🌙 ماه قرآن
چون در ایام ماه مبارک رمضان هستیم، مناسب است مطلبی را در موضوع قرآن کریم و قرائت قرآن تقدیم عزیزان کنیم، که جدا مورد غفلت اهل قرآن قرار گرفته است.
حتماً نام مصطفی اسماعیل، قاری مشهور مصری را شنیده اید، و می دانید امروزه در اثر شدت تاکید اساتید قرآن بر تقلید از او، جدا مورد علاقه جوانان قرآنی قرار گرفته است.
حتی در جلسه ای یکی از مراجع معاصر، در تایید و تقلید سبک قرائت مصطفی اسماعیل، قاری مصری می گوید (در زمان حیات او) آرزوی من این بود که به مصر به ملاقات او بروم. سپس به تفصیل او را می ستاید.
می گویم: به طور معمول آدم انتظار دارد که یک فقیه(!) آرزویش در خروج از کشور، رفتن به کربلا و مکه و دمشق باشد، اما او به دنبال مصطفی اسماعیل است. هم چنان که حقیر نگارنده در دوران کودکی به خاطر صوت مصطفی دلبسته او بودم، غافل از آنکه مصطفای سنی ریش تراشیده قاری درباری است، و خانواده اش بی حجاب اند! و خودش هم گاه با ام کلثوم بانوی ترانه سرای مشهور مصری برای اجرای برنامه می رود. قرآن خواندنش هم، اگرچه در موارد زیادی حلاوت خاصی برای خود من هم داشته است؛ اما به خلاف مدعای ایشان که «کلمات قرآن را جان می داد»؛ بیشتر آهنگ بازی بود تا معنا گرایی! آیا صدای چون شیهه را از مستمعین بعد از قرائت مشهور «انتم الفقراء إلی الله» او نشنیده اید؟ این غرق معنا کردن مخاطب است و یا غرق آهنگ کردن او؟ چه آنکه استادم از آقای شاه میوه از پسر مصطفی نقل می کرد که مصطفی روی آهنگ هر تک نفس تلاوت یک ساعت تمرین می کرد!... به هر حال مصطفی هنرمند بود! و قرائت قرآن هم معمولا در مصر یک شغل رسمی برای درآمد است. (مانند خوانندگی) پس نباید بدین سان آن را تقدیس نمود. چه آنکه خود مصطفى اسماعيل رفیق آهنگساز مشهور مصر، محمد عبد الوهاب بود. و به طور کلی مشهور است که این سبک قرائت متأثر از صوفیه مصر است.
آیا این مغنیات و فرقه ها در کلام اهل بیت تا حد لعن مذمت نشده اند؟
ختم کلام، گفتار امام صادق ع است:
قاریان قرآن سه دسته اند
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَذَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْقُرَّاءُ ثَلَاثَةٌ قَارِئٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ لِيَسْتَدِرَّ بِهِ الْمُلُوكَ وَ يَسْتَطِيلَ بِهِ عَلَى النَّاسِ فَذَاكَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ وَ قَارِئٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَيَّعَ حُدُودَهُ فَذَاكَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ وَ قَارِئٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَاسْتَتَرَ بِهِ تَحْتَ بُرْنُسِهِ فَهُوَ يَعْمَلُ بِمُحْكَمِهِ وَ يُؤْمِنُ بِمُتَشَابِهِهِ وَ يُقِيمُ فَرَائِضَهُ وَ يُحِلُّ حَلَالَهُ وَ يُحَرِّمُ حَرَامَهُ فَهَذَا مِمَّنْ يُنْقِذُهُ اللَّهُ مِنْ مَضَلَّاتِ الْفِتَنِ وَ هُوَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ يَشْفَعُ فِيمَنْ شَاءَ.
