⚖ نقد قرآنیه (5)
#نقد_قرآنیه
🌱خرافه بی نیازی قرآن از غیر
در دوران اخیر بیش از همه علامه طباطبایی این خرافه را ترویج داد که قرآن برای تفسیر خود کافی است:
«... حاشا أن يكون القرآن تبيانا لكل شيء و لا يكون تبيانا لنفسه ... كيف يكون القرآن هدى و بينة و فرقانا و نورا مبينا للناس في جميع ما يحتاجون و لا يكفيهم في احتياجهم إليه و هو أشد الاحتياج!» (الميزان في تفسير القرآن، ج1، ص11)
نتیجه دعاوی آقای طباطبایی این شد که هر جاهل بی سوادی، بر مسند تفسیر نشست و پرچم بازگشت به قرآن و ستیز با حدیث برافراشت و قرآن به بازیچه کودکان کوی تبدیل شد تا جایی که جاهلی چون منصورِ دجّال نوشته است:
«... کتاب خداوند، معمّا نيست ... گفتار خداوند، از گفتار کساني که در صدد روشن کردن آنند، روشنتر است ... روشن کردن گفتار خداوند با گفتار ديگران، مانند روشن کردن آفتاب با چراغ نفتي است! ... بخشي از گفتار او که به روشن شدن نياز دارد نيز، توسّط خود او و با بخش ديگري از گفتارش روشن شده است ...» (بازگشت به اسلام، ص 190 و 191)
دعاوی طباطبایی و دیگر قرآنییّن اگر چه با آب و تاب فراوان نقل می شود؛ ولی بطلان آن بر هر خردمندی، آشکار است. اگر این ادّعا صحیح بود؛ چرا طباطبایی و دیگران تفسیر نوشته اند؟! قرآن به ادعای آنان نیاز به تفسیر اهل بیت ع ندارد؛ پس چگونه است که به تفسیر آنان نیاز دارد؟!
کم نیست آیاتی که بدون تفسیر معصوم هرگز قابل فهم نیست؛ مثلاً آیات زیر:
1. «عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى» (النجم، 14)
با کدام آیه می توان معنای «سدرة المنتهی» را فهمید؟! جالب است که خود طباطبایی به این عجز اعتراف کرده و مبنای خود را نقض نموده است:
«لا يوجد في كلامه تعالى ما يفسر هذه الشجرة.» (الميزان، ج19 ، ص31)
2. «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ » (التوبة، 36)
در این جا نیز طباطبایی از تعیین معنای «منها اربعة حرم» با قرآن عاجز مانده و دست به دامان سنّت شده است:
«قوله: «مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ» هي الأشهر الأربعة: ذو القعدة و ذو الحجة و المحرم و رجب بالنقل القطعي.» (الميزان في تفسير القرآن، ج9، ص268)
اگر قرآن برای تفسیر خود کافی است چرا معنای «منها اربعة حرم» را با خود قرآن نشان نداده است؟! با این حساب آیا قرآن از نورانیت افتاد و خاموش شد؟!
3. «فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آياتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمينَ» (الاعراف، 133)
نه از ظاهر آیه معلوم است که مراد از «الدّم» چه واقعه ای است و نه در آیه دیگری شرح داده شده است. آیا خداوند خواسته لفظی بی معنا و نامفهوم نازل کند؟ یا این که شرح آن را به معصوم واگذار کرده است؟
4. «وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ.» (ص، 34)
بدون روایت صحیح، چگونه میتوان معنای آیه را فهمید؟! مراد از «انداختن جسد بر کرسیّ» چیست و در کجای قرآن شرح داده شده؟!
5. «وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ» (ص، 44)
موضوع آیه چیست و به چه ماجرایی اشاره دارد؟! از کدام آیه می توان فهمید که وجه «ضرب» و «حنث» چیست؟!
6. «حروف مقطّعة»
آیا این آیات نور نیستند؟! آیا قرآن نور نیست؟! پس چگونه معنای این آیات در قرآن روشن نیست؟ مگر نه این که به ادّعای طباطبایی و همفکرانش نور بودن قرآن به این معنا است که همه ابهامات خود را شرح می دهد؟!
#نقد_قرآنیه
@botshenasi
📢 اعتراف و تناقض گویی «جلال الدین آشتیانی»
سید جلال الدین آشتیانی فیلسوف مشهور، درباره «ابن عربی» می نویسد:
«شيخ اعظم با آن كه به اهل بيت عصمت و طهارت عشق مىورزد، خصم الدِّ شيعه اماميه است.»
