🔥حسن زاده آملی و خلیفه ثانی
«براى رسول اللّه در خواب كاسه شيرى آوردند و فرمود شير را نوشيدم تا اينكه سيرى و پرى آن از ناخنهايم به در زد و فضل آن را به عمر دادم. يكى گفت، يا رسول اللّه خواب را چه تأويل فرموديد؟ فرمود: به علم.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 176
این ترجمه کلام ابن عربی است که حسن زاده، بی هیچ اشکال آن را پذیرفته؛ زیرا بنابر اظهاراتش در آغاز کتاب، همه ی فصوص الحکم را از جانب رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) می داند. او برای ابن عربی قائل به «نبوّت غیر تشریعی» شده و در مورد او و كتابش نوشته است:
«نبوت تشريعى و رسالت به وجود خاتم ختم شد و اين بزرگان وارث علم پيغمبرند به وحى الهامى كه همان مبشرات است و رؤياهاى صالحه.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم؛ وزارت ارشاد؛ صص8-10
#آملی
NAJMA
@botshenasi
🔥حسن زاده آملی و عائشة
«نبى (ص) اطيب طيبين است و عايشه و باقى زوجات نبى اطيب طيباتند.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، ص 619
#آملی
NAJMA
@botshenasi
💥 ملا امین استر آبادی اخباری یا فیلسوف؟
از دیگر کتب ملا امین استر آبادی میتوان به کتب :
🌱دانش نامه شاهی: این اثر تنها کتاب استرابادی به زبان فارسی و در موضوعات فلسفی و کلامی است که آن را برای محمد قطب شاه حاکم دَکَن نوشت و درون مایه اش در الفوائد المدینه آمده است. (ر.ک: فهرست مجلس 1376 ش 10 بخش 62852)
🌱 رساله فی طهاره الخمر و نجاستها :
رساله ای درباره این پرسش که آیا باید شراب را ماده ای نجس دانست ؟
نسخه خطی این اثر با تاریخ نامعلومی در تهران وجود دارد که در آن به پایان الفوائد المدینه اشاره شده است.
(1366ش 7/ بخش سوم ش 266)
🌱 @botshenasi
🔥حسن زاده آملی و به سخره گرفتن عذاب دوزخ و انکار ضروریات توحید و معاد
گمان نمی رود کسی که بویی از اسلام و قرآن برده باشد؛ بتواند در مقابل سخنان زیر سکوت کند و زبان به طعن و رد نگشاید:
«و اگر اهل وعيد در دار الشفاء كه نار است داخل شدند همانا كه آنان بالاخره در آن دار الشقا واقع در لذت مىشوند اين لذت آنان در آن دار الشقا مباين است با نعيم جنان (بهشت) خلد. پس امر يكى است و بين اين دو نعيم كه نعيم اهل وعيد در دار الشقا و نعيم اهل بهشت خلد باشد در نزد تجلى، تباين است. پس هر قومى از اين دو گروه نعيمى دارند كه لايق به هر يك از آنهاست. نعيم نفوس طيبه نمىباشد مگر به طيبات و نعيم نفوس خبيثه نمىباشد مگر به خبيثات مثل لذت بردن جعل به قازورات و رنج بردن او از طيبات. خداى تعالى فرمود: الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ و الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ و تجلى الهى بر سعداء و اشقياء در اصل نيست مگر يك چيز .... نعيمى كه براى اهل شقا هست عذاب مىنامند از جهت عذوبت و شيرينى طعمش به نسبت آنان است. زيرا عذاب اصلا از عذب (شيرينى) مأخوذ است و اين لفظ عذاب براى عذب چون پوست است (قشر است) و پوست نگهدار مغزش از آفات است. پس لفظ عذاب معنايش را حفظ مىكند از ادراك محجوبان كه غافل از حقايق أشياء