🔺هشام بن سالم از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمود: قاريان قرآن سه دسته اند: كسى كه قرآن مىخواند تا از پادشاهان پول بگيرد و به مردم فخرفروشى كند، او اهل آتش است، و كسى كه قرآن مىخواند و حروف آن را حفظ مىكند ولى حدودش را ضايع مىكند، او نيز اهل آتش است و كسى كه قرآن مىخواند و آن را زير كلاه خويش (در مغز خود) جاى داده و به آيات محكم آن عمل مىكند و به آيات متشابه آن ايمان دارد و واجباتش را به جاى مىآورد و حلالش را حلال و حرامش را حرام مىداند، او از كسانى است كه خداوند او را از فتنه هاى گمراه كننده نجات مىدهد و او اهل بهشت است و مىتواند در باره هر كسى كه بخواهد شفاعت كند.
📚الخصال، ج1، ص 143
و در روایات مشابهی در همین باب گروه اخیر، نادر تر از کبریت احمر شمرده شده. حال حساب این کسی که امروزه الگو معرفی می شود، و جوانان، نا خودآگاه شیفته اش می شوند، کجای کار قرار دارد؟
@botshenasi
نکته ای در باب قرائت زیارت عاشورا
فقره "... و ان یرزقنی طلب ثاری (ثارکم) ..." به دو صورت نقل شده و در برخی نسخ "ثاری" و در برخی نسخ "ثارکم" آمده است. در کتابچه های دعا برای اشاره به این اختلاف نسخه کلمه را چنین می نویسند: "ثاری کم" و این باعث شده بسیاری از مردم کلمه را به همین صورت "ثاریکم" بخوانند در حالی که این لفظ معنایی ندارد و غلط است. باید این لفظ را یا به صورت "ثاری" و یا به صورت "ثارکم" خواند.
Najma
http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
⚖نقد قرآنیه (11)
#نقد_قرآنیه
❌بدعت صادقی تهرانی لعنه الله در ثبوت حدّ زنا
محمّد صادقی تهرانی، نویسنده جاهل بی خرد و بدعتگذار بی باک گوید:
«با جمله لَوْ لا جاؤُ عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ زمينه حد زنا را تنها همان رؤيت چهار نفر مرد عادل دانسته است. روى اين اصل تنها معيار اثبات و اجراى حد، شهادت چهار مرد عادل واجد شرايط شهادت است، و حتى اقرارهاى چهارگانه يا بيشتر با شروطش- بر خلاف آنكه گفته شده است- هرگز حدى را ثابت نمىكند.»
📚ترجمان فرقان؛ نشر شکرانه؛ ج3؛ ص415
معلوم نیست چگونه از این آیه شریفه استنباط کرده است که تنها راه اثبات حد شهادت چهار مرد عادل است و حتّی اقرارهای چهارگانه هم حدی را ثابت نمی کند!! در حالی که آیه شریفه هرگز در مقام حصر راههای اثبات حد نیست بلکه در مقام بیان قضیه افک است و لفظ آن کمترین دلالتی بر حصر ادّعا شده ندارد؛ کما این که در آیات قبل راه دیگری برای ثبوت حدّ بیان شده است: «وَ الَّذينَ يَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلاَّ أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقينَ وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبينَ. وَ يَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكاذِبينَ وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْها إِنْ كانَ مِنَ الصَّادِقينَ ...» (النور،6-9)
این جاهل مغرور با اجماع مسلمین مخالفت نموده زیرا همه فقهاء از شیعه و سنی، اقرار به زنا را راه ثبوت حد می دانند؛ هر چند در شرایطش اختلاف دارند. پوشیده نیست که سنت قطعی و روایات متواتر بر اعتبار اقرار دلالت دارد که تنها سه مورد از باب نمونه ذکر میشود:
1. عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِي رَجُلٍ أَقَرَّ عَلَى نَفْسِهِ بِالزِّنَى أَرْبَعَ مَرَّاتٍ وَ هُوَ مُحْصَنٌ يُرْجَمُ إِلَى أَنْ يَمُوتَ أَوْ يُكَذِّبَ نَفْسَهُ قَبْلَ أَنْ يُرْجَمَ فَيَقُولَ لَمْ أَفْعَلْ فَإِنْ قَالَ ذَلِكَ تُرِكَ وَ لَمْ يُرْجَمْ ... (الكافي ؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج7 ؛ ص219)
