eitaa logo
بُت شناسی
3هزار دنبال‌کننده
475 عکس
571 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
🔥فیض کاشانی و وحدت وجود فیض کاشانی کتاب اصول المعارف را حدود دو سال پیش از مرگ خود نوشته است. این کتاب سندِ وفاداری فیض به تصوف و فلسفه است. در این کتاب بارها به وحدت وجود تصریح کرده و از جمله به کلام قیصری لعنه الله استشهاد و آن را تأیید نموده است: «قال بعض اهل المعرفة: ليس حال ما يطلق عليه السوى و الغير، بالنظر إليه سبحانه، و له المثل الأعلى، الا كحال الأمواج على البحر الزخار، فان الموج لا شك انه غير الماء عند العقل، من حيث انه عرض قائم بالماء، و اما من حيث الوجود فليس فيه شي‏ء غير الماء، فمن وقف عند الامواج التى هى وجودات الحوادث و صورها، و غفل عن البحر الزخار الذي بتموجه يظهر من غيبه الى شهادته، و من باطنه الى ظاهره هذه الأمواج، يقول بالامتياز بينهما، و يثبت السوى و الغير، و من نظر الى البحر، و عرف انها امواجه، و الأمواج لا تحقق لها بانفسها، قال بانها اعدام ظهرت بالوجود، فليس عنده الا الحق سبحانه، و ما سواه عدم يخيل انه موجود متحقق، فوجوده خيال محض، و المتحقق هو الحق لا غير.» (اصول المعارف، نشر تبیلغات اسلامی، ص 56) NAJMA @botshenasi
📘«الوافی» اثر فیلسوفی اخباری!!! مشهورترین اثر حدیثی فیض کاشانی «الوافی» است. ابواب آغازین این کتاب، در مسائل عقیدتی است. توضیحات فیض در این بخش کاملاً بر مشرب فلسفی، عرفانی است؛ به همین دلیل بارها به کلمات استادش «ملاصدرا» استشهاد کرده است: - ... قال أستادنا في العلوم الحقيقية صدر المحققين محمد بن إبراهيم الشيرازي قدس اللَّه سره ... (ج‏1 ؛ ص64) - ... قال أستادنا صدر المحققين طاب ثراه‏ ... (ج‏1 ؛ ص74) و موارد بسیار زیاد دیگر. NAJMA @botshenasi
امین استرآبادی اخباری یا فیلسوف؟ آنچه که در تالیفات امین استر آبادی دیده میشود که او یک فیلسوف تمام عیار بوده است و دست از منهج فلسفی خود حتی تا پایان عمر خود بر نداشته است. تالیفات او این چنین آمده است. 🌱المباحث الثلاثة نام این اثر که سه مبحث در کلام ، وفلسفه دارد در هیچ یک از شرح حال نگاری های متقدم از استرآبادی شمرده نشده است. نسخه خطی از آن به تاریخ 1014، در مشهد نگه داری میشود این نسخه در شیراز نوشته شده است. (ر.ک: فهرست مشهد ، 490/13، ش 132) 🌱الفوائد الاعتقادیه: این اثر درباره کلام و فلسفه است و موضوعاتی از المباحثه الثلاثه در آن دیده میشود، این اثر نیز در شرح حال نگاری ها یاد نشده است ، اما به نسخه اصلی (1017) دسترسی هست (همان منبع ذکر شده ) این کتاب در مکه تحریر شده است (ر.ک: /همان 97/2 نسخه 488/1) 🌱الفوائد المکیه: این اثر را که موضوعاتی فلسفی و کلامی دارد و تنها یک نسخه از آن به تاریخ 1018 نوشته شده در مکه ، بر جای مانده است فهرست نویسان کتابخانه آستان قدس رضوی بدین نام خوانده اند.(ر.ک: همان437/ 13ش 142) 🌱الفوائد المدینه : بر جسته ترین کتاب استر ابادی همین است که در ربیع الاول1031 به پایان رسیده است برخی از بخش های این اثر در زمان حیات صاحب الرجال نوشته شده. نسخه های خطی فراوان و یک چاپ سنگی از این کتاب وجود دارد (همان منبع) موسسه نشر اسلامی این کتاب را همراه با الشواهد المکیه (نقد سید نور الدین موسوی عاملی درباره فوائد المدینه منتشر کرده است) افزون بر اینها آثار دیگری منسوب به استرآبادی وجود دارد که تاریخ دقیق تالیف انان روشن نیست، اما بی گمان پس از الفوائد المدینه یعنی در چهارسال پایانی زندگی استرآبادی ، سامان یافته اند. که در ادامه ذکر میشود. ادامه دارد @botshenasi
