💠 ولـــی امـــر مسلمـــین کیســـت؟1
امروز در میان شیعیان بحثی متداول است که #ولی_امر_مسلمین جهان کیست؟
و متاسفانه امروز در ولی شناسی بسیار ضعیف عمل کرده ایم و ولی خود را گم کرده ایم.
گروهی با استدلال به آیه 59 نساء
✅ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعواْ اللّهَ وَ أَطِيعواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَاِن تَنَازَعتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ اِلَي اللّهِ وَ الرَّسُولِ اِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ و أَحْسَنُ تَأْوِيلاً (59)»
میگویند در عصر غیبت ولی امر مسلمین کسان دیگر هم میتوانند باشند.
و ولی الامر به سه قسم است.
🌱 قسم اول :
به رای و انتخاب مردم :
مسلمین جهان در یک انتخاب آزاد به شخصی رای داده و او را به عنوان ولی امر خود انتخاب کنند.
🔹نقد :
اگر مسلمین بخواهند با انتخابات شخصی را به عنوان ولی امر انتخاب کنند آنگاه در هر بلاد مردم شخصی را علم کرده و اورا به عنوان ولی امر خود معرفی میکنند و امت اسلام به چند دسته تقسیم میشود. آنگاه اگر در میان آنها جنگی رخ دهد. هردو طایفه ادعای پیروی از ولی امر خود را دارد.
آنگاه قاتل و مقتول هر دو به بهشت میروند ؟
🔸در ثانی مردم در انتخاب خود ظاهر شخص را میبینند و باطن آن را نمیدانند شاید شخصی ظاهر مناسب داشته باشد ولی باطن آن پلید باشد.
و احتمال خطا در این انتخاب هست.
حضرت موسی علیه السلام هارون را به عنوان ولی امر انتخاب کرد ولی مردم به خطا رفتند و به سامری گمراه شدند.
پس فرض انتخاب توسط مردم به طور کلی باطل میشود چون مردم از باطن خبر ندارند و نمیتوانند شخصی را به عنوان ولی امر خود انتخاب کنند.
🌱 قسم دوم :
به زور و جبر :
یک شخصی با کشتار و زور و خون ریزی مردم را به دور خود جمع کند و خود را به عنوان ولی امر مطرح کند.
آیا اطاعت این شخص مانند خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله است ؟
آیا کشتار و زور که موجب اطاعت از خوف است همان اطاعت خدا و رسول خدا صلی الله علیه واله است ؟
ادامه دارد....
@botshenasi
فلاسفه سکولار و حمایت از اسلام!!!!
جوادی آملی :
«فلسفه یک جهانبینی آزاد و در بدو پیدایش سکولار است. نه الهی است و نه الحادی». «فلسفه، الهی کردن، دینی کردن و اسلامی کردن همه علوم را برعهده دارد ... ما باید علم را اسلامی و به دنبال آن دانشمندان را مسلمان كنیم و وقتی آنها مسلمان شدند مردم جامعه هم مسلمان میشوند».1
استاد محمود طاهری(محقق و پژوهشگر):
ادعای بی اساس
این سخنان [آقای جوادی آملی] نیز عجیب است و باید پرسید، چگونه دانشی كه به گفته ایشان سكولار و بدون تعهد دینی است خواهد توانست حامی و مبلّغ اسلام و خداپرستی باشد؟به علاوه، آیا مكتب الهی اسلام خود نمیتواند مدافع خود باشد كه چنین مسئولیتی بر عهده فلاسفه گذارده شده است؟ و این ادعایی است كه نه اساس صحیحی دارد و نه سابقه روشنی. واقعیت آن است كه مردمان هیچ جامعهای در طول تاریخ اسلام، به وسیله فلاسفه و شاگردان آنها به سوی اسلام جذب نشدهاند و راههای مسلمانی مردم همیشه با مسیر فیلسوفان تفاوت اساسی داشته است.2
استاد یاسر فلاحی (محقق و پژوهشگر در فلسفه):
این عذر از استاد جوادی پذیرفته نیست
این عذر از محقّقان و متفلسفین معاصر چون استاد جوادی آملی که در عصر انفجار اطلاعات به سر میبرند پذیرفته نیست. از ایشان و مانند ایشان مقبول نیست که با وجود صدها اثر پژوهشی در رشتهها و موضوعات مختلف مثل توحید واجب الوجود، واحد در ادیان، علم باری، ارادهی باری، حدوث یا قدم عالم آن هم از دیدگاه محققّان معاصر در شرق و غرب، هنوز ایشان به مانند ملاصدرا فلسفه یونان را مأخوذ از مشکاة نبوت، یونانیان را موحّد و تازه از شاگردان ابراهیم خلیلالرحمن بتشکن بدانند.3
و بعضی از معاصرین4 وی [ارسطو] را به همراه سقراط، شاگرد حضرت ابراهیم7 میدانند. باید به این مهم اشاره کرد که اگر هم بنابر یک خبط و خلط تاریخی مراد از ارسطوی الهی افلوطین بوده باشد همین اشکالاتی که مطرح شد به نحوی دیگر از انحاء بر اندیشهی تثلیث باور افلوطین وارد میباشد.
