eitaa logo
بُت شناسی
3هزار دنبال‌کننده
475 عکس
571 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
امام کاظم علیه السلام را یک فیلسوف به قتل رساند أَخْبَرَنِي جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الصَّفْوَانِيِ‏ قَالَ حَدَّثَنِي الشَّيْخُ الْحُسَيْنُ بْنُ رَوْحٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ‏ أَنَّ يَحْيَى‏ بْنَ‏ خَالِدٍ سَمَّ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع فِي إِحْدَى وَ عِشْرِينَ رُطَبَةً وَ بِهَا مَاتَ. جناب شیخ ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی اعلی الله مقامه الشریف فرمود: یحیی بن خالد، موسی بن جعفر علیه السلام را با 21 دانه خرما مسموم کرد و ایشان به همین خاطر از دنیا رفت. 📚الغيبة؛ الشیخ الطوسی؛ دار المعارف الاسلامیة؛ ص387 و 389 دخالت مستقیم خاندان برمکی به خصوص «یحیی بن خالد برمکی» لعنه الله در آزار امام موسی بن جعفر علیه السلام و قتل ایشان از متواترات تاریخ است. نیاز به تذکر نیست که همین خاندان برمکی نقش اساسی در انتقال «فلسفه» به جهان اسلام داشتند. «یحیی بن خالد» لعنه الله روی تعصّبی که نسبت به فلسفه داشت؛ هشام بن حکم را در معرض قتل قرار داد و باعث فرار و آوارگی او شد: أَبُو عَمْرٍو الْكَشِّيُّ قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو الْحَسَنِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْخَالِدِيُّ، قَالَ أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ الْبَغْدَادِيُّ أَبُو عَلِيٍّ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ أَحْمَدَ النَّخَعِيِّ، قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو حَفْصٍ الْحَدَّادُ وَ غَيْرُهُ، عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، قَالَ‏:كَانَ يَحْيَى‏ بْنُ‏ خَالِدٍ الْبَرْمَكِيُّ قَدْ وَجَدَ عَلَى هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ شَيْئاً مِنْ طَعْنِهِ عَلَى الْفَلَاسِفَةِ، وَ أَحَبَّ أَنْ يُغْرِيَ بِهِ هَارُونَ وَ يُضْرِيَهُ‏ عَلَى الْقَتْلِ ... 📚رجال الكشي؛ دانشگاه مشهد؛ ص258 @botshenasi
🔥معصوم تراشی🔥 بخشی از سخنان «آیت الله محمّد قائم مقامی» در اثبات عصمت برای ولیّ فقیه !!! «مبنای عقیده به عصمت ولایت فقیه علاوه بر اصل عقلی عدم اختصاص عصمت – جز نقطه قله آن – به چهارده نفس معصوم مطهر علیهم السلام ... اصل میان تابع و متبوع و ماموم و امام مشابهت است “الا ما خرج بالدلیل” و نه بالعکس؛ عبارت است از عقیده به عصمت مجتهد بعنوان حاکم نه بعنوان مفتی ... فقیه در مقام حکومت که حجیت حکمش عام و برای همگان است، نمی تواند مخطی باشد ... فقیه بعنوان مفتی و قاضی ممکن است خطا کند و همچنان مفتی و قاضی باقی بماند، لکن بعنوان حاکم و علی الخصوص بعنوان امام و ولی امر که حاکم و زعیم کل است نمی تواند خطا کند ... به هر حال اگر می خواهید بر سرّ محفوظیت و معصومیت ولی فقیه که خداوند او را برای امور بندگان خود برگزیده و پرچم اسلام و ایمان و هدایت را بدست او داده و بواسطه او حجت را بر آدمیان تمام فرموده واقف شوید به سخن نورانی حضرت امام رضا علیه السلام در اصول کافی ج. ۱ ص. ۲۶۰ گوش فرا دهید که می فرماید: “و إنّ العبد إذا اختاره اللّه عزّوجلّ لأمور عباده شرح صدره لذلک و أودع قلبه ینابیع الحکمه، و ألهمه العلم إلهاماً