🔥🔥عارف واصل آیت الله سعادت پرور و تمجید از قدّاره کش سقیفه!!! «1662- سالم مولى ابى حذيفه‏ عاشق دل باخته و عابد مخلصى است كه رسول‏اللَّه- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- درباره‏ى وى فرمود: «إنّ سالماً شديد الحبّ للَّهِ.» به راستى سالم سخت به خداوند محبت دارد. و در روايت ديگرى است: «يحبّ اللَّه حقّاً من قلبه.» او حقيقتاً از قلبش خداوند را دوست مى‏دارد. و نيز: «لو كان لا يخاف اللَّه، ماعصاه.» اگر از خدا هم نمى‏ترسيد، او را معصيت نمى‏كرد. حافظ و قارى قرآن نيز بوده و از حضرت رسول- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- نقل است كه: «إستقرؤا القرآن من أربعة وذكر سالماً منهم.» قرائت قرآن را از چهار نفر بياموزيد و سالم را يكى از ايشان شمرد ....» 📚پاسداران حريم عشق، ج‏5، ص158، نشر احياء كتاب‏، چاپ اول، تهران، 1388 ش‏ ☀️سالم مولی ابی حذیفه کیست؟! 1. از کسانی است که به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها یورش بردند. (تفسير العياشي؛ المطبعة العلمیة ؛ ج‏2 ؛ ص67) 2. از منافقانی است که در روز غدیر رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیوانه نامیدند. (الكافي، دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏4 ؛ ص567) 3. از کسانی است که عهد بستند که نگذارند؛ پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله خلافت به آل محمد صلی الله علیهم برسد.(الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏8 ؛ ص180) 4. از کسانی است که در شب عقبه قصد ترور رسول خدا صلی الله علیه و آله را داشتند. (الخصال؛ جامعه مدرسین؛ ج‏2 ؛ ص499) 5. کسی است که عمر بن خطاب افسوس می خورد که سالم مولی ابی حذیفة زنده نیست تا خلافت را به او بسپارد!! (التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة؛ دار الغدیر ؛ ص143) 6. کسی که با هزار نفر قداره کش برای تهدید اصحاب امیرالمؤمنین (ع) به یاری ابوبکر آمدند و عمر او را بر ابوبکر ترجیح می داد. (الإحتجاج؛ نشر المرتضی؛ ج‏1 ؛ ص79) و ... اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک NAJMA @botshenasi
🔥حسن زاده آملی و تجلیل یکی دیگر از ارکان سقیفه «... اين معاذ نامبرده در نامه كه معاذ بن‏ جبل‏ انصارى خزرجى است از اجلّه صحابه است، همان معاذ است كه در تهجّد شب مى‏گفت: اللهمّ نامت العيون و غارت النجوم و انت حىّ قيوم.» 📚هزار و يك كلمه، نشر بوستان کتاب، ج‏2 ، ص62 و نامه‏ها برنامه‏ها؛ نشر الف لام میم؛ ص 186 ☀️معاذ بن جبل کیست؟! 1. کسی است که در روز غدیر از رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست که ابوبکر و عمر را در ولایت شریک کند!! (شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام ؛ جامعه مدرسین؛ ج‏1 ؛ ص245) 2. کسی که حضرت زهرا سلام الله علیها به او فرمود: هرگز با تو سخن نخواهم گفت و در روز قیامت از تو شکایت می کنم. (الإختصاص ؛ مؤتمر الشیخ المفید؛ ص184) 3. کسی که با شمشیر کشیده به همراه هزار نفر برای تهدید اصحاب امیرالمؤمنین ع به یاری ابوبکر شتافته و او را بر منبر نشاندند. (الإحتجاج؛ نشر المرتضی؛ ج‏1 ؛ ص79 و رجال البرقي؛ دانشگاه تهران ؛ ص66) 4. پنجمین نفری که در سقیفه با ابوبکر بیعت کرد. (الإحتجاج؛ نشر المرتضی؛ ج‏1 ؛ ص81) 5. کسی که هنگام مرگ، ناله ی حسرت سر می داد که چرا خلافت را از آل محمد صلی الله علیهم غصب کرده و به ابوبکر سپرده است. (الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم؛ المکتبة الحیدریة ؛ ج‏3 ؛ ص153) 6. کسی که در شب عقبه قصد ترور رسول خدا صلی الله علیه و آله را داشت و عهد بست که نگذارد خلافت به علی بن ابی طالب برسد. (بحار الأنوار؛ دار احیاء التراث العربی؛ ج‏28 ؛ ص124) NAJMA @botshenasi