و مهمتر این که عذری برای معاصرین [جوادی آملی] که بر کنار از یکی انگاشتن ارسطو و افلوطین هستند و متوجه تغایر اندیشهای و تاریخی این دو فیلسوف هستند، باقی نمیگذارد.5
----------------------------------------
پی نوشت ها:
1- همان، مقاله «فلاسفه ی یونان هیچ گاه موحد نبودند»
2- همان
3- نورالصادق 18و19 مقاله الهیات یونانی:منطق توحید تا منطق شرک
4- آقای جوادی آملی
5- نورالصادق/18و19 مقاله «الهیات یونانی»
#آملی
@botshenasi
💠 ولــی امــــر مسلمیــــن کیســـــت؟2
🌱قسم سوم :
منصوب از جانب خدا :
ما خداوند متعال را سرچشمه تمام خلق میدانیم و او را یگانه و یکتا که جز او قابل پرستش نیست و امری محبوب تر از امر او نیست.
🔹و رسول خدا را به عنوان نبی خدا و فرستاده از جانب خدا و مظهر وحی و تعلیم بشریت میدانیم و سخن او را سخن خدا میدانیم و او را پاک و منزه از هر رجس و پلیدی میدانیم.
خداوند متعال اطاعت خودش را قرینه اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار داده است.
🔸اطاعت کنید خدا را (اطیعوا الله ) و اطاعت کنید رسول خدا را (اطیعوا الرسول ) همانگونه که خدا را اطاعت میکنیم واجب است که رسول او را هم اطاعت کنیم و اطاعت رسولش اطاعت خدا است.
اما برای اولی الامر دیگر از کلمه اطیعوا استفاده نمیکند بلکه باید واو عطف اطاعت از اولی الامر را عطف رسول میکند. و اطاعت از اولی الامر را اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه واله مگوید. و اطاعت رسول خدا هم اطاعت از خدا است.
🔸خدا را اطاعت میکنیم که پاک و منزه است و رسول او که معصوم از هر رجس و پلیدی است پس اولی الامر که عطف بر رسول است باید مانند رسول خدا باشد هم معصوم باشد و هم کلامش کلام الله باشد. چون قرار دادن غیر معصوم در کنار معصوم کمال اشتباه است چون شخص غیر معصوم خطا از او سر میزند.
و اولی الامر مجری و نگهبان قران و شریعت است و تنها فرق اولی الامر با رسول خدا صلی الله علیه واله عدم وحی است.
🌱پس اولی الامر باید معصوم باشد.
ادامه دارد...
@botshenasi
💠ولـی امـــر مسلمیـــن کیســـــت؟3
✅تفسیـــــر آیـــــه از روایـــــات
🌱يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعواْ اللّهَ وَ أَطِيعواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَاِن تَنَازَعتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ اِلَي اللّهِ وَ الرَّسُولِ اِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ و أَحْسَنُ تَأْوِيلاً (59)»
اي كساني كه ايمان آوردهايد! خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياي امر خود را (نيز) اطاعت كنيد؛ پس هر گاه در امري (ديني) اختلاف نظر يافتيد، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، آن را به (كتاب) خدا و (سنت) پيامبر (او) عرضه بداريد، اين بهتر و نيك فرجامتر است
🌱جابر بن عبدالله انصاري مي گويد: هنگامي كه خداوند آيه «َيا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعواْ اللّهَ وَأَطِيعواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» را بر پيامبرش محمد صلي الله عليه و آله نازل كرد، گفتم: اي رسول خدا! ما خدا و پيامبرش را شناختيم، پس اولوالامري كه خداوند اطاعت از آنها را به اطاعت از شما پيوند داده است، چه كساني هستند؟
حضرت فرمود: اي جابر! آنها خليفه و جانشين من و بعد از من امامان مسلمانان هستند. اول علي ابن ابي طالب عليه السلام، سپس حسن عليه السلام، بعد از او حسين عليه السلام، بعد علي بن حسين عليه السلام، محمد بن علي عليه السلام كه در تورات به «باقر» معروف است؛ تو او را خواهي ديد، پس وقتي او را ملاقات كردي، سلام مرا به او برسان. پس از او صادق، جعفر بن محمد عليه السلام و بعد از او موسي بن جعفر عليه السلام، علي بن موسي عليه السلام، محمد بن علي عليه السلام، علي بن محمد عليه السلام، حسن بن علي عليه السلام و سپس امامي كه هم نام و هم كينه من است، حجت خدا در زمين و بقيه او در ميان بندگانش است، فرزند حسن بن علي عليه السلام، او كسي است كه خداوند، ذكر و ياد خود را پس از گشودن شرق و غرب به دست اين امام، در زمين گسترش مي دهد. او كسي است كه از ديد پيروان و دوستدارانش مخفي مي شود، به طوري كه جز كسي كه خداوند، ايمان قلبي او را آزموده باشد، نميتواند كه بر اظهار امامتش ثابت قدم بماند. جابر گفت: به ايشان عرض كردم: اي رسول خدا! آيا در زمان غيبتش بهره اي به پيروانش مي رسد؟ فرمود: آري، به كسي كه مرا به پيامبري برگزيد، سوگند ياد مي كنم كه آنها از نور امامت و ولايتش چنان بهره اي مي برند كه كل مردم از تابش خورشيد سود مي برند، حتي اگر ابري هم حايل شود. اي جابر! اين موضوع از رازهاي پنهان گنجينه علم خداست؛ پس آن را جز از كساني كه شايستگي آن را دارند، مخفي نگهدار