📚مقدّمه جلال الدین آشتیانی بر شرح فصوص قيصرى، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص43
‼️اگر به اعتراف شما ابن عربی شدیدترین دشمن شیعه است؛ چرا او را شیخ اعظم نامیده و عارف کاملش می دانید و تا آن حد تمجیدش می کنید؟! چگونه ممکن است کسی به اهل بیت (ع) عشق بورزد و خصم الدّ (= شدیدترین دشمن) شیعه امامیه باشد؟!
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَيْسَ النَّاصِبُ مَنْ نَصَبَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ لِأَنَّكَ لَمْ تَجِدْ رَجُلًا يَقُولُ أَنَا النَّاصِبُ [أُبْغِضُ] مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ لَكِنَّ النَّاصِبَ مَنْ نَصَبَ لَكُمْ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّكُمْ تَتَوَالَوْنَا وَ أَنَّكُمْ مِنْ شِيعَتِنَا. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ دارالشریف الرضیّ؛ ص207)
«ناصب کسی نیست که با ما اهل بیت دشمنی کند؛ زیرا هیچ کس را نمی یابی که بگوید من ناصبم و محمد و آل محمد (صلی الله علیهم) را دشمن می دارم! بلکه ناصب کسی است که با شما دشمنی کند؛ در حالی که می داند شما ولایت ما را دارید و از شیعیان ما هستید.»
@botshenasi
📢افاضات جلال الدین آشتیانی درباره ابن عربی!!
«شيخ اعظم ... بدون تحقيق در سند أحاديث و رواياتي را كه وضّاعين با كمال وقاحت از قول حضرت ختمى مقام جعل كردهاند (و آثار جعل از ظاهر و معناى آن روايات هويداست) نازل در شأن خلفا، خصوصاً خليفه دوم، دانسته، و آن مجعولات را چندان با آب و تاب نقل و با ابتهاج شرح و تفسير مىكند كه اشخاص ساده لوح را تحت تأثير قرار مىدهد. عجب آن كه به نقل تهمتى كه شياطين از دشمنانِ محبّان اهل بيت عليهم السلام بر آنان بستهاند پرداخته است، به خيال آن كه لا بد همه محققان از تابعان اهل بيت مسخر شيطاناند! ... در همان كتاب بعد از ذكر اقسام «خواطر» و تقسيم شياطين و بيان «مداخل الشيطان في نفوس العالم» و «الغلوّ في حبّ آل البيت» پرداخته است به ذكر مطاعن شيعه، خصوصاً امامية من الشيعة، و گفته است: و أكثر ما ظهر ذلك في الشيعة و لا سيما الإمامية منهم. فدخلت عليهم شياطين الجن ... در زمان شيخ، أعلى الله قدره، بسيارى از افاضل شيعه در سوريه و خصوصاً در حلب توطن داشتند. از علماى بزرگ شيعه و متكلمان اين فرقه در نواحى نزديك به سر مىبردند و شايسته بود شيخ بزرگوار به آنها مراجعه مىكرد ...»
📚مقدّمه جلال الدین آشتیانی بر شرح فصوص قيصرى، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص46 و 47
‼️معلوم نیست آشتیانی بر چه مذهبی است!! از یک سو می گوید: ابن عربی مدافع سرسخت خلفا و دشمن شدید شیعه امامیه بوده و از سوی دیگر او را «شیخ اعظم» و «شیخ بزرگوار» نامیده و پس از نامش «اعلی الله قدره» می نویسد!!! به حقّ که غور در فلسفه برای انسان عقلی باقی نمی گذارد که حتی کلام خود را فهم کند!!
@botshenasi
🔥جلال الدین آشتیانی و اباحی گری🔥
آشتیانی مانند همه صوفیه معتقد است که برخی سالکان وقتی به مرتبه فنا می رسند؛ معاف از تکلیف می شوند!!!
«بسا صاحب سلوك كه بعد از نيل به مقام «فناى فعلى» با آن كه با اعمال خاص سالكان آشناست، در اين موطن از مقامْ توقف كند. چه برخى نهايت سيرشان فنا در تجليات مذكور است، و در همان حالت فنا گرفتار شده به حالت صحو بعد المحو نمىرسند و دايماً در دايره جذبه دور مىزنند. اين كسان از أكل و شرب غفلت دارند، تا چه رسد به انجام واجبات و مستحبات. پس ناچار مانند اطفال و مجانين به تكاليف شرعي توجه ندارند و معاف از تكاليف اند.»
