eitaa logo
بُت شناسی
3هزار دنبال‌کننده
475 عکس
571 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
🔥حسن زاده آملی و به سخره گرفتن عذاب دوزخ و انکار ضروریات توحید و معاد گمان نمی رود کسی که بویی از اسلام و قرآن برده باشد؛ بتواند در مقابل سخنان زیر سکوت کند و زبان به طعن و رد نگشاید: «و اگر اهل وعيد در دار الشفاء كه نار است داخل شدند همانا كه آنان بالاخره در آن دار الشقا واقع در لذت مى‏شوند اين لذت آنان در آن دار الشقا مباين است با نعيم جنان (بهشت) خلد. پس امر يكى است و بين اين دو نعيم كه نعيم اهل وعيد در دار الشقا و نعيم اهل بهشت خلد باشد در نزد تجلى، تباين است. پس هر قومى از اين دو گروه نعيمى دارند كه لايق به هر يك از آنهاست. نعيم نفوس طيبه نمى‏باشد مگر به طيبات و نعيم نفوس خبيثه نمى‏باشد مگر به خبيثات مثل لذت بردن جعل به قازورات و رنج بردن او از طيبات. خداى تعالى فرمود: الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ‏ و الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ‏ و تجلى الهى بر سعداء و اشقياء در اصل نيست مگر يك چيز .... نعيمى كه براى اهل شقا هست عذاب مى‏نامند از جهت عذوبت و شيرينى طعمش به نسبت آنان است. زيرا عذاب اصلا از عذب (شيرينى) مأخوذ است و اين لفظ عذاب براى عذب چون پوست است (قشر است) و پوست نگهدار مغزش از آفات است. پس لفظ عذاب معنايش را حفظ مى‏كند از ادراك محجوبان كه غافل از حقايق أشياء هستند يا اينكه شعر آخر را اين طور معنى كنيم كه: نعيم اهل دار شقا نسبت به نعيم اهل جنت نسبت پوست است و مغز ... حال كه گفتار شيخ را بيان كرديم شروع كنيم در تحقيق گفتار و مبناى او زيرا اين مطلب از اهم مهمات است و كمتر كسى به ريشه اين مقامات پى برده است. ... با آن كه عذاب نسبت به عارفى كه داخل در عذاب شد به سبب اعمالى است كه با آن عذاب مناسب است. اين عذاب از وجهى عذب است از وجه ديگر عذاب ... زيرا كه عارف معذّب را در تعذيبش مى‏بيند، پس تعذيب سبب شهود حق مى‏شود و اين شهود حق عالى‏ترين نعمتى است كه در حق عارف وقوع مى‏يابد. و با آن كه نسبت به محجوبان غافل از لذات حقيقيه باز از جهتى عذب است. چنانكه در حديث است كه بعضى از اهل آتش در آتش با آتش بازى‏ مى‏كنند و ملاعبه از تلذذ جدا نمى‏شود. اگر چه محجوبان از جهتى در عذابند كه جنت اعمال را كه حور و قصور است واجد نيستند، و با اينكه نسبت به قومى، استعدادشان بعد از حق و قرب به نار را طلب مى‏كند كه همين مقصود از جهنم است نيز عذب است اگر چه در واقع عذاب است ... با اينكه عذاب نسبت به منافقان كه آنان را هم استعداد كمال است و هم استعداد نقص اگر چه دردناك است زيرا كه ادراك كمال را مى‏كنند لكن چون استعداد نقصشان غالب است به نقصشان راضى مى‏شوند و تألم از آنها زايل مى‏گردد بعد از آن كه منتقم از آنها انتقام گرفت به عذاب كردنشان، حال عذاب به عذب منتقل مى‏شود. چنانكه مشاهده مى‏كنيم از كسى كه در اول به امر خسيسى راضى نيست. پس از آن كه در آن افتاد و به آن مبتلا شد و مكرر از او صادر شد با آن الفت مى‏گيرد و معتاد مى‏شود. پس به آن افتخار مى‏كند با آن كه آن را پيش از اين قبيح مى‏شمرد. اما نسبت به مشركان كه غير خداوند از موجودات را پرستش مى‏كنند. پس منتقم از آنها انتقام مى‏گيرد، زيرا كه آنان حق را محصور كرده‏اند در آن چه كه او را پرستش كردند و اله مطلق را مقيد قرار دادند. اما از آن جهت كه معبودشان عين