🌱 ابو مسروق، از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه به حضرت عرض كردم: ما با مردم سخن مي گوييم و آيه «أطيعوا الله و أطيعوا الرسولَ و أولي الامر منكُم» را به عنوان دليل، ارائه مي دهيم، آنها در جواب مي گويند: اين آيه در حق فرماندهان گروه هاي جنگي نازل شده است. آيه: «اِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ»[ولي شما تنها خدا و پيامبر اوست] و تا آخر آيه را به عنوان حجت را ارائه مي كنيم، مي گويند: در حق مؤمنان نازل شده است. آيه «قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ علَيْهِ أَجْرًا اِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي»[بگو: به ازاي آن (رسالت) پاداشي از شما خواستار نيستم، مگر دوستي در باره خويشاوندان] را پيش مي آوريم، پاسخ مي دهند كه مراد، خويشاوندان مسلمانان هستند. گفت: هر آن چه از اين دست مطلب و شبيه آن را به ياد داشتم، مطرح كردم؛ به من فرمود: اگر اين چنين است كه مي گويي، پس آنها را به مباهله دعوت كن. گفتم: چگونه بايد اين كار را بكنم؟ سه بار فرمود: خود را اصلاح كن، و گمانم فرمود: روزه بگير و غسل كن و پس از آن به همراه طرف خود به صحرا برويد. پنجه دست راست را در پنجه او بيفكن و در حق او انصاف را به جاي آور و از خودت شروع كن و بگو: اي خداي هفت آسمان و هفت زمين، داناي غيب و شهود، بخشاينده و مهربان، اگر ابو مسروق، حقي را انكار كرده است و دعوي باطلي دارد، بر او از آسمان عذابي دردناك نازل فرما، پس روي دعا را به سوي او برگردان و بگو: اگر فلان كس، حقي را انكار كرده است و ادعاي باطلي كرده است، پس عذابي دردناك از آسمان بر وي فرو بفرست. پس از اين به من فرمود: چيزي نخواهد گذشت كه اثرش را خواهي ديد. ابومسروق اضافه مي كند: پس از آن به خدا سوگند، كسي را از خلق نديدم كه اين درخواست مرا اجابت كند.
#ادامه_دارد...
@botshenasi
🔥جنّاتی، آخوند بدعتگذار و بی سواد
#جناتی
متن استفتاء از جناتی در کانال او:
«تسلیت گفتن به باز ماندگان غیر مسلمانان، میت غیر مسلمان و شرکت در مراسم تشیع یا خاکسپاری آنان از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
پاسخ : بسیار خوب است، و از نظر شرع مانعی وجود ندارد، و در این مورد جابر بن عبدالله انصاری می گوید روزی رسول خدا (صلی الله علیه و اله ) به احترام جنازه مرد یهودی از جای خود بلند شد، عرض کردم یا رسول الله این جنازه مرد یهودی است، شما به آن احترام گذاشتید؟ فرمود بلی مگر او انسان نیست، انسانیت احترام دارد، خواه مسلمان باشد یا غیر مسلمان...»
🌱ردّیه:
جنّاتی به قدر طلّاب تازه کار سواد ندارد و فتوا می دهد! آیا واقعا رسول اکرم صلی الله علیه و آله به احترام یک یهودی و برای انسانیت او برخاستند؟! هیچ مسلمان عاقلی چنین چیزی را نمی پذیرد؛ پس حقیقت ماجرا را از زبان امامان بزرگوار شیعه بشنویم:
1. امام صادق علیه السلام فرمود: امام حسین ع نشسته بود که جنازه ای گذشت. وقتی جنازه سر رسید؛ مردم برخاستند. امام حسین ع (در ردّ کار مردم) فرمود: جنازه مردی یهودی می گذشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر سر راه آن نشسته بود. ایشان ناخوش داشت که جنازه یهودی از بالای سر ایشان عبور کند؛ برای همین برخاست. (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج3 ؛ ص191 و تهذيب الأحكام؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج1 ؛ ص456)
2. امام باقر (ع) فرمود: امام حسن ع با اصحابش نشسته بود. جنازه ای عبور کرد. بعضی از مردم برخاستند؛ اما امام حسن ع برنخاست. وقتی جنازه را بردند؛ یک نفر گفت: خدا تو را عافیت دهد؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتی جنازه ای را از کنارش عبور می دادند؛ برایش بر می خاست. امام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها یک بار برخاست و آن هم وقتی بود که جنازه یهودی از او گذشت و جا تنگ بود. برای همین رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست زیرا کراهت داشت که آن جنازه از بالای سرش عبور کند. (قرب الإسناد؛ مؤسسة آل البیت؛ ص88)
3. زراره گوید: نزد امام باقر ع بودیم و مردی از انصار نزد او بود. جنازه ای عبور کرد. مرد انصاری برخاست؛ اما امام باقر ع بلند نشد و من نیز همراه امام باقر ع نشستم. انصاری ایستاده بود تا این که جنازه را بردند؛ سپس نشست. امام باقر ع فرمود: برای چه بلند شدی؟ گفت: دیدم حسین بن علی ع چنین می کند. امام باقر ع فرمود: به خدا سوگند حسین ع چنین نکرد و هیچ یک از ما اهل بیت ع هرگز برای جنازه بلند نشده است. مرد انصاری گفت: اصلحک الله؛ مرا به شک انداختی. گمان می کردم که چنین دیده ام. (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية؛ ج3 ؛ ص191 و تهذيب الأحكام؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج1 ؛ ص456)
همچنین رجوع کنید به دعائم الاسلام ، مؤسسة آل البیت، ج1، ص233
✅چنان که از این روایات شریف کاملاً روشن است؛ هیچ گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام برای جنازه کسی بر نمی خاستند؛ مگر یک بار که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای این که دوست نداشتند جنازه یهودی از بالای سر شریفشان عبور کند؛ برخاستند. پس بر خلاف آن چه که این جنّاتی بی سواد گفته است؛ ایشان برای احترام به انسانیت یهودی برنخاستند!! بلکه بر عکس می خواستند که حرمت اسلام با جنازه نحس یهودی، شکسته نشود که «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه.»