🔥حسن زاده آملی و خلیفه ثانی «براى رسول اللّه در خواب كاسه شيرى آوردند و فرمود شير را نوشيدم تا اينكه سيرى و پرى آن از ناخنهايم به در زد و فضل‏ آن را به عمر دادم. يكى گفت، يا رسول اللّه خواب را چه تأويل فرموديد؟ فرمود: به علم.» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 176 این ترجمه کلام ابن عربی است که حسن زاده، بی هیچ اشکال آن را پذیرفته؛ زیرا بنابر اظهاراتش در آغاز کتاب، همه ی فصوص الحکم را از جانب رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) می داند. او برای ابن عربی قائل به «نبوّت غیر تشریعی» شده و در مورد او و كتابش نوشته است: «نبوت تشريعى و رسالت به وجود خاتم ختم شد و اين بزرگان وارث علم‏ پيغمبرند به وحى الهامى كه همان مبشرات است و رؤياهاى صالحه.» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم؛ وزارت ارشاد؛ صص8-10 NAJMA @botshenasi
🔥حسن زاده آملی و عائشة «نبى (ص) اطيب‏ طيبين‏ است و عايشه و باقى زوجات نبى اطيب طيباتند.» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 619 NAJMA @botshenasi
💥 ملا امین استر آبادی اخباری یا فیلسوف؟ از دیگر کتب ملا امین استر آبادی میتوان به کتب : 🌱دانش نامه شاهی: این اثر تنها کتاب استرابادی به زبان فارسی و در موضوعات فلسفی و کلامی است که آن را برای محمد قطب شاه حاکم دَکَن نوشت و درون مایه اش در الفوائد المدینه آمده است. (ر.ک: فهرست مجلس 1376 ش 10 بخش 62852) 🌱 رساله فی طهاره الخمر و نجاستها : رساله ای درباره این پرسش که آیا باید شراب را ماده ای نجس دانست ؟ نسخه خطی این اثر با تاریخ نامعلومی در تهران وجود دارد که در آن به پایان الفوائد المدینه اشاره شده است. (1366ش 7/ بخش سوم ش 266) 🌱 @botshenasi
🔥حسن زاده آملی و به سخره گرفتن عذاب دوزخ و انکار ضروریات توحید و معاد گمان نمی رود کسی که بویی از اسلام و قرآن برده باشد؛ بتواند در مقابل سخنان زیر سکوت کند و زبان به طعن و رد نگشاید: «و اگر اهل وعيد در دار الشفاء كه نار است داخل شدند همانا كه آنان بالاخره در آن دار الشقا واقع در لذت مى‏شوند اين لذت آنان در آن دار الشقا مباين است با نعيم جنان (بهشت) خلد. پس امر يكى است و بين اين دو نعيم كه نعيم اهل وعيد در دار الشقا و نعيم اهل بهشت خلد باشد در نزد تجلى، تباين است. پس هر قومى از اين دو گروه نعيمى دارند كه لايق به هر يك از آنهاست. نعيم نفوس طيبه نمى‏باشد مگر به طيبات و نعيم نفوس خبيثه نمى‏باشد مگر به خبيثات مثل لذت بردن جعل به قازورات و رنج بردن او از طيبات. خداى تعالى فرمود: الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ‏ و الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ‏ و تجلى الهى بر سعداء و اشقياء در اصل نيست مگر يك چيز .... نعيمى كه براى اهل شقا هست عذاب مى‏نامند از جهت عذوبت و شيرينى طعمش به نسبت آنان است. زيرا عذاب اصلا از عذب (شيرينى) مأخوذ است و اين لفظ عذاب براى عذب چون پوست است (قشر است) و پوست نگهدار مغزش از آفات است. پس لفظ عذاب معنايش را حفظ مى‏كند از ادراك محجوبان كه غافل از حقايق أشياء هستند يا اينكه شعر آخر را اين طور معنى كنيم كه: نعيم اهل دار