2. أَنَّ امْرَأَةً أَتَتْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع فَأَقَرَّتْ عِنْدَهُ بِالزِّنَا أَرْبَعَ مَرَّاتٍ قَالَ فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّهُ قَدْ ثَبَتَ عَلَيْهَا أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ ... (وسائل الشيعة ؛ ج28 ؛ ص13)
3. سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَةٍ يَا زَانِيَةُ فَقَالَتْ أَنْتَ أَزْنَى مِنِّي قَالَ عَلَيْهَا الْحَدُّ فِيمَا قَذَفَتْهُ بِهِ وَ أَمَّا فِي إِقْرَارِهَا عَلَى نَفْسِهَا فَلَا تُحَدُّ حَتَّى تُقِرَّ بِذَلِكَ عِنْدَ الْإِمَامِ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ. (من لا يحضره الفقيه ؛ ج4 ؛ ص73)
بنابراین فتوای چرند صادقی تهرانی مصداق کامل «بدعت» و انکار ضروری دین است و البته بدعتهای این ملعون از شماره بیرون است.
Najma
http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
⚖نقد قرآنیه (12)
#نقد_قرآنیه
💌نامه محمد حسین طباطبایی صاحب تفسیر المیزان به صادقی تهرانی
طباطبایی نامه ای برای صادقی تهرانی نوشته و از تفسیر سراسر بدعت و کفر و یاوه سرایی او تمجید کرده و آن را «سند عزّت خود» نامیده است! به راستی که باید هم چنین کند زیرا تفسیر سخیف الفرقان ثمره بدعتهایی است که طباطبایی در شیوه تفسیر قرآن بنیان نهاده است.
📜متن نامه طباطبایی که صادقی آن را به عربی ترجمه کرده است:
«فضيلة شيخنا الشيخ الدكتور محمد الصادقي المحترم دامت إفاضاته.
السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته.
زرنا مجلدين من تفسيركم الشريف (الفرقان) مع كتابكم الكريم، فبعد فراق طويل بيننا بأعوام عدة، و انقطاع اخباركم عنا بزمن بعيد، يسرني أن وصلني نبأ صحتكم و توفيق سماحتكم، فحمدت ربي، و أرجو منه سبحانه أن يقرنكم دائما بالعافية و التوفيق، و أن يسدّد خطاكم، و يؤيدكم بألطافه و عناياته الخاصة. إن تفسير «الفرقان» الشريف الذي زرته، إنه لكتاب يقرّ عيوننا، و هو سند عزنا و أصل من مفاخرنا- نحن المفسرين- إن شاء اللّه تعالى تكرس كافة طاقاتك و إمكانياتك و تبذل جميع مساعيك في مواصلة هذا الأسلوب الفريد من التفسير- أعني: تفسير القرآن بالقرآن- فلا تملّ و لا. تكسل و لا تفشل في هذا المشروع العظيم، خدمة للمعارف القرآنية، و كشفا للقناع عن ذخائر هذا الكتاب المكنون السماوي، و أرجو من اللّه عز اسمه لكم التوفيق و أن يؤيد سماحتكم في هذه السبيل، و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته.
محمد حسين الطباطبائي»
📚الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن و السنه، ج1، ص 7
Najma
http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
☀️نصوص امامت (1)
محسن کدیور:
«پیامبر (ص) اسامی ائمه ی اثنی عشر غیر از علی بن ابی طالب (ع) را یقیناً اعلام نفرموده اند. این گونه روایات همانند روایات خلفای راشدین همگی در ازمنه ی بعدی ساخته و به پیامبر (ص) نسبت داده شده است ... هیچ امامی جز به نام امام بعد از خود تصریح نکرده است. روایات مخالف این معنی بعداً ساخته و به ساحت ائمه نسبت داده شده اند.» (کانال رسمی کدیور، مقاله تأملی در ادعیه مشهور ماه رمضان)
پاسخ:
محسن کدیور بر ادّعای پوچ خود کمترین دلیلی ندارد و سخن او صرف تخرّص و ادّعای علم غیب است. در ادامه برای ابطال دعوی او پاره ای از نصوص امامت را از زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و امامان متقدّم ذکر کرده و به بررسی آن می پردازیم.