فلم یعی بعده بجواب، و لا یحیر فیه عن الصواب، فهو معصوم مؤیّد موفّق مسدّد، قد أمن من الخطایا و الزلل و العثار، یخصّه اللّه بذلک لیکون حجّته لعباده و شاهده علیّ خلقه و ذلک فضل اللّه یؤتیه من یشاء و اللّه ذوالفضل العظیم”. هنگامی که خداوند عزوجل بنده ای را برای امور سایر بندگان بر می گزیند هر آینه سینه او را برای این امر منشرح می فرماید و در قلبش چشمه های حکمت را به ودیعت می نهد و به او علم را الهام فرماید به گونه ای که پس از آن آن بنده از پاسخ هیچ پرسشی عاجز نمی شود و در هیچ جوابی از سخن صواب حیران نمی گردد، پس او معصوم است و موید و موفق و مسدد که از هر گونه خطا و لغزش در امان است و خداوند او را بدین امر اختصاص داده تا حجتش بر بندگانش و شاهدش بر خلقش باشد و این فضل خداوند است که به هر کس بخواهد می دهد و خداوند صاحب فضل عظیم است. و این سخن هر چند بالاصاله و بالذات در مورد ائمه معصومین علیهم السلام است لکن هر طلبه مبتدی نیز که اندک شم فقاهتی داشته باشد از آن تعمیم و تسری این ویژگی به اولیاء و اوصیاء ائمه اطهار از جمله ولی فقیه که پس از معصوم اصلی، مصداق تام این سخن است را درک می کند.» http://sm-ghaemmaghami.ir/?p=2889 سخنان قائم مقامی به منزله ی مخالفت با بدیهیات عقل و وجدان و انکار ضروری اسلام و مستلزم خروج از دین و مذهب است. «اصل میان امام و مأموم مشابهت است!!!» این اصل من در آوردیِ سخیف، عقلی است یا نقلی؟! پر واضح است که حدیث امام رضا (ع) درباره «امام» است نه کس دیگر. «فلم یعی بعده بجواب» آیا فقیه صاحب حکومت چنین است؟!! گمان نمی رود نیازی به نقد این کلمات سرتاپا جهل و فریب باشد زیرا هر که اندک شعوری دارد؛ بطلانش را بالوجدان می یابد. تنها به ذکر دو حدیث شریف اکتفا می شود: 1. عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: الْإِمَامُ مِنَّا لَا يَكُونُ إِلَّا مَعْصُوماً وَ لَيْسَتِ الْعِصْمَةُ فِي ظَاهِرِ الْخِلْقَةِ فَيُعْرَفَ بِهَا وَ لِذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا مَنْصُوصاً. «امام از ما اهل بیت علیهم السلام باید معصوم باشد و عصمت در ظاهر خلقت نیست تا به آن شناخته شود و برای همین باید نصّی در خصوص او وجود داشته باشد.» 📚معاني الأخبار؛الشیخ الصدوق؛ مؤسسة النشر الاسلامیّ التابعة لجماعة المدرّسین؛ ص132 2. عَنْ صَالِحٍ عَنْ عَلْقَمَةَ قَالَ: قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع ... يَا عَلْقَمَةُ لَوْ لَمْ تُقْبَلْ شَهَادَةُ الْمُقْتَرِفِينَ لِلذُّنُوبِ لَمَا قُبِلَتْ إِلَّا شَهَادَاتُ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ لِأَنَّهُمْ هُمُ الْمَعْصُومُونَ‏ دُونَ سَائِرِ الْخَلْقِ فَمَنْ لَمْ تَرَهُ بِعَيْنِكَ يَرْتَكِبُ ذَنْباً أَوْ لَمْ يَشْهَدْ عَلَيْهِ بِذَلِكَ شَاهِدَانِ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الْعَدَالَةِ وَ السَّتْرِ وَ شَهَادَتُهُ مَقْبُولَةٌ وَ إِنْ كَانَ فِي نَفْسِهِ مُذْنِباً ... امام صادق (ع) فرمود: ... ای علقمه اگر قرار بود شهادت گنهکاران پذیرفته نشود؛ تنها شهادت انبیاء و اوصیاء پذیرفته می شد زیرا فقط آن ها معصوم اند نه دیگر مردم. پس هر کس را به چشم خود ندیده ای که گناه کند یا دو شاهد عادل بر آن شهادت نداده اند؛ از اهل عدالت و پرده پوشی است اگر چه واقعاً گنهکار باشد ... 📚أمالی صدوق؛ مجلس 22؛ حدیث 3 @botshenasi