شقا نسبت به نعيم اهل جنت نسبت پوست است و مغز ... حال كه گفتار شيخ را بيان كرديم شروع كنيم در تحقيق گفتار و مبناى او زيرا اين مطلب از اهم مهمات است و كمتر كسى به ريشه اين مقامات پى برده است. ... با آن كه عذاب نسبت به عارفى كه داخل در عذاب شد به سبب اعمالى است كه با آن عذاب مناسب است. اين عذاب از وجهى عذب است از وجه ديگر عذاب ... زيرا كه عارف معذّب را در تعذيبش مى‏بيند، پس تعذيب سبب شهود حق مى‏شود و اين شهود حق عالى‏ترين نعمتى است كه در حق عارف وقوع مى‏يابد. و با آن كه نسبت به محجوبان غافل از لذات حقيقيه باز از جهتى عذب است. چنانكه در حديث است كه بعضى از اهل آتش در آتش با آتش بازى‏ مى‏كنند و ملاعبه از تلذذ جدا نمى‏شود. اگر چه محجوبان از جهتى در عذابند كه جنت اعمال را كه حور و قصور است واجد نيستند، و با اينكه نسبت به قومى، استعدادشان بعد از حق و قرب به نار را طلب مى‏كند كه همين مقصود از جهنم است نيز عذب است اگر چه در واقع عذاب است ... با اينكه عذاب نسبت به منافقان كه آنان را هم استعداد كمال است و هم استعداد نقص اگر چه دردناك است زيرا كه ادراك كمال را مى‏كنند لكن چون استعداد نقصشان غالب است به نقصشان راضى مى‏شوند و تألم از آنها زايل مى‏گردد بعد از آن كه منتقم از آنها انتقام گرفت به عذاب كردنشان، حال عذاب به عذب منتقل مى‏شود. چنانكه مشاهده مى‏كنيم از كسى كه در اول به امر خسيسى راضى نيست. پس از آن كه در آن افتاد و به آن مبتلا شد و مكرر از او صادر شد با آن الفت مى‏گيرد و معتاد مى‏شود. پس به آن افتخار مى‏كند با آن كه آن را پيش از اين قبيح مى‏شمرد. اما نسبت به مشركان كه غير خداوند از موجودات را پرستش مى‏كنند. پس منتقم از آنها انتقام مى‏گيرد، زيرا كه آنان حق را محصور كرده‏اند در آن چه كه او را پرستش كردند و اله مطلق را مقيد قرار دادند. اما از آن جهت كه معبودشان عين وجود حق است كه در اين صورت ظاهر شده است، پس پرستش نمى‏كنند مگر خدا را «فرضي اللّه عنهم من هذا الوجه» پس عذابشان در حق ايشان عذب مى‏گردد ... و با اينكه عذاب نسبت به كافران نيز اگر چه عذاب عظيم است. لكن ايشان به عذاب معذب نمى‏شوند زيرا به آن چه در آنهاست راضى‏اند. براى اينكه استعدادشان همين را طلب مى‏كند. مانند گلخن‏ تاب كه به كار خود افتخار مى‏كند و همانا كه عذاب عظيم است، نسبت به كسى كه مى‏داند كه وراى مرتبه ايشان مرتبه‏اى است و اينكه معذبان در آن هستند نسبت به آن مرتبه عذاب است. (يعنى عظيم بودن عذاب كافران به اين وجه است). و انواع عذاب از آن جهت كه عذاب است بر اهلش مخلد نيست زيرا كه عذاب به شفاعت شافعان منقطع مى‏شود و آخرين كسى كه شفاعت مى‏كند چنانكه در حديث صحيح آمده است آن كس ارحم الراحمين است. از اين روى در قعر جهنم جرجير مى‏رويد زيرا كه نار منقطع مى‏شود و عذاب مرتفع مى‏گردد و نيز عذاب مخلد نيست به مقتضاى «سبقت رحمتي غضبي» پس‏ ظاهر آياتى كه در حق آنان تعذيب آمده است همه آنها حق است و كلام شيخ رضى اللّه عنه با او منافات ندارد زيرا كه عذاب بودن شي‏ء از وجهى منافات ندارد با اينكه از وجه ديگر عذب باشد.» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، صص 210-214 انصاف آن است که چون حسن زاده گفته است: «تعذيب سبب شهود حق مى‏شود و اين شهود حق عالى‏ترين نعمتى است كه در حق عارف وقوع مى‏يابد.» برای این عارف بزرگ از خداوند «اشدّ تعذیب» را بخواهیم تا با شهود معذّب در آن به عالی ترین نعمت برسد. آمین بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین.