#مقصره
#کدیور
Najma
http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
☀️نصوص امامت (2)
1. «الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا»
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: حسن و حسین امام اند چه قیام کنند و چه [در خانه] بنشینند.
این روایت مشهور نبوی به اسناد مختلف نقل شده است:
1. كفاية الأثر، نشر بيدار، صص38 و ص117
2. دعائم الإسلام، مؤسسة آل البیت ع ، ج1 ، ص37
3. علل الشرائع، مکتبة داوری، ج1، ص211
4. ارشاد المفید، مؤسسة آل البیت ع، ج2 ، ص30
و ...
اما نکته مهم این جا است که علمای مذاهب این حدیث را صحیح شمرده:
1. مجمع البيان، نشر ناصر خسرو، ج4، ص511
2. الایضاح فی شرح المصباح، احمد بن یحیی حابس، مسأله 29
3. عوالي اللئالي ، دار السید الشهداء، ج3 ، ص129
و آن را متواتر، اجماعی و مورد قبول همه امّت دانسته اند:
1. إحقاق الحق (ملحقات آیت الله مرعشی) ، کتابخانه آیت الله مرعشی، ج19، ص 217
2. الفصول المختارة؛ شیخ مفید؛ مؤتمر الشیخ المفید؛ ص303
3. النكت في مقدمات الأصول؛ شیخ مفید؛ مؤمتر الشیخ المفید ؛ ص48
4. التعجب من أغلاط العامة؛ شیخ کراجکی؛ دار الغدیر؛ ص129
5. مناقب آل أبي طالب؛ نشر علامه ؛ ج3 ؛ ص394
6. الحدائق الناضرة، جامعه مدرسین، ج12، ص 414
7. الدرر النجفية، دار المصطفی، ج3، ص43
8. الأساس لعقائد الأكياس، قاسم بن محمد، مکتبة التراث الاسلامی، صعدة، ص 153
9. الإصباح على المصباح؛ ابراهیم بن محمد؛ مؤسسة الامام زید؛ صنعاء؛ ص169
10. شرح الأساس الكبير؛ احمد بن محمد بن صلاح ؛ دار الحکمة الیمانیة؛ صنعاء؛ ج1 ؛ ص92
11. عدة الأكياس؛ احمد بن محمد بن صلاح ؛ دار الحکمة الیمانیة؛ صنعاء ؛ ج2 ؛ ص183
12. مجموع السيد حميدان؛ مرکز اهل البیت ؛ صعدة؛ ص436
13. مجموع رسائل المنصور؛ مؤسسة الامام زید؛ صنعاء؛ ج1 ؛ ص441
14. مجموع رسائل الهادي؛ مؤسسة الامام زید؛ صنعاء؛ ص195
15. ينابيع النصيحة؛ حسين بن بدرالدین؛ مکتبة البدر؛ صنعاء؛ ص407
16. الكاشف الامین عن جواهر العقد الثمین؛ محمد بن یحیی مداعس؛ مؤسسة الامام زید
17. الموعظة الحسنة، محمد بن القاسم الحوثی، باب 3، فصل3، مسأله 9
18. سبیل الرشاد الی معرفة رب العباد؛ محمد بن الحسن بن المنصور؛ مؤسسة الامام زید
19. لوامع الانوار؛ مجد الدین المؤیدی؛ مرکز اهل البیت
20. مجمع الفوائد؛ مجد الدین المؤیدی
21. منهج الصادقين، کتابفروشی اسلامیة، ج3، ص 427
با این وجود محسن کدیور بر چه اساسی بی شرمانه ادّعا می کند: رسول اکرم صلی الله علیه و آله نام امامان را اعلام نکرده اند؟!