وجود حق است كه در اين صورت ظاهر شده است، پس پرستش نمى‏كنند مگر خدا را «فرضي اللّه عنهم من هذا الوجه» پس عذابشان در حق ايشان عذب مى‏گردد ... و با اينكه عذاب نسبت به كافران نيز اگر چه عذاب عظيم است. لكن ايشان به عذاب معذب نمى‏شوند زيرا به آن چه در آنهاست راضى‏اند. براى اينكه استعدادشان همين را طلب مى‏كند. مانند گلخن‏ تاب كه به كار خود افتخار مى‏كند و همانا كه عذاب عظيم است، نسبت به كسى كه مى‏داند كه وراى مرتبه ايشان مرتبه‏اى است و اينكه معذبان در آن هستند نسبت به آن مرتبه عذاب است. (يعنى عظيم بودن عذاب كافران به اين وجه است). و انواع عذاب از آن جهت كه عذاب است بر اهلش مخلد نيست زيرا كه عذاب به شفاعت شافعان منقطع مى‏شود و آخرين كسى كه شفاعت مى‏كند چنانكه در حديث صحيح آمده است آن كس ارحم الراحمين است. از اين روى در قعر جهنم جرجير مى‏رويد زيرا كه نار منقطع مى‏شود و عذاب مرتفع مى‏گردد و نيز عذاب مخلد نيست به مقتضاى «سبقت رحمتي غضبي» پس‏ ظاهر آياتى كه در حق آنان تعذيب آمده است همه آنها حق است و كلام شيخ رضى اللّه عنه با او منافات ندارد زيرا كه عذاب بودن شي‏ء از وجهى منافات ندارد با اينكه از وجه ديگر عذب باشد.» 📚ممد الهمم در شرح فصوص الحكم، وزارت ارشاد، صص 210-214 انصاف آن است که چون حسن زاده گفته است: «تعذيب سبب شهود حق مى‏شود و اين شهود حق عالى‏ترين نعمتى است كه در حق عارف وقوع مى‏يابد.» برای این عارف بزرگ از خداوند «اشدّ تعذیب» را بخواهیم تا با شهود معذّب در آن به عالی ترین نعمت برسد. آمین بحق محمد و آله الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین.
در متن فوق بنگرید و ببینید که این مرد چه نیات پلیدی دارد و صریحاً بت پرستی را ترویج داده است: «اما نسبت به مشركان كه غير خداوند از موجودات را پرستش مى‏كنند. پس منتقم از آنها انتقام مى‏گيرد، زيرا كه آنان حق را محصور كرده‏اند در آن چه كه او را پرستش كردند و اله مطلق را مقيد قرار دادند. اما از آن جهت كه معبودشان عين وجود حق است كه در اين صورت ظاهر شده است، پس پرستش نمى‏كنند مگر خدا را «فرضي اللّه عنهم من هذا الوجه» پس عذابشان در حق ايشان عذب مى‏گردد ...» و چه تناقض از این مضحک تر که گفته: «و با اينكه عذاب نسبت به كافران نيز اگر چه عذاب عظيم است. لكن ايشان به عذاب معذب نمى‏شوند زيرا به آن چه در آنهاست راضى‏اند.» آری عذاب دردناکی که کافران به آن عذاب نمی شوند بلکه به آن راضی هستند!!! هذیان بافی و پریشان گویی دیگر چیست؟! najma @botshenasi
اما این که حسن زاده آملی در متن فوق گفته است: «در قعر جهنم جرجير مى‏رويد زيرا كه نار منقطع مى‏شود و عذاب مرتفع مى‏گردد.» پاسخش را از امام کاظم ع بشنویم: عَنْ مُوَفَّقٍ مَوْلَى أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: كَانَ مَوْلَايَ أَبُو الْحَسَنِ ع إِذَا أَمَرَ بِشِرَاءِ الْبَقْلِ يَأْمُرُ بِالْإِكْثَارِ مِنْهُ وَ مِنَ الْجِرْجِيرِ فَيُشْتَرَى لَهُ وَ كَانَ يَقُولُ ع مَا أَحْمَقَ‏ بَعْضَ‏ النَّاسِ يَقُولُونَ إِنَّهُ يَنْبُتُ فِي وَادٍ فِي جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ فَكَيْفَ تَنْبُتُ الْبَقْلُ. امام کاظم ع فرمود: بعضی از مردم چقدر احمق هستند که می گویند در وادی دوزخ جرجیر می روید در حالی که خداوند فرموده است: «آتشگیره دوزخ مردم و سنگهایند.» پس چگونه سبزی می روید؟!! (در حالی که حتی سنگ با آن شدت می سوزد!!) 📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية؛ ج‏6 ؛ ص 368 و المحاسن؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج‏2 ؛ ص518 NAJMA @botshenasi