Najma
@botshenasi
🔥ملاصدرا و روایات بی اساس
#صدرا
از ويژگی های بارز فلاسفه و عرفا به خصوص ملاصدرا این است که عقاید خود را بر روایات بی سند یا جعلیات صوفیه و اهل سنت بنا می کنند. در این جا یکی از این موارد را بررسی می کنیم.
ملاصدرا در تفسير القرآن الكريم (نشر بيدار، ج3، ص326) می نویسد:
«قد سبقت أيضا الرواية عن النبي صلّى اللّه عليه و آله إنّه قامت لجنازة يهودي فقيل له: «إنّها جنازة يهودي» فقال صلّى اللّه عليه و آله: «أ ليست نفسا؟» أراد صلّى اللّه عليه و آله بها نفسه الناطقة، فقام تعظيما لشرفها و مكانتها لأنّها منفوخة من روح اللّه، فهي من عالم القدس و الطهارة لا يكدّرها شيء من الأرجاس. بل إنّ من النفس الحيوانيّة محلّ الشفاء في الدنيا و الآخرة و هي في الإنسان باقية بعد البدن، محشورة في الآخرة- كما أقيم عليه البرهان، و هو من العرشيّات المختصّة بهذا العبد عناية من اللّه.»
مراد از روایت سابق چیزی است که از فتوحات ابن عربی (لعنه الله) نقل کرده است:
«و قال في الباب الثامن و الخمسون و ثلاثمائة من الفتوحات المكيّة: اعلم- أسعدنا اللّه و إيّاك بسعادة الأبد إنّ النفس الناطقة سعيدة في الدنيا و الآخرة، لا حظّ لها في الشقاء لأنّها ليست من عالم الشقاء ... و النفس الناطقة على شرفها مع عالمها في سعادتها دائمة ألا ترى أنّ النبي صلّى اللّه عليه و آله قد قام لجنازة يهوديّ فقيل له: إنّها جنازة يهودي. فقال: أ ليست نفسا. فما علّل بغير ذاتها فقام إجلالا و تعظيما لشرفها و مكانتها. و كيف لا يكون لها الشرف و هي منفوخة من روح اللّه فهي من العالم الأشرف الملكي الروحاني، عالم الطهارة فلا فرق بين النفس الناطقة- الموجودة لكل أحد و انّها ما عصت ...» (تفسير القرآن الكريم، نشر بیدار، ج1 ، صص 367 و 368)
روایتی که ملاصدرا و ابن عربی مبنای عقیده باطل خود قرار داده اند؛ از روایات عامی است که در صحیح بخاری (باب من قام لجنازة یهودی، حدیث 1311- 1313) نقل شده؛ بنابراین نزد شیعه اعتبار ندارد. اما جالب این جا است که این روایات عامی به صراحت از سوی اهل بیت علیهم السلام تکذیب شده است:
1. امام صادق علیه السلام فرمود: امام حسین ع نشسته بود که جنازه ای گذشت. وقتی جنازه سر رسید؛ مردم برخاستند. امام حسین ع (در ردّ کار مردم) فرمود: جنازه مردی یهودی می گذشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر سر راه آن نشسته بود. ایشان ناخوش داشت که جنازه یهودی از بالای سر ایشان عبور کند؛ برای همین برخاست. (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج3 ؛ ص191 و تهذيب الأحكام؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج1 ؛ ص456)
2. امام باقر (ع) فرمود: امام حسن ع با اصحابش نشسته بود. جنازه ای عبور کرد. بعضی از مردم برخاستند؛ اما امام حسن ع برنخاست. وقتی جنازه را بردند؛ یک نفر گفت: خدا تو را عافیت دهد؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتی جنازه ای را از کنارش عبور می دادند؛ برایش بر می خاست. امام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها یک بار برخاست و آن هم وقتی بود که جنازه یهودی از او گذشت و جا تنگ بود. برای همین رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاست زیرا کراهت داشت که آن جنازه از بالای سرش عبور کند. (قرب الإسناد؛ مؤسسة آل البیت؛ ص88)
3. زراره گوید: نزد امام باقر ع بودیم و مردی از انصار نزد او بود. جنازه ای عبور کرد. مرد انصاری برخاست؛ اما امام باقر ع بلند نشد و من نیز همراه امام باقر ع نشستم. انصاری ایستاده بود تا این که جنازه را بردند؛ سپس نشست. امام باقر ع فرمود: برای چه بلند شدی؟ گفت: دیدم حسین بن علی ع چنین می کند. امام باقر ع فرمود: به خدا سوگند حسین ع چنین نکرد و هیچ یک از ما اهل بیت ع هرگز برای جنازه بلند نشده است. مرد انصاری گفت: اصلحک الله؛ مرا به شک انداختی. گمان می کردم که چنین دیده ام. (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية؛ ج3 ؛ ص191 و تهذيب الأحكام؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ج1 ؛ ص456)
4 و 5. رجوع کنید به دو حدیث که در دعائم الاسلام ، مؤسسة آل البیت، ج1، ص233 از امیرالمؤمنین و امام حسین علیهما السلام نقل شده است.