هستند يا اينكه شعر آخر را اين طور معنى كنيم كه: نعيم اهل دار شقا نسبت به نعيم اهل جنت نسبت پوست است و مغز ... حال كه گفتار شيخ را بيان كرديم شروع كنيم در تحقيق گفتار و مبناى او زيرا اين مطلب از اهم مهمات است و كمتر كسى به ريشه اين مقامات پى برده است. ... با آن كه عذاب نسبت به عارفى كه داخل در عذاب شد به سبب اعمالى است كه با آن عذاب مناسب است. اين عذاب از وجهى عذب است از وجه ديگر عذاب ... زيرا كه عارف معذّب را در تعذيبش مىبيند، پس تعذيب سبب شهود حق مىشود و اين شهود حق عالىترين نعمتى است كه در حق عارف وقوع مىيابد. و با آن كه نسبت به محجوبان غافل از لذات حقيقيه باز از جهتى عذب است. چنانكه در حديث است كه بعضى از اهل آتش در آتش با آتش بازى مىكنند و ملاعبه از تلذذ جدا نمىشود. اگر چه محجوبان از جهتى در عذابند كه جنت اعمال را كه حور و قصور است واجد نيستند، و با اينكه نسبت به قومى، استعدادشان بعد از حق و قرب به نار را طلب مىكند كه همين مقصود از جهنم است نيز عذب است اگر چه در واقع عذاب است ... با اينكه عذاب نسبت به منافقان كه آنان را هم استعداد كمال است و هم استعداد نقص اگر چه دردناك است زيرا كه ادراك كمال را مىكنند لكن چون استعداد نقصشان غالب است به نقصشان راضى مىشوند و تألم از آنها زايل مىگردد بعد از آن كه منتقم از آنها انتقام گرفت به عذاب كردنشان، حال عذاب به عذب منتقل مىشود. چنانكه مشاهده مىكنيم از كسى كه در اول به امر خسيسى راضى نيست. پس از آن كه در آن افتاد و به آن مبتلا شد و مكرر از او صادر شد با آن الفت مىگيرد و معتاد مىشود. پس به آن افتخار مىكند با آن كه آن را پيش از اين قبيح مىشمرد. اما نسبت به مشركان كه غير خداوند از موجودات را پرستش مىكنند. پس منتقم از آنها انتقام مىگيرد، زيرا كه آنان حق را محصور كردهاند در آن چه كه او را پرستش كردند و اله مطلق را مقيد قرار دادند. اما از آن جهت كه معبودشان عين وجود حق است كه در اين صورت ظاهر شده است، پس پرستش نمىكنند مگر خدا را «فرضي اللّه عنهم من هذا الوجه» پس عذابشان در حق ايشان عذب مىگردد ... و با اينكه عذاب نسبت به كافران نيز اگر چه عذاب عظيم است. لكن ايشان به عذاب معذب نمىشوند زيرا به آن چه در آنهاست راضىاند. براى اينكه استعدادشان همين را طلب مىكند. مانند گلخن تاب كه به كار خود افتخار مىكند و همانا كه عذاب عظيم است، نسبت به كسى كه مىداند كه وراى مرتبه ايشان مرتبهاى است و اينكه معذبان در آن هستند نسبت به آن مرتبه عذاب است. (يعنى عظيم بودن عذاب كافران به اين وجه است). و انواع عذاب از آن جهت كه عذاب است بر اهلش مخلد نيست زيرا كه عذاب به شفاعت شافعان منقطع مىشود و آخرين كسى كه شفاعت مىكند چنانكه در حديث صحيح آمده است آن كس ارحم الراحمين است. از اين روى در قعر جهنم جرجير مىرويد زيرا كه نار منقطع مىشود و عذاب مرتفع مىگردد و نيز عذاب مخلد نيست به مقتضاى «سبقت رحمتي غضبي» پس ظاهر آياتى كه در حق آنان تعذيب آمده است همه آنها حق است و كلام شيخ رضى اللّه عنه با او منافات ندارد زيرا كه عذاب بودن شيء از وجهى منافات ندارد با اينكه از وجه ديگر عذب باشد.»
📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، صص 210-214
انصاف آن است که چون حسن زاده گفته است: «تعذيب سبب شهود حق مىشود و اين شهود حق عالىترين نعمتى است كه در حق عارف وقوع مىيابد.» برای این عارف بزرگ از خداوند «اشدّ تعذیب» را بخواهیم تا با شهود معذّب در آن به عالی ترین نعمت برسد. آمین بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین.#آملی
در متن فوق بنگرید و ببینید که این مرد چه نیات پلیدی دارد و صریحاً بت پرستی را ترویج داده است:
«اما نسبت به مشركان كه غير خداوند از موجودات را پرستش مىكنند. پس منتقم از آنها انتقام مىگيرد، زيرا كه آنان حق را محصور كردهاند در آن چه كه او را پرستش كردند و اله مطلق را مقيد قرار دادند. اما از آن جهت كه معبودشان عين وجود حق است كه در اين صورت ظاهر شده است، پس پرستش نمىكنند مگر خدا را «فرضي اللّه عنهم من هذا الوجه» پس عذابشان در حق ايشان عذب مىگردد ...»
و چه تناقض از این مضحک تر که گفته:
«و با اينكه عذاب نسبت به كافران نيز اگر چه عذاب عظيم است. لكن ايشان به عذاب معذب نمىشوند زيرا به آن چه در آنهاست راضىاند.»
آری عذاب دردناکی که کافران به آن عذاب نمی شوند بلکه به آن راضی هستند!!! هذیان بافی و پریشان گویی دیگر چیست؟!
#آملی
najma
@botshenasi
اما این که حسن زاده آملی در متن فوق گفته است: «در قعر جهنم جرجير مىرويد زيرا كه نار منقطع مىشود و عذاب مرتفع مىگردد.» پاسخش را از امام کاظم ع بشنویم:
عَنْ مُوَفَّقٍ مَوْلَى أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: كَانَ مَوْلَايَ أَبُو الْحَسَنِ ع إِذَا أَمَرَ بِشِرَاءِ الْبَقْلِ يَأْمُرُ بِالْإِكْثَارِ مِنْهُ وَ مِنَ الْجِرْجِيرِ فَيُشْتَرَى لَهُ وَ كَانَ يَقُولُ ع مَا أَحْمَقَ بَعْضَ النَّاسِ يَقُولُونَ إِنَّهُ يَنْبُتُ فِي وَادٍ فِي جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ فَكَيْفَ تَنْبُتُ الْبَقْلُ.
امام کاظم ع فرمود: بعضی از مردم چقدر احمق هستند که می گویند در وادی دوزخ جرجیر می روید در حالی که خداوند فرموده است: «آتشگیره دوزخ مردم و سنگهایند.» پس چگونه سبزی می روید؟!! (در حالی که حتی سنگ با آن شدت می سوزد!!)
📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية؛ ج6 ؛ ص 368 و المحاسن؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج2 ؛ ص518
#آملی
NAJMA
@botshenasi
❌حرمت خدا را نشکنید
قالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْعَلَوِيِّ عَنْ عِيسَى بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُوسَى عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ قَالَ هِيَ ثَلَاثُ حُرُمَاتٍ وَاجِبَةٍ فَمَنْ قَطَعَ مِنْهَا حُرْمَةً فَقَدْ أَشْرَكَ بِاللَّهِ الْأُولَى انْتِهَاكُ حُرْمَةِ اللَّهِ فِي بَيْتِهِ الْحَرَامِ وَ الثَّانِيَةُ تَعْطِيلُ الْكِتَابِ وَ الْعَمَلُ بِغَيْرِهِ وَ الثَّالِثَةُ قَطِيعَةُ مَا أَوْجَبَ اللَّهُ مِنْ فَرْضِ مَوَدَّتِنَا وَ طَاعَتِنَا.
📚تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة؛ مؤسسة النشر الاسلامی ؛ ص332
امام صادق (ع) در تفسیر آیه «وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ» فرمود:
«حرمات الله» سه حرمت واجب است. هر کس یکی از آنها را بشکند؛ به خداوند شرک ورزیده است:
اول- دریدن حرمت خداوند درباره بیت حرام او. (کعبه)
دوم- تعطیل کتاب خدا و عمل به غیر آن.
سوم- گسستن رشته دوستی و طاعت ما که خداوند آن را واجب کرده است.
@botshenasi
❌حتی یک سال
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: ذَكَرْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع الْبَيْتَ فَقَالَ لَوْ عَطَّلُوهُ سَنَةً وَاحِدَةً لَمْ يُنَاظَرُوا.
📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج4 ؛ ص271
امام باقر ع فرمود: اگر مردم یک سال حج را تعطیل کنند؛ خداوند به آنان مهلت نمی دهد (و عذاب نازل می شود)
🕋لبیک لا شریک لک لبیک
@botshenasi
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَيْسَ فِي تَرْكِ الْحَجِّ خِيَرَةٌ.
📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج4 ؛ ص270
امام صادق (ع) فرمود: در ترک حجّ خیری نیست.
@botshenasi
📜توصیه امیرالمؤمنین ع
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ ص يَقُولُ لِوُلْدِهِ يَا بَنِيَّ انْظُرُوا بَيْتَ رَبِّكُمْ فَلَا يَخْلُوَنَّ مِنْكُمْ فَلَا تُنَاظَرُوا.
📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج4 ؛ ص271
امیرالمؤمنین (ع) به فرزندانش می فرمود: ای فرزندانم؛ مراقب باشید که خانه خدا از حضور شما خالی نشود که در این صورت به شما مهلت نمی دهند (و عذاب می شوید.)
🕋 لبیک لا شریک لک لبیک
@botshenasi
🕋 ⚖ 💰💰💰حج مستحبّ یا صدقه؟
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي أَحُجُّ سَنَةً وَ شَرِيكِي سَنَةً قَالَ مَا يَمْنَعُكَ مِنَ الْحَجِّ يَا إِبْرَاهِيمُ قُلْتُ لَا أَتَفَرَّغُ لِذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَتَصَدَّقُ بِخَمْسِمِائَةٍ مَكَانَ ذَلِكَ قَالَ الْحَجُّ أَفْضَلُ قُلْتُ أَلْفٍ قَالَ الْحَجُّ أَفْضَلُ قُلْتُ فَأَلْفٍ وَ خَمْسِمِائَةٍ قَالَ الْحَجُّ أَفْضَلُ قُلْتُ أَلْفَيْنِ قَالَ أَ فِي أَلْفَيْكَ طَوَافُ الْبَيْتِ قُلْتُ لَا قَالَ أَ فِي أَلْفَيْكَ سَعْيٌ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ قُلْتُ لَا قَالَ أَ فِي أَلْفَيْكَ وُقُوفٌ بِعَرَفَةَ قُلْتُ لَا قَالَ أَ فِي أَلْفَيْكَ رَمْيُ الْجِمَارِ قُلْتُ لَا قَالَ أَ فِي أَلْفَيْكَ الْمَنَاسِكُ قُلْتُ لَا قَالَ الْحَجُّ أَفْضَلُ.
📚الكافي ؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج4 ؛ ص259
از ابراهیم بن میمون نقل است که به امام صادق (ع) عرض کردم: یک سال من حج می گزارم و سال دیگر شریکم. امام فرمود: چه چیز مانع می شود که هر سال حج بروی؟ گفتم: فدایت شوم؛ فراغت آن را ندارم ولی به جایش پانصد سکه صدقه می دهم. امام فرمود: حج برتر است. گفتم: هزار. فرمود: حج برتر است. گفتم: هزار و پانصد. فرمود: حج برتر است. گفتم: دو هزار. فرمود: در این دو هزار سکه ات طواف خانه خدا است؟ گفتم: نه. فرمود: در آن سعی صفا و مروه است؟ گفتم: نه. فرمود: در آن وقوف در عرفه است؟ گفتم: نه. فرمود: آیا در آن رمی جمرات است؟ گفتم: نه. فرمود: آیا در آن مناسک است؟ گفتم: نه. فرمود: حج برتر از آن است.
@botshenasi
⛰ کوهی از طلا
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَوْ كَانَ لِأَحَدِكُمْ مِثْلَ أَبِي قُبَيْسٍ ذَهَبٌ يُنْفِقُهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ مَا عَدَلَ الْحَجَّ وَ لَدِرْهَمٌ يُنْفِقُهُ الْحَاجُّ يَعْدِلُ أَلْفَيْ أَلْفِ دِرْهَمٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ.
📚المحاسن؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج1 ؛ ص 64
امام صادق (ع) فرمود: اگر یکی از شما به اندازه کوه ابوقبیس طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند؛ ثوابش با حج برابر نیست. یک درهم که حاجّ خرج می کند با دو هزار درهم در راه خدا برابر است.
@botshenasi