❌حرمت خدا را نشکنید قالَ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْعَلَوِيِّ عَنْ عِيسَى بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُوسَى عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرٍ ع‏ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏ وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ‏ قَالَ هِيَ ثَلَاثُ‏ حُرُمَاتٍ‏ وَاجِبَةٍ فَمَنْ قَطَعَ مِنْهَا حُرْمَةً فَقَدْ أَشْرَكَ بِاللَّهِ الْأُولَى انْتِهَاكُ حُرْمَةِ اللَّهِ فِي بَيْتِهِ الْحَرَامِ وَ الثَّانِيَةُ تَعْطِيلُ الْكِتَابِ وَ الْعَمَلُ بِغَيْرِهِ وَ الثَّالِثَةُ قَطِيعَةُ مَا أَوْجَبَ اللَّهُ مِنْ فَرْضِ مَوَدَّتِنَا وَ طَاعَتِنَا. 📚تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة؛ مؤسسة النشر الاسلامی ؛ ص332 امام صادق (ع) در تفسیر آیه «وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ‏» فرمود: «حرمات الله» سه حرمت واجب است. هر کس یکی از آنها را بشکند؛ به خداوند شرک ورزیده است: اول- دریدن حرمت خداوند درباره بیت حرام او. (کعبه) دوم- تعطیل کتاب خدا و عمل به غیر آن. سوم- گسستن رشته دوستی و طاعت ما که خداوند آن را واجب کرده است. @botshenasi
❌حتی یک سال مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: ذَكَرْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع الْبَيْتَ فَقَالَ لَوْ عَطَّلُوهُ‏ سَنَةً وَاحِدَةً لَمْ يُنَاظَرُوا. 📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏4 ؛ ص271 امام باقر ع فرمود: اگر مردم یک سال حج را تعطیل کنند؛ خداوند به آنان مهلت نمی دهد (و عذاب نازل می شود) 🕋لبیک لا شریک لک لبیک @botshenasi
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ لَيْسَ فِي تَرْكِ الْحَجِّ خِيَرَةٌ. 📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏4 ؛ ص270 امام صادق (ع) فرمود: در ترک حجّ خیری نیست. @botshenasi
📜توصیه امیرالمؤمنین ع مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ ص يَقُولُ لِوُلْدِهِ يَا بَنِيَّ انْظُرُوا بَيْتَ رَبِّكُمْ فَلَا يَخْلُوَنَّ مِنْكُمْ فَلَا تُنَاظَرُوا. 📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏4 ؛ ص271 امیرالمؤمنین (ع) به فرزندانش می فرمود: ای فرزندانم؛ مراقب باشید که خانه خدا از حضور شما خالی نشود که در این صورت به شما مهلت نمی دهند (و عذاب می شوید.) 🕋 لبیک لا شریک لک لبیک @botshenasi
🕋 ⚖ 💰💰💰حج مستحبّ یا صدقه؟ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي أَحُجُّ سَنَةً وَ شَرِيكِي سَنَةً قَالَ مَا يَمْنَعُكَ مِنَ الْحَجِّ يَا إِبْرَاهِيمُ قُلْتُ لَا أَتَفَرَّغُ لِذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَتَصَدَّقُ بِخَمْسِمِائَةٍ مَكَانَ ذَلِكَ قَالَ الْحَجُّ أَفْضَلُ قُلْتُ أَلْفٍ قَالَ الْحَجُّ أَفْضَلُ قُلْتُ فَأَلْفٍ وَ خَمْسِمِائَةٍ قَالَ الْحَجُّ أَفْضَلُ قُلْتُ أَلْفَيْنِ قَالَ أَ فِي أَلْفَيْكَ طَوَافُ الْبَيْتِ قُلْتُ لَا قَالَ أَ فِي أَلْفَيْكَ سَعْيٌ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ قُلْتُ لَا قَالَ أَ فِي أَلْفَيْكَ وُقُوفٌ بِعَرَفَةَ قُلْتُ لَا قَالَ أَ فِي أَلْفَيْكَ رَمْيُ الْجِمَارِ قُلْتُ لَا قَالَ أَ فِي أَلْفَيْكَ‏ الْمَنَاسِكُ‏ قُلْتُ لَا قَالَ الْحَجُّ أَفْضَلُ. 