نتیجه: بنابراین نه تنها رسول خدا صلی الله علیه و آله به احترام نفس ناطقه ی آن یهودی برنخاستند (!!!!!) بلکه برعکس غرضشان استخفاف آن یهودی و حفظ حرمت خویش بود و اساساً برخاستن برای جنازه، بر خلاف سنّت ایشان و امامان است.
در این جا نیز ابن عربی و ملاصدرا عقیده خود را بر احادیث دروغ بنا کرده اند. البته از ابن عربی ناصب تعجبی نیست. تعجب از ملاصدرا است که با وجود ادعای تشیع، به جای آن که روایات امامان شیعه را ملاک عقیده و عمل خود قرار دهد؛ روایات ابن عربی ناصب را که از سوی امامان تکذیب شده است؛ اساس دین خود قرار داده است.
Najma
@botshenasi
💠 ولـی امـر مسلمیــن جهـان کیســت؟4
✅تفسیــــر آیـــــه از روایـــات
🍁ابو بصير روايت كرده كه: از امام صادق عليه السلام در باره آيه : «أَطِيعواْ اللّهَ وَأَطِيعواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» سئوال كردم، فرمود: در حق علي بن ابي طالب عليه السلام و اهل بيت او، حسن و حسين عليهما السلام نازل شده است. به ايشان عرض كردم: مردم مي گويند: پس چرا خداوند از علي عليه السلام و اهل بيت او در كتابش نام نمي برد؟ حضرت فرمود: در پاسخ به آنها بگوييد: نماز هم بر رسول نازل شد بدون آن كه سه ركعتي يا چهار ركعتي آن معلوم شود، تا اين كه رسول خدا، خودآن را براي مردم تفسير نمود.
زكات بر پيامبر نازل شد بي آن كه ذكر شود كه از هر چهل درهم، يك درهم، كنار گذاشته شود تا اين كه باز رسول خدا صلي الله عليه و آله آن را تفسير كرد، و حج نازل شد، امّا نفرمود: هفت بار طواف كنيد و اين رسول خدا بود كه آن را براي مردم، تشريح كرد و آيه «أَطِيعواْ اللّهَ وَأَطِيعواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» در حق علي عليه السلام و حسن عليه السلام و حسين عليه السلام نازل شد.
🌱رسول خدا صلي الله عليه و آله در حق علي عليه السلام فرمود: بدانيد كه هر كس من مولاي او هستم، پس علي هم مولاي اوست و فرمود: شما را سفارش مي كنم به كتاب خدا و اهل بيت خودم؛ چون كه من از خداوند بزرگ تقاضا كردم تا روزي كه بر حوض بهشت وارد مي شوند، بين آنها جدايي نيفكند و او تقاضايم را اجابت نمود.
و همچنين فرمود: به آنها آموزش ندهيد، چون آنها از شما داناترند و فرمود آنها شما را از دَر هدايت خارج نمي كنند؛ شما را به گمراهي وارد نمي توانند كنند، چنان كه رسول خدا صلي الله عليه و آله سكوت مي كرد و اهل بيت خود را معرفي نمي كرد، چه بسا آل فلان كس و آل فلان كس ادعا مي كردند كه اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله هستند 🌱«اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا [خدا فقط ميخواهد آلودگي را از شما خاندان (پيامبر) بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند] اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله، علي عليه السلام، حسن عليه السلام، حسين عليه السلام، و فاطمه سلام الله عليها بودند و آنها را در خانه أُم سلمه زير جامه خود قرار داد و فرمود: بار خدايا! هر پيامبري اهل و عترتي دارد و ايشان اهل و عترت من هستند. ام سلمه گفت: آيا من از اهل بيت تو نيستم؟ فرمود: تو به سوي خير حركت مي كني، ولي اينها اهل و عترت من هستند.
🍂هنگامي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وفات يافت، علي عليه السلام به دليل تبليغ زياد پيامبر صلي الله عليه و آله براي او و بلند كردن دست او در ميان مردم، سزاوارترين مردم براي حكومت بود.
هنگامي كه امیرالمومنین عليه السلام درگذشت، پسرانش محمد بن علي و عباس بن علي و ديگر فرزندانش را وارد اين موضوع نكرد؛ البته هيچ وقت اين كار را نمي كرد. اگر چنين مي كرد، حسن و حسين عليهما السلام مي گفتند: خداوند سبحان، همان چيزي كه در حق شما نازل فرموده است، در حق ما نيز نازل فرموده و همان طور كه امر به اطاعت از شما فرموده است، مردم را امر به اطاعت از ما نيز فرموده و همان طور كه رسول خدا براي شما تبليغ نمود، براي ما نيز چنين كرد و همان گونه كه پليدي را از شما دور كرد، از ما نيز دور كرد.