📚مقدّمه جلال الدین آشتیانی بر شرح فصوص قيصرى، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص18
@botshenasi
حسن الهیاری:
شریعتی دوستدار اهل بیت علیهم السلام بود و ما او را دوست داریم.. وخداوند او را رحمت کند ...
علی شریعتی شخصیتی است که در تالیفات او به خوبی ارادت به متخلفین ثالثه مشاهده میشود.
ودر تالیفات او اثری از محبت به اهل بیت علیهم السلام نیست.
نقش شورا درخلافت
2. توحید ابوبکر!
3. فراریان جنگ
4. تمجید از طلحه
5. شرک پدران پیامبر!!
حضرت ابوطالب
دلایل ایمان ابوطالب
6. تمجید ازخالد بن ولید
7. مقامات عثمان!
8. مغیرة بن شعبه
9. بازهم تمجید از ابوبکر
10. خدمات و عدالتطلبی عمر !!
1. اخلاق وی
2. مساوات عمر
3. ایمان عمر و خدمات او به اسلام
4. سطح فکر عمر یا سیاست او
11. فضیلت دیگر ابوبکر!
12. نماز پیامبر با ابوبکر
13. تردید امیرالمومنین علیه السلام!!
14. ایمان ابوبکر، برتر از ایمان امیرالمومنین علیه السلام !!
15. سرزنش پیامبر
16. باز هم تمجید یک جانبه از ابوبکر
اینها فقط مقداری از انحرافات کتاب اسلام شناسی او است و انحرافات او در کتب هبوط و فاطمه سلام الله علیها فاطمه است که در آن مفصل بر صدیقه طاهره سلام الله علیها حمله شده و دامن خلفا تطهیر.
یک همچین شخصی را اقای الهیاری میگوید دوستدار اهل بیت علیهم السلام بوده است.
و آقای الهیاری باید بخاطر این سخن پاسخگو باشد. چون ایشان میگوید همه جا فکر او درست نیست. آقای الهیاری کجای فکر شریعتی درست است؟
کجا ابراز محبت به اهل بیت علیهم السلام کرده است؟
حال این جمله اگر از دهان آقای سیستانی خارج میشد حکم اعدام ایشان توسط یگانه مدافع حریم ولایت و مریدان سینه چاک جان بر کف در فضای مجازی صادر میشد.
قابل توجه یگانه مدافع ولایت مالک اشتر زمان و مریدان سینه چاک فدایی و مبارزین ضد بدعت در فضای مجازی (چون فقط تو فضای مجازی وا اسلاما میگویند در باطن و حقیقت جگر حرف زدن ندارند)
نمونه ای از کتاب اسلام شناسی:
هنوز چنین حرکاتی را نمی شناخت ، شگفت زده می نگریست ، انتظار می کشید تا محمد و خدیجه نمازشان را سلام دادند.
در برابر که به سجده می روید ؟
در برابر الله که مرا به رسالت مامور کرده است تا مردم را به او بخوانم ، از تو می خواهم که به او بگروی و به رسالت من ایمان آوری ، سپس او را به انکار بتان دعوت کرد و آیاتی را که رسیده بود بر او خواند .
علی گرچه هنوز پسر بچه ای هشت ساله است و تحت تکفل محمد و به او سخت ایمان دارد ، اما مردی که جرثومه (جنین) اش را با استقلال و استقامت سرشته اند ، نمی تواند بدین سادگی عقیده ای را بپذیرد و یا به دروغ بدان تظاهر کند ، گفت : «به من مهلت دهید تا در آن بیندیشم و با پدرم ابوطالب مشورت کنم.» اطاق را ترک کرد و یک راست به سوی خوابگاه خویش رفت و شب را در اندیشه این دعوت گذرانید ، آیاتی را که محمد بر او خوانده بود ، محمد را ، و رسالتش را ، بتان را ، الله را ، همه را در مغز جوانش مجسم می کرد...
اسلام شناسی علی شریعتی چاپ طوس ص488
وجه تشابه میان ایشان و شریعتی این است که طرفداران هردو میگویند کسی در حد آنها نیست.
@botshenasi
🔥تحلیل و تجلیل دکتر الهی قمشه ای از رقاصی!!
"رقص طبيعي آدمي بحقيقت هنگامي است كه از جوهر خوف و حزن كه از نفس سر چشمه مي گيرد خلاص شود و به چشمه شادي كه در صحراي بي خودي جاريست برسد ، اين رقص بي اختيار صورت مي گيرد و بازتاب طبيعي هيجانات روح در عالم جسم است، چنانكه حركت خرقه و دامن به حركت جسم وابسته است."
