eitaa logo
بُت شناسی
3هزار دنبال‌کننده
475 عکس
571 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
👹الهی قمشه ای و تکرار یاوه های ابن عربی: عشق عامه مردم تنها به صورتي و جلوه اي است و از اين رو همه بت پرستند زيرا در صورت آن بت توقف كرده و آن را پلي براي وصول به بت آفرين نكرده اند يا بت آفرين را در او نديده اند ، اما عارفان ، حق را در همه صورتها مي بينند و در همه صورتها عبادت مي كنند. (مقالات-ص 9) 👹مخالفت الهی قمشه ای با بدیهیات توحید: عرفان به يك نظر حركتي است از جزء كه موجوداتند به سوي كل كه حقيقت هستي و ذات احديت است و به تعبير ديگر عارف از عشق به جزء آغاز مي كند و به تدريج به عشق كل مي رسد بي آنكه عشق جزء را از دست بدهد زيرا كل را در جزء مي بيند. (مقالات-ص 75) 👹تحلیل عجیب و مزخرف الهی قمشه ای از روایات نهی از تفکر در ذات: انديشه كردن در ذات حق باطل است نه بدان خاطر كه فكر ما كوتاه است و موضوع فكرت بلند بلكه چون خداوند فرمود : ما از رگ گردن به او نزديكتريم. هر چه در او انديشه كنند از او دورتر مي شوند زيرا انديشه كردن يافتن واسطه اي است كه انديش گر را به مراد نزديكتر كند و اينجا چون نهايت نزديكي حاصل است هر واسطه و دليلي كه ذهن بياورد خود مايه دوري از محبوب و حجاب روي او مي شود. (مقالات-ص 75) 👹مخالفت الهی قمشه ای با نص قرآن و تاویل خلاف ضروری مذهب سرّ استقامت عاشق بر ناز دريافت همان حقيقت ناز است كه ظاهر آن عتابست و باطن آن دعوت ،در ظاهر "لن تراني" است و در باطن "من راني". (مقالات-ص 129) 👹رقص در نظر الهی قمشه ای رقص طبيعي آدمي بحقيقت هنگامي است كه از جوهر خوف و حزن كه از نفس سر چشمه مي گيرد خلاص شود و به چشمه شادي كه در صحراي بي خودي جاريست برسد ، اين رقص بي اختيار صورت مي گيرد و بازتاب طبيعي هيجانات روح در عالم جسم است، چنانكه حركت خرقه و دامن به حركت جسم وابسته است. (مقالات-ص 130) 👹شطحیاتی از الهی قمشه ای در نظر مولانا، زن ، در لطافت و تعالي چنان به خداوند نزديك است كه گوئيا مخلوق نيست بلكه خالق است. (در صحبت مولانا-ص16) 👹اکاذیب صوفیه جمالیه بر لسان الهی قمشه ای: حکایت کرده اند که صبح روز هبوط ، آدم نزد پروردگار آمد و گریه ای کرد از عشق، به طراوت باران بهمنی و گفت" ای معبود و ای معشوق یکتای من، اکنون که ما را به تبعیدگاه نامعلومی می فرستی ، گیرم که من در همه سختیهای ناشناخته در عالم آب و گل شکیبا باشم ، با من بگو که آخر فراق تو را چگونه تحمل توانم کرد؟ " خداوند آهسته در گوش آدم گفت :"من خود دارم با تو می آیم." آدم پرسید:" این چگونه باشد؟" فرمود:"تو در سیمای آن حوا که همراه توست خورشید لبخند من و برق نگاه من و صدای مهربان و شیرین من و اطوار و تجلیات جمال من که هر دم تجدید می شود خواهی یافت." (در صحبت قرآن – ص سی و هفت) 👹الهی قمشه ای: بوستان سعدی عین قرآن است و هرکس یه دور بوستان را بخواند ، یک ختم قران کرده است ❌بررسی انحرافات حسین الهی قمشه ای❌ 🌺🍁حسین نعم الامیر🍁🌺 https://telegram.me/joinchat/CS0w7D8U6S692RPre84OOw