#مقصره
#کدیور
Najma
http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
☀️نصوص امامت (3)
2. حدیث لوح
یکی از نصوص جامع امامت حدیث لوح است. لوحی که خداوند برای حضرت زهرا سلام الله علیها فرستاد و در آن نام دوازده امام نوشته شده بود و جابر بن عبد الله انصاری سعادت یافت که این لوح را بنگرد.
شیخ ابوالفتح کراجکی در کتاب شریف «الاستنصار» درباره این حدیث می نویسد:
«و من ذلک خبر اللّوح المشتهر المعروف الذی قد اجتمعت الشیعة الإمامیة [علیه] و لم تختلف فیه.»
ترجمه: «از جمله نصوص امامت روایت مشهور و معروف لوح است که شیعیان امامیه بر آن اجماع دارند و در آن اختلاف ندارند.»
این روایت به اسناد متعدّد در مصادر زیر نقل شده:
1. الاستنصار، شیخ کراجکی (نسخه این کتاب پیوست خواهد شد.)
2. الكافي؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج1 ؛ صص527 و 532
3. من لا يحضره الفقيه ؛ جامعه مدرسین ؛ ج4 ؛ ص180
4. عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ نشر جهان ؛ ج1 ؛ صص40-48
5. كمال الدين ؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج1 ؛ ص269 و صص308-313
6. الإرشاد ؛ مؤسسة آل البیت ؛ ج2 ؛ ص346
7. تقريب المعارف ؛ نشر الهادی ؛ ص421
8. الإمامة و التبصرة ؛ مدرسة الامام المهدی ع ؛ ص103
9. كفاية الأثر ؛ نشر بیدار ؛ ص195 و 196
10. الغيبة للنعماني، نشر الصدوق ، ص 62
11. الخصال ؛ جامعه مدرسین ؛ ج2 ؛ ص477
12. اثبات الوصية ؛ نشر انصاریان ؛ ص168 -170 و 268 و 271
13. إعلام الورى ؛ دار الکتب الاسلامیة؛ ص386
14. جامع الأخبار؛ المطبعة الحیدریة؛ ص17
15. كشف الغمة؛ نشر بنی هاشمی ؛ ج2 ؛ ص448
16. العدد القوية؛ کتابخانه آیت الله مرعشی؛ صص 70 و 71
و ...
تعدّد طرق حدیث موجب یقین به صدور آن است. یکی از طرق حدیث؛ روایت ابوالجارود است که به سند صحیح از او نقل شده و ابوالجارود نیز گر چه در وثاقتش اختلاف است؛ اما چون اتّهامات او مبنی بر زیدی بودن او است؛ هرگز گمان جعل در نقل او نمی رود؛ زیرا هیچ گاه «زیدی» به نفع «امامیه» و بر ضدّ «زیدیه» حدیث جعل نمی کند. ضمن این که روایت او مصداق اخبار از آینده است که قابل جعل نیست.
✅به این ترتیب پوچ بودن ادّعای محسن کدیور -که نام ائمه علیهم السلام در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه متقدّم اعلام نشده است- بیشتر روشن می شود.
#کدیور
#مقصره
Najma
http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
...:
قال: أبو جعفر محمّد بن علي بن الحسين بن موسي بن بابويه الفقيه مولّف هذا الكتاب رحمة اللَّه عليه:
حدّثني محمّد بن موسي بن المتوكّلرحمه الله قال: حدّثنا محمّد ابن يحيي العطار الكوفي عن موسي بن عمران الخعي، عن عمّه الحسين بن يزيد النوفلي، عن علي بن سالم، عن أبيه، عن أبي بصير، قال: قال الصادق «عليه السلام»:
«شيعتنا أهل الورع و الاجتهاد وأهل الوفاء و الأمانة و أهل الزهد و العبادة أصحاب احدي و خمسين ركعة في اليوم و الليلة، القائمون بالّليل، الصائمون بالنهار، يزكّون أموالهم ويحجّون البيت ويجتنبون كلّ محرّم.»