(مقالات-ص 130 _ برگرفته از سایت رسمی الهی قمشه ای)
@botshenasi
🔥🔥حسن رمضانی شاگرد حسن زاده آملی: رقص سماع اگر بی اختیار باشد؛ اشکالی ندارد!!
«اگر مراد از سماع، سماع حقیقی است که یک نوع حالت بیقراری است که از غلبه وحدت و وجد بر عارف عارض میشود و آرامش را از او میگیرد و مثل پروانه که عاشقانه به دور شمع میچرخد و میچرخد تا به وصال برسد؛ او را ناخواسته به چرخش در میآورد؛ این امر را نمیشود رد کرد و مردود دانست و اختیاری هم نیست تا کسی به حرمت یا حلیّت آن فتوا بدهد.»
🔗 http://yon.ir/vZvb
💠 پاسخ:
1. غلبه ی وجد چنان نیست که انسان را کاملاً بی اختیار سازد؛ مانند خشم و شهوت.
2. وجد و سماع، مقدّماتی دارد که اختیاری است. مانند کسی که با اختیار شراب می خورد و در حال مستی مرتکب گناه و جنایت می شود یا کسی که در اثر شنیدن غنا و موسیقی از خود بیخود می شود و به رقص و فساد می افتد.
3. وجد و چرخش، حالتی شیطانی است که انبیاء و اوصیاء و مؤمنان از آن منزه اند. حالات الهی با آرامش، خشیت و حزن همراه است:
الف. الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . (الرعد : 28)
ب. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ. (الأنفال : 2)
ج. جابر گويد: به امام باقر (ع) گفتم: بعضی از مردم وقتی آيهاى از قرآن را ياد کنند یا برایشان خوانده شود؛ بيهوش مىشوند چنان که گویی اگر دست يا پايش را ببرند؛ نمىفهمد. امام فرمود: سبحان اللَّه اين حالت از شيطان است. (مؤمنان) این گونه توصيف نشده اند بلکه تنها به نرمی و رقّت قلب و اشك ريختن و خوف توصیف شده اند. (الكافي، دارالکتب الاسلامیة، ج2، ص616)
4. بر فرض محال که وحدت وجود صحیح و قابل درک باشد؛ غلبه ی درک آن مستلزم سکون است نه بی قراری!
5. رقص و چرخش چه ارتباطی با وصال خداوند دارد؟!!
@botshenasi
https://t.me/botshenasi/1923
نقل کرامت یا دعوی نبوت !!😳
الهیاری همچون منصور انا الحق میزند!😐
کذب یا واقعیت ؟؟؟؟ 🙊
@botshenasi
آیا فحّاشی از اخلاق شیعه است؟
متأسفانه در میان مدعیان ولایت و برائت و حدیث؛ رایج شده است که بدزبانی و فحاشی را نشانه تصلّب در ولایت و برائت می دانند؛ در حالی که امامان ما همواره از این کار نهی کرده اند.
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ شِرْكِ الشَّيْطَانِ الَّذِي لَا يُشَكُّ فِيهِ أَنْ يَكُونَ فَحَّاشاً لَا يُبَالِي مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ فِيهِ.
از امام صادق علیه السلام:
از علامات قطعی شرک الشیطان این است که فحّاش باشد و اهمیت ندهد که چه میگوید و درباره اش چه گفته می شود.
📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج2 ؛ ص323
از امام صادق علیه السلام نیز نقل است که در این باره فرمود:
«إِنَّ هَذَا لَيْسَ مِنْ فِعَالِي وَ لَا آمُرُ بِهِ شِيعَتِي»
همانا این (فحاشی) از کار (و اخلاق) من نیست و شیعیانم را به آن امر نمی کنم.
📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج2 ؛ ص326
و رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْفَاحِشَ الْبَذِيءَ ...»
خداوند فحش دهنده بدزبان را دشمن می دارد.
📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج2 ؛ ص325
و نیز فرمود:
«إِنَّ مِنْ شَرِّ عِبَادِ اللَّهِ مَنْ تُكْرَهُ مُجَالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ.»
از بدترین بندگان خدا کسی است که هم نشینی با او به خاطر ناسزاگویی و بدزبانیش؛ ناخوشایند باشد.
📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج2 ؛ ص325
@botshenasi
منصور حلاج ثانی (حسن الهیاری ) :
امام حسین علیه السلام قیام نکرد..
حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی سلمه الله تعالی:
دین خدا مدیون قیام امام حسین علیه السلام است.
@botshenasi
https://t.me/botshenasi/1944