🔍افاضات علمی علامه ذوالفنون شعرانی استاد مسلّم طبّ!!! به روایت علامه ذوالفنون !!! حسن زاده آملی: «... ولد داشتن و تولّد شدن بر دو قسم است: يك قسم را حكما توالد گويند، و قسم ديگر را تولد، و شامل حيوان و نبات هر دو مى‏شود. يك وقت به واسطه اجتماع نر و ماده اجزاى نطفه نر در شكم ماده پرورش داده شده و خداوند در شكم مادر صورت جنين خلق مى‏كند، اين را حكما توالد گويند. گاهى اوقات بدون اين ترتيب خداوند خلق مى‏كند، مثلا از چرك در بدن انسان شپش پيدا مى‏شود، يا در آب گنديده كرم و پشه و در وسط سيب گاهى يك كرم خداوند خلق كرده، يا در روده انسان بدون پدر و مادر؛ از قبيل قلمه زدن شاخه درخت كه بدون تخم سبز مى‏شود. حضرت آدم را نيز خداوند همين طور بى‏پدر و مادر خلق كرده ... به اين اصطلاح مى‏شود گفت آدم از زمين تولد يافته؛ چون مقدارى از اجزاى زمين جدا شده و آدم خلق شده، يا عقرب مثلا از خاك و آب تولد يافته؛ زيرا كه از اجزاى زمين رطوبتى و زير آجر خداوند عقرب را خلق مى‏كند ...» 📚هزار و يك كلمه، حسن زاده آملی، بوستان کتاب، ج‏4، ص240 نقد کلام ایشان را در درس علوم ابتدایی و راهنمایی (سابق) بخوانید!! @botshenasi
🔍مباحث عالیه طبیعی از زبان علامه ذوالفنون حسن زاده با استناد به کلام شیخ الرئیس ابن سینا!!! ... جناب شيخ رئيس در فصل ششم مقاله دوم از فنّ پنجم طبيعيّات شفاء ... فرموده است: «... فكثير من الحيوانات يحدث بتولّد و بتوالد، و كذلك النبات. و قد يتّخذ حيّات من الشعر و عقارب من التّبن و البادروج، و الفار يتولّد من المدر و الضفادع يتولّد من المطر، و جميع هذه الاشياء فلها ايضا توالد ...» ... ترجمه: ... چنان كه بسيارى از حيوانات به تولد و توالد حادث مى‏شوند چنان كه مارها از مو، و كژدمها از كاه و از ريحان كوهى، و موش از كلوخ گلين، و قورباغه‏ها از باران بتولّد حادث مى‏شوند، و همه آنها را پس از تولّد، توالد است. 📚هزار و يك كلمه، حسن زاده آملی، بوستان کتاب، ج‏3 ، صص100 و 101 NAJMA @botshenasi
⚖ نقد قرآنیه (6) 🔥علامه طباطبایی: ازدواج با محارم ذاتاً خلاف فطرت نیست؛ چون در اروپا با محارم زنا می کنند!! «... و الدليل على أن الفطرة لا تنفيه من جهة النفرة الغريزية تداوله بين المجوس أعصارا طويلة (على ما يقصه التاريخ) و شيوعه قانونيا في روسيا (على ما يحكى) و كذا شيوعه سفاحا من غير طريق الازدواج القانوني في أوربا ...» (الميزان في تفسير القرآن، ج‏4، ص145) «فطرت انسان به جهت نفرت غریزی ازدواج با محارم را نفی نمی کند؛ زیرا چنان که تاریخ بیان می کند؛ روزگاران دراز میان مجوس متداول بوده است و آن چنان که می گویند به صورت قانونی در روسیه رایج است و همچنین در اروپا به صورت زنا از طریق غیر