امام صادق «عليه السلام» فرمودند:
«شيعيان ما پرهيزکار، پرتلاش، با وفا، امانت دار و دوری كننده از دنيا هستند.
پنجاه و يک ركعت نماز در روز و شب به جای میآورند.
شبها را بيدار هستند و عبادت میكنند و روزها را روزه میگيرند، زكات مال خود را میدهند و حجّ را به جا میآورند و از هر حرامی دوری میكنند».
- صفات الشیعه، حدیث ۱.
☀️نصوص امامت (4)
3. نام امام باقر علیه السلام در تورات
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَمِيرَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ ذَاتَ يَوْمٍ لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ يَا جَابِرُ إِنَّكَ سَتَبْقَى حَتَّى تَلْقَى وَلَدِي مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ الْمَعْرُوفَ فِي التَّوْرَاةِ بِالْبَاقِرِ فَإِذَا لَقِيتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي السَّلَامَ. (أمالي الصدوق ؛ مجلس 56 ؛ ح 9)
«امام صادق علیه السلام فرمود: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: ای جابر تو زنده خواهی ماند تا زمانی که فرزندم محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب را که در تورات به نام «باقر» شناخته شده است؛ ملاقات کنی. هر گاه او را ملاقات کردی سلام مرا به او برسان.»
رجال سند، محمد بن الحسن بن الولید، عبد الله بن جعفر حمیری، یعقوب بن یزید و محمد بن ابی عمیر همگی از بزرگان و ثقات شیعه اند و ابان بن عثمان از اصحاب اجماع می باشد؛ بنابراین سند حدیث از معتبرترین اسناد به شمار می رود.
«باقر» نامیده شدن امام پنجم در تورات، به اسناد مختلف از امام کاظم علیه السلام، امام سجاد علیه السلام و جابر بن عبد الله انصاری نقل شده است:
1. الإمامة و التبصرة من الحيرة ؛ مدرسة الامام المهدی ؛ ص64
2. كمال الدين ؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج1 ؛ صص 253 و 319
3. كفاية الأثر ؛ نشر بیدار ؛ ص54
4. علل الشرائع ؛ مکتبة داوری ؛ ج1 ؛ ص233
5. الثاقب في المناقب ؛ نشر انصاریان ؛ ص105
6. قصص الأنبياء ؛ راوندی ؛ مرکز الدراسات الاسلامیة ؛ صص361 و 365
7. مناقب آل أبي طالب عليهم السلام ؛ نشر علامه ؛ ج1 ؛ ص282
8. الإحتجاج ؛ نشر المرتضی ؛ ج2 ؛ ص318
9. كشف الغمة ؛ نشر بنی هاشمی ؛ ج2 ؛ ص509
و ....
علاوه بر منابع شیعه، بسیاری از سنّیان نیز ماجرای جابر انصاری را نقل کرده اند:
«ابوزبیر گوید: نزد جابر بن عبدالله بودیم که علی بن الحسین علیه السلام به همراه پسرش بر او وارد شد. جابر گفت: ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این کیست؟ فرمود: پسرم محمد. جابر او را در آغوش گرفت و گریست و گفت: ای محمد، اجلم نزدیک شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله به تو سلام می ساند. از جابر ماجرا را پرسیدند. گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که به حسین بن علی اشاره می کرد و می فرمود: برای این فرزندم، پسری متولد می شود که او را علی بن الحسین میگویند و او سرور عبادت کنندگان است. آن گاه که قیامت شود؛ منادی ندا می دهد: «سرور عبادت کنندگان برخیزد.» پس علی بن الحسین بر می خیزد. برای علی بن الحسین فرزندی متولد میشود که به او محمد میگویند. ای جابر هر گاه او را دیدی به او سلام مرا برسان. ای جابر بدان که مهدی از نسل او است و بدان ای جابر که ماندن تو در دنیا پس از دیدار او کوتاه خواهد بود.» (تاريخ دمشق، ابن عساكر، دار الفکر، بیروت، ج54، ص276)
گروهی از سنیان این روایت را در مصادر خود نقل کرده اند که می توانید مشخصات آنها را در «إحقاق الحق، کتابخانه آیت الله مرعشی، ج12، صص18-13 و 160-155 و ج28 ، صص 34-32» بیابید.
