصلا: التكبير من أوله أربع مرات، ثم باقي الفصول مثنى، فيعقب التكبير بالشهادة بالتوحيد مرتين، ثم بالشهادة بالرسالة مرتين، ثم بالدعاء إلى الصلاة مرتين، ثم بالدعاء إلى الفلاح مرتين، ثم بالدعاء إلى خير العمل مرتين، ثم بالتكبير مرتين، ثم بالتهليل مرتين. لأن أبا محذورة قال قلت: يا رسول اللّٰه علمني سنة الأذان؟ قال تقول: اللّٰه أكبر، فذكر أربع مرات «3». و تواتر النقل عن أهل البيت عليهم السلام في وصف الأذان بما ذكرناه، و هم أعرف بكيفيات العبادات، لأن الوحي في بيتهم نزل، و أمر النبي صلى اللّٰه عليه و آله بلالا بأن يشفع الأذان. يدل على تثنية التهليل، و قول الصادق عليه السلام لما وصف الأذان: لا إله إلا اللّٰه، لا إله إلا اللّٰه «1». و لأنه كغيره من الفصول، فكان مثنى بخلاف التكبير في أوله، لوقوعه ابتداء حالة الغفلة، و لشدة الاهتمام بالتكبير، و لهذا جعلت فصوله مكررة في أوله و آخره. نهاية الإحكام في معرفة الأحكام؛ ج‌1، ص: 412 و الإقامة عند علمائنا سبعة عشر فصلا، كالأذان مثناة، إلا أنه يسقط من التكبير في أولها مرتان، و من التهليل في آخرها مرة، و يزاد بعد «حي على خير العمل» «قد قامت الصلاة» مرتان، لقول أبي محذورة: إن رسول اللّٰه صلى اللّٰه عليه و آله علمه الإقامة سبعة عشرة كلمة «2»، و قول الصادق عليه السلام: الإقامة مثنى مثنى «3». و قد ورد استحباب التكبير في آخر الأذان أربع مرات، و في أول الإقامة كذلك، و في آخرها أيضا، و تكرار التهليل في آخرها مرتين. و لا يجوز قول «إن عليا ولي اللّٰه» و «آل محمد خير البرية» في فصول الآذان، لعدم مشروعيته. @botshenasi
⚔پاسخ به دجّال موسوم به منصور هاشمی (خذله الله) (9) 🔥جهل به تاریخ «امويان، واپسين گروهي بودند که اسلام آورده بودند، بلکه نوعاً تا مجبور نشده بودند اسلام نياورده بودند و از اين رو، سابقه ي بيشترين دشمني با آن و کمترين فراگيري از آن را داشتند.» (بازگشت به اسلام، ص152) ❌کسی که مدّعی بازگشت به اسلام و زمینه سازی و قیام برای ظهور مصلح کلّ است؛ باید تاریخ اسلام را بداند؛ امّا این نویسنده از حدّاقلّ سواد تاریخی نیز بی بهره است! زیرا بر اهل اطّلاع مخفی نیست که بنی امیّه آخرین گروهی نبودند که اسلام آوردند. بنی امیه در فتح مکّه همراه با دیگر قرشیان مجبور به پذیرش اسلام شدند و پس از آن از روی اجبار و نفاق، در غزوات رسول خدا صلی الله علیه و آله -مانند جنگ حنین در مقابل هوازن و ثقیف- حضور داشتند. تا پایان عمر رسول اکرم صلی الله علیه و آله همچنان نمایندگان قبائل عرب به سوی ایشان آمده و اظهار تسلیم و اسلام می کردند. @botshenasi
@botshenasi ⚔پاسخ به دجّال موسوم به منصور هاشمی (خذله الله) (10) 🔥امتناع تخصیص قرآن به سنّت «تخصيص قرآن با سنّت پيامبر ممکن نيست؛ مگر آنکه سنّتي متواتر و آشکار مانند قرآن باشد که در اين صورت، تخصيص قرآن با آن ممکن است، ولي پوشيده نيست که چنين سنّتي وجود ندارد؛ زيرا مشهورترين رواياتي که در صدد تخصيص قرآن است، از تواتر و آشکاري قرآن برخوردار نيست و با اين وصف، صلاحيّت تخصيص قرآن را ندارد؛ با توجّه به اينکه در موارد تعارض، روايت ضعيفتر بر روايت قويتر مقدّم نميشود.» (بازگشت به اسلام، ص195 و 196) 🌱پاسخ: 1. تواتر موجب قطع است و ترجیح یک نقل متواتر بر دیگری؛ به سبب بیشتر بودن طرقش، جاهلانه است. مثلاً اگر هزار نفر نقل کنند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فلان امر را کرده و سپس نهصد نفر نقل کنند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله آن امر را نسخ کرده است؛ هیچ عاقلی نمی گوید که چون هزار نفر بیشتر از نهصد نفرند؛ پس ما ناسخ را نمی پذیریم و به منسوخ عمل میکنیم! چون هر دو نقل به تواتر ثابت شده و مقایسه تعداد طرق وجهی ندارد. در مورد قرآن و سنت نیز وضعیت همین طور است؛ اگر سنت به تواتر ثابت شود؛ اهمیتی ندارد که طرق آن کمتر از طرق نقل قرآن باشد یا نباشد. ترجیح قوی السند بر ضعیف السند جایی است که صدور ظنی باشد نه آن که هر دو متواتر و قطعی الصدور باشند!! متأسّفانه منصور دجّال از فهم اوّلیّات هم بی بهره است. 2. اصلاً چنین نیست که تواتر سنت، کمتر از تواتر قرآن باشد؛ بلکه در بسیاری موارد، قطعاً بیشتر است. نمونه روشن تعداد رکعات نمازهای روزانه است. 3. تخصیص قرآن به سنّت از ضروریات دین است و انکار آن به منزله هدم اسلام. به عنوان مثال خداوند فرمود: وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما (المائدة، 38) هم «سارق» و هم «سارقة» و هم «فاقطعوا» و هم «ایدیهما» مطلق است. آیا می توان با تمسّک به اطلاق ظاهری آیه، دست هر زن و مرد دزدی را از بیخ برید؟! با این که سنّت قطعی متواتر و اجماعی، این است که هر دزدی مستحقّ قطع ید نیست و دست هم از بیخ نباید بریده شود. ⚠️گفتنی است: منصور دجّال این مبنای صد در صد باطل را از «جماعت قرآنیه» و بدعتگذارانی چون «صادقی تهرانی» اخذ کرده است. @botshenasi