قانونی شایع است!!!» «من العادات الرائجة في هذه الأزمنة في الملل المتمدنة من أوربا و أمريكا: أن الفتيات يزلن بكارتهن قبل الازدواج القانوني و البلوغ إلى سنه و قد أنتج الإحصاء أن بعضها إنما هو من ناحية آبائهن أو إخوانهن.» (الميزان في تفسير القرآن، ج‏4، ص145، پاورقی) «از عادات رایج این زمان در میان ملل متمدن اروپا و آمریکا این است که دختران جوان بکارتشان قبل از ازدواج قانونی و رسیدن به سن ازدواج زائل می شود و آمارگیری نشان داده که بعضی از این موارد از ناحیه پدران و برادرانشان صورت می گیرد!!!» ☀️شگفتا از برهان این فیلسوف قرآنی!! در این صورت هیچ گناهی خلاف فطرت نخواهد بود زیرا: -بت پرستی روزگاران دراز در میان ملل مختلف رایج بوده و هست. -لواط در میان قوم لوط و دیگر ملل رایج بوده و هست. -آدم کشی همه جا رایج بوده و هست. -شرابخواری همیشه رایج بوده و هست. -و.... چرا این فیلسوف قرآنی!! به این لاطائلات شرم آور تفوه کرده است؟! صرفاً برای این که خرافه خود را درباره ازدواج فرزندان آدم (ع) با یکدیگر توجیه کند و نسل انبیاء و اوصیاء عظام علیهم السلام را حاصل ازدواج با محارم بداند العیاذ بالله. به زودی ردّ این تهمت پلید منتشر خواهد شد ان شاء الله. NAJMA @botshenasi
⚖نقد قرآنیة (7) 🔥دلیل قرآنی (!!) علّامه طباطبایی بر ازدواج فرزندان آدم با محارم (العیاذ بالله) « ... يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثِيراً وَ نِساءً ... ظاهر الآية أن النسل الموجود من الإنسان ينتهي إلى آدم و زوجته من غيرأن يشاركهما فيه غيرهما حيث قال: و بث منهما رجالا كثيرا و نساء، و لم يقل: منهما و من غيرهما ...» (الميزان في تفسير القرآن، ج‏4، ص 137) « ...ظاهر آیه این است که نسل موجود از انسان، تنها منتهى به آدم و همسرش مى‏شود بدون این که کس دیگری غیر از اين دو نفر، در آن شرکت داشته باشند؛ زیرا فرمود: از آن دو مردان و زنان بسیاری منتشر کرد و نفرمود: از آن دو و غیر آن دو ...!!!!» 🌱پاسخ: تعبیر آیه هیچ دلالتی بر حصر ندارد. مثلاً میگوییم: «خداوند از امیرمؤمنان علیه السلام و صدّیقه ی کبری سلام الله علیها مردان و زنان بسیاری در عالم پراکنده است.» 🔥دلیل روایی علامه طباطبایی «في الإحتجاج، عن السجاد (ع) في حديث له مع قرشي يصف فيه تزويج هابيل بلوزا أخت قابيل و تزويج قابيل بإقليما أخت هابيل، قال: فقال له القرشي: فأولداهما قال: نعم، فقال له القرشي: فهذا فعل المجوس اليوم، قال: فقال: إن المجوس فعلوا ذلك بعد التحريم من الله، ثم قال له: لا تنكر هذا إنما هي شرائع الله جرت، أ ليس الله قد خلق زوجة آدم منه ثم أحلها له؟ فكان ذلك شريعة من شرائعهم- ثم أنزل الله التحريم بعد ذلك، الحديث. أقول: و هذا الذي ورد في الحديث هو الموافق لظاهر الكتاب و الاعتبار، و هناك روايات أخر تعارضها و هي تدل على أنهم تزوجوا بمن نزل إليهم من الحور و الجان و قد عرفت الحق في ذلك.» (الميزان في تفسير القرآن؛ ج‏4؛ ص147) 🌱پاسخ: «فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ ...» (آل عمران، 7) ایشان روایات متواتر صریح را کنار گذاشته و به یک روایت بی سند و شاذّ استناد کرده که به روشنی موافق مشهور عامه و مخالف مشهور شیعه و عقل و فطرت و احتیاط است و به فرض صدور بر تقیه حمل می شود. نعوذ بالله من الخذلان! ضمن این که دیگر فقرات این روایت مانند تعداد فرزندان آدم و بزرگتر بودن هابیل نسبت به قابیل و علت اختلاف هابیل و قابیل و آفریده شدن حواء از خود آدم، نیز مخالف دیگر روایات و بعضاً موافق عامه است. علامه مجلسی بعد از نقل این حدیث می نویسد: «هذان الخبران محمولان‏ على التقية لاشتهار ذلك بين العامة.» (بحار الأنوار؛ ج‏11 ؛ ص226) و سید نعمت الله جزائری نیز می نویسد: «هذا الحديث و ما روي بمعناه‏ محمول‏ على التقية لأنه المذهب المشهور بينهم‏» (النور المبين في قصص الأنبياء و المرسلين؛ ص55) NAJMA @botshenasi
⚖نقد قرآنیه (8) روایات متواتر شیعه، ازدواج فرزندان آدم علیه السلام با یکدیگر را شدیداً ردّ کرده و کیفیت آن را توضیح داده است. نمونه ای از این احادیث را در مصادر زیر بیابید: 1. الكافي؛ دار الکتب الإسلامية؛ ج‏5 ؛ ص569 2. من لا يحضره الفقيه؛ جامعه مدرسین ؛ ج‏3 ؛ ص381 و 382 و ج4؛ ص 175 3. علل الشرائع ؛ مکتبة الداوری؛ ج‏1 ؛ ص17 و 18 و 19 و 103 4. كمال الدين و تمام النعمة؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج‏1 ؛ ص212 5. صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ؛ مؤتمر الامام الرضا علیه السلام العالمی؛ ص93 6. تفسير العياشي ؛ المطبعة العلمیة؛ ج‏1 ؛ ص215 و 216 و 312 7. الإمامة و التبصرة من الحيرة ؛ مدرسة الامام المهدی (ع) ؛ ص21 8. أمالي الطوسي؛ دار الثقافة؛ ص442 9. المقنع؛ مؤسسة الامام المهدی (ع) ؛ ص301 10. قصص الأنبياء عليهم السلام، مرکز الدراسات الاسلامیة، ص54 و 371 11. مناقب آل أبي طالب عليهم السلام؛ نشر علّامه؛ ج‏4 ؛ ص204 12. بشارة المصطفى لشيعة المرتضى؛ المکتبة الحیدریة؛ ص82 13. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛ مؤسسة آل البیت؛ ج‏14 ؛ ص364 14. الكشف و البيان (تفسير ثعلبى) ؛ دار احیاء التراث العربی؛ ج‏4 ؛ ص 49 15. روض الجنان؛ آستان قدس؛ ج‏6؛ ص 338 16. جلاء الأذهان؛ دانشگاه تهران؛ ج‏2؛ ص 353 17. بحار الأنوار؛ دار احیاء التراث العربی؛ ج‏11، ص226 18. دقائق التأويل؛ میراث مکتوب؛ 145 19. كشف الأسرار و عدة الأبرار، نشر امیر کبیر، ج‏3، ص94 20. تاريخ ‏اليعقوبى، دار صادر، ج‏1، ص6 21. منهج الصادقين، کتابفروشی اسلامیة، ج‏3، ص 225 22. الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم؛ جامعه مدرسین ؛ ص67 23. الأنوار في مولد النبي صلى الله عليه و آله؛ دار الشریف الرضی؛ ص18 24. اثبات الوصية ؛ نشر انصاریان؛ ص 24 و 95 25. الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم؛ المکتبة الحیدریة ؛ ج‏2 ؛ ص43 26. نزهة الالباب و نزل الاحباب (رسائل آل طوق ؛ دار المصطفی، ج3، ص475) : 27. أمالي الصدوق ؛ نشر کتابچی ؛ ص343 و 402 28. توحيد الصدوق؛ جامعه مدرسین؛ ص306 29. الإختصاص ؛ مؤتمر الشیخ المفید؛ ص236 و 237 30. الإحتجاج؛ نشر المرتضی؛ ج‏2 ؛ ص346 NAJMA @botshenasi