✏️نقدی بر «محمد رضا تهرانی» مشهور به «افضل عصر» بزرگ طائفه نواخباری «... ابطال ما هو المشهور فی میزان الغنا: ... عن ابی عبداالله علیه السلام قال: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اقرؤوا القرآن بألحان العرب و اصواتها و إیّاکم و بلحون اهل الفسق و اهل الکبائر فإنه سیجیء من بعدی اقوام یرجعون القرآن ترجیع الغناء و النوح و الرهبانیة لا یجوز تراقیهم، قلوبهم مقلوبة و قلوب من یعجبه شأنهم.» فکلّ ترجیع لا یجوز الترقوة حرام و کلّ ترجیع ترجیع یجوز الترقوة حلال سواء کان فی القرآن ام فی غیره و بعبارة أخری أن ترجیع الالحان و الاصوات تارة لا یجوز الترقوة ای الحنجرة لا قلیلاً و لا کثیراً و تارة أخری یجوز و الاوّل فی الغناء و النوح و الرهبانیة کما هو المعلوم المذکور و ماضاهاه و هو حرام و الثانی جائز بل حسن فی القرآن و غیره ...» !!! (حلّ المسائل المشکلة، محمّد رضا تهرانی افضل عصر، نشر نشاط، صص129 و 130) 🌱حاصل کشف عظیم جناب افضل در میزان حرمت غناء -که همه فقهاء اصولی و اخباری از آن غافل بوده اند- این است که هر ترجیعی که از حنجرة نگذرد؛ حرام است و هر ترجیعی که از حنجرة بگذرد؛ حلال است؛ به استناد حدیث «لا یجوز تراقیهم» !!! حال معلوم نیست ترجیعی که از حنجره نمی گذرد؛ دیگر چه جور ترجیعی است؟!! این نحو برداشت حقیقتاً مضحک و تأسّف بار و به بازی گرفتن علم و دین است. «لا یجوز» به «ترجیع» بر نمی گردد؛ بلکه به «القرآن» بر می گردد و مراد از این تعبیر مشهور، این است که «قرآن را فقط می خوانند و آن را نمی فهمند و به آن عمل نمی کنند و به سوی خداوند بالا نمی رود.» چنان که در حدیث دیگر آمده است: «مَنْ أَمَّ قَوْماً فَلَمْ يَقْصِدْ بِهِمْ فِي حُضُورِهِ وَ قِرَاءَتِهِ وَ رُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ رُدَّتْ عَلَيْهِ صَلَاتُهُ وَ لَمْ تُجَاوِزْ تَرَاقِيَهُ‏» (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ؛ دار الشریف الرضیّ ص287) و در توصیف خوارج آمده: «لا يجاوز إيمانهم تراقيهم»‏ (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، کتابخانه آیت الله مرعشی، ج‏2، ص 268) و در حدیث دیگر: «يقولون الحق بألسنتهم، و تأباه قلوبهم، يقرءون القرآن لا يجاوز تراقيهم‏» (شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام ؛ جامعه مدرسین؛ ج‏2 ؛ ص43) و به تعبیر دیگر: «يُحْسِنُونَ الْقَوْلَ وَ يُسِيئُونَ الْفِعْلَ يَدْعُونَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ لَيْسُوا مِنْهُ فِي شَيْ‏ءٍ يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لَا يُجَاوِزُ تَرَاقِيَهُمْ‏» (إعلام الورى؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ص32) و نیز: «يَتَكَلَّمُونَ بِكَلِمَةِ الْحَقِّ لَا تُجَاوِزُ حُلُوقَهُمْ» (عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار، جامعه مدرّسین ، ص 445) سیّد رضی (ره) در شرح این تعبیر گوید: «از جمله مجازات نبویّ، سخن او درباره ی خوارج است: «يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُ لَهُمْ، وَ هُوَ عَلَيْهِمْ؛ لَا يُجَاوِزُ حَنَاجِرَهُمْ» این سخن مجاز است و مراد این است که به احکام و فرائض قرآن عمل نمی کنند و از امر و نهی آن پیروی نمی کنند؛ گویا از آن بهره ای جز صدایی که از حنجره هایشان بیرون آید؛ ندارند. می