هنگامي كه امیرالمومنین عليه السلام شهید شدند، حسن عليه السلام به دليل بزرگتر بودنش نسبت به حسين عليه السلام، شايسته تر بود و زماني كه وفات يافت نتوانست فرزندان خود را وارد اين قضيه كند و اين كار را هم هيچ گاه نمي كرد، هر چند با توجه به اين فرموده خداوند بزرگ كه مي فرمايد: «وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعضُهُمْ أَوْلَي بِبَعضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ» [و خويشاوندان (طبق) كتاب خدا، بعضي (نسبت) به بعضي ديگر اولويت دارند] مي توانست آن را براي پسران خود حلال گرداند.
🍁در چنين حالتي حسن عليه السلام مي گفت: خداوند بلند مرتبه همان طور كه مردم را به فرمانبرداري از شما و پدرتان امر نموده است، مردم را به فرمانبرداري از من نيز امر فرموده است. و همان گونه كه رسول خدا صلي الله عليه و آله براي شما و پدرتان تبليغ نمود، براي من نيز چنين كرده است و همان طور كه از شما و پدرتان پليدي را دور فرمود، از من نيز دور فرموده است.
@botshenasi #ادامه_دارد...
بسم الله الرحمن الرحیم
( عدم تحریف قرآن )
قسمت ۱۶
( تحریف از نظر احادیث )
اما مسئله تمسک به قرآن چون بدون دسترسى به قرآن واقعى امكان پذير نيست.
اين است كه بايد قرآن هميشه در ميان مسلمانان موجود بوده، در دسترس آنان باشد تا بتوانند بر آن تمسک نموده، از آن پيروى كنند و از ضلالت و گمراهى نجات يابند.
از اين گفتار و بيان چنين بر مى آيد آن چه كه مى گويند: قرآن آسمانى و واقعى در نزد امام زمان «علیه السلام» موجود و محفوظ مى باشد، مطلبى است نادرست.
زيرا وجود واقعى قرآن در آسمانها و يا در نزد امام غايب تمسک نمودن به قرآن را براى مسلمانان ميسور نمى كند بلكه بايد قرآن در دسترس مردم باشد، مراجعه نمودن مردم به آن براى هميشه و براى همه ممكن و ميسور باشد.
اين بود خلاصه استدلال بر عدم تحريف قرآن با حديث ثقلين از طريق اول.
اشكال: در رد اين استدلال مى گويند كه اخبار «ثقلين» گرچه بر عدم تحريف قرآن دلالت مى كنند ولى اين دلالت اختصاص به آيات احكام و فقهى قرآن دارد نه همه آيات قرآن زيرا آيات فقهى قرآن است كه مسلمانان بايد به آنها تمسک كنند و اما ساير آيات قرآن كه تمسک به آنها لزومى ندارد، احاديث ثقلين به اين سلسله آيات ارتباطى ندارد و تحريف را از اين قبيل آيات نفى نمى كند.
پاسخ: به نظر ما اين گفتار پايه محكم و اساسى ندارد زيرا خداوند تمام آيات قرآن را براى هدايت و راهنمايى بشر فرستاده است و همه آيات قرآن، انسان را به سوى سعادت جاودانى و كمال انسانى رهبرى مى كند و در اين هدف و جهت گيرى فرقى در ميان آيات قرآن وجود ندارد چنان كه در بيان فضيلت قرآن گفتيم كه آيات قرآن گرچه در مواردى كه به ظاهر صورت داستان و قصه دارند ولى باطن آنها موعظه راهنمايى، عبرت و وسيله هدايت است يا حكمى از احكام خدا را در بر دارد، بنابراين، همه آيات قرآن مورد استناد و تمسک مسلمين است و نه فقط آيات فقهى قرآن.
علاوه بر اين، كسانى كه قائل به تحريفند، اكثر آنان تحريف را تنها در آيات مربوط به بحث ولايت و مشابه آن مى دانند، در صورتى كه آيات ولايت نيز لازم التمسک و لازم التبعية است و آيات لازم التمسک هم طبق اخبار «ثقلين» به هيچ وجه قابل تحريف نبوده، همان طور كه توضيح داده شد، از تحريف و تغيير مصون و محفوظ مى باشد.
- منبع: بیان در مسائل قرآن.
ادامه دارد...
@botshenasi
⚔پاسخ به تحدّی احمقانه دشمنان
چندی است گروهی از دشمنان نادان شیعه، ندای تحدّی می دهند که:
«ما تمامی شیعیان ایران، عراق و ... را تحدی می کنیم که فقط یک روایت صحیح السند مطابق تعریف حدیث صحیح نزد شیعه بیاورید و وجود مهدی فرزند امام حسن عسکری را ثابت کنید ... هر کس یک روایت صریح و صحیح از تمام کتب شیعه در اثبات امام زمان بیاورد، ما کانال هایمان را می بندیم و از بی دینی خارج می شویم و اعلام تشیع می کنیم.»
💣پاسخ کانال بت شناسی:
نیازی به اعلام تشیع شما جماعت کودن نیست! برای ما زیبنده تر است که شما دشمن ما باشید تا دوست ما!! اعتماد به نفس شما بسی شگفت آور است که با وجود جهل مطلق به احادیث شیعه، چنین مستانه مبارزه طلبی می کنید! پس از بیان چند مقدّمه به تحدّی احمقانه شما پاسخ می دهیم:
1. وجود امام عصر علیه السلام و میلاد او از متواترات تاریخ شیعه است و طلب سند صحیح در امر متواتر از جهالت است.