⚖نقد قرآنیة (9) 🔨پاسخهای دندان شکن معصومین (ع) به علامه طباطبایی درباره ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر: 1. امام باقر علیه السلام: «كَذَبُوا هَذِهِ‏ الْمَجُوسِيَّةُ مَحْضاً» (مستدرك الوسائل؛ ج‏14 ؛ ص364) «دروغ گفتند! این مجوسیت محض است» 2. امام صادق (ع) : «أ ما تستحيي أن تروي هذا على نبي الله آدم؟»(تفسير العياشي؛ المطبعة العلمیة؛ ج‏1 ؛ ص312) «آیا خجالت نمی کشی که چنین چیزی بر نبیّ خدا آدم روایت می کنی؟!» 3. امام صادق علیه السلام: «تَعَالَى اللَّهُ عَنْ ذَلِكَ عُلُوّاً كَبِيراً يَقُولُ مَنْ قَالَ هَذَا بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ صَفْوَةَ خَلْقِهِ وَ أَحِبَّاءَهُ وَ أَنْبِيَاءَهُ وَ رُسُلَهُ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ مِنْ حَرَامٍ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنَ الْقُدْرَةِ مَا يَخْلُقُهُمْ مِنْ حَلَالٍ وَ قَدْ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ عَلَى الْحَلَالِ الطُّهْرِ الطَّاهِرِ الطَّيِّبِ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ تَبَيَّنْتُ أَنَّ بَعْضَ الْبَهَائِمِ تَنَكَّرَتْ لَهُ أُخْتُهُ فَلَمَّا نَزَا عَلَيْهَا وَ نَزَلَ كُشِفَ لَهُ عَنْهَا فَلَمَّا عَلِمَ أَنَّهَا أُخْتُهُ أَخْرَجَ غُرْمُولَهُ ثُمَّ قَبَضَ عَلَيْهِ بِأَسْنَانِهِ حَتَّى قَطَعَهُ فَخَرَّ مَيِّتاً وَ آخَرَ تَنَكَّرَتْ لَهُ أُمُّهُ فَفَعَلَ هَذَا بِعَيْنِهِ فَكَيْفَ الْإِنْسَانُ فِي إِنْسِيَّتِهِ وَ فَضْلِهِ وَ عِلْمِهِ غَيْرَ أَنَّ جِيلًا مِنْ هَذَا الْخَلْقِ الَّذِي تَرَوْنَ رَغِبُوا عَنْ عِلْمِ أَهْلِ بُيُوتَاتِ أَنْبِيَائِهِمْ وَ أَخَذُوا مِنْ حَيْثُ لَمْ يُؤْمَرُوا بِأَخْذِهِ فَصَارُوا إِلَى مَا قَدْ تَرَوْنَ مِنَ الضَّلَالِ وَ الْجَهْلِ بِالْعِلْمِ ... وَيْحَ هَؤُلَاءِ ... حَقّاً أَقُولُ مَا أَرَادَ مَنْ يَقُولُ هَذَا وَ شِبْهَهُ إِلَّا تَقْوِيَةَ حُجَجِ الْمَجُوسِ فَمَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّه»ُ (علل الشرائع، مکتبة الداوری، ص18 و 19) «خداوند از چنین سخنی بسیار برتر است. گوینده ی این سخن مدّعی است که خداوند عزّ و جلّ اصل بندگان برگزیده و دوستان و انبیاء و رسولانش و حجّتها و مردان و زنان مؤمن و مسلمان را از حرام قرار داده و نمیتوانسته است که آن ها را از حلال بیافریند؛ درحالی که خودش از آنها میثاق گرفته که از حلال