📚الكافي ؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج‏4 ؛ ص259 از ابراهیم بن میمون نقل است که به امام صادق (ع) عرض کردم: یک سال من حج می گزارم و سال دیگر شریکم. امام فرمود: چه چیز مانع می شود که هر سال حج بروی؟ گفتم: فدایت شوم؛ فراغت آن را ندارم ولی به جایش پانصد سکه صدقه می دهم. امام فرمود: حج برتر است. گفتم: هزار. فرمود: حج برتر است. گفتم: هزار و پانصد. فرمود: حج برتر است. گفتم: دو هزار. فرمود: در این دو هزار سکه ات طواف خانه خدا است؟ گفتم: نه. فرمود: در آن سعی صفا و مروه است؟ گفتم: نه. فرمود: در آن وقوف در عرفه است؟ گفتم: نه. فرمود: آیا در آن رمی جمرات است؟ گفتم: نه. فرمود: آیا در آن مناسک است؟ گفتم: نه. فرمود: حج برتر از آن است. @botshenasi
⛰ کوهی از طلا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَوْ كَانَ لِأَحَدِكُمْ مِثْلَ أَبِي قُبَيْسٍ ذَهَبٌ يُنْفِقُهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ مَا عَدَلَ الْحَجَّ وَ لَدِرْهَمٌ يُنْفِقُهُ الْحَاجُّ يَعْدِلُ أَلْفَيْ أَلْفِ دِرْهَمٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ. 📚المحاسن؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج‌1 ؛ ص 64 امام صادق (ع) فرمود: اگر یکی از شما به اندازه کوه ابوقبیس طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند؛ ثوابش با حج برابر نیست. یک درهم که حاجّ خرج می کند با دو هزار درهم در راه خدا برابر است. @botshenasi
🌱برداشت نادرست از یک حدیث درباره هدایای کعبه حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ ع قَالَ: لَوْ كَانَ لِي‏ وَادِيَانِ‏ يَسِيلَانِ ذَهَباً وَ فِضَّةً مَا أَهْدَيْتُ إِلَى الْكَعْبَةِ شَيْئاً لِأَنَّهُ يَصِيرُ إِلَى الْحَجَبَةِ دُونَ الْمَسَاكِينِ. 📚علل الشرائع ؛ مکتبة داوری ؛ ج‏2 ؛ ص408 امیرالمؤمنین (ع) فرمود: اگر دو دره از طلا و نقره داشته باشم؛ هیچ چیز از آن را به کعبه هدیه نمی کنم زیرا به جای آن که به مساکین برسد به پرده داران می رسد. عدّه ای این حدیث شریف را متمسّک خود قرار داده و مردم را از حجّ نهی می کنند!!! در حالی که این حدیث هیچ ارتباطی با حجّ نرفتن ندارد؛ بلکه از دادن هدایا و نذورات به پرده داران کعبه نهی کرده است. برای همین در جای دیگر امام باقر (ع) به کسی که کنیزی را به کعبه هدیه کرده بود؛ فرمودند: «بِعْهَا ثُمَّ خُذْ ثَمَنَهَا ثُمَّ قُمْ عَلَى هَذَا الْحَائِطِ يَعْنِي الْحِجْرَ ثُمَّ نَادِ وَ أَعْطِ كُلَّ مُنْقَطَعٍ بِهِ وَ كُلَّ مُحْتَاجٍ مِنَ الْحَاجِّ.» 📚علل الشرائع، مکتبة داوری ج‏2، ص410 «او را بفروش و پولش را بگیر و بر حجر اسماعیل بایست و ندا بده و آن را به هر حاجی که در راه مانده و نیازمند است؛ بده.» بنابراین صرف اموال در راه حج و برای حجاج از افضل قربات است و تنها از پرداخت هدایا و نذورات به متولیان مسجد الحرام نهی شده است. @botshenasi