2. شیعه بر خلاف اهل سنّت، هرگز صحّت و ضعف سندی را مساوی با صحّت و ضعف حدیث نمی داند؛ بلکه علاوه بر سند به محتوا و متن حدیث نیز توجّه دارد.
3. وجود امام عصر ع حتّی قبل از میلاد باسعادتش از متواترات شیعه بوده است؛ زیرا شیعیان بنا بر اخبار متواتر انبیاء و اوصیاء می دانستند که فرزند امام یازدهم، حسن عسکری علیه السلام، مهدی موعود (ع) است و در پرده غیبت نهان خواهد شد.
اما یک حدیث صحیح السند و صریح که این جماعت کودن از شیعیان طلب کرده اند:
مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ قَالَ: اجْتَمَعْتُ أَنَا وَ الشَّيْخُ أَبُو عَمْرٍو رَحِمَهُ اللَّهُ عِنْدَ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ فَغَمَزَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ الْخَلَفِ ... فَخَرَّ أَبُو عَمْرٍو سَاجِداً وَ بَكَى ثُمَّ قَالَ سَلْ حَاجَتَكَ فَقُلْتُ لَهُ أَنْتَ رَأَيْتَ الْخَلَفَ مِنْ بَعْدِ أَبِي مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ إِي وَ اللَّهِ وَ رَقَبَتُهُ مِثْلُ ذَا وَ أَوْمَأَ بِيَدِه ...
📚الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج1 ؛ ص329
چنان که می بینیم این حدیث صریح به دو سند نقل شده که یک طریقش را بررسی می کنیم:
1. محمد بن يحيى أبو جعفر العطار القمي شيخ من أصحابنا في زمانه ثقة عين كثير الحديث. (رجال العلامة الحلي ؛ دار الذخائر؛ ص157)
2. عبد الله بن جعفر بن الحسين بن مالك بن جامع الحميري بالحاء المهملة أبو العباس القمي شيخ القميين و وجههم، قدم الكوفة سنة نيف و تسعين و مائتين ثقة من أصحاب أبي محمد العسكري عليه السلام. (رجال العلامة الحلي ؛ دار الذخائر؛ ص106)
3. عثمان بن سعيد بفتح السين العمري بفتح العين يكنى أبا عمرو السمان، يقال له: الزيات الأسدي من أصحاب أبي جعفر محمد بن علي الثاني عليه السلام خدمه و له إحدى عشرة سنة و له إليه عهد معروف و هو ثقة جليل القدر وكيل أبي محمد عليه السلام. (رجال العلامة الحلي ؛ دار الذخائر ؛ ص126)
بنابراین سند صحیح و از بهترین اسناد است به کوری چشم دشمنان و البته احادیث صحیح و معتبر مانند این بسیار است.
Najma
@botshenasi
✒️ردّیه بر رجب برسی (4)
#برسی
رجب برسی و تعطیل ذات امیرالمؤمنین (علیه السلام)
رجب برسی در کتاب پر از دروغ «مشارق انوار الیقین» کلام باطل زیر را در ضمن خطبه ای جعلی به امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت داده است:
«أنا المعنى الذي لا يقع عليه اسم و لا شبه.» (مشارق أنوار اليقين ؛ نشر الاعلمي ؛ بيروت ؛ ص269)
نقد:
1. «معنایی که اسمی بر آن صدق نکند» عقلاً و وجداناً بی معنی و موهوم است. (معنا در تعبیر روایات به مصداق و شیء عینی خارجی گفته می شود.)
2. اگر اسمی بر حقیقت امیرالمؤمنین علیه السلام صدق نمی کند؛ پس چگونه از خود سخن می گوید؟! «أنا» ، «المعنی» ، «الذی لا یقع علیه اسم و لاشبه» مگر اسم و وصف نیست؟!!
3. این همه اسماء که برای امیرالمؤمنین ع وجود دارد و برخی از آنها در همین خطبه جعلی ذکر شده؛ چیست؟!
4. برای خداوند نیز چنین ادّعایی باطل و عین تعطیل است؛ پس چگونه برای امیرالمؤمنین ع صحیح باشد؟! به حدیث زیر توجه کنید:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ... مَنْ عَبَدَ الْمَعْنَى بِإِيقَاعِ الْأَسْمَاءِ عَلَيْهِ بِصِفَاتِهِ الَّتِي وَصَفَ بِهَا نَفْسَهُ فَعَقَدَ عَلَيْهِ قَلْبَهُ وَ نَطَقَ بِهِ لِسَانُهُ فِي سَرَائِرِهِ وَ عَلَانِيَتِهِ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع حَقّاً ... (الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج1 ؛ ص87)
Najma
@botshenasi
💠 ولـی امـر مسلمیــن جهان کیسـت؟ 5
✅ تفسیــر آیـــه از روایـــات
🍁زماني كه امامت به حسين عليه السلام رسيد، هيچ كدام از اهل بيت او نمي توانستند ادعايي، مانند آن چه او مي توانست از پدر و برادر خود داشته باشد، اقامه نمايند. ادعايي كه در صورت كنار گذاشتنش از اين امر، مي توانست مطرح نمايد، هر چند آنها هرگز چنين كاري نمي كردند. پس حسين عليه السلام به امامت رسيد. هنگامي كه اين امر به ايشان رسيد، جا براي تأويل اين آيه «وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعضُهُمْ أَوْلَي بِبَعضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ» باز شد.