و پاکیزه تجاوز نکنند. به خدا سوگند؛ به من خبر رسیده است که چارپایی بوده که خواهرش را به طور ناشناس نزد او آورده اند و بر آن پریده و جفت گیری کرده و وقتی پایین آمده؛ متوجّه شده و دانسته که خواهرش بوده و آن گاه آلت خود را درآورده و با دندان، کنده و مرده است و حیوان دیگری بوده که مادرش را به صورت ناشناس نزد او آورده اند و عین همین عمل را انجام داده است. پس چگونه انسان با انسانیّت و فضل و دانشش چنین کاری بکند؟! جز این که گروهی از این مردم که می بینید از علم خاندان انبیاء روی گردانده اند و علم خود را از جایی که خداوند دستور نداده؛ گرفته اند پس به این گمراهی و نادانی که می بینید گرفتار شده اند ... وای بر اینان ... حقیقتاً میگویم کسی که چنین سخنانی میگوید؛ هدفی جز تقویت حجّت های مجوس ندارد. آنان را چه شده است؟! خدا بکشدشان ...» 4. رسول اکرم صلی الله علیه و آله: «لو علمت أن آدم زوج ابنته من ابنه لزوجت زينب من القاسم» (تفسير العياشي؛ المطبعة العلمیة؛ ج‏1 ؛ ص312) اگر [معاذ الله به فرض محال] آدم دخترش را به ازدواج پسرش در آورده بود؛ من نیز زینب را [العیاذ بالله] به ازدواج قاسم در می آوردم. NAJMA @botshenasi
👈🌕کیفر و عقوبت (هو) کشیدن🕸 هفتاد نفر از اهل زط (نژادى از اهل سودان و هند) پس از جنگ صفین نزد امیرالمومنین علیه السلام آمده و پس از سلام ، سخنانى به زبان خودشان به آن حضرت گفته و آن حضرت نیز به همان لغت به آنان پاسخ داد. و در ضمن گفتارشان به آن حضرت نسبت خدایى دادند. وگفتند انت هو! امیرالمومنین علیه السلام به آنان فرمود: من خدا نیستم بلکه بنده اى از بندگان خدا هستم ولى آنان نپذیرفته ، همچنان بر مطلب خویش اصرار مى ورزیدند، تا این که حضرت امیر به آنان فرمود: اگر از این عقیده تان دست بر ندارید و به درگاه خدا توبه نکنید، شما را خواهم کشت ، ولى آن همه موعظه و اندرز در آنان اثر ننموده و توبه نکردند. پس آن حضرت دستور داد، گودالهایى حفر نموده و بین گودالها روزنه قرار دادند، و آنان را میان گودالها انداخت ، و سر آنها را پوشاند و میان یکى از گودالها که کسى در آن نبود آتشى افروخت و با دود همه را هلاک کرد(۱). 👈🌕 ۲-پروردگار من و شما خداست حضرت امیر علیه السلام در خانه ام عمرو از طائفه عنزه (یکى از همسران آن حضرت ) تشریف داشت ، قنبر به نزد آن حضرت آمد و گفت : ده نفر بر در خانه آمده و شما را به خدایى مى خوانند. امیرالمومنین به قنبر فرمود: آنان را بیاور، پس بر آن حضرت وارد شدند. على علیه السلام چه مى گویید؟ غلات : تو پروردگار و آفریدگار و روزى رسان ما هستى ؟ انت هو!! على علیه السلام : واى بر شما! چنین نگویید من هم مانند شما مخلوق خدایم . ولى آنان نپذیرفتند. على علیه السلام واى بر شما! پروردگار من و شما خداست ، توبه کنید و از این عقیده برگردید. غلات : تو پروردگار و روزى دهنده و خالق ما هستى . على علیه السلام به قنبر فرمود: برو چند کارگر بیاور، قنبر ده کارگر با ابزار حفارى حاضر کرد، على علیه السلام به کارگران دستور داد گودالى در زمین حفر کنند و آنگاه در میان گودال ، هیزم افکنده آتشى بزرگ افروختند و در این موقع که آتش زبانه مى کشید به آنان فرمود: واى بر شما! توبه کنید و از عقیده خود دست بردارید. گفتند: هرگز. پس على علیه السلام همه آنان را به تدریج در میان آتش ‍ انداخت و کشت! آنگاه فرمود: هر زمان که چنین امر منکرى ببینم ، آتشم را مى افروزم و قنبر را مى خوانم (۲). 👈🌕۳- من هم بنده خدایم حضرت امیر علیه السلام در روز ماه رمضان بر جماعتى مى گذشت که به خوردن غذا مشغول بودند. على علیه السلام : مسافرید یا بیمار؟ نه مسافریم و نه بیمار. اهل کتاب هستید؟ نه . پس چرا در روز ماه رمضان غذا مى خورید؟ آنان پاسخ گفتند انت هو! که معنایش این بود که تو خدا هستى . امیرالمومنین علیه السلام چون مقصود آنان را فهمید از اسب پیاده شد و به سجده افتاد و گونه هاى صورت را بر خاک گذاشت و سپس به آنان فرمود: واى بر شما! من هم بنده اى از بندگان خدا هستم . ولى آنان گوش نکرده و بر پندار خود ثابت بودند. در این هنگام على علیه السلام دستور داد تا دو چاه در کنار هم حفر کنند، یکى باز و دیگرى سربسته ، و روزنه اى بین آنها قرار دهند و سپس آن گروه را در گودال سربسته قرار داد و درمیان گودال دیگر آتشى افروخت و با دود، آنان را عقوبت مى داد و در آن حال پیوسته ایشان را به اسلام دعوت مى نمود ولى نمى پذیرفتند، تا این که دستور داد آنان را با آتش ‍ سوزاندند (۳). ۱- فروع کافى ، ج ۷، ص ۲۵۹، حدیث ۲۳ ۲- شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحدید، ج ۱، ص ۴۲۵. رجال کشى ، ص ۶۱، در عنوان قنبر. ۳- شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحدید، ج ۱، ص
خداوند فرمود: «... ثُمَّ أُكْمِلُ ذَلِكَ بِابْنِهِ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ‏ عَلَيْهِ كَمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِيسَى وَ صَبْرُ أَيُّوبَ تُسْتَذَلُّ أَوْلِيَائِي فِي زَمَانِهِ‏ وَ تُتَهَادَى رُءُوسُهُمْ ...‏ فَيُقْتَلُونَ‏ وَ يُحْرَقُونَ وَ يَكُونُونَ خَائِفِينَ وَجِلِينَ مَرْعُوبِينَ تُصْبَغُ الْأَرْضُ مِنْ دِمَائِهِمْ وَ يَفْشُو الْوَيْلُ وَ الرَّنَّةُ فِي نِسَائِهِمْ‏ أُولَئِكَ أَوْلِيَائِي حَقّاً ...» «... سپس امامت را با فرزند او (امام حسن عسکری ع) کامل می کنم تا رحمتی باشد برای جهانیان. کمال موسی و زیبایی و درخشش عیسی و صبر ایوب در او جمع است. در زمان او دوستان مرا خوار می کنند و سرهایشان را (برای طواغیت) هدیه می برند ... آنان را میکشند و آتش می زنند و همواره ترسان و بیمناک و وحشت زده اند. زمین از خونشان رنگ می شود و ناله و فریاد زنانشان بلند می گردد. آنان دوستان راستین من هستند...» 📚الغيبة للنعماني، نشر الصدوق، ص 66 گرامی باد یاد شهید مظلوم شیخ حسن شحّاتة NAJMA @botshenasi