خواهد بفرماید که قرآن نزد آنان به همین تلاوت شناخته می شود؛ نه با عمل به احکام و واجبات آن. و در بعضی نقل ها آمده: «لَا يُجَاوِزُ تَرَاقِيَهُمْ‏» و معنا یکی است.» (المجازات النبوية ؛ دارالحدیث؛ صص323 و 324) و ابن اثیر هم گفته است: «معنا این است که خداوند قرائت آنان را بالا نمی برد و نمی پذیرد؛ گویا از حلقومشان تجاوز نمی کند. و برخی هم گفته اند یعنی به قرآن عمل نمی کنند و پاداشی از قرائت آن نمی برند پس بهره ای جز قرائت ندارند.» (النهاية في غريب الحديث و الأثر؛ مؤسسه اسماعیلیان؛ ج‏1 ؛ ص187) @botshenasi
⚖ نقد قرآنیه (5) 🌱خرافه بی نیازی قرآن از غیر در دوران اخیر بیش از همه علامه طباطبایی این خرافه را ترویج داد که قرآن برای تفسیر خود کافی است: «... حاشا أن يكون القرآن تبيانا لكل شي‏ء و لا يكون تبيانا لنفسه ... كيف يكون القرآن هدى و بينة و فرقانا و نورا مبينا للناس في جميع ما يحتاجون و لا يكفيهم في احتياجهم إليه و هو أشد الاحتياج!» (الميزان في تفسير القرآن، ج‏1، ص11) نتیجه دعاوی آقای طباطبایی این شد که هر جاهل بی سوادی، بر مسند تفسیر نشست و پرچم بازگشت به قرآن و ستیز با حدیث برافراشت و قرآن به بازیچه کودکان کوی تبدیل شد تا جایی که جاهلی چون منصورِ دجّال نوشته است: «... کتاب خداوند، معمّا نيست ... گفتار خداوند، از گفتار کساني که در صدد روشن کردن آنند، روشنتر است ... روشن کردن گفتار خداوند با گفتار ديگران، مانند روشن کردن آفتاب با چراغ نفتي است! ... بخشي از گفتار او که به روشن شدن نياز دارد نيز، توسّط خود او و با بخش ديگري از گفتارش روشن شده است ...» (بازگشت به اسلام، ص 190 و 191) دعاوی طباطبایی و دیگر قرآنییّن اگر چه با آب و تاب فراوان نقل می شود؛ ولی بطلان آن بر هر خردمندی، آشکار است. اگر این ادّعا صحیح بود؛ چرا طباطبایی و دیگران تفسیر نوشته اند؟! قرآن به ادعای آنان نیاز به تفسیر اهل بیت ع ندارد؛ پس چگونه است که به تفسیر آنان نیاز دارد؟! کم نیست آیاتی که بدون تفسیر معصوم هرگز قابل فهم نیست؛ مثلاً آیات زیر: 1. «عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى‏» (النجم، 14) با کدام آیه می توان معنای «سدرة المنتهی» را فهمید؟! جالب است که خود طباطبایی به این عجز اعتراف کرده و مبنای خود را نقض نموده است: «لا يوجد في كلامه تعالى ما يفسر هذه الشجرة.» (الميزان، ج‏19 ، ص31) 2. «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في‏ كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ » (التوبة، 36) در این جا نیز طباطبایی از تعیین معنای «منها اربعة حرم» با قرآن عاجز مانده و دست به دامان سنّت شده است: «قوله: «مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ‏» هي الأشهر الأربعة: ذو القعدة و ذو الحجة و المحرم و رجب بالنقل القطعي.» (الميزان في تفسير القرآن، ج‏9، ص268) اگر قرآن برای تفسیر خود کافی است چرا معنای «منها اربعة حرم» را با خود قرآن نشان نداده است؟! با این حساب آیا قرآن از نورانیت افتاد و خاموش شد؟! 3. «فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمينَ‏» (الاعراف، 133) نه از ظاهر آیه معلوم است که مراد از «الدّم» چه واقعه ای است و نه در آیه دیگری شرح داده شده است. آیا خداوند خواسته لفظی بی معنا و نامفهوم نازل کند؟ یا این که شرح آن را به معصوم واگذار کرده است؟ 