از اين رو، بعد از حسين عليه السلام امامت به علي بن حسين عليه السلام و سپس از او به محمّد بن علي عليه السلام رسيد و فرمود: «رجس» به معناي «شك» است، به خدا سوگند ما هرگز به خدايمان شك نمي كنيم.
🌱عيسي بن سري روايت كرده است كه به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه در باره پايه هايي كه اسلام بر آنها استوار گشته است براي من بفرما، به طوري كه چون به آنها چنگ بزنم، عملم پاك باشد و غير از آن چيزهاي ديگري كه نمي دانم به من زيان نرسانند، فرمود: گواهي دادن به يگانگي خدا و اين كه در اموال، حق زكات وجود دارد و ولايتي كه خداوند بزرگ به آن امر فرموده است و آن ولايت آل محمد عليهم السلام است. گفت: حضرت محمد صلي الله عليه و آله فرمود آن را براي مردم تفسير نمود.
🍂زكات بر پيامبر نازل شد بي آن كه ذكر شود كه از هر چهل درهم، يك درهم، كنار گذاشته شود تا اين كه باز رسول خدا صلي الله عليه و آله آن را تفسير كرد، و حج نازل شد، امّا نفرمود: هفت بار طواف كنيد و اين رسول خدا بود كه آن را براي مردم، تشريح كرد و آيه «أَطِيعواْ اللّهَ وَأَطِيعواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» در حق علي عليه السلام و حسن عليه السلام و حسين عليه السلام نازل شد.
رسول خدا صلي الله عليه و آله در حق علي عليه السلام فرمود: بدانيد كه هر كس من مولاي او هستم، پس علي هم مولاي اوست و فرمود: شما را سفارش مي كنم به كتاب خدا و اهل بيت خودم؛ چون كه من از خداوند بزرگ تقاضا كردم تا روزي كه بر حوض بهشت وارد مي شوند، بين آنها جدايي نيفكند و او تقاضايم را اجابت نمود.
و همچنين فرمود: به آنها آموزش ندهيد، چون آنها از شما داناترند و فرمود آنها شما را از دَر هدايت خارج نمي كنند؛ شما را به گمراهي وارد نمي توانند كنند، چنان كه رسول خدا صلي الله عليه و آله سكوت مي كرد و اهل بيت خود را معرفي نمي كرد، چه بسا آل فلان كس و آل فلان كس ادعا مي كردند كه اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله هستند «اِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا»
[خدا فقط ميخواهد آلودگي را از شما خاندان (پيامبر) بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند]
اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله، علي عليه السلام، حسن عليه السلام، حسين عليه السلام، و فاطمه سلام الله عليها بودند و آنها را در خانه أُم سلمه زير جامه خود قرار داد و فرمود: بار خدايا! هر پيامبري اهل و عترتي دارد و ايشان اهل و عترت من هستند. ام سلمه گفت: آيا من از اهل بيت تو نيستم؟ فرمود: تو به سوي خير حركت مي كني، ولي اينها اهل و عترت من هستند.
هنگامي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وفات يافت، علي عليه السلام به دليل تبليغ زياد پيامبر صلي الله عليه و آله براي او و بلند كردن دست او در ميان مردم، سزاوارترين مردم براي حكومت بود.
💥هنگامي كه امام علي عليه السلام درگذشت، پسرانش محمد بن علي و عباس بن علي و ديگر فرزندانش را وارد اين موضوع نكرد؛ البته هيچ وقت اين كار را نمي كرد. اگر چنين مي كرد، حسن و حسين عليهما السلام مي گفتند: خداوند سبحان، همان چيزي كه در حق شما نازل فرموده است، در حق ما نيز نازل فرموده و همان طور كه امر به اطاعت از شما فرموده است، مردم را امر به اطاعت از ما نيز فرموده و همان طور كه رسول خدا براي شما تبليغ نمود، براي ما نيز چنين كرد و همان گونه كه پليدي را از شما دور كرد، از ما نيز دور كرد.
🌱هنگامي كه علي عليه السلام درگذشت، حسن عليه السلام به دليل بزرگتر بودنش نسبت به حسين عليه السلام، شايسته تر بود و زماني كه وفات يافت نتوانست فرزندان خود را وارد اين قضيه كند و اين كار را هم هيچ گاه نمي كرد، هر چند با توجه به اين فرموده خداوند بزرگ كه مي فرمايد: «وَأُوْلُو الْأَرْحَامِ بَعضُهُمْ أَوْلَي بِبَعضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ»[و خويشاوندان (طبق) كتاب خدا، بعضي (نسبت) به بعضي ديگر اولويت دارند] مي توانست آن را براي پسران خود حلال گرداند.
در چنين حالتي حسن عليه السلام مي گفت: خداوند بلند مرتبه همان طور كه مردم را به فرمانبرداري از شما و پدرتان امر نموده است، مردم را به فرمانبرداري از من نيز امر فرموده است. و همان گونه كه رسول خدا صلي الله عليه و آله براي شما و پدرتان تبليغ نمود، براي من نيز چنين كرده است
و همان طور كه