eitaa logo
بُت شناسی
3هزار دنبال‌کننده
475 عکس
571 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
⚖ نقد قرآنیه (2) شأن نزول آیات برخی از قرآنیّون، یاوه گویی را بدان جا رسانده اند که ضرورت علم به شأن نزول را مطلقاً منکر می شوند. از جمله «محمّد صادقی تهرانی» ، بدعتگذار هتّاک در تفسیر خود می نویسد: «ان شؤون نزول الآيات و إن كانت تساعد على تفهّم معانيها أحيانا و لكنّها ليست شرطا في التعرّف الى معاني آيها ... فالآيات مستقلة في دلالاتها على معانيها، عرفت شؤونها أم لا ... و اما شؤون نزولها فلا شأن لها أصيلا في تفسيرها، و إنما الشأن الأصيل هو شأن الآيات أنفسها دون شؤون سواها.» (الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن و السنة؛ نشر فرهنگ اسلامی؛ ج‏1؛ ص50) 🌱پاسخ: حتی فهم ظاهر بسیاری از آیات بدون دانستن شأن نزول محال است. نمونه: 1. الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً (المائدة، 3) «الیوم» (=امروز) یعنی چه روزی؟! آیا در ظاهر قرآن مشخص شده؟ 2. لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما في‏ قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَريباً (الفتح، 18) «تحت الشجرة» به چه واقعه ای اشاره دارد؟ اگر لازم نبود دانسته شود؛ چرا اشاره شده؟ 3. غُلِبَتِ الرُّومُ‏. في‏ أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ‏. في‏ بِضْعِ سِنينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ‏. (الروم، 2-4) ماجرای روم چیست؟ شادی مؤمنان برای چیست؟ آیا تفسیر قرآن به قرآن می تواند این آیات را شرح دهد؟!! 4. إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ (القدر، 1) شب قدر چه شبی است؟! از تفسیر قرآن به قرآن نهایتاً معلوم شود که در ماه مبارک رمضان است؛ اما کدام شب؟ 5. إِنَّ الَّذينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ ..‏. (النور، 11-16) ماجرای افک چیست؟! بدون دانستن شأن نزول چگونه می توان این آیات را فهم کرد؟! 6. وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتي‏ أَرَيْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزيدُهُمْ إِلاَّ طُغْياناً كَبيراً. (الاسراء، 60) مراد از این رؤیا چیست؟! بدون دانستن روایات شأن نزول چگونه می توان آن را فهمید؟ آیا آیه ای وجود دارد که ظاهرش ماجرای رؤیا را به ما بفهماند؟! 7. تَبَّتْ يَدا أَبي‏ لَهَبٍ وَ تَبَ‏ .. (سورة المسد) ابولهب کیست؟ زنش کیست؟ این آیات به چه واقعه ای اشاره دارد؟ از کجای قرآن می توانید این سوره را شرح دهید؟ 8. إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً (الفتح، 1) به چه ماجرایی اشاره دارد؟! 9. ... هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا (التوبة، 74) درباره چه واقعه ای سخن می گوید؟ آیا ظاهر قرآن به تنهایی پاسخگو است؟ از این دست آیات کم نیست. هر کس اندک آشنایی با قرآن داشته باشد؛ می داند که قرآن به تنهایی مفسّر خویش نیست و بدون روایت، حتی ظاهر برخی آیات قابل فهم نیست. ☀️علم شأن نزول نزد کیست؟ تنها امیرالمؤمنین علیه السلام و امامان بعد از او هستند که شأن نزول تمام آیات و تنزیل و تأویل آن را می دانند: عن علقمة بن قیس قال: قال علیّ (ع): سَلُونِي يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ قَبْلَ أَنْ لَا تَسْأَلُونِّي فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا نَزَلَتْ آيَةٌ إِلَّا وَ أَنَا أَعْلَمُ بِهَا أَيْنَ نَزَلَتْ وَ فِيمَنْ نَزَلَتْ فِي سَهْلٍ أَمْ فِي جَبَلٍ أَوْ فِي مَسِيرٍ أَمْ فِي مَقَامٍ. «ای اهل کوفه از من بپرسید قبل از آن که [مرا از دست بدهید و] نتوانید از من سؤال کنید. به خدایی که جانم در دست او است؛ هیچ آیه ای نازل نشده؛ مگر این که من به آن داناترم. می دانم در کجا و درباره ی چه کسی نازل شده است. در زمین هموار نازل شده است یا در کوه. در حال حرکت نازل شده است یا در حال اقامت.» 📚شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ؛ مجمع إحياء الثقافة الإسلامية؛ ج‏1 ؛ ص40 @botshenasi
⚖ نقد قرآنیه (3) ژاژخایی «علی اصغر غروی» درباره آیه «اخرجنا لهم دابّة من الارض» : «قرآن دو نوع کلام را در برابر هم می‌گزارد، کلام وحی (کلام الهی، کلام فطرت، کلام عقل) و کلام دابة الارض. پس دو نوع کلام داریم و انسان می‌تواند مخاطب دو نوع سخنگو قرار بگیرد؛ یک گروه از مردمند که از طریق انبیاء الهی مورد خطاب خداوند قرار می‌گیرند و یک گروه از مردم هم کسانی هستند که مستحِق و سزاوار عذاب الهی می‌شوند و نشانۀ بروز و وقوع این عذاب این است که «أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ»(النمل-82) «از دل زمین جنبنده‌یی را خارج می‌کنیم که سخنگوی آنها می‌شود.» این آیه دائماً و به طور پیوسته در جوامع بشری تحقق پیدا می‌کند. در هرجایی و در هرزمانی که سخنان گوینده برای مخاطبانش بی‌معنا و بی‌مفهوم بوده و در آن انحراف باشد نه هدایت، این نشانۀ وقوع عذاب است. اینها همه روزنامه را نگاه کنید، در سطح دنیا با مردم سخن می‌گویند، اما نود درصد از این سخنان در راستای تحریف افکار عمومی دنیا است، و در راستای هدایت نیست. پس ما سزاوار عذابیم که سخنگویانمان دابّة الارضند.» (ارباب حکمت، کانال نشر افکار منحرف محمد جواد و پسرش علی اصغر غروی) 🌱پاسخ: آیات شریفه این است: «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ‏. وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ‏. حَتَّى إِذا جاؤُ قالَ أَ كَذَّبْتُمْ بِآياتي‏ وَ لَمْ تُحيطُوا بِها عِلْماً أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‏. وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا يَنْطِقُونَ‏.» (النمل ، 82-85) اوّلاً ظاهر آیات به صدای رسا از حادثه ای عظیم در آینده خبر می دهد نه آن چه غروی ادّعا کرده است. ثانیاً ظاهر آیات ندا می دهد که «دابّة من الارض» از جانب خداوند سخن می گوید و کلامش روشن و روشنگر است. حال معلوم نیست جناب «دکتر علی اصغر غروی» چگونه از این آیات، چنان برداشت سخیفی نموده است؟! البته چنین سخنانی از این شخص ملحد که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را انکار کرده و به حضرت مریم سلام الله علیها همان تهمتی را زده که یهودیان زده اند؛ هیچ استبعادی ندارد. ⏱به زودی معنای صحیح آیه را با استفاده از روایات ذکر کرده و به یاوه سرایی های «صادقی تهرانی» در تکذیب این روایات؛ پاسخ خواهیم داد؛ ان شاء الله. @botshenasi
⚖ نقد قرآنیه (4) 📖 تفسیر صحیح «دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ‏» (النمل، 82) امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «أَنَا دابَّةُ الأَرض» (مختصر البصائر؛ مؤسّسة النشر الاسلامی؛ ص483) مراد از «دابّة» در این آیه، امیرالمؤمنین است و آیه «رجعت» ایشان را بیان می کند. علاوه بر ظاهر سیاق آیات، روایات اهل بیت (ع) در این معنا متواتر و بین شیعه و سنی مشهور و با عقل و فطرت هماهنگ است. برای نمونه به منابع زیر رجوع شود: 1. الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏1 ؛ ص197 2. بصائر الدرجات؛ کتابخانه آیت الله مرعشی؛ ج‏1 ؛ ص199 و 514 3. رجال الكشي؛ دانشگاه مشهد؛ ص93 4. تفسير فرات الكوفي؛ مؤسسه چاپ و نشر وزارت ارشاد؛ ص 373 5. تفسير القمي؛ دار الکتاب؛ ج‏2 ؛ ص130و 131 6. مختصر البصائر؛ مؤسسة النشر الاسلامی؛ صص 133 و 138 و 147 و 148 و 201 و 479 و 481 و 483-489 7. كتاب سليم بن قيس الهلالي، نشر الهادی، ج‏2، ص 563 و 562 8. غرر الأخبار؛ نشر دلیل ما؛ صص 61 و 141 و 159 9. تأويل الآيات الظاهرة؛ مؤسسة النشر الاسلامی؛ ص399 و 400 و 833 10. مناقب آل أبي طالب؛ نشر علّامه؛ ج‏2 ؛ ص118 و ج3؛ ص102 و284 11. مجمع البيان، ذیل آیه، نشر ناصرخسرو، ج‏7، ص 365 12. میزان الاعتدال، شمس الدین الذهبی، ذیل ترجمه جابر بن یزید الجعفی، 13. تفسير جوامع الجامع، ذیل آیه ، مرکز مدیریت حوزه، ج‏3، ص 201 14. نهج البیان، نشر الهادی، ج4، ص132 و 133 15. روض الجنان، آستان قدس، ج‏15، ص 75 16. جلاء الأذهان، دانشگاه تهران، ج‏7، ص 144 🔥اهانت عجیب «صادقی تهرانی» به علمای شیعه این بدعتگذار هتّاک در تفسیر الفرقان، پس از انکار روایات متواتر، با زننده ترین عبارات به علمای بزرگوار شیعه حمله کرده است: «... هنا أصبحت‏ رواية إخواننا السنّة بحق الإمام (عليه السلام) أرحم من رواية أصحابنا الشيعة! و هنا ندرك أبعاد الشكيمة اللئيمة على الإمام (عليه السلام) بلسان أشياعه المجاهيل دفعا لهم إليها من أعاديه، فهم أولاء الحماقى يذيعون عليه (عليه السلام) هذه الواصفة النكدة و هم يحسبون أنهم يحسنون صنعا، رغم انهم من الأخسرين اعمالا! ... و من المظنون ان دابة ناصبة معاندة للإمام استغفل دابة ممن يدعي انه من أشياع الإمام فحملته على ذلك التأويل العليل، إذ خيّل إليه انه غنيمة من التأويل حيث يختص الإمام بهذه الكرامة الغالية! ... فما حديث دابة الأرض تفسيرا لها بالإمام إلّا تلقينا لعينا من دابة ناصبة إلى دابة راسبة في شعورها تدعى أنها من الشيعة، مهما تظافر نقله في كتابات شيعية و الامام علي (عليه السلام) براء من هكذا هتك و فرية.» (تفسیر الفرقان، نشر فرهنگ اسلامی، ج‏22، ص 264) بدون شکّ اهانت های «صادقی» به ائمه ع اصابت می کند؛ زیرا صدور این روایات از اهل بیت (ع) به تواتر ثابت شده است. 🔥خلاصه شبهات «صادقی» در تفسیر الفرقان، ذیل آیه: 1. تعبیر «دابّة» برای حیوان به کار می رود نه انسان. 🌱پاسخ: این توهم ناشی از جهل به زبان عربی است؛ زیرا خداوند فرمود: «وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشي‏ عَلى‏ بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشي‏ عَلى‏ رِجْلَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشي‏ عَلى‏ أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ ما يَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ.» (النور، 45) کاربرد ضمیر «هم» و تعبیر «یمشی علی رجلین» ادّعای صادقی را ردّ می کند. چنان که در تفسیر القمّی (ج‏2 ؛ ص107) ذیل آیه آمده است: «قال: على رجلين: الناس» و لغت شناسان تصریح کرده اند که «الدابّة» عام است و شامل انسان و غیر انسان می شود. (لسان العرب ؛ ج‏1 ؛ ص370 و مفردات ألفاظ القرآن ؛ ص306 و المصباح المنير؛ ج‏2 ؛ ص188 و تاج العروس ؛ ج‏1 ؛ ص478) و در روایت ابن عباس آمده است: «کلُّ دَابَّةٍ تَأْكُلُ‏ بِفِيهَا إِلَّا ابْنَ آدَمَ فَإِنَّهُ يَأْكُلُ بِالْأَصَابِعِ.» (الأمالي، الشیخ الطوسي، دار الثقافة، ص490) بنابراین بهتر بود صادقی به جای فحّاشی به علمای شیعه، ابتدا زبان عربی بیاموزد! 2. حتّی اگر «دابة» شامل انسان هم باشد؛ تعبیر از شخص محترم با جنس یا نوع خلاف ادب است. 🌱پاسخ: اصلاً چنین نیست و در قرآن، روایات و استعمال عرب، بسیار می شود که به جهات مختلف، شخص محترم را به جنس یا نوع یاد کنند؛ به خصوص در سیاق نکره. ضمن این که در این آیه تنها جنس ذکر نشده؛ بلکه «جنس + عَرَض» ذکر شده: «دابة ... یکلمهم ان الناس کانوا بآیاتنا لا یوقنون» 3. روایتی معارض از اهل سنّت 🌱پاسخ: بدیهی است که با استناد به روایتی از اهل سنّت، نمی توان روایات متواتر شیعه را تکذیب کرد؛ به خصوص که آن روایت در راستای انکار فضیلتی از امیرالمؤمنین (ع) باشد! 4. تکلّم امام علی ع خارق العاده نیست تا فضیلتی شمرده شود. 🌱پاسخ: اوّلاً فضیلت منحصر در خرق عادت نیست و در این جا سخن گفتن از جانب خداوند است که فضیلت می باشد. ثانیاً خرق عادت در رجعت و خروج از زمین است نه تکلّم.
امام کاظم علیه السلام را یک فیلسوف به قتل رساند أَخْبَرَنِي جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الصَّفْوَانِيِ‏ قَالَ حَدَّثَنِي الشَّيْخُ الْحُسَيْنُ بْنُ رَوْحٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ‏ أَنَّ يَحْيَى‏ بْنَ‏ خَالِدٍ سَمَّ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع فِي إِحْدَى وَ عِشْرِينَ رُطَبَةً وَ بِهَا مَاتَ. جناب شیخ ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی اعلی الله مقامه الشریف فرمود: یحیی بن خالد، موسی بن جعفر علیه السلام را با 21 دانه خرما مسموم کرد و ایشان به همین خاطر از دنیا رفت. 📚الغيبة؛ الشیخ الطوسی؛ دار المعارف الاسلامیة؛ ص387 و 389 دخالت مستقیم خاندان برمکی به خصوص «یحیی بن خالد برمکی» لعنه الله در آزار امام موسی بن جعفر علیه السلام و قتل ایشان از متواترات تاریخ است. نیاز به تذکر نیست که همین خاندان برمکی نقش اساسی در انتقال «فلسفه» به جهان اسلام داشتند. «یحیی بن خالد» لعنه الله روی تعصّبی که نسبت به فلسفه داشت؛ هشام بن حکم را در معرض قتل قرار داد و باعث فرار و آوارگی او شد: أَبُو عَمْرٍو الْكَشِّيُّ قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو الْحَسَنِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْخَالِدِيُّ، قَالَ أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ الْبَغْدَادِيُّ أَبُو عَلِيٍّ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ أَحْمَدَ النَّخَعِيِّ، قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو حَفْصٍ الْحَدَّادُ وَ غَيْرُهُ، عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، قَالَ‏:كَانَ يَحْيَى‏ بْنُ‏ خَالِدٍ الْبَرْمَكِيُّ قَدْ وَجَدَ عَلَى هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ شَيْئاً مِنْ طَعْنِهِ عَلَى الْفَلَاسِفَةِ، وَ أَحَبَّ أَنْ يُغْرِيَ بِهِ هَارُونَ وَ يُضْرِيَهُ‏ عَلَى الْقَتْلِ ... 📚رجال الكشي؛ دانشگاه مشهد؛ ص258 @botshenasi
🔥معصوم تراشی🔥 بخشی از سخنان «آیت الله محمّد قائم مقامی» در اثبات عصمت برای ولیّ فقیه !!! «مبنای عقیده به عصمت ولایت فقیه علاوه بر اصل عقلی عدم اختصاص عصمت – جز نقطه قله آن – به چهارده نفس معصوم مطهر علیهم السلام ... اصل میان تابع و متبوع و ماموم و امام مشابهت است “الا ما خرج بالدلیل” و نه بالعکس؛ عبارت است از عقیده به عصمت مجتهد بعنوان حاکم نه بعنوان مفتی ... فقیه در مقام حکومت که حجیت حکمش عام و برای همگان است، نمی تواند مخطی باشد ... فقیه بعنوان مفتی و قاضی ممکن است خطا کند و همچنان مفتی و قاضی باقی بماند، لکن بعنوان حاکم و علی الخصوص بعنوان امام و ولی امر که حاکم و زعیم کل است نمی تواند خطا کند ... به هر حال اگر می خواهید بر سرّ محفوظیت و معصومیت ولی فقیه که خداوند او را برای امور بندگان خود برگزیده و پرچم اسلام و ایمان و هدایت را بدست او داده و بواسطه او حجت را بر آدمیان تمام فرموده واقف شوید به سخن نورانی حضرت امام رضا علیه السلام در اصول کافی ج. ۱ ص. ۲۶۰ گوش فرا دهید که می فرماید: “و إنّ العبد إذا اختاره اللّه عزّوجلّ لأمور عباده شرح صدره لذلک و أودع قلبه ینابیع الحکمه، و ألهمه العلم إلهاماً فلم یعی بعده بجواب، و لا یحیر فیه عن الصواب، فهو معصوم مؤیّد موفّق مسدّد، قد أمن من الخطایا و الزلل و العثار، یخصّه اللّه بذلک لیکون حجّته لعباده و شاهده علیّ خلقه و ذلک فضل اللّه یؤتیه من یشاء و اللّه ذوالفضل العظیم”. هنگامی که خداوند عزوجل بنده ای را برای امور سایر بندگان بر می گزیند هر آینه سینه او را برای این امر منشرح می فرماید و در قلبش چشمه های حکمت را به ودیعت می نهد و به او علم را الهام فرماید به گونه ای که پس از آن آن بنده از پاسخ هیچ پرسشی عاجز نمی شود و در هیچ جوابی از سخن صواب حیران نمی گردد، پس او معصوم است و موید و موفق و مسدد که از هر گونه خطا و لغزش در امان است و خداوند او را بدین امر اختصاص داده تا حجتش بر بندگانش و شاهدش بر خلقش باشد و این فضل خداوند است که به هر کس بخواهد می دهد و خداوند صاحب فضل عظیم است. و این سخن هر چند بالاصاله و بالذات در مورد ائمه معصومین علیهم السلام است لکن هر طلبه مبتدی نیز که اندک شم فقاهتی داشته باشد از آن تعمیم و تسری این ویژگی به اولیاء و اوصیاء ائمه اطهار از جمله ولی فقیه که پس از معصوم اصلی، مصداق تام این سخن است را درک می کند.» http://sm-ghaemmaghami.ir/?p=2889 سخنان قائم مقامی به منزله ی مخالفت با بدیهیات عقل و وجدان و انکار ضروری اسلام و مستلزم خروج از دین و مذهب است. «اصل میان امام و مأموم مشابهت است!!!» این اصل من در آوردیِ سخیف، عقلی است یا نقلی؟! پر واضح است که حدیث امام رضا (ع) درباره «امام» است نه کس دیگر. «فلم یعی بعده بجواب» آیا فقیه صاحب حکومت چنین است؟!! گمان نمی رود نیازی به نقد این کلمات سرتاپا جهل و فریب باشد زیرا هر که اندک شعوری دارد؛ بطلانش را بالوجدان می یابد. تنها به ذکر دو حدیث شریف اکتفا می شود: 1. عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً وَ لَيْسَتِ الْعِصْمَةُ فِي ظَاهِرِ الْخِلْقَةِ فَيُعْرَفَ بِهَا وَ لِذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَنْصُوصاً. «امام از ما اهل بیت علیهم السلام باید معصوم باشد و عصمت در ظاهر خلقت نیست تا به آن شناخته شود و برای همین باید نصّی در خصوص او وجود داشته باشد.» 📚معاني الأخبار؛الشیخ الصدوق؛ مؤسسة النشر الاسلامیّ التابعة لجماعة المدرّسین؛ ص132 2. عَنْ صَالِحٍ عَنْ عَلْقَمَةَ قَالَ: قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع ... يَا عَلْقَمَةُ لَوْ لَمْ تُقْبَلْ شَهَادَةُ الْمُقْتَرِفِينَ لِلذُّنُوبِ لَمَا قُبِلَتْ إِلَّا شَهَادَاتُ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ لِأَنَّهُمْ هُمُ الْمَعْصُومُونَ‏ دُونَ سَائِرِ الْخَلْقِ فَمَنْ لَمْ تَرَهُ بِعَيْنِكَ يَرْتَكِبُ ذَنْباً أَوْ لَمْ يَشْهَدْ عَلَيْهِ بِذَلِكَ شَاهِدَانِ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الْعَدَالَةِ وَ السَّتْرِ وَ شَهَادَتُهُ مَقْبُولَةٌ وَ إِنْ كَانَ فِي نَفْسِهِ مُذْنِباً ... امام صادق (ع) فرمود: ... ای علقمه اگر قرار بود شهادت گنهکاران پذیرفته نشود؛ تنها شهادت انبیاء و اوصیاء پذیرفته می شد زیرا فقط آن ها معصوم اند نه دیگر مردم. پس هر کس را به چشم خود ندیده ای که گناه کند یا دو شاهد عادل بر آن شهادت نداده اند؛ از اهل عدالت و پرده پوشی است اگر چه واقعاً گنهکار باشد ... 📚أمالی صدوق؛ مجلس 22؛ حدیث 3 @botshenasi
✏️نقدی بر «محمد رضا تهرانی» مشهور به «افضل عصر» بزرگ طائفه نواخباری «... ابطال ما هو المشهور فی میزان الغنا: ... عن ابی عبداالله علیه السلام قال: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اقرؤوا القرآن بألحان العرب و اصواتها و إیّاکم و بلحون اهل الفسق و اهل الکبائر فإنه سیجیء من بعدی اقوام یرجعون القرآن ترجیع الغناء و النوح و الرهبانیة لا یجوز تراقیهم، قلوبهم مقلوبة و قلوب من یعجبه شأنهم.» فکلّ ترجیع لا یجوز الترقوة حرام و کلّ ترجیع ترجیع یجوز الترقوة حلال سواء کان فی القرآن ام فی غیره و بعبارة أخری أن ترجیع الالحان و الاصوات تارة لا یجوز الترقوة ای الحنجرة لا قلیلاً و لا کثیراً و تارة أخری یجوز و الاوّل فی الغناء و النوح و الرهبانیة کما هو المعلوم المذکور و ماضاهاه و هو حرام و الثانی جائز بل حسن فی القرآن و غیره ...» !!! (حلّ المسائل المشکلة، محمّد رضا تهرانی افضل عصر، نشر نشاط، صص129 و 130) 🌱حاصل کشف عظیم جناب افضل در میزان حرمت غناء -که همه فقهاء اصولی و اخباری از آن غافل بوده اند- این است که هر ترجیعی که از حنجرة نگذرد؛ حرام است و هر ترجیعی که از حنجرة بگذرد؛ حلال است؛ به استناد حدیث «لا یجوز تراقیهم» !!! حال معلوم نیست ترجیعی که از حنجره نمی گذرد؛ دیگر چه جور ترجیعی است؟!! این نحو برداشت حقیقتاً مضحک و تأسّف بار و به بازی گرفتن علم و دین است. «لا یجوز» به «ترجیع» بر نمی گردد؛ بلکه به «القرآن» بر می گردد و مراد از این تعبیر مشهور، این است که «قرآن را فقط می خوانند و آن را نمی فهمند و به آن عمل نمی کنند و به سوی خداوند بالا نمی رود.» چنان که در حدیث دیگر آمده است: «مَنْ أَمَّ قَوْماً فَلَمْ يَقْصِدْ بِهِمْ فِي حُضُورِهِ وَ قِرَاءَتِهِ وَ رُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ رُدَّتْ عَلَيْهِ صَلَاتُهُ وَ لَمْ تُجَاوِزْ تَرَاقِيَهُ‏» (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ؛ دار الشریف الرضیّ ص287) و