4. «وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى‏ كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ‏.» (ص، 34) بدون روایت صحیح، چگونه میتوان معنای آیه را فهمید؟! مراد از «انداختن جسد بر کرسیّ» چیست و در کجای قرآن شرح داده شده؟! 5. «وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ»‏ (ص، 44) موضوع آیه چیست و به چه ماجرایی اشاره دارد؟! از کدام آیه می توان فهمید که وجه «ضرب» و «حنث» چیست؟! 6. «حروف مقطّعة» آیا این آیات نور نیستند؟! آیا قرآن نور نیست؟! پس چگونه معنای این آیات در قرآن روشن نیست؟ مگر نه این که به ادّعای طباطبایی و همفکرانش نور بودن قرآن به این معنا است که همه ابهامات خود را شرح می دهد؟! @botshenasi
📢 اعتراف و تناقض گویی «جلال الدین آشتیانی» سید جلال الدین آشتیانی فیلسوف مشهور، درباره «ابن عربی» می نویسد: «شيخ اعظم با آن كه به اهل بيت عصمت و طهارت عشق مى‏ورزد، خصم الدِّ شيعه اماميه است.» 📚مقدّمه جلال الدین آشتیانی بر شرح فصوص قيصرى، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص43 ‼️اگر به اعتراف شما ابن عربی شدیدترین دشمن شیعه است؛ چرا او را شیخ اعظم نامیده و عارف کاملش می دانید و تا آن حد تمجیدش می کنید؟! چگونه ممکن است کسی به اهل بیت (ع) عشق بورزد و خصم الدّ (= شدیدترین دشمن) شیعه امامیه باشد؟! عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَيْسَ النَّاصِبُ مَنْ نَصَبَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ لِأَنَّكَ لَمْ تَجِدْ رَجُلًا يَقُولُ أَنَا النَّاصِبُ [أُبْغِضُ‏] مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ لَكِنَّ النَّاصِبَ مَنْ نَصَبَ‏ لَكُمْ‏ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّكُمْ تَتَوَالَوْنَا وَ أَنَّكُمْ مِنْ شِيعَتِنَا. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ دارالشریف الرضیّ؛ ص207) «ناصب کسی نیست که با ما اهل بیت دشمنی کند؛ زیرا هیچ کس را نمی یابی که بگوید من ناصبم و محمد و آل محمد (صلی الله علیهم) را دشمن می دارم! بلکه ناصب کسی است که با شما دشمنی کند؛ در حالی که می داند شما ولایت ما را دارید و از شیعیان ما هستید.» @botshenasi
📢افاضات جلال الدین آشتیانی درباره ابن عربی!! «شيخ اعظم ... بدون تحقيق در سند أحاديث و رواياتي را كه وضّاعين با كمال وقاحت از قول حضرت ختمى مقام جعل كرده‏اند (و آثار جعل از ظاهر و معناى آن روايات هويداست) نازل در شأن خلفا، خصوصاً خليفه دوم، دانسته، و آن مجعولات را چندان با آب و تاب نقل و با ابتهاج شرح و تفسير مى‏كند كه اشخاص ساده لوح را تحت تأثير قرار مى‏دهد. عجب آن كه به نقل تهمتى كه شياطين از دشمنانِ محبّان اهل بيت عليهم السلام بر آنان بسته‏اند پرداخته است، به خيال آن كه لا بد همه محققان از تابعان اهل بيت مسخر شيطان‏اند! ... در همان كتاب بعد از ذكر اقسام «خواطر» و تقسيم‏ شياطين و بيان «مداخل الشيطان في نفوس العالم» و «الغلوّ في حبّ آل البيت» پرداخته است به ذكر مطاعن شيعه، خصوصاً امامية من الشيعة، و گفته است: و أكثر ما ظهر ذلك في الشيعة و لا سيما الإمامية منهم. فدخلت عليهم شياطين الجن ... در زمان شيخ، أعلى الله قدره، بسيارى از افاضل شيعه در سوريه و خصوصاً در حلب توطن داشتند. از علماى بزرگ شيعه و متكلمان اين فرقه در نواحى نزديك به سر مى‏بردند و شايسته بود شيخ بزرگوار به آنها مراجعه مى‏كرد ...» 