eitaa logo
بُت شناسی
3هزار دنبال‌کننده
475 عکس
571 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
رات. قال ابن الجنيد «4»: التهليل في آخر الإقامة مرة واحد @botshenasi
⚔پاسخ به دجّال موسوم به منصور هاشمی (11) 🔥تناقض گویی و سفسطة أخبرنا عبدُ السّلامِ بْنُ عبدِ القَیُّوم قال: سألتُ المنصورَ الهاشِميَّ الخُراسانيَّ عَنِ الأخْذِ بِالرِّوایةِ فَکَرِهَهُ و قال: ما أنْزَلَ اللّهُ مِنْ رِوایةٍ إلّا ما تَواتَرَ عَلَیْهَا الألْسُنُ و ذلِکَ لِأنَّ اللّهَ لا یُعْبَدُ بِالظَّنِّ و إنَّما یُعْبَدُ بِالیَقین! قلتُ: و ما حَدُّ التَّواتُر؟ قال: ما یَسْتَیْقِنُ بِهِ عُقَلاءُ النّاس! قلتُ: و کَمْ ذا؟ قال: أَرْبَعَةُ رِجالٍ ذَووا عَدْلٍ إذا لَمْ یَخْتَلِفُوا، کَما قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: «لَوْلَا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ ۚ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَٰئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ»! قُلْتُ: رُبَّما یَخْتَلِفُونَ في أَلْفاظِهِمْ و المَعْنِيُّ واحِدٌ! قالَ: لا بَأسَ بِهِ و لا یَکُونَ بَعْضُهُمْ قُرَناءَ بَعْضٍ فَیُتَّهَمُوا في رِوایَتِهِمْ! ثُمَّ مَکَثَ هُنَیْئَةً ثُمَّ قالَ: إنَّ السَّلَفیَّةَ تَرَکُوا العَقْلَ فَشاهَتْ وُجُوهُهُمْ! ترجمه‌ی گفتار: عبد السّلام بن عبد القیّوم بلخی ما را خبر داد، گفت: از منصور هاشمی خراسانی درباره‌ی اخذ کردن به روایت پرسیدم، پس آن را ناپسند شمرد و فرمود: خداوند روایتی را نازل نکرده، مگر چیزی که زبان‌ها بر آن تواتر یافته‌ است و این از آن روست که خداوند با ظن پرستش نمی‌شود، بلکه تنها با یقین پرستش می‌شود! عرض کردم: حدّ تواتر چیست؟ فرمود: چیزی که عقلای مردم با آن یقین پیدا می‌کنند! عرض کردم: آن چند نفر است؟ فرمود: چهار مرد عادل هنگامی که با یکدیگر اختلاف نکرده باشند؛ چنانکه خداوند بلندمرتبه فرموده است: «چرا چهار شاهد بر آن نیاوردند؟! پس چون چهار شاهد بر آن نیاوردند، آنان نزد خداوند دروغگویان هستند»! عرض کردم: چه بسا آنان در الفاظ خود اختلاف کرده‌اند، ولی معنا یکی است! فرمود: اشکالی ندارد و برخی‌شان همنشین برخی دیگر نباشند تا در روایت‌شان (به اخذ از یکدیگر یا تبانی با هم) متّهم شوند! در این هنگام مدّتی سکوت نمود و سپس فرمود: هرآینه سلفیان عقل را وا نهادند، پس روی‌ها‌شان زشت شد! (کانال دجّال مذکور) 🌱پاسخ: اوّلاً خود این روایت واحد است آن هم از شخصیتی خیالی به نام «عبد السّلام بن عبد القیّوم البلخی» پس خود را نقض می کند! ثانیاً اسناد به آیه «لو لا جاؤوا علیه ...» مغالطه ی محض است زیرا اوّلاً این آیه مخصوص شهادت بر زنا است و ثانیاً تنها اعتبار قضایی آن مدّ نظر است نه چیز دیگر. آیا منصورِ دجّالِ کذّاب این آیات را ندیده؟! : 1. وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏ (البقرة، 282) 2. وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ (الطلاق، 2) 3. إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ (المائدة، 106) ثالثاً حکایت خیالی دیگری که در کانالش نقل شده با مبنای فوق در تضادّ است: أخْبَرَنا عَبْدُ السَّلامِ بْنُ عَبْدِ القَیُّوم، قال: سَمِعْتُ المنصورَ یَقولُ: لَوِ ٱسْتَطَعْتُ لَمَحَوتُ الحَدیثَ کُلَّهُ إلّا «إِنِّي تارِکٌ فیکُمْ ما إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي: کتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَیْتِي» فَإِنَّ فِیهِ کِفایةً وَ لَو کُنْتُ مُبْقِیاً سِواهُ لَأَبْقَیْتُ: «عَلَیْکُمْ بِسُنَّتِي وَ سُنَّةِ الخُلَفاءِ الرّاشِدینَ المَهْدِیِّینَ مِنْ بَعْدِي فَتَمَسَّکُوا بِها وَ عَضُّوا عَلَیْها بِالنَّواجِذ»! ترجمه‌ی گفتار: عبد السلام بن عبد القیّوم ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: اگر می‌توانستم همه‌ی حدیث را پاک می‌کردم مگر «هرآینه من در میان شما چیزی را بر جا می‌گذارم که اگر به آن تمسّک جویید هرگز پس از من گمراه نمی‌شوید: کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم هستند»؛ چراکه در آن کفایت است و اگر چیزی جز آن را باقی می‌گذاشتم هرآینه این را باقی می‌گذاشتم: «بر شما باد به سنّت من و سنّت خلفاء راشد و مهدیّ بعد از من، پس به آن تمسّک جویید و آن را با دندان بگیرید»! بدیهی است که با ملاکی که این دجّال برای تواتر بیان کرده؛ روایات متواتر بسیار زیاد است و محصور به این دو حدیث نیست بلکه حتی با سختگیرانه ترین ملاکی که برای تواتر در نظر بگیریم؛ باز هم روایات متواتر بسیار زیاد است؛ پس تلاش او برای محو حدیث، از نصب باطنی و کفر و زندقه نشئت گرفته نه از احتیاط منطقی در پذیرش روایات. @botshenasi
بُت شناسی
⚔پاسخ به دجّال موسوم به منصور هاشمی (11) 🔥تناقض گویی و سفسطة أخبرنا عبدُ السّلامِ بْنُ عبدِ القَیّ
⚔پاسخ به دجّال موسوم به منصور هاشمی (خذله الله) (12) 🔥ناتوانی از درک بدیهیات «کساني که عقل را رقيب شرع مي پندارند، از اين واقعيت بزرگ غافل اند که عقل و شرع از يک منشأ نشأت گرفته اند و هر دو مخلوق خداي واحدند! آيا در خلقت خداي واحد اختلاف است و برخي مخلوقات او برخي ديگررا نقض مي کنند؟! ... اعتقاد به تضادّ عقل و شرع، يک اعتقاد شرک آميز است که در برابر اعتقاد توحيدي پديد آمده است؛ چرا که وجود دوگانگي در عالم و ضدّيت تکوين با تشريع، تنها بر پايه ي الحاد پذيرفتني است!» (بازگشت به اسلام، ص28) 🌱شکّی نیست که دین و خرد، همسو و هماهنگ اند؛ اما استدلال منصورِ کذّاب جدّاً مضحک است! این که کسی بگوید: «چون خالق دو چیز مختلف، واحد است؛ پس آن دو تضادّی ندارند» نشانه عجز او از درک اوّلیّات معرفت است. زیرا این که عالم پر است از اضداد؛ وجدانی و بدیهی است و این نیز که خالق همه این اضداد، خدای واحد است؛ امری است آشکار. جالب این که منصورِ دجّال می گوید: «وجود دوگانگی در عالم ... تنها بر پایه الحاد پذیرفتنی است!!!» بنابراین منصور دو راه بیشتر ندارد؛ یا وجود دوگانگی را در عالم انکار کند؛ که بر سفاهت خود صحّه گذاشته و یا به الحاد اقرار نماید! وجود دوگانگی در عالم نه تنها مستلزم الحاد نیست؛ بلکه نزد خردمندان از بهترین نشانه های خداشناسی است: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «بِمُضَادَّتِهِ بَيْنَ الْأَشْيَاءِ عُرِفَ أَنْ لَا ضِدَّ لَهُ وَ بِمُقَارَنَتِهِ بَيْنَ الْأَشْيَاءِ عُرِفَ أَنْ لَا قَرِينَ لَهُ ضَادَّ النُّورَ بِالظُّلْمَةِ وَ الْيُبْسَ بِالْبَلَلِ وَ الْخَشِنَ بِاللَّيِّنِ وَ الصَّرْدَ بِالْحَرُورِ مُؤَلِّفٌ بَيْنَ مُتَعَادِيَاتِهَا وَ مُفَرِّقٌ بَيْنَ مُتَدَانِيَاتِهَا دَالَّةً بِتَفْرِيقِهَا عَلَى مُفَرِّقِهَا وَ بِتَأْلِيفِهَا عَلَى مُؤَلِّفِهَا» «از این که خداوند، میان اشیاء ضدّیت قرار داده؛ دانسته می شود که خود ضدّی ندارد. و از این که میان اشیاء مقارنت قرار داده؛ دانسته می شود که خود قرینی ندارد. نور را با ظلمت و خشکی را با تری و خشن را با نرم و سرد را با گرم متضادّ قرار داده است. بین اشیائی که با هم ستیز دارند؛ الفت و نزدیکی بر قرار کرده و بین اشیائی که به هم نزدیک و متمایل اند؛ جدایی انداخته تا جدا کردن اینها دلیل بر وجود جداکننده و جمع کردن آنها دلیل بر وجود جمع کننده، باشد.» 📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏1 ؛ ص139 باز تأکید میکنیم که دین با خرد هماهنگ است اما استدلالی که منصور آورده جاهلانه است. بدتر این که مخالفت با استدلال سفیهانه خود را مستلزم شرک و الحاد دانسته است. ضمناً به اعتقاد شیعیان «جهل» و «عقل» هر دو مخلوق خداوند متعال اند. به باب عقل و جهل کتاب کافی رجوع کنید. @botshenasi
شهادت بر ولایت امیرالمومنین علیه السلام «قسمت آخر» آنچه که از روایات متواتر شیعه در دست ما هست و بزرگان امامیه فرمودند : شهادت بر ولایت امیرالمومنین علیه السلام جزء فصول اذان نیست. اما چون شهادت بر ولایت امیرالمومنین علیه السلام شعار شیعه و رکن شیعه است لذا علما حکم استحباب آن را دادند و افضل قربات دانستند. اما عده ای بخاطر اینکه از دست نشانده های عمریه هستند و قصد ایجاد نفاق بین شیعه دارند با بیسوادی و جهل و عداوت با تمسک به روایات عامه که آن هم وجوب را اثبات نمیکندبه سب و لعن مراجع میپردازند و همچنین با تقطیع روایات عداوت خود با مذهب و مراجع شیعه را علنی کرده. لذا از کتب معتبر شیعه اثبات شد که شهادت ثالثه جز اذان و اقامه نیست @botshenasi
☀️ قال رسول الله صلّی الله علیه و آله: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ‏ أَمَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ. (بصائر الدرجات ؛ کتابخانه آیت الله مرعشی؛ ج‏1 ؛ ص413) 🔥صادقی تهرانی لعنه الله: «حَسبُنا کِتابُ اللهِ» ... این سخن عُمَر «کَلِمَةُ حَقَّ یُرادُ بِهَا الباطِلُ» بوده ... ⏱ به زودی در کانال بت شناسی ان شاء الله: ✅ ردِّ مبانی جماعت قرآنیة ✅ بیان رسوایی های قرآنیّون و شرح انحرافات آنان ✅ نقد تفسیر المیزان @botshenasi
⚖ نقد قرآنیة (1) 📗 بیّن بودن قرآن از دیدگاه «المیزان» «قرآن خود را هدايت مردم و بيناتى از هدى، و جدا سازنده حق از باطل معرفى نموده، مى‏فرمايد: «هدى للناس و بينات‏ من الهدى و الفرقان»، آن وقت چطور ممكن است هدايت، و بينه، و فرقان، و نور مردم در تمامى حوائج زندگيشان باشد، ولى در ضرورى‏ترين حاجتشان كه فهم خود قرآن است، نه هدايت باشد، و نه تبيان، و نه فرمان، و نه نور؟» (ترجمه تفسير الميزان؛ دفتر انشارات اسلامی؛ ج‏1؛ ص18) 🌱پاسخ: قرآن خود فرموده است: وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ‏ (النحل، 44) بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ في‏ صُدُورِ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلاَّ الظَّالِمُونَ‏. (العنکبوت، 49) بنابر روایات متواتر، مراد از «اوتوا العلم» امامان بزرگوار شیعه می باشند. برای مطالعه برخی از این روایات، رجوع کنید به: 1. بصائر الدرجات؛ کتابخانه آیت الله مرعشی؛ ج‏1 ؛ ص204؛ باب في ان الأئمة أوتوا العلم و أثبت ذلك في صدورهم‏ 2. تفسير فرات الكوفي؛ مؤسسه چاپ و نشر سازمان ارشاد؛ ص319 3. الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏1 ؛ ص213؛ بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ قَدْ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ أُثْبِتَ فِي صُدُورِهِمْ‏ 4. تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ مؤسسة النشر الاسلامی؛ ص423 5. البرهان في تفسير القرآن؛ مؤسسة البعثة؛ ج‏4 ؛ ص325 و ... ❌تحریف لفظی و معنوی حدیث در تفسیرِ المیزان آقای طباطبایی که این احادیث متواتر را مخالف مبنای تفسیری خود دیده؛ آن را چنین تأویل کرده است: «... و في الكافي، بإسناده عن العبدي عن أبي عبد الله (ع): في قول الله عز و جل: «بل هو آيات بينات في صدور الذين أوتوا العلم‏» قال: هم الأئمة. أقول: و هذا المعنى مروي في الكافي، و في بصائر الدرجات، بعدة طرق: و هو من الجري بمعنى انطباق الآية على أكمل المصاديق بدليل الرواية الآتية. و في البصائر، بإسناده عن بريد بن معاوية عن أبي جعفر (ع) قال: قلت له: «بل هو آيات بينات في صدور الذين أوتوا العلم‏» فقال: أنتم هم من عسى أن يكونوا؟» (الميزان في تفسير القرآن ؛ ج‏16 ؛ ص142) ✅ حمل روایات بر جری و انطباق، قابل قبول نیست؛ زیرا متن همه روایات صریح یا ظاهر در حصر است؛ مانند: «... هُمُ الْأَئِمَّةُ ع خَاصَّةً.» (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏1 ؛ ص214) ⚠️ عجب این که ایشان برای اثبات تأویل خود به روایتی استناد کرده که اصلاً وجود ندارد: «البصائر، بإسناده عن بريد بن معاوية عن أبي جعفر (ع) قال: قلت له: «بل هو آيات بينات في صدور الذين أوتوا العلم‏» فقال: أنتم هم من عسى أن يكونوا؟» ایشان از ترکیب و تغییرِ دو روایت بصائر، حدیث خیالی عجیب و غریبی، آفریده که معنایی کاملاً واژگونه دارد: متن بصائر: 1- حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ‏ بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ‏ قالَ إِيَّانَا عَنَى. 2- حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ‏ قَالَ أَنْتُمْ هُمْ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مَنْ عَسَى أَنْ يَكُونُوا. (بصائر الدرجات؛ کتابخانه آیت الله مرعشی؛ ج‏1 ؛ ص204) می بینیم که هر دو حدیث صریحاً مخالف تأویل آقای طباطبایی است؛ اما ایشان حدیث ابوبصیر را به برید بن معاویه نسبت داده و متن را هم کاملاً تغییر داده و کلام راوی را به امام و کلام امام را به راوی نسبت داده و چند کلمه هم از وسط انداخته تا معنایی بدهد که مورد نظر ایشان است!! البته ما اصرار نداریم که این تحریفات عمدی صورت گرفته باشد؛ ولی چنین سهو بزرگی از یک مفسّر پذیرفته نیست؛ آن هم وقتی در راستای تفکّر خود او و کاملاً در تضادّ با متن اصلی روایت باشد. @botshenasi
📢اشعاری که حسن زاده آملی مدّعی است خداوند در مدح او سروده‼️ "حسن زاده آملی در دروس هيئت (ج‏1، ص 321) و كلمه صد و شانزدهم از هزار و يك كلمه (ج‏1، ص 173) نوشته است: به اقتضاى طبع جوانى ژوليده و شوريده، نامه ‏اى منظوم، شيرين و دلنشين، بيش از يكصد و پنجاه بيت به پيشگاه خداوند سبحان تقديم داشتم. پس از ارائه ارادت و وظيفه بندگى و مطالبى خواندنى عرض كردم: فاعلاتن مفاعلن فَعَلن‏ لطف فرما نگر بحال حسن‏ من به فرمان تو گرفتم زن‏ اوفتادم به كوچه و برزن‏ تو خود اى سرور من آگاهى‏ هر كجايى كه بود بنگاهى‏ پاسخ پرسش من از خانه‏ اوّلا بچه دارى تو يا نه‏ از تحيّر سر اوفكنده بزير چه كنم در جواب او تقرير نه دروغ است و راست با أمّا با لن و ليس و لم و لمّا با همه فضل و دانش و فرهنگ‏ كج و مُعوَجّ شدم چو يك خرچنگ‏ بس كه گشتم به كوچه پس كوچه‏ شدم از لاغرى چو يك جوجه‏ كوچه و جوجه را پريشانى‏ كرده هم قافيه كه خود دانى‏ گر تو باشى بگو چه چاره كنى‏ خانه‏اى بهر خود اجاره كنى‏ ار حسن زاده ‏ات گنهكار است‏ كاينچنين رنج را سزاوار است‏ رحم بر طفل شيرخوارش كن‏ يا به مامان دل فگارش كن ... و حق تعالى نيز به مفاد ردّ جواب الكتاب واجب كوجوب ردّ السلام جواب نامه را به نظم بيش از شصت بيت بدين عنوان مرحمت فرموده است: اى جوان مرد پاك آزاده‏ دوست مهربان حسن‏زاده‏ تا پس از چند بيتى به تفقّد خواجگى و دلجويى و بنده ‏پرورى فرموده است: فاعلاتن مفاعلن فَعَلن‏ چشم‏ها شد به نامه‏ ات روشن‏ نامه ‏اى كاينچنين بلند بود بايد از چون تو ارجمند بود آفرين بر تو باد و نامه تو نقش شيرين شَهد خامه تو آن دبير فلك عطارد ما از دبيرى بداد استعفا كه كسى را چنين قلم باشد خود دبيرى من ستم باشد زهره‏ از وجد چنگ زد در دف‏ زده كفّ الخضيب كف بر كف‏ شده برجيس مشترى‏ كه بها مى‏دهم در إزاى آن خود را آنچه در آسمانم افرشته است‏ دست از كار خود فروهشته است‏ مشك را با گلاب بسرشته است‏ نسخه‏اى بهر خويش بنوشته است‏ شد فضاى فلك پُر از به‏به‏ زهره از شعر تو زند چهچه‏ ليك اى پادشاه ملك سخن‏ حسنِ آملىّ پاك دهن‏ هرچه بينى در اين نشيب و فراز همه با حكمتى بود دمساز هر كه او را روان بيدار است‏ داند هر جا گل است با خار است‏ گر بسِرّ القَدَر خبر يابى‏ خير بر خير سر بسر يابى ..." ‼️ در کلمه 332 از هزار و يك كلمه (ج‏3 ص 267) نوشته است: "در زمان جوانى كه بهار زندگانى بود بر اثر روى آوردن برخى از احوال كه آن را در درس پنجاه و نهم دروس هيئت و ديگر رشته ‏هاى رياضى نگاشته ‏ايم، نامه ‏اى بيش از يكصد و پنجاه بيت به خداوند سبحان ارسال داشته ‏ايم، آن جناب نيز جواب نامه را به بيش از شصت بيت مرحمت فرموده‏ اند و در طليعه آن گفته آمد: اى جوانمرد پاك آزاده ‏ دوست‏ مهربان‏ حسن ‏زاده‏ آن دبير فلك عطارد ما از دبيرى بداد استعفا كه كسى را چنين قلم باشد خود دبيرى من ستم باشد" ‼️به به، آسمان ها همه بیکار شده اند مشغول نسخه برداری از نامه حسن زاده به خدا گشته اند!! 📖 و مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْ‏ءٌ ... (الانعام، 93) @botshenasi
‼️حسن زاده و ادعای تثلیث زاویه «حسن زاده آملی: در شب پنجشنبه بيستم ذى القعده 1397 (ه. ق)/ 1356 8 12 (ه. ش) بعد از انقضاى جلسه در اثناى راه به مناسبتى سخن از رياضيات به ميان آمد [علامه طباطبایی] فرمودند: استاد ما آسيد حسين بادكوبه اى در نجف به ما امر فرمود كه تحرير اقليدس را بخوانيم، مدت دو سال و اندى در محضر آقا سيد ابوالقاسم خوانسارى تحرير مذكور و رياضيات مى خوانديم. فرمودند: مرحوم آقا سيد ابوالقاسم خوانسارى در رياضيات بسيار متبحر بود حتى از دانشگاه سئوالاتى براى او ميفرستادند در معادلات جبر و مقابله يكى از متبحرين بود، تثليث‏ زاويه كرد ولى به ما ياد نداد، و اخيرا در هند مرحوم شد.» 📚يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى قدس سره؛ نشر شفق؛ 86 ‼️تثلیث زاویه از نظر ریاضی دانها این ادعا از نظر ریاضی دانها مردود بوده و در قرن نوزدهم امتناع آن ثابت شده است: http://www.roshd.ir/Default.aspx?tabid=290&EntryID=4877&SSOReturnPage=Check&Rand=0 https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%AB%D9%84%DB%8C%D8%AB_%D8%B2%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%87 http://rch.ac.ir/article/Details/7404 معلوم نیست مسأله ای که ثابت شده حلّش محال است؛ چگونه توسط آقای خوانساری حل شده؟! بدیهی است که مراد تثلیث زاویه در حالت کلی و مثلاً زاویه 60 درجه است و گر نه تثلیث برخی زوایا مانند 90 درجه کار بسیار ساده و ابتدایی است. @botshenasi
⚖ نقد قرآنیه (2) شأن نزول آیات برخی از قرآنیّون، یاوه گویی را بدان جا رسانده اند که ضرورت علم به شأن نزول را مطلقاً منکر می شوند. از جمله «محمّد صادقی تهرانی» ، بدعتگذار هتّاک در تفسیر خود می نویسد: «ان شؤون نزول الآيات و إن كانت تساعد على تفهّم معانيها أحيانا و لكنّها ليست شرطا في التعرّف الى معاني آيها ... فالآيات مستقلة في دلالاتها على معانيها، عرفت شؤونها أم لا ... و اما شؤون نزولها فلا شأن لها أصيلا في تفسيرها، و إنما الشأن الأصيل هو شأن الآيات أنفسها دون شؤون سواها.» (الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن و السنة؛ نشر فرهنگ اسلامی؛ ج‏1؛ ص50) 🌱پاسخ: حتی فهم ظاهر بسیاری از آیات بدون دانستن شأن نزول محال است. نمونه: 1. الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً (المائدة، 3) «الیوم» (=امروز) یعنی چه روزی؟! آیا در ظاهر قرآن مشخص شده؟ 2. لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما في‏ قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَريباً (الفتح، 18) «تحت الشجرة» به چه واقعه ای اشاره دارد؟ اگر لازم نبود دانسته شود؛ چرا اشاره شده؟ 3. غُلِبَتِ الرُّومُ‏. في‏ أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ‏. في‏ بِضْعِ سِنينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ‏. (الروم، 2-4) ماجرای روم چیست؟ شادی مؤمنان برای چیست؟ آیا تفسیر قرآن به قرآن می تواند این آیات را شرح دهد؟!! 4. إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ (القدر، 1) شب قدر چه شبی است؟! از تفسیر قرآن به قرآن نهایتاً معلوم شود که در ماه مبارک رمضان است؛ اما کدام شب؟ 5. إِنَّ الَّذينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ ..‏. (النور، 11-16) ماجرای افک چیست؟! بدون دانستن شأن نزول چگونه می توان این آیات را فهم کرد؟! 6. وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتي‏ أَرَيْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزيدُهُمْ إِلاَّ طُغْياناً كَبيراً. (الاسراء، 60) مراد از این رؤیا چیست؟! بدون دانستن روایات شأن نزول چگونه می توان آن را فهمید؟ آیا آیه ای وجود دارد که ظاهرش ماجرای رؤیا را به ما بفهماند؟! 7. تَبَّتْ يَدا أَبي‏ لَهَبٍ وَ تَبَ‏ .. (سورة المسد) ابولهب کیست؟ زنش کیست؟ این آیات به چه واقعه ای اشاره دارد؟ از کجای قرآن می توانید این سوره را شرح دهید؟ 8. إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً (الفتح، 1) به چه ماجرایی اشاره دارد؟! 9. ... هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا (التوبة، 74) درباره چه واقعه ای سخن می گوید؟ آیا ظاهر قرآن به تنهایی پاسخگو است؟ از این دست آیات کم نیست. هر کس اندک آشنایی با قرآن داشته باشد؛ می داند که قرآن به تنهایی مفسّر خویش نیست و بدون روایت، حتی ظاهر برخی آیات قابل فهم نیست. ☀️علم شأن نزول نزد کیست؟ تنها امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان بعد از او هستند که شأن نزول تمام آیات و تنزیل و تأویل آن را می دانند: عن علقمة بن قیس قال: قال علیّ (ع): سَلُونِي يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ قَبْلَ أَنْ لَا تَسْأَلُونِّي فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا نَزَلَتْ آيَةٌ إِلَّا وَ أَنَا أَعْلَمُ بِهَا أَيْنَ نَزَلَتْ وَ فِيمَنْ نَزَلَتْ فِي سَهْلٍ أَمْ فِي جَبَلٍ أَوْ فِي مَسِيرٍ أَمْ فِي مَقَامٍ. «ای اهل کوفه از من بپرسید قبل از آن که [مرا از دست بدهید و] نتوانید از من سؤال کنید. به خدایی که جانم در دست او است؛ هیچ آیه ای نازل نشده؛ مگر این که من به آن داناترم. می دانم در کجا و درباره ی چه کسی نازل شده است. در زمین هموار نازل شده است یا در کوه. در حال حرکت نازل شده است یا در حال اقامت.» 📚شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ؛ مجمع إحياء الثقافة الإسلامية؛ ج‏1 ؛ ص40 @botshenasi
⚖ نقد قرآنیه (3) ژاژخایی «علی اصغر غروی» درباره آیه «اخرجنا لهم دابّة من الارض» : «قرآن دو نوع کلام را در برابر هم می‌گزارد، کلام وحی (کلام الهی، کلام فطرت، کلام عقل) و کلام دابة الارض. پس دو نوع کلام داریم و انسان می‌تواند مخاطب دو نوع سخنگو قرار بگیرد؛ یک گروه از مردمند که از طریق انبیاء الهی مورد خطاب خداوند قرار می‌گیرند و یک گروه از مردم هم کسانی هستند که مستحِق و سزاوار عذاب الهی می‌شوند و نشانۀ بروز و وقوع این عذاب این است که «أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ»(النمل-82) «از دل زمین جنبنده‌یی را خارج می‌کنیم که سخنگوی آنها می‌شود.» این آیه دائماً و به طور پیوسته در جوامع بشری تحقق پیدا می‌کند. در هرجایی و در هرزمانی که سخنان گوینده برای مخاطبانش بی‌معنا و بی‌مفهوم بوده و در آن انحراف باشد نه هدایت، این نشانۀ وقوع عذاب است. اینها همه روزنامه را نگاه کنید، در سطح دنیا با مردم سخن می‌گویند، اما نود درصد از این سخنان در راستای تحریف افکار عمومی دنیا است، و در راستای هدایت نیست. پس ما سزاوار عذابیم که سخنگویانمان دابّة الارضند.» (ارباب حکمت، کانال نشر افکار منحرف محمد جواد و پسرش علی اصغر غروی) 🌱پاسخ: آیات شریفه این است: «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ‏. وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ‏. حَتَّى إِذا جاؤُ قالَ أَ كَذَّبْتُمْ بِآياتي‏ وَ لَمْ تُحيطُوا بِها عِلْماً أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‏. وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا يَنْطِقُونَ‏.» (النمل ، 82-85) اوّلاً ظاهر آیات به صدای رسا از حادثه ای عظیم در آینده خبر می دهد نه آن چه غروی ادّعا کرده است. ثانیاً ظاهر آیات ندا می دهد که «دابّة من الارض» از جانب خداوند سخن می گوید و کلامش روشن و روشنگر است. حال معلوم نیست جناب «دکتر علی اصغر غروی» چگونه از این آیات، چنان برداشت سخیفی نموده است؟! البته چنین سخنانی از این شخص ملحد که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را انکار کرده و به حضرت مریم سلام الله علیها همان تهمتی را زده که یهودیان زده اند؛ هیچ استبعادی ندارد. ⏱به زودی معنای صحیح آیه را با استفاده از روایات ذکر کرده و به یاوه سرایی های «صادقی تهرانی» در تکذیب این روایات؛ پاسخ خواهیم داد؛ ان شاء الله. @botshenasi
⚖ نقد قرآنیه (4) 📖 تفسیر صحیح «دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ‏» (النمل، 82) امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «أَنَا دابَّةُ الأَرض» (مختصر البصائر؛ مؤسّسة النشر الاسلامی؛ ص483) مراد از «دابّة» در این آیه، امیرالمؤمنین است و آیه «رجعت» ایشان را بیان می کند. علاوه بر ظاهر سیاق آیات، روایات اهل بیت (ع) در این معنا متواتر و بین شیعه و سنی مشهور و با عقل و فطرت هماهنگ است. برای نمونه به منابع زیر رجوع شود: 1. الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏1 ؛ ص197 2. بصائر الدرجات؛ کتابخانه آیت الله مرعشی؛ ج‏1 ؛ ص199 و 514 3. رجال الكشي؛ دانشگاه مشهد؛ ص93 4. تفسير فرات الكوفي؛ مؤسسه چاپ و نشر وزارت ارشاد؛ ص 373 5. تفسير القمي؛ دار الکتاب؛ ج‏2 ؛ ص130و 131 6. مختصر البصائر؛ مؤسسة النشر الاسلامی؛ صص 133 و 138 و 147 و 148 و 201 و 479 و 481 و 483-489 7. كتاب سليم بن قيس الهلالي، نشر الهادی، ج‏2، ص 563 و 562 8. غرر الأخبار؛ نشر دلیل ما؛ صص 61 و 141 و 159 9. تأويل الآيات الظاهرة؛ مؤسسة النشر الاسلامی؛ ص399 و 400 و 833 10. مناقب آل أبي طالب؛ نشر علّامه؛ ج‏2 ؛ ص118 و ج3؛ ص102 و284 11. مجمع البيان، ذیل آیه، نشر ناصرخسرو، ج‏7، ص 365 12. میزان الاعتدال، شمس الدین الذهبی، ذیل ترجمه جابر بن یزید الجعفی، 13. تفسير جوامع الجامع، ذیل آیه ، مرکز مدیریت حوزه، ج‏3، ص 201 14. نهج البیان، نشر الهادی، ج4، ص132 و 133 15. روض الجنان، آستان قدس، ج‏15، ص 75 16. جلاء الأذهان، دانشگاه تهران، ج‏7، ص 144 🔥اهانت عجیب «صادقی تهرانی» به علمای شیعه این بدعتگذار هتّاک در تفسیر الفرقان، پس از انکار روایات متواتر، با زننده ترین عبارات به علمای بزرگوار شیعه حمله کرده است: «... هنا أصبحت‏ رواية إخواننا السنّة بحق الإمام (عليه السلام) أرحم من رواية أصحابنا الشيعة! و هنا ندرك أبعاد الشكيمة اللئيمة على الإمام (عليه السلام) بلسان أشياعه المجاهيل دفعا لهم إليها من أعاديه، فهم أولاء الحماقى يذيعون عليه (عليه السلام) هذه الواصفة النكدة و هم يحسبون أنهم يحسنون صنعا، رغم انهم من الأخسرين اعمالا! ... و من المظنون ان دابة ناصبة معاندة للإمام استغفل دابة ممن يدعي انه من أشياع الإمام فحملته على ذلك التأويل العليل، إذ خيّل إليه انه غنيمة من التأويل حيث يختص الإمام بهذه الكرامة الغالية! ... فما حديث دابة الأرض تفسيرا لها بالإمام إلّا تلقينا لعينا من دابة ناصبة إلى دابة راسبة في شعورها تدعى أنها من الشيعة، مهما تظافر نقله في كتابات شيعية و الامام علي (عليه السلام) براء من هكذا هتك و فرية.» (تفسیر الفرقان، نشر فرهنگ اسلامی، ج‏22، ص 264) بدون شکّ اهانت های «صادقی» به ائمه ع اصابت می کند؛ زیرا صدور این روایات از اهل بیت (ع) به تواتر ثابت شده است. 🔥خلاصه شبهات «صادقی» در تفسیر الفرقان، ذیل آیه: 1. تعبیر «دابّة» برای حیوان به کار می رود نه انسان. 