در توصیف خوارج آمده: «لا يجاوز إيمانهم تراقيهم»‏ (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، کتابخانه آیت الله مرعشی، ج‏2، ص 268) و در حدیث دیگر: «يقولون الحق بألسنتهم، و تأباه قلوبهم، يقرءون القرآن لا يجاوز تراقيهم‏» (شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام ؛ جامعه مدرسین؛ ج‏2 ؛ ص43) و به تعبیر دیگر: «يُحْسِنُونَ الْقَوْلَ وَ يُسِيئُونَ الْفِعْلَ يَدْعُونَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ لَيْسُوا مِنْهُ فِي شَيْ‏ءٍ يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لَا يُجَاوِزُ تَرَاقِيَهُمْ‏» (إعلام الورى؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ص32) و نیز: «يَتَكَلَّمُونَ بِكَلِمَةِ الْحَقِّ لَا تُجَاوِزُ حُلُوقَهُمْ» (عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار، جامعه مدرّسین ، ص 445) سیّد رضی (ره) در شرح این تعبیر گوید: «از جمله مجازات نبویّ، سخن او درباره ی خوارج است: «يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُ لَهُمْ، وَ هُوَ عَلَيْهِمْ؛ لَا يُجَاوِزُ حَنَاجِرَهُمْ» این سخن مجاز است و مراد این است که به احکام و فرائض قرآن عمل نمی کنند و از امر و نهی آن پیروی نمی کنند؛ گویا از آن بهره ای جز صدایی که از حنجره هایشان بیرون آید؛ ندارند. می خواهد بفرماید که قرآن نزد آنان به همین تلاوت شناخته می شود؛ نه با عمل به احکام و واجبات آن. و در بعضی نقل ها آمده: «لَا يُجَاوِزُ تَرَاقِيَهُمْ‏» و معنا یکی است.» (المجازات النبوية ؛ دارالحدیث؛ صص323 و 324) و ابن اثیر هم گفته است: «معنا این است که خداوند قرائت آنان را بالا نمی برد و نمی پذیرد؛ گویا از حلقومشان تجاوز نمی کند. و برخی هم گفته اند یعنی به قرآن عمل نمی کنند و پاداشی از قرائت آن نمی برند پس بهره ای جز قرائت ندارند.» (النهاية في غريب الحديث و الأثر؛ مؤسسه اسماعیلیان؛ ج‏1 ؛ ص187) @botshenasi
⚖ نقد قرآنیه (5) 🌱خرافه بی نیازی قرآن از غیر در دوران اخیر بیش از همه علامه طباطبایی این خرافه را ترویج داد که قرآن برای تفسیر خود کافی است: «... حاشا أن يكون القرآن تبيانا لكل شي‏ء و لا يكون تبيانا لنفسه ... كيف يكون القرآن هدى و بينة و فرقانا و نورا مبينا للناس في جميع ما يحتاجون و لا يكفيهم في احتياجهم إليه و هو أشد الاحتياج!» (الميزان في تفسير القرآن، ج‏1، ص11) نتیجه دعاوی آقای طباطبایی این شد که هر جاهل بی سوادی، بر مسند تفسیر نشست و پرچم بازگشت به قرآن و ستیز با حدیث برافراشت و قرآن به بازیچه کودکان کوی تبدیل شد تا جایی که جاهلی چون منصورِ دجّال نوشته است: «... کتاب خداوند، معمّا نيست ... گفتار خداوند، از گفتار کساني که در صدد روشن کردن آنند، روشنتر است ... روشن کردن گفتار خداوند با گفتار ديگران، مانند روشن کردن آفتاب با چراغ نفتي است! ... بخشي از گفتار او که به روشن شدن نياز دارد نيز، توسّط خود او و با بخش ديگري از گفتارش روشن شده است ...» (بازگشت به اسلام، ص 190 و 191) دعاوی طباطبایی و دیگر قرآنییّن اگر چه با آب و تاب فراوان نقل می شود؛ ولی بطلان آن بر هر خردمندی، آشکار است. اگر این ادّعا صحیح بود؛ چرا طباطبایی و دیگران تفسیر نوشته اند؟! قرآن به ادعای آنان نیاز به تفسیر اهل بیت ع ندارد؛ پس چگونه است که به تفسیر آنان نیاز دارد؟! کم نیست آیاتی که بدون تفسیر معصوم هرگز قابل فهم نیست؛ مثلاً آیات زیر: 1. «عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى‏» (النجم، 14) با کدام آیه می توان معنای «سدرة المنتهی» را فهمید؟! جالب است که خود طباطبایی به این عجز اعتراف کرده و مبنای خود را نقض نموده است: «لا يوجد في كلامه تعالى ما يفسر هذه الشجرة.» (الميزان، ج‏19 ، ص31) 2. «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في‏ كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ » (التوبة، 36) در این جا نیز طباطبایی از تعیین معنای «منها اربعة حرم» با قرآن عاجز مانده و دست به دامان سنّت شده است: «قوله: «مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ‏» هي الأشهر الأربعة: ذو القعدة و ذو الحجة و المحرم و رجب بالنقل القطعي.» (الميزان في تفسير القرآن، ج‏9، ص268) اگر قرآن برای تفسیر خود کافی است چرا معنای «منها اربعة حرم» را با خود قرآن نشان نداده است؟! با این حساب آیا قرآن از نورانیت افتاد و خاموش شد؟! 3. «فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمينَ‏» (الاعراف، 133) نه از ظاهر آیه معلوم است که مراد از «الدّم» چه واقعه ای است و نه در آیه دیگری شرح داده شده است. آیا خداوند خواسته لفظی بی معنا و نامفهوم نازل کند؟ یا این که شرح آن را به معصوم واگذار کرده است؟ 4. «وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى‏ كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ‏.» (ص، 34) بدون روایت صحیح، چگونه میتوان معنای آیه را فهمید؟! مراد از «انداختن جسد بر کرسیّ» چیست و در کجای قرآن شرح داده شده؟! 5. «وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ»‏ (ص، 44) موضوع آیه چیست و به چه ماجرایی اشاره دارد؟! از کدام آیه می توان فهمید که وجه «ضرب» و «حنث» چیست؟! 6. «حروف مقطّعة» آیا این آیات نور نیستند؟! آیا قرآن نور نیست؟! پس چگونه معنای این آیات در قرآن روشن نیست؟ مگر نه این که به ادّعای طباطبایی و همفکرانش نور بودن قرآن به این معنا است که همه ابهامات خود را شرح می دهد؟! @botshenasi
📢 اعتراف و تناقض گویی «جلال الدین آشتیانی» سید جلال الدین آشتیانی فیلسوف مشهور، درباره «ابن عربی» می نویسد: «شيخ اعظم با آن كه به اهل بيت عصمت و طهارت عشق مى‏ورزد، خصم الدِّ شيعه اماميه است.» 📚مقدّمه جلال الدین آشتیانی بر شرح فصوص قيصرى، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص43 ‼️اگر به اعتراف شما ابن عربی شدیدترین دشمن شیعه است؛ چرا او را شیخ اعظم نامیده و عارف کاملش می دانید و تا آن حد تمجیدش می کنید؟! چگونه ممکن است کسی به اهل بیت (ع) عشق بورزد و خصم الدّ (= شدیدترین دشمن) شیعه امامیه باشد؟! عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَيْسَ النَّاصِبُ مَنْ نَصَبَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ لِأَنَّكَ لَمْ تَجِدْ رَجُلًا يَقُولُ أَنَا النَّاصِبُ [أُبْغِضُ‏] مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ لَكِنَّ النَّاصِبَ مَنْ نَصَبَ‏ لَكُمْ‏ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّكُمْ تَتَوَالَوْنَا وَ أَنَّكُمْ مِنْ شِيعَتِنَا. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ دارالشریف الرضیّ؛ ص207) «ناصب کسی نیست که با ما اهل بیت دشمنی کند؛ زیرا هیچ کس را نمی یابی که بگوید من ناصبم و محمد و آل محمد (صلی الله علیهم) را دشمن می دارم! بلکه ناصب کسی است که با شما دشمنی کند؛ در حالی که می داند شما ولایت ما را دارید و از شیعیان ما هستید.» @botshenasi
📢افاضات جلال الدین آشتیانی درباره ابن عربی!! «شيخ اعظم ... بدون تحقيق در سند أحاديث و رواياتي را كه وضّاعين با كمال وقاحت از قول حضرت ختمى مقام جعل كرده‏اند (و آثار جعل از ظاهر و معناى آن روايات هويداست) نازل در شأن خلفا، خصوصاً خليفه دوم، دانسته، و آن مجعولات را چندان با آب و تاب نقل و با ابتهاج شرح و تفسير مى‏كند كه اشخاص ساده لوح را تحت تأثير قرار مى‏دهد. عجب آن كه به نقل تهمتى كه شياطين از دشمنانِ محبّان اهل بيت عليهم السلام بر آنان بسته‏اند پرداخته است، به خيال آن كه لا بد همه محققان از تابعان اهل بيت مسخر شيطان‏اند! ... در همان كتاب بعد از ذكر اقسام «خواطر» و تقسيم‏ شياطين و بيان «مداخل الشيطان في نفوس العالم» و «الغلوّ في حبّ آل البيت» پرداخته است به ذكر مطاعن شيعه، خصوصاً امامية من الشيعة، و گفته است: و أكثر ما ظهر ذلك في الشيعة و لا سيما الإمامية منهم. فدخلت عليهم شياطين الجن ... در زمان شيخ، أعلى الله قدره، بسيارى از افاضل شيعه در سوريه و خصوصاً در حلب توطن داشتند. از علماى بزرگ شيعه و متكلمان اين فرقه در نواحى نزديك به سر مى‏بردند و شايسته بود شيخ بزرگوار به آنها مراجعه مى‏كرد ...» 📚مقدّمه جلال الدین آشتیانی بر شرح فصوص قيصرى، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص46 و 47 ‼️معلوم نیست آشتیانی بر چه مذهبی است!! از یک سو می گوید: ابن عربی مدافع سرسخت خلفا و دشمن شدید شیعه امامیه بوده و از سوی دیگر او را «شیخ اعظم» و «شیخ بزرگوار» نامیده و پس از نامش «اعلی الله قدره» می نویسد!!! به حقّ که غور در فلسفه برای انسان عقلی باقی نمی گذارد که حتی کلام خود را فهم کند!! @botshenasi
🔥جلال الدین آشتیانی و اباحی گری🔥 آشتیانی مانند همه صوفیه معتقد است که برخی سالکان وقتی به مرتبه فنا می رسند؛ معاف از تکلیف می شوند!!! «بسا صاحب سلوك كه بعد از نيل به مقام «فناى فعلى» با آن كه با اعمال خاص سالكان آشناست، در اين موطن از مقامْ توقف كند. چه برخى نهايت سيرشان فنا در تجليات مذكور است، و در همان حالت فنا گرفتار شده به حالت صحو بعد المحو نمى‏رسند و دايماً در دايره جذبه دور مى‏زنند. اين كسان از أكل و شرب غفلت دارند، تا چه رسد به انجام واجبات و مستحبات. پس ناچار مانند اطفال و مجانين به تكاليف شرعي توجه ندارند و معاف از تكاليف ‏اند.» 📚مقدّمه جلال الدین آشتیانی بر شرح فصوص قيصرى، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص18 @botshenasi
حسن الهیاری: شریعتی دوستدار اهل بیت علیهم السلام بود و ما او را دوست داریم.. وخداوند او را رحمت کند ... علی شریعتی شخصیتی است که در تالیفات او به خوبی ارادت به متخلفین ثالثه مشاهده میشود. ودر تالیفات او اثری از محبت به اهل بیت علیهم السلام نیست. نقش شورا درخلافت  2. توحید ابوبکر!  3. فراریان جنگ  4. تمجید از طلحه  5. شرک پدران پیامبر!!  حضرت ابوطالب  دلایل ایمان ابوطالب 6. تمجید ازخالد بن ولید  7. مقامات عثمان!  8. مغیرة بن شعبه  9. بازهم تمجید از ابوبکر  10. خدمات و عدالت‌طلبی عمر !!  1. اخلاق وی  2. مساوات عمر    3. ایمان عمر و خدمات او به اسلام    4. سطح فکر عمر یا سیاست او  11. فضیلت دیگر ابوبکر!  12. نماز پیامبر با ابوبکر  13. تردید امیرالمومنین علیه السلام!!  14. ایمان ابوبکر، برتر از ایمان امیرالمومنین علیه السلام !!    15. سرزنش پیامبر   16. باز هم تمجید یک جانبه از ابوبکر   اینها فقط مقداری از انحرافات کتاب اسلام شناسی او است و انحرافات او در کتب هبوط و فاطمه سلام الله علیها فاطمه است که در آن مفصل بر صدیقه طاهره سلام الله علیها حمله شده و دامن خلفا تطهیر. یک همچین شخصی را اقای الهیاری میگوید دوستدار اهل بیت علیهم السلام بوده است. و آقای الهیاری باید بخاطر این سخن پاسخگو باشد. چون ایشان میگوید همه جا فکر او درست نیست. آقای الهیاری کجای فکر شریعتی درست است؟ کجا ابراز محبت به اهل بیت علیهم السلام کرده است؟ حال این جمله اگر از دهان آقای سیستانی خارج میشد حکم اعدام ایشان توسط یگانه مدافع حریم ولایت و مریدان سینه چاک جان بر کف در فضای مجازی صادر میشد. قابل توجه یگانه مدافع ولایت مالک اشتر زمان و مریدان سینه چاک فدایی و مبارزین ضد بدعت در فضای مجازی (چون فقط تو فضای مجازی وا اسلاما میگویند در باطن و حقیقت جگر حرف زدن ندارند) نمونه ای از کتاب اسلام شناسی:  هنوز چنین حرکاتی را نمی شناخت ، شگفت زده می نگریست ، انتظار می کشید تا محمد و خدیجه نمازشان را سلام دادند. در برابر که به سجده می روید ؟    در برابر الله که مرا به رسالت مامور کرده است تا مردم را به او بخوانم ، از تو می خواهم که به او بگروی و به رسالت من ایمان آوری ، سپس او را به انکار بتان دعوت کرد و آیاتی را که رسیده بود بر او خواند . علی گرچه هنوز پسر بچه ای هشت ساله است و تحت تکفل محمد و به او سخت ایمان دارد ، اما مردی که جرثومه (جنین) اش را با استقلال و استقامت سرشته اند ، نمی تواند بدین سادگی عقیده ای را بپذیرد و یا به دروغ بدان تظاهر کند ، گفت : «به من مهلت دهید تا در آن بیندیشم و با پدرم ابوطالب مشورت کنم.» اطاق را ترک کرد و یک راست به سوی خوابگاه خویش رفت و شب را در اندیشه این دعوت گذرانید ، آیاتی را که محمد بر او خوانده بود ، محمد را ، و رسالتش را ، بتان را ، الله را ، همه را در مغز جوانش مجسم می کرد... اسلام شناسی علی شریعتی چاپ طوس ص488 وجه تشابه میان ایشان و شریعتی این است که طرفداران هردو میگویند کسی در حد آنها نیست. @botshenasi
🔥تحلیل و تجلیل دکتر الهی قمشه ای از رقاصی!! "رقص طبيعي آدمي بحقيقت هنگامي است كه از جوهر خوف و حزن كه از نفس سر چشمه مي گيرد خلاص شود و به چشمه شادي كه در صحراي بي خودي جاريست برسد ، اين رقص بي اختيار صورت مي گيرد و بازتاب طبيعي هيجانات روح در عالم جسم است، چنانكه حركت خرقه و دامن به حركت جسم وابسته است." (مقالات-ص 130 _ برگرفته از سایت رسمی الهی قمشه ای) @botshenasi