با وجود این گونه روایات معتبر و مشهور شبهه افکنی امثال کدیور جز ژاژخایی چیزی نیست.
#مقصره
#کدیور
Najma
http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
حدّثنا أبي رضي الله عنه، قال: حدّثنا علي بن ابراهيم، عن أبيه، عن علي بن معبد، عن الحسين بن خالد، عن أبي الحسن الرضاعليه السلام قال:
«شيعتنا المسلمّون لأمرنا، الآخذون بقولنا، المخالفون لأعدائنا، فمن لم يكن كذلك فليس منّا.»
امام رضا «عليه السلام» فرمودند:
«شيعيان ما، مطيع ما هستند، بر اساس فرامين ما عمل میكنند و با دشمنان ما مخالفند و هر كس بر طبق اين روش عمل نكند، از ما نيست».
- صفات الشیعه، حدیث ۲.
☀️نصوص امامت (5)
4. حدیث خضر
بنابر روایت مشهور، خضر خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام می رسد و پس از دریافت پاسخ سه سؤال، یکی یکی نام دوازده امام علیهم السلام را می برد و به امامت آنها شهادت می دهد.
متن کامل روایت در مصادر زیر نقل شده است:
1. الكافي ؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج1 ؛ صص525 و 526
2. الإمامة و التبصرة من الحيرة ؛ مدرسة الامام المهدی ع ؛ ص106
3. الغيبة للنعماني ؛ نشر صدوق ؛ ص58
4. عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ نشر جهان ؛ ج1 ؛ ص65
5. كمال الدين ؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج1 ؛ ص313
6. علل الشرائع ؛ مکتبة داوری ؛ ج1 ؛ ص96
7. دلائل الإمامة ؛ نشر البعثة ؛ ص174
8. اثبات الوصية ؛ نشر انصاریان ؛ ص160
9. الغيبة للطوسي ؛ دار المعارف الاسلامیة ؛ ص154
10. إعلام الورى ؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ص404
11. الإحتجاج ؛ نشر المرتضی ؛ ج1 ؛ ص266
12. إرشاد القلوب ؛ نشر الشریف الرضی ؛ ج2 ؛ ص400
13. الاستنصار، ابوالفتح کراجکی
و ...
سند روایت صحیح است زیرا آن را جماعتی از بزرگان شیعه مانند صفار، سعد بن عبد الله، عبدالله بن جعفر حمیری، احمد بن ادریس، محمد بن یحیی، محمد بن جعفر و عده ای از مشایخ کلینی (یعنی علي بن إبراهيم و علي بن محمد بن عبد الله بن أذينة و أحمد بن عبد الله بن أمية و علي بن الحسن) از احمد بن محمد بن خالد برقی از ابوهاشم جعفری از امام جواد علیه السلام نقل کرده اند. برقی و ابوهاشم نیز هر دو از ثقات و بزرگان شیعه اند. بنابراین سند صحیح به شمار می رود.
علاوه بر این بخشی از این حدیث را علی بن ابراهیم از پدرش از ابوهاشم نقل کرده است. (تفسير القمي ؛ دار الکتب الجزائری ؛ ج2 ؛ ص249)
جالب آن که مرحوم کراجکی در کتاب الاستنصار ضمن نقل این حدیث می نویسد:
«الحدیث مشهور بین الشیعة مجمع علی صحّته عند الطائفة الإمامیة.»
(این حدیث بین شیعه مشهور است و طائفه امامیه بر صحّت آن اجماع دارند.)
پس این حدیثِ صحیح و مورد اجماع نیز دلیل دیگری است بر ابطال ادّعای محسن کدیور.
#کدیور
#مقصره
Najma
http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw