👈🌕کیفر و عقوبت (هو) کشیدن🕸
هفتاد نفر از اهل زط (نژادى از اهل سودان و هند) پس از جنگ صفین نزد امیرالمومنین علیه السلام آمده و پس از سلام ، سخنانى به زبان خودشان به آن حضرت گفته و آن حضرت نیز به همان لغت به آنان پاسخ داد. و در ضمن گفتارشان به آن حضرت نسبت خدایى دادند. وگفتند انت هو!
امیرالمومنین علیه السلام به آنان فرمود: من خدا نیستم بلکه بنده اى از بندگان خدا هستم ولى آنان نپذیرفته ، همچنان بر مطلب خویش اصرار مى ورزیدند، تا این که حضرت امیر به آنان فرمود:
اگر از این عقیده تان دست بر ندارید و به درگاه خدا توبه نکنید، شما را خواهم کشت ، ولى آن همه موعظه و اندرز در آنان اثر ننموده و توبه نکردند.
پس آن حضرت دستور داد، گودالهایى حفر نموده و بین گودالها روزنه قرار دادند، و آنان را میان گودالها انداخت ، و سر آنها را پوشاند و میان یکى از گودالها که کسى در آن نبود آتشى افروخت و با دود همه را هلاک کرد(۱).
👈🌕 ۲-پروردگار من و شما خداست
حضرت امیر علیه السلام در خانه ام عمرو از طائفه عنزه (یکى از همسران آن حضرت ) تشریف داشت ، قنبر به نزد آن حضرت آمد و گفت : ده نفر بر در خانه آمده و شما را به خدایى مى خوانند.
امیرالمومنین به قنبر فرمود: آنان را بیاور، پس بر آن حضرت وارد شدند.
على علیه السلام چه مى گویید؟
غلات : تو پروردگار و آفریدگار و روزى رسان ما هستى ؟ انت هو!!
على علیه السلام : واى بر شما! چنین نگویید من هم مانند شما مخلوق خدایم . ولى آنان نپذیرفتند.
على علیه السلام واى بر شما! پروردگار من و شما خداست ، توبه کنید و از این عقیده برگردید.
غلات : تو پروردگار و روزى دهنده و خالق ما هستى .
على علیه السلام به قنبر فرمود: برو چند کارگر بیاور، قنبر ده کارگر با ابزار حفارى حاضر کرد، على علیه السلام به کارگران دستور داد گودالى در زمین حفر کنند و آنگاه در میان گودال ، هیزم افکنده آتشى بزرگ افروختند و در این موقع که آتش زبانه مى کشید به آنان فرمود: واى بر شما! توبه کنید و از عقیده خود دست بردارید.
گفتند: هرگز.
پس على علیه السلام همه آنان را به تدریج در میان آتش انداخت و کشت!
آنگاه فرمود: هر زمان که چنین امر منکرى ببینم ، آتشم را مى افروزم و قنبر را مى خوانم (۲).
👈🌕۳- من هم بنده خدایم
حضرت امیر علیه السلام در روز ماه رمضان بر جماعتى مى گذشت که به خوردن غذا مشغول بودند.
على علیه السلام : مسافرید یا بیمار؟
نه مسافریم و نه بیمار.
اهل کتاب هستید؟
نه .
پس چرا در روز ماه رمضان غذا مى خورید؟
آنان پاسخ گفتند انت هو! که معنایش این بود که تو خدا هستى .
امیرالمومنین علیه السلام چون مقصود آنان را فهمید از اسب پیاده شد و به سجده افتاد و گونه هاى صورت را بر خاک گذاشت و سپس به آنان فرمود: واى بر شما! من هم بنده اى از بندگان خدا هستم . ولى آنان گوش نکرده و بر پندار خود ثابت بودند.
در این هنگام على علیه السلام دستور داد تا دو چاه در کنار هم حفر کنند، یکى باز و دیگرى سربسته ، و روزنه اى بین آنها قرار دهند و سپس آن گروه را در گودال سربسته قرار داد و درمیان گودال دیگر آتشى افروخت و با دود، آنان را عقوبت مى داد و در آن حال پیوسته ایشان را به اسلام دعوت مى نمود ولى نمى پذیرفتند، تا این که دستور داد آنان را با آتش سوزاندند (۳).
۱- فروع کافى ، ج ۷، ص ۲۵۹، حدیث ۲۳
۲- شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحدید، ج ۱، ص ۴۲۵. رجال کشى ، ص ۶۱، در عنوان قنبر.
۳- شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحدید، ج ۱، ص
خداوند فرمود:
«... ثُمَّ أُكْمِلُ ذَلِكَ بِابْنِهِ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ عَلَيْهِ كَمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِيسَى وَ صَبْرُ أَيُّوبَ تُسْتَذَلُّ أَوْلِيَائِي فِي زَمَانِهِ وَ تُتَهَادَى رُءُوسُهُمْ ... فَيُقْتَلُونَ وَ يُحْرَقُونَ وَ يَكُونُونَ خَائِفِينَ وَجِلِينَ مَرْعُوبِينَ تُصْبَغُ الْأَرْضُ مِنْ دِمَائِهِمْ وَ يَفْشُو الْوَيْلُ وَ الرَّنَّةُ فِي نِسَائِهِمْ أُولَئِكَ أَوْلِيَائِي حَقّاً ...»
«... سپس امامت را با فرزند او (امام حسن عسکری ع) کامل می کنم تا رحمتی باشد برای جهانیان. کمال موسی و زیبایی و درخشش عیسی و صبر ایوب در او جمع است. در زمان او دوستان مرا خوار می کنند و سرهایشان را (برای طواغیت) هدیه می برند ... آنان را میکشند و آتش می زنند و همواره ترسان و بیمناک و وحشت زده اند. زمین از خونشان رنگ می شود و ناله و فریاد زنانشان بلند می گردد. آنان دوستان راستین من هستند...»
📚الغيبة للنعماني، نشر الصدوق، ص 66
گرامی باد یاد شهید مظلوم شیخ حسن شحّاتة
NAJMA
@botshenasi
⁉️فیض کاشانی اخباری یا صوفی؟!
#نقد_نواخباریه
شیخ یوسف بحرانی، فقیه بزرگ اخباری در درة 32، از کتاب الدرر النجفية، نشر دار المصطفی، ج2، صص 233-241 عباراتی از فیض کاشانی در بیان وحدت وجود و فناء فی الله نقل کرده و با شدیدترین تعابیر او را به نقد کشیده و ظاهر کلام او را کفر محض دانسته است:
«... و لا يبعد أن يحمل كلامه على ما صرّح به جملة من علماء الصوفيّة، و منهم الملّا محسن الكاشي في كلماته، حيث قال في معنى الفناء في اللّه، و البقاء باللّه تعالى: «...» أن ظاهر هذا الكلام و ما يتبادر منه إلى الأفهام كفر محض، فإن اتّصاف العبد بصفات الربوبية ... عين القول بوحدة الوجود أو الاتحاد، كما نقله غير واحد من علمائنا عن الصوفية ... فإنه من قبيل تفسير القرآن بالرأي الذي منعت منه النصوص الإمامية و الأخبار المعصومية و إن كان ذلك قد صار طريقا للصوفية ... فيكون إنما حمله عليه هنا تصحيح غرضه و ميل هواه إلى ذلك، حسبما حمل عليه تلك الأخبار و كفى به عارا و أيّ عار ... ما ذكره المحقّق المذكور في الرسالة المذكورة ... إن اريد به ما يقتضيه ظاهر هذه العبارة فهو كفر محض ...»
NAJMA
@botshenasi
🔥فیض کاشانی و وحدت وجود
#نقد_نواخباریه
فیض کاشانی کتاب اصول المعارف را حدود دو سال پیش از مرگ خود نوشته است. این کتاب سندِ وفاداری فیض به تصوف و فلسفه است. در این کتاب بارها به وحدت وجود تصریح کرده و از جمله به کلام قیصری لعنه الله استشهاد و آن را تأیید نموده است:
«قال بعض اهل المعرفة: ليس حال ما يطلق عليه السوى و الغير، بالنظر إليه سبحانه، و له المثل الأعلى، الا كحال الأمواج على البحر الزخار، فان الموج لا شك انه غير الماء عند العقل، من حيث انه عرض قائم بالماء، و اما من حيث الوجود فليس فيه شيء غير الماء، فمن وقف عند الامواج التى هى وجودات الحوادث و صورها، و غفل عن البحر الزخار الذي بتموجه يظهر من غيبه الى شهادته، و من باطنه الى ظاهره هذه الأمواج، يقول بالامتياز بينهما، و يثبت السوى و الغير، و من نظر الى البحر، و عرف انها امواجه، و الأمواج لا تحقق لها بانفسها، قال بانها اعدام ظهرت بالوجود، فليس عنده الا الحق سبحانه، و ما سواه عدم يخيل انه موجود متحقق، فوجوده خيال محض، و المتحقق هو الحق لا غير.» (اصول المعارف، نشر تبیلغات اسلامی، ص 56)
NAJMA
@botshenasi
📘«الوافی» اثر فیلسوفی اخباری!!!
#نقد_نواخباریه
مشهورترین اثر حدیثی فیض کاشانی «الوافی» است. ابواب آغازین این کتاب، در مسائل عقیدتی است. توضیحات فیض در این بخش کاملاً بر مشرب فلسفی، عرفانی است؛ به همین دلیل بارها به کلمات استادش «ملاصدرا» استشهاد کرده است:
- ... قال أستادنا في العلوم الحقيقية صدر المحققين محمد بن إبراهيم الشيرازي قدس اللَّه سره ... (ج1 ؛ ص64)
- ... قال أستادنا صدر المحققين طاب ثراه ... (ج1 ؛ ص74)
و موارد بسیار زیاد دیگر.
NAJMA
@botshenasi
امین استرآبادی اخباری یا فیلسوف؟
آنچه که در تالیفات امین استر آبادی دیده میشود که او یک فیلسوف تمام عیار بوده است و دست از منهج فلسفی خود حتی تا پایان عمر خود بر نداشته است.
تالیفات او این چنین آمده است.
🌱المباحث الثلاثة
نام این اثر که سه مبحث در کلام ، وفلسفه دارد در هیچ یک از شرح حال نگاری های متقدم از استرآبادی شمرده نشده است. نسخه خطی از آن به تاریخ 1014، در مشهد نگه داری میشود
این نسخه در شیراز نوشته شده است.
(ر.ک: فهرست مشهد ، 490/13، ش 132)
🌱الفوائد الاعتقادیه:
این اثر درباره کلام و فلسفه است و موضوعاتی از المباحثه الثلاثه در آن دیده میشود، این اثر نیز در شرح حال نگاری ها یاد نشده است ، اما به نسخه اصلی (1017) دسترسی هست (همان منبع ذکر شده ) این کتاب در مکه تحریر شده است (ر.ک: /همان 97/2 نسخه 488/1)
🌱الفوائد المکیه: این اثر را که موضوعاتی فلسفی و کلامی دارد و تنها یک نسخه از آن به تاریخ 1018 نوشته شده در مکه ، بر جای مانده است فهرست نویسان کتابخانه آستان قدس رضوی بدین نام خوانده اند.(ر.ک: همان437/ 13ش 142)
🌱الفوائد المدینه :
بر جسته ترین کتاب استر ابادی همین است که در ربیع الاول1031 به پایان رسیده است برخی از بخش های این اثر در زمان حیات صاحب الرجال نوشته شده. نسخه های خطی فراوان و یک چاپ سنگی از این کتاب وجود دارد (همان منبع) موسسه نشر اسلامی این کتاب را همراه با الشواهد المکیه (نقد سید نور الدین موسوی عاملی درباره فوائد المدینه منتشر کرده است)
افزون بر اینها آثار دیگری منسوب به استرآبادی وجود دارد که تاریخ دقیق تالیف انان روشن نیست، اما بی گمان پس از الفوائد المدینه یعنی در چهارسال پایانی زندگی استرآبادی ، سامان یافته اند. که در ادامه ذکر میشود.
ادامه دارد
#نقد_نواخباریه
@botshenasi
🔥🔥عارف واصل آیت الله سعادت پرور و تمجید از قدّاره کش سقیفه!!!
«1662- سالم مولى ابى حذيفه عاشق دل باخته و عابد مخلصى است كه رسولاللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- دربارهى وى فرمود: «إنّ سالماً شديد الحبّ للَّهِ.» به راستى سالم سخت به خداوند محبت دارد. و در روايت ديگرى است: «يحبّ اللَّه حقّاً من قلبه.» او حقيقتاً از قلبش خداوند را دوست مىدارد. و نيز: «لو كان لا يخاف اللَّه، ماعصاه.» اگر از خدا هم نمىترسيد، او را معصيت نمىكرد. حافظ و قارى قرآن نيز بوده و از حضرت رسول- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- نقل است كه: «إستقرؤا القرآن من أربعة وذكر سالماً منهم.» قرائت قرآن را از چهار نفر بياموزيد و سالم را يكى از ايشان شمرد ....»
📚پاسداران حريم عشق، ج5، ص158، نشر احياء كتاب، چاپ اول، تهران، 1388 ش
☀️سالم مولی ابی حذیفه کیست؟!
1. از کسانی است که به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها یورش بردند. (تفسير العياشي؛ المطبعة العلمیة ؛ ج2 ؛ ص67)
2. از منافقانی است که در روز غدیر رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیوانه نامیدند. (الكافي، دار الکتب الإسلامية ؛ ج4 ؛ ص567)
3. از کسانی است که عهد بستند که نگذارند؛ پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله خلافت به آل محمد صلی الله علیهم برسد.(الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج8 ؛ ص180)
4. از کسانی است که در شب عقبه قصد ترور رسول خدا صلی الله علیه و آله را داشتند. (الخصال؛ جامعه مدرسین؛ ج2 ؛ ص499)
5. کسی است که عمر بن خطاب افسوس می خورد که سالم مولی ابی حذیفة زنده نیست تا خلافت را به او بسپارد!! (التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة؛ دار الغدیر ؛ ص143)
6. کسی که با هزار نفر قداره کش برای تهدید اصحاب امیرالمؤمنین (ع) به یاری ابوبکر آمدند و عمر او را بر ابوبکر ترجیح می داد. (الإحتجاج؛ نشر المرتضی؛ ج1 ؛ ص79)
و ...
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک
NAJMA
@botshenasi
🔥حسن زاده آملی و تجلیل یکی دیگر از ارکان سقیفه
«... اين معاذ نامبرده در نامه كه معاذ بن جبل انصارى خزرجى است از اجلّه صحابه است، همان معاذ است كه در تهجّد شب مىگفت: اللهمّ نامت العيون و غارت النجوم و انت حىّ قيوم.»
📚هزار و يك كلمه، نشر بوستان کتاب، ج2 ، ص62 و نامهها برنامهها؛ نشر الف لام میم؛ ص 186
☀️معاذ بن جبل کیست؟!
1. کسی است که در روز غدیر از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست که ابوبکر و عمر را در ولایت شریک کند!! (شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام ؛ جامعه مدرسین؛ ج1 ؛ ص245)
2. کسی که حضرت زهرا سلام الله علیها به او فرمود: هرگز با تو سخن نخواهم گفت و در روز قیامت از تو شکایت می کنم. (الإختصاص ؛ مؤتمر الشیخ المفید؛ ص184)
3. کسی که با شمشیر کشیده به همراه هزار نفر برای تهدید اصحاب امیرالمؤمنین ع به یاری ابوبکر شتافته و او را بر منبر نشاندند. (الإحتجاج؛ نشر المرتضی؛ ج1 ؛ ص79 و رجال البرقي؛ دانشگاه تهران ؛ ص66)
4. پنجمین نفری که در سقیفه با ابوبکر بیعت کرد. (الإحتجاج؛ نشر المرتضی؛ ج1 ؛ ص81)
5. کسی که هنگام مرگ، ناله ی حسرت سر می داد که چرا خلافت را از آل محمد صلی الله علیهم غصب کرده و به ابوبکر سپرده است. (الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم؛ المکتبة الحیدریة ؛ ج3 ؛ ص153)
6. کسی که در شب عقبه قصد ترور رسول خدا صلی الله علیه و آله را داشت و عهد بست که نگذارد خلافت به علی بن ابی طالب برسد. (بحار الأنوار؛ دار احیاء التراث العربی؛ ج28 ؛ ص124)
#آملی
NAJMA
@botshenasi
🔥حسن زاده آملی و خلیفه ثانی
«براى رسول اللّه در خواب كاسه شيرى آوردند و فرمود شير را نوشيدم تا اينكه سيرى و پرى آن از ناخنهايم به در زد و فضل آن را به عمر دادم. يكى گفت، يا رسول اللّه خواب را چه تأويل فرموديد؟ فرمود: به علم.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 176
این ترجمه کلام ابن عربی است که حسن زاده، بی هیچ اشکال آن را پذیرفته؛ زیرا بنابر اظهاراتش در آغاز کتاب، همه ی فصوص الحکم را از جانب رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) می داند. او برای ابن عربی قائل به «نبوّت غیر تشریعی» شده و در مورد او و كتابش نوشته است:
«نبوت تشريعى و رسالت به وجود خاتم ختم شد و اين بزرگان وارث علم پيغمبرند به وحى الهامى كه همان مبشرات است و رؤياهاى صالحه.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم؛ وزارت ارشاد؛ صص8-10
#آملی
NAJMA
@botshenasi
🔥حسن زاده آملی و عائشة
«نبى (ص) اطيب طيبين است و عايشه و باقى زوجات نبى اطيب طيباتند.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 619
#آملی
NAJMA
@botshenasi
💥 ملا امین استر آبادی اخباری یا فیلسوف؟
از دیگر کتب ملا امین استر آبادی میتوان به کتب :
🌱دانش نامه شاهی: این اثر تنها کتاب استرابادی به زبان فارسی و در موضوعات فلسفی و کلامی است که آن را برای محمد قطب شاه حاکم دَکَن نوشت و درون مایه اش در الفوائد المدینه آمده است. (ر.ک: فهرست مجلس 1376 ش 10 بخش 62852)
🌱 رساله فی طهاره الخمر و نجاستها :
رساله ای درباره این پرسش که آیا باید شراب را ماده ای نجس دانست ؟
نسخه خطی این اثر با تاریخ نامعلومی در تهران وجود دارد که در آن به پایان الفوائد المدینه اشاره شده است.
(1366ش 7/ بخش سوم ش 266)
🌱 @botshenasi
🔥حسن زاده آملی و به سخره گرفتن عذاب دوزخ و انکار ضروریات توحید و معاد
گمان نمی رود کسی که بویی از اسلام و قرآن برده باشد؛ بتواند در مقابل سخنان زیر سکوت کند و زبان به طعن و رد نگشاید:
«و اگر اهل وعيد در دار الشفاء كه نار است داخل شدند همانا كه آنان بالاخره در آن دار الشقا واقع در لذت مىشوند اين لذت آنان در آن دار الشقا مباين است با نعيم جنان (بهشت) خلد. پس امر يكى است و بين اين دو نعيم كه نعيم اهل وعيد در دار الشقا و نعيم اهل بهشت خلد باشد در نزد تجلى، تباين است. پس هر قومى از اين دو گروه نعيمى دارند كه لايق به هر يك از آنهاست. نعيم نفوس طيبه نمىباشد مگر به طيبات و نعيم نفوس خبيثه نمىباشد مگر به خبيثات مثل لذت بردن جعل به قازورات و رنج بردن او از طيبات. خداى تعالى فرمود: الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ و الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ و تجلى الهى بر سعداء و اشقياء در اصل نيست مگر يك چيز .... نعيمى كه براى اهل شقا هست عذاب مىنامند از جهت عذوبت و شيرينى طعمش به نسبت آنان است. زيرا عذاب اصلا از عذب (شيرينى) مأخوذ است و اين لفظ عذاب براى عذب چون پوست است (قشر است) و پوست نگهدار مغزش از آفات است. پس لفظ عذاب معنايش را حفظ مىكند از ادراك محجوبان كه غافل از حقايق أشياء هستند يا اينكه شعر آخر را اين طور معنى كنيم كه: نعيم اهل دار شقا نسبت به نعيم اهل جنت نسبت پوست است و مغز ... حال كه گفتار شيخ را بيان كرديم شروع كنيم در تحقيق گفتار و مبناى او زيرا اين مطلب از اهم مهمات است و كمتر كسى به ريشه اين مقامات پى برده است. ... با آن كه عذاب نسبت به عارفى كه داخل در عذاب شد به سبب اعمالى است كه با آن عذاب مناسب است. اين عذاب از وجهى عذب است از وجه ديگر عذاب ... زيرا كه عارف معذّب را در تعذيبش مىبيند، پس تعذيب سبب شهود حق مىشود و اين شهود حق عالىترين نعمتى است كه در حق عارف وقوع مىيابد. و با آن كه نسبت به محجوبان غافل از لذات حقيقيه باز از جهتى عذب است. چنانكه در حديث است كه بعضى از اهل آتش در آتش با آتش بازى مىكنند و ملاعبه از تلذذ جدا نمىشود. اگر چه محجوبان از جهتى در عذابند كه جنت اعمال را كه حور و قصور است واجد نيستند، و با اينكه نسبت به قومى، استعدادشان بعد از حق و قرب به نار را طلب مىكند كه همين مقصود از جهنم است نيز عذب است اگر چه در واقع عذاب است ... با اينكه عذاب نسبت به منافقان كه آنان را هم استعداد كمال است و هم استعداد نقص اگر چه دردناك است زيرا كه ادراك كمال را مىكنند لكن چون استعداد نقصشان غالب است به نقصشان راضى مىشوند و تألم از آنها زايل مىگردد بعد از آن كه منتقم از آنها انتقام گرفت به عذاب كردنشان، حال عذاب به عذب منتقل مىشود. چنانكه مشاهده مىكنيم از كسى كه در اول به امر خسيسى راضى نيست. پس از آن كه در آن افتاد و به آن مبتلا شد و مكرر از او صادر شد با آن الفت مىگيرد و معتاد مىشود. پس به آن افتخار مىكند با آن كه آن را پيش از اين قبيح مىشمرد. اما نسبت به مشركان كه غير خداوند از موجودات را پرستش مىكنند. پس منتقم از آنها انتقام مىگيرد، زيرا كه آنان حق را محصور كردهاند در آن چه كه او را پرستش كردند و اله مطلق را مقيد قرار دادند. اما از آن جهت كه معبودشان عين وجود حق است كه در اين صورت ظاهر شده است، پس پرستش نمىكنند مگر خدا را «فرضي اللّه عنهم من هذا الوجه» پس عذابشان در حق ايشان عذب مىگردد ... و با اينكه عذاب نسبت به كافران نيز اگر چه عذاب عظيم است. لكن ايشان به عذاب معذب نمىشوند زيرا به آن چه در آنهاست راضىاند. براى اينكه استعدادشان همين را طلب مىكند. مانند گلخن تاب كه به كار خود افتخار مىكند و همانا كه عذاب عظيم است، نسبت به كسى كه مىداند كه وراى مرتبه ايشان مرتبهاى است و اينكه معذبان در آن هستند نسبت به آن مرتبه عذاب است. (يعنى عظيم بودن عذاب كافران به اين وجه است). و انواع عذاب از آن جهت كه عذاب است بر اهلش مخلد نيست زيرا كه عذاب به شفاعت شافعان منقطع مىشود و آخرين كسى كه شفاعت مىكند چنانكه در حديث صحيح آمده است آن كس ارحم الراحمين است. از اين روى در قعر جهنم جرجير مىرويد زيرا كه نار منقطع مىشود و عذاب مرتفع مىگردد و نيز عذاب مخلد نيست به مقتضاى «سبقت رحمتي غضبي» پس ظاهر آياتى كه در حق آنان تعذيب آمده است همه آنها حق است و كلام شيخ رضى اللّه عنه با او منافات ندارد زيرا كه عذاب بودن شيء از وجهى منافات ندارد با اينكه از وجه ديگر عذب باشد.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، صص 210-214
انصاف آن است که چون حسن زاده گفته است: «تعذيب سبب شهود حق مىشود و اين شهود حق عالىترين نعمتى است كه در حق عارف وقوع مىيابد.» برای این عارف بزرگ از خداوند «اشدّ تعذیب» را بخواهیم تا با شهود معذّب در آن به عالی ترین نعمت برسد. آمین بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین.#آملی