در متن فوق بنگرید و ببینید که این مرد چه نیات پلیدی دارد و صریحاً بت پرستی را ترویج داده است: «اما نسبت به مشركان كه غير خداوند از موجودات را پرستش مى‏كنند. پس منتقم از آنها انتقام مى‏گيرد، زيرا كه آنان حق را محصور كرده‏اند در آن چه كه او را پرستش كردند و اله مطلق را مقيد قرار دادند. اما از آن جهت كه معبودشان عين وجود حق است كه در اين صورت ظاهر شده است، پس پرستش نمى‏كنند مگر خدا را «فرضي اللّه عنهم من هذا الوجه» پس عذابشان در حق ايشان عذب مى‏گردد ...» و چه تناقض از این مضحک تر که گفته: «و با اينكه عذاب نسبت به كافران نيز اگر چه عذاب عظيم است. لكن ايشان به عذاب معذب نمى‏شوند زيرا به آن چه در آنهاست راضى‏اند.» آری عذاب دردناکی که کافران به آن عذاب نمی شوند بلکه به آن راضی هستند!!! هذیان بافی و پریشان گویی دیگر چیست؟! najma @botshenasi
اما این که حسن زاده آملی در متن فوق گفته است: «در قعر جهنم جرجير مى‏رويد زيرا كه نار منقطع مى‏شود و عذاب مرتفع مى‏گردد.» پاسخش را از امام کاظم ع بشنویم: عَنْ مُوَفَّقٍ مَوْلَى أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: كَانَ مَوْلَايَ أَبُو الْحَسَنِ ع إِذَا أَمَرَ بِشِرَاءِ الْبَقْلِ يَأْمُرُ بِالْإِكْثَارِ مِنْهُ وَ مِنَ الْجِرْجِيرِ فَيُشْتَرَى لَهُ وَ كَانَ يَقُولُ ع مَا أَحْمَقَ‏ بَعْضَ‏ النَّاسِ يَقُولُونَ إِنَّهُ يَنْبُتُ فِي وَادٍ فِي جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ فَكَيْفَ تَنْبُتُ الْبَقْلُ. امام کاظم ع فرمود: بعضی از مردم چقدر احمق هستند که می گویند در وادی دوزخ جرجیر می روید در حالی که خداوند فرموده است: «آتشگیره دوزخ مردم و سنگهایند.» پس چگونه سبزی می روید؟!! (در حالی که حتی سنگ با آن شدت می سوزد!!) 📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية؛ ج‏6 ؛ ص 368 و المحاسن؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج‏2 ؛ ص518 NAJMA @botshenasi
❌حرمت خدا را نشکنید قالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْعَلَوِيِّ عَنْ عِيسَى بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُوسَى عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرٍ ع‏ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏ وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ‏ قَالَ هِيَ ثَلَاثُ‏ حُرُمَاتٍ‏ وَاجِبَةٍ فَمَنْ قَطَعَ مِنْهَا حُرْمَةً فَقَدْ أَشْرَكَ بِاللَّهِ الْأُولَى انْتِهَاكُ حُرْمَةِ اللَّهِ فِي بَيْتِهِ الْحَرَامِ وَ الثَّانِيَةُ تَعْطِيلُ الْكِتَابِ وَ الْعَمَلُ بِغَيْرِهِ وَ الثَّالِثَةُ قَطِيعَةُ مَا أَوْجَبَ اللَّهُ مِنْ فَرْضِ مَوَدَّتِنَا وَ طَاعَتِنَا. 📚تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة؛ مؤسسة النشر الاسلامی ؛ ص332 امام صادق (ع) در تفسیر آیه «وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ‏» فرمود: «حرمات الله» سه حرمت واجب است. هر کس یکی از آنها را بشکند؛ به خداوند شرک ورزیده است: اول- دریدن حرمت خداوند درباره بیت حرام او. (کعبه) دوم- تعطیل کتاب خدا و عمل به غیر آن. سوم- گسستن رشته دوستی و طاعت ما که خداوند آن را واجب کرده است. @botshenasi