🌱پاسخ: این توهم ناشی از جهل به زبان عربی است؛ زیرا خداوند فرمود: «وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشي‏ عَلى‏ بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشي‏ عَلى‏ رِجْلَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشي‏ عَلى‏ أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ ما يَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ.» (النور، 45) کاربرد ضمیر «هم» و تعبیر «یمشی علی رجلین» ادّعای صادقی را ردّ می کند. چنان که در تفسیر القمّی (ج‏2 ؛ ص107) ذیل آیه آمده است: «قال: على رجلين: الناس» و لغت شناسان تصریح کرده اند که «الدابّة» عام است و شامل انسان و غیر انسان می شود. (لسان العرب ؛ ج‏1 ؛ ص370 و مفردات ألفاظ القرآن ؛ ص306 و المصباح المنير؛ ج‏2 ؛ ص188 و تاج العروس ؛ ج‏1 ؛ ص478) و در روایت ابن عباس آمده است: «کلُّ دَابَّةٍ تَأْكُلُ‏ بِفِيهَا إِلَّا ابْنَ آدَمَ فَإِنَّهُ يَأْكُلُ بِالْأَصَابِعِ.» (الأمالي، الشیخ الطوسي، دار الثقافة، ص490) بنابراین بهتر بود صادقی به جای فحّاشی به علمای شیعه، ابتدا زبان عربی بیاموزد! 2. حتّی اگر «دابة» شامل انسان هم باشد؛ تعبیر از شخص محترم با جنس یا نوع خلاف ادب است. 🌱پاسخ: اصلاً چنین نیست و در قرآن، روایات و استعمال عرب، بسیار می شود که به جهات مختلف، شخص محترم را به جنس یا نوع یاد کنند؛ به خصوص در سیاق نکره. ضمن این که در این آیه تنها جنس ذکر نشده؛ بلکه «جنس + عَرَض» ذکر شده: «دابة ... یکلمهم ان الناس کانوا بآیاتنا لا یوقنون» 3. روایتی معارض از اهل سنّت 🌱پاسخ: بدیهی است که با استناد به روایتی از اهل سنّت، نمی توان روایات متواتر شیعه را تکذیب کرد؛ به خصوص که آن روایت در راستای انکار فضیلتی از امیرالمؤمنین (ع) باشد! 4. تکلّم امام علی ع خارق العاده نیست تا فضیلتی شمرده شود. 🌱پاسخ: اوّلاً فضیلت منحصر در خرق عادت نیست و در این جا سخن گفتن از جانب خداوند است که فضیلت می باشد. ثانیاً خرق عادت در رجعت و خروج از زمین است نه تکلّم.
امام کاظم علیه السلام را یک فیلسوف به قتل رساند أَخْبَرَنِي جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الصَّفْوَانِيِ‏ قَالَ حَدَّثَنِي الشَّيْخُ الْحُسَيْنُ بْنُ رَوْحٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ‏ أَنَّ يَحْيَى‏ بْنَ‏ خَالِدٍ سَمَّ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع فِي إِحْدَى وَ عِشْرِينَ رُطَبَةً وَ بِهَا مَاتَ. جناب شیخ ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی اعلی الله مقامه الشریف فرمود: یحیی بن خالد، موسی بن جعفر علیه السلام را با 21 دانه خرما مسموم کرد و ایشان به همین خاطر از دنیا رفت. 📚الغيبة؛ الشیخ الطوسی؛ دار المعارف الاسلامیة؛ ص387 و 389 دخالت مستقیم خاندان برمکی به خصوص «یحیی بن خالد برمکی» لعنه الله در آزار امام موسی بن جعفر علیه السلام و قتل ایشان از متواترات تاریخ است. نیاز به تذکر نیست که همین خاندان برمکی نقش اساسی در انتقال «فلسفه» به جهان اسلام داشتند. «یحیی بن خالد» لعنه الله روی تعصّبی که نسبت به فلسفه داشت؛ هشام بن حکم را در معرض قتل قرار داد و باعث فرار و آوارگی او شد: أَبُو عَمْرٍو الْكَشِّيُّ قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو الْحَسَنِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْخَالِدِيُّ، قَالَ أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ الْبَغْدَادِيُّ أَبُو عَلِيٍّ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ أَحْمَدَ النَّخَعِيِّ، قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو حَفْصٍ الْحَدَّادُ وَ غَيْرُهُ، عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، قَالَ‏:كَانَ يَحْيَى‏ بْنُ‏ خَالِدٍ الْبَرْمَكِيُّ قَدْ وَجَدَ عَلَى هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ شَيْئاً مِنْ طَعْنِهِ عَلَى الْفَلَاسِفَةِ، وَ أَحَبَّ أَنْ يُغْرِيَ بِهِ هَارُونَ وَ يُضْرِيَهُ‏ عَلَى الْقَتْلِ ... 📚رجال الكشي؛ دانشگاه مشهد؛ ص258 @botshenasi