📚مقدّمه جلال الدین آشتیانی بر شرح فصوص قيصرى، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص46 و 47 ‼️معلوم نیست آشتیانی بر چه مذهبی است!! از یک سو می گوید: ابن عربی مدافع سرسخت خلفا و دشمن شدید شیعه امامیه بوده و از سوی دیگر او را «شیخ اعظم» و «شیخ بزرگوار» نامیده و پس از نامش «اعلی الله قدره» می نویسد!!! به حقّ که غور در فلسفه برای انسان عقلی باقی نمی گذارد که حتی کلام خود را فهم کند!! @botshenasi
🔥جلال الدین آشتیانی و اباحی گری🔥 آشتیانی مانند همه صوفیه معتقد است که برخی سالکان وقتی به مرتبه فنا می رسند؛ معاف از تکلیف می شوند!!! «بسا صاحب سلوك كه بعد از نيل به مقام «فناى فعلى» با آن كه با اعمال خاص سالكان آشناست، در اين موطن از مقامْ توقف كند. چه برخى نهايت سيرشان فنا در تجليات مذكور است، و در همان حالت فنا گرفتار شده به حالت صحو بعد المحو نمى‏رسند و دايماً در دايره جذبه دور مى‏زنند. اين كسان از أكل و شرب غفلت دارند، تا چه رسد به انجام واجبات و مستحبات. پس ناچار مانند اطفال و مجانين به تكاليف شرعي توجه ندارند و معاف از تكاليف ‏اند.» 📚مقدّمه جلال الدین آشتیانی بر شرح فصوص قيصرى، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص18 @botshenasi
حسن الهیاری: شریعتی دوستدار اهل بیت علیهم السلام بود و ما او را دوست داریم.. وخداوند او را رحمت کند ... علی شریعتی شخصیتی است که در تالیفات او به خوبی ارادت به متخلفین ثالثه مشاهده میشود. ودر تالیفات او اثری از محبت به اهل بیت علیهم السلام نیست. نقش شورا درخلافت  2. توحید ابوبکر!  3. فراریان جنگ  4. تمجید از طلحه  5. شرک پدران پیامبر!!  حضرت ابوطالب  دلایل ایمان ابوطالب 6. تمجید ازخالد بن ولید  7. مقامات عثمان!  8. مغیرة بن شعبه  9. بازهم تمجید از ابوبکر  10. خدمات و عدالت‌طلبی عمر !!  1. اخلاق وی  2. مساوات عمر    3. ایمان عمر و خدمات او به اسلام    4. سطح فکر عمر یا سیاست او  11. فضیلت دیگر ابوبکر!  12. نماز پیامبر با ابوبکر  13. تردید امیرالمومنین علیه السلام!!  14. ایمان ابوبکر، برتر از ایمان امیرالمومنین علیه السلام !!    15. سرزنش پیامبر   16. باز هم تمجید یک جانبه از ابوبکر   اینها فقط مقداری از انحرافات کتاب اسلام شناسی او است و انحرافات او در کتب هبوط و فاطمه سلام الله علیها فاطمه است که در آن مفصل بر صدیقه طاهره سلام الله علیها حمله شده و دامن خلفا تطهیر. یک همچین شخصی را اقای الهیاری میگوید دوستدار اهل بیت علیهم السلام بوده است. و آقای الهیاری باید بخاطر این سخن پاسخگو باشد. چون ایشان میگوید همه جا فکر او درست نیست. آقای الهیاری کجای فکر شریعتی درست است؟ کجا ابراز محبت به اهل بیت علیهم السلام کرده است؟ حال این جمله اگر از دهان آقای سیستانی خارج میشد حکم اعدام ایشان توسط یگانه مدافع حریم ولایت و مریدان سینه چاک جان بر کف در فضای مجازی صادر میشد. قابل توجه یگانه مدافع ولایت مالک اشتر زمان و مریدان سینه چاک فدایی و مبارزین ضد بدعت در فضای مجازی (چون فقط تو فضای مجازی وا اسلاما میگویند در باطن و حقیقت جگر حرف زدن ندارند) نمونه ای از کتاب اسلام شناسی:  هنوز چنین حرکاتی را نمی شناخت ، شگفت زده می نگریست ، انتظار می کشید تا محمد و خدیجه نمازشان را سلام دادند. در برابر که به سجده می روید ؟    