⁉️فیض کاشانی اخباری یا صوفی؟! شیخ یوسف بحرانی، فقیه بزرگ اخباری در درة 32، از کتاب الدرر النجفية، نشر دار المصطفی، ج‌2، صص 233-241 عباراتی از فیض کاشانی در بیان وحدت وجود و فناء فی الله نقل کرده و با شدیدترین تعابیر او را به نقد کشیده و ظاهر کلام او را کفر محض دانسته است: «... و لا يبعد أن يحمل كلامه على ما صرّح به جملة من علماء الصوفيّة، و منهم الملّا محسن الكاشي في كلماته، حيث قال في معنى الفناء في اللّه، و البقاء باللّه تعالى: «...» أن ظاهر هذا الكلام و ما يتبادر منه إلى الأفهام كفر محض، فإن اتّصاف العبد بصفات الربوبية ... عين القول بوحدة الوجود أو الاتحاد، كما نقله غير واحد من علمائنا عن الصوفية ... فإنه من قبيل تفسير القرآن بالرأي الذي منعت منه النصوص الإمامية و الأخبار المعصومية و إن كان ذلك قد صار طريقا للصوفية ... فيكون إنما حمله عليه هنا تصحيح غرضه و ميل هواه إلى ذلك، حسبما حمل عليه تلك الأخبار و كفى به عارا و أيّ عار ... ما ذكره المحقّق المذكور في الرسالة المذكورة ... إن اريد به ما يقتضيه ظاهر هذه العبارة فهو كفر محض ...» NAJMA @botshenasi
🔥فیض کاشانی و وحدت وجود فیض کاشانی کتاب اصول المعارف را حدود دو سال پیش از مرگ خود نوشته است. این کتاب سندِ وفاداری فیض به تصوف و فلسفه است. در این کتاب بارها به وحدت وجود تصریح کرده و از جمله به کلام قیصری لعنه الله استشهاد و آن را تأیید نموده است: «قال بعض اهل المعرفة: ليس حال ما يطلق عليه السوى و الغير، بالنظر إليه سبحانه، و له المثل الأعلى، الا كحال الأمواج على البحر الزخار، فان الموج لا شك انه غير الماء عند العقل، من حيث انه عرض قائم بالماء، و اما من حيث الوجود فليس فيه شي‏ء غير الماء، فمن وقف عند الامواج التى هى وجودات الحوادث و صورها، و غفل عن البحر الزخار الذي بتموجه يظهر من غيبه الى شهادته، و من باطنه الى ظاهره هذه الأمواج، يقول بالامتياز بينهما، و يثبت السوى و الغير، و من نظر الى البحر، و عرف انها امواجه، و الأمواج لا تحقق لها بانفسها، قال بانها اعدام ظهرت بالوجود، فليس عنده الا الحق سبحانه، و ما سواه عدم يخيل انه موجود متحقق، فوجوده خيال محض، و المتحقق هو الحق لا غير.» (اصول المعارف، نشر تبیلغات اسلامی، ص 56) NAJMA @botshenasi
📘«الوافی» اثر فیلسوفی اخباری!!! مشهورترین اثر حدیثی فیض کاشانی «الوافی» است. ابواب آغازین این کتاب، در مسائل عقیدتی است. توضیحات فیض در این بخش کاملاً بر مشرب فلسفی، عرفانی است؛ به همین دلیل بارها به کلمات استادش «ملاصدرا» استشهاد کرده است: - ... قال أستادنا في العلوم الحقيقية صدر المحققين محمد بن إبراهيم الشيرازي قدس اللَّه سره ... (ج‏1 ؛ ص64) - ... قال أستادنا صدر المحققين طاب ثراه‏ ... (ج‏1 ؛ ص74) و موارد بسیار زیاد دیگر. NAJMA @botshenasi