💥 ملا امین استر آبادی فیلسوف یا اخباری ؟ 🌱 الرسالة فی البداء : این اثر درباره توانایی خداوند در تغییر اراده خویش نوشته شده است. (رک: فهرست مشهد 1361 ش 84/13 ش 132 ) 🌱جواب مسائل شیخنا حسین الظهیری العاملی : مجموعه ای از پاسخ های استر آبادی به شاگردش حسین الظهیری (همان ) که در کتابخانه مرکزی موجود است. ( تهرانی 90/2 ) ویرایش دیگر آن در الفوائد المدینه (1425) ص 546 - 568 میتوان یافت. 🌱همچنین آثار دیگری از استرآبادی که تاریخ تالیف آن معلوم نیست. و شاید این آثار را که شرح بر کتب روایی معروف است در سالهای پایانی عمر خویش نوشته است. 🌱 شرح بر الکافی که به بخش نخست نظر دارد.(رک: فهرست مرعشی 1374 ش10_ 163/ 1/174/) 🌱شرح بر التهذیب (رک: همان 1374/ش10_ 171/112/174) 🌱حاشیه بر من لایحضر الفقیه (این اثر را علی فاضلی ویرایش و چاپ کرده است که نسخه خطی آن را در کتابخانه مرکزی احیا التراث اسلامی قم میتوان یافت) 🌱 شرح بر الاستبصار که استرآبادی نتوانست آن را به پایان برساند و حر عاملی میگوید آن را دیده (عاملی، آ 246/2) و خود استرآبادی در الفوائد المدینه به آن اشاره کرده است. (تهرانی، 83/13) و همچنین به شرح هایی از الکافی ، و من لایحضر الفقیه، واستبصار در الفوائد المدینه اشاره شده است. ( استرآبادی ب 4) @botshenasi
بُـٺ شنـاســـی: بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت دوستان. قصد داریم تا مطالبی را در پیرامون تحریف قرآن و شبهاتی که پیرامون آن است خدمت دوستان و جویندگان حقیقت قرار دهیم تا به سؤالاتی که در ذهن دوستان است پاسخ داده شود... ان شاءالله... ( قسمت ۱ ) - معانى و اقسام تحريف... اشاره: يكى از مسائل مهم و حساسى كه درباره قرآن پيش مى آيد مسئله «تحريف قرآن مجيد» است ولى قبل از بررسى اين مطلب مسائلى را به عنوان مقدمه مطرح مى كنيم و سپس به اصل مطلب مى پردازيم: تحريف چيست؟ لغت «تحريف» به چند معنى استعمال میشود كه نسبت به بعضى از معانيش در قرآن واقع شده، نسبت به بعضى معانى ديگرش راهى به قرآن ندارد و نسبت به بعضى از معانى ديگرش راه يافتن آن به قرآن، مورد اختلاف است. اينک به تفصيل آن مى پردازيم: ۱- تحريف در معنا: اگر چيزى يا كلمه اى از مورد خود تغيير داده شود و در غير مورد و معناى واقعى اش استعمال شود، اين عمل را نوعى تحريف مى نامند چنان كه تحريف در آيه شريفه ذيل به همين معنا آمده است: «مِنَ الَّذِينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ.» گروهى از يهوديان گفتار خدا را از معانى حقيقى آن به معناها و مواردى ديگر تغيير داده و تحريف مى كنند. تحريف به اين معنا بدون ترديد و اختلاف در تفسير قرآن مجيد واقع شده است؛ زيرا تفسير كردن آيات قرآن به معانيى كه هدف و مقصود قرآن نيست، بسيار ديده شده است و بيشتر بدعت گذاران و صاحبان عقايد فاسد و مذاهب باطل، در قرآن مجيد به چنين تفسير و تحريفى مرتكب شده اند و آيات آن را بر طبق نظريات و تمايلات نفسانى خود تأويل نموده و با افكار و عقايدشان تطبيق داده اند، در صورتى كه پيشوايان مذهبى و ائمه هدى «علیهم السلام» از چنين تفسير و تحريفى شديدأ منع نموده، مرتكب آن را سخت مورد ملامت و نكوهش قرار داده اند؛ چنان كه در كتاب كافى آمده است كه امام باقر «علیه السلام» طى نامه اى به سعد خير چنين نگاشت: «آنان قرآن را پشت سر انداخته اند و حروف و الفاظ آن را حفظ نموده، معانى و قوانينش را تحريف مى كنند. قرآن را مى خوانند ولى حقوق و حدود آن را رعايت نمى كنند. كوته نظران از قرآن به خواندن ظاهر آن مسرور و خوشحالند ولى دانشمندان از اين كه حقوق و احكام قرآن رعايت نمى شود بسيار غمگين و محزونند.» با ما همراه باشید... ادامه دارد... - بیان در مسائل قرآن، تألیف حضرت آیت الله العظمی خوئی. @botshenasi