در برابر الله که مرا به رسالت مامور کرده است تا مردم را به او بخوانم ، از تو می خواهم که به او بگروی و به رسالت من ایمان آوری ، سپس او را به انکار بتان دعوت کرد و آیاتی را که رسیده بود بر او خواند . علی گرچه هنوز پسر بچه ای هشت ساله است و تحت تکفل محمد و به او سخت ایمان دارد ، اما مردی که جرثومه (جنین) اش را با استقلال و استقامت سرشته اند ، نمی تواند بدین سادگی عقیده ای را بپذیرد و یا به دروغ بدان تظاهر کند ، گفت : «به من مهلت دهید تا در آن بیندیشم و با پدرم ابوطالب مشورت کنم.» اطاق را ترک کرد و یک راست به سوی خوابگاه خویش رفت و شب را در اندیشه این دعوت گذرانید ، آیاتی را که محمد بر او خوانده بود ، محمد را ، و رسالتش را ، بتان را ، الله را ، همه را در مغز جوانش مجسم می کرد... اسلام شناسی علی شریعتی چاپ طوس ص488 وجه تشابه میان ایشان و شریعتی این است که طرفداران هردو میگویند کسی در حد آنها نیست. @botshenasi
🔥تحلیل و تجلیل دکتر الهی قمشه ای از رقاصی!! "رقص طبيعي آدمي بحقيقت هنگامي است كه از جوهر خوف و حزن كه از نفس سر چشمه مي گيرد خلاص شود و به چشمه شادي كه در صحراي بي خودي جاريست برسد ، اين رقص بي اختيار صورت مي گيرد و بازتاب طبيعي هيجانات روح در عالم جسم است، چنانكه حركت خرقه و دامن به حركت جسم وابسته است." (مقالات-ص 130 _ برگرفته از سایت رسمی الهی قمشه ای) @botshenasi
🔥🔥حسن رمضانی شاگرد حسن زاده آملی: رقص سماع اگر بی اختیار باشد؛ اشکالی ندارد!! «اگر مراد از سماع، سماع حقیقی است که یک نوع حالت بی‌قراری است که از غلبه وحدت و وجد بر عارف عارض می‌‌شود و آرامش را از او می‌‌گیرد و مثل پروانه که عاشقانه به دور شمع می‌چرخد و می‌چرخد تا به وصال برسد؛ او را ناخواسته به چرخش در می‌آورد؛ این امر را نمی‌شود رد کرد و مردود دانست و اختیاری هم نیست تا کسی به حرمت یا حلیّت آن فتوا بدهد.» 🔗 http://yon.ir/vZvb 💠 پاسخ: 1. غلبه ی وجد چنان نیست که انسان را کاملاً بی اختیار سازد؛ مانند خشم و شهوت. 2. وجد و سماع، مقدّماتی دارد که اختیاری است. مانند کسی که با اختیار شراب می خورد و در حال مستی مرتکب گناه و جنایت می شود یا کسی که در اثر شنیدن غنا و موسیقی از خود بیخود می شود و به رقص و فساد می افتد. 3. وجد و چرخش، حالتی شیطانی است که انبیاء و اوصیاء و مؤمنان از آن منزه اند. حالات الهی با آرامش، خشیت و حزن همراه است: الف. الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ‏ . (الرعد : 28) ب. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ. (الأنفال : 2) ج. جابر گويد: به امام باقر (ع) گفتم: بعضی از مردم وقتی آيه‏اى از قرآن را ياد کنند یا برایشان خوانده شود؛ بيهوش مى‏شوند چنان که گویی اگر دست يا پايش را ببرند؛ نمى‏فهمد. امام فرمود: سبحان اللَّه اين حالت از شيطان است. (مؤمنان) این گونه توصيف نشده اند بلکه تنها به نرمی و رقّت قلب و اشك ريختن و خوف توصیف شده اند. (الكافي، دارالکتب الاسلامیة، ج2، ص616) 4. بر فرض محال که وحدت وجود صحیح و قابل درک باشد؛ غلبه ی درک آن مستلزم سکون است نه بی قراری! 5. رقص و چرخش چه ارتباطی با وصال خداوند دارد؟!! @botshenasi
🔥تمجید ابراهیمی دینانی از رقاصی صوفیه: http://yon.ir/By2w @botshenasi
https://t.me/botshenasi/1923 نقل کرامت یا دعوی نبوت !!😳 الهیاری همچون منصور انا الحق میزند!😐 کذب یا واقعیت ؟؟؟؟ 🙊 @botshenasi