شبهه حشویه :
نام ۷۰ نفر از بدعت گذاران در قران آمده بوده و بدعت گذاران اسامی را حذف کردند !
جواب شبهه معاندین :
خبرى واحد در كتب بصائر الدرجات، اختيار معرفة الرجال و الكافى كه مضمون آن طبق نقل ثقة الاسلام كلينى از قول ابى نصر بزنطى بدين شرح است:
« أحمد بن محمّد بن أبى نصر قال: «دفع إلىّ ابو الحسن [موسى بن جعفر عليهما السّلام] مصحفا و قال: لا تنظر فيه ففتحته و قرأت فيه: لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا... فوجدت فيها اسم سبعين رجلا من قريش باسمائهم و أسماء آبائهم قال: فبعث إلىّ ابعث إلىّ بالمصحف»؛
به طور ارسال (با حذف سند) از ابو نصر بزنطى نقل شده كه گفت:
حضرت موسى بن جعفر «عليهما السّلام» مصحفى را به من داد و فرمود: نگاه نكن در آن، پس آن را باز نمودم و قرائت كردم در آن سوره لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا... (سوره بیّنة) را، پس در اين سوره نام هفتاد مرد از قريش را با نام هاى پدران آنها يافتم.
گفت حضرت به سوى من فردى را فرستاد و دستور داد كه مصحف را براى او بفرستم.
- جواب اول:
اين حديث از نظر سند واحد و از نظر متن در مقايسه با مضامين گوناگون آن در كتب مذكور، مضطرب است؛
بنابراين هرگز نمى توان در موضوعى با اين اهميت، يعنى اثبات متن آيات قرآن، كه جز با تواتر لفظى ثابت نمى شود، به آن استناد كرد و بر فرض صدور و اعتبار، صراحتى در متن اين حديث وجود ندارد كه اين نامها از متن آيات قرآن باشد؛
همان گونه كه محدث فيض كاشانى مى گويد:
«شايد آن نامها در آن مصحف بيان مصداق كافران و مشركان بوده است كه از وحى گرفته شده، نه آن كه جزو متن قرآن به شمار آيد.»
- جواب دوم:
اين حديث نيز به دليل ارسال و معلوم نبودن واسطه و فردى كه از «احمد بن محمد ابن ابى نصر» حديث را نقل نموده، ضعيف است اما از نظر دلالت، ممكن است در اين مصحف نام هفتاد نفر از قريش به عنوان تفسير و بيان الَّذِينَ كَفَرُوا ذكر شده است و بعيد نيست اين مصحف همان مصحف امير المؤمنين «عليه السّلام» بوده است كه مشتمل بر تفسير و تأويل آيات و بيان مصاديق بوده كه پيامبر همه را از طريق وحى دريافت فرموده و براى على «عليه السّلام» املاء نموده است.
آن گونه كه اين حديث را كشّى نقل نموده، حضرت، هنگامى كه در مدينه دست گير و به طرف بصره برده مى شوند، در بين راه، در «قادسيّه» اين مصحف را براى «بزنطى» مى فرستند، شايد براى اين بوده است كه به دست مأموران هارون نيفتد و اين كه فرموده اند در آن نگاه نكن اين است كه ممكن است مطالب آن نقل شود و مصلحت نبوده است كه غير امام بر محتواى آن واقف گردد و بعد كه اين حالت بحرانى برطرف مى گردد، حضرت مى فرستد و آن را پس مى گيرد.
- مرحوم فيض كاشانى در ذيل اين حديث گفته است:
«شايد مراد آن باشد كه اسامی مشركان را كه در اين مصحف نوشته شده، به عنوان تفسير و بيان مصداق «الّذين كفروا»، يافته است در حالى كه اين اسامى از وحى گرفته شده است نه آن كه از اجزاى قرآن است و بر همين معناست دو خبر سابقى كه مى گفت حروفى از قرآن شنيده شده است بر خلاف آن چه را كه مردم قرائت مى كنند؛
يعنى حروفى كه الفاظ قرآن را [تفسير مى كند] و مراد از آن را بيان مى كند و به وسيله وحى دانسته شده و هم چنين آن چه از اين قبيل از ائمه «عليهم السّلام» رسيده است».
والسلام علی من اتّبع الهدی...
#نقد_نواخباریه #تحریف_قرآن
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
🌱 تقلید مذموم
قال الصادق علیه السلام: إياكم و التقليد فإنه من قلد في دينه هلك إن الله تعالى يقول اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فلا و الله ما صلوا لهم و لا صاموا و لكنهم أحلوا لهم حراما و حرموا عليهم حلالا فقلدوهم في ذلك فعبدوهم و هم لا يشعرون.
امام صادق علیه السلام فرمود: بپرهیزید از تقلید زیرا هر کس در دین خود تقلید کند؛ هلاک میشود. خداوند متعال فرمود: «اتّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ» (آنان دانشمندان و راهبان خود را به جای خدا به ربوبیت گرفتند) به خدا سوگند آنان برای دانشمندان خود نه نماز می خوانند و نه روزه می گرفتند؛ بلکه وقتی برایشان حرامی را حلال می کردند و یا حلالی را حرام می کردند از آنان تقلید می کردند. پس در واقع آنان را می پرستیدند بی آن که خود بدانند.
📚تصحيح اعتقادات الإمامية ؛ الشیخ المفید ؛ مؤتمر الشیخ المفید ؛ ص72
تقلید در مذهب شیعه تنها به عنوان رجوع جاهل به عالم معنا دارد نه آن که مردم در هر چیزی مطلقاً و بی چون و چرا از آراء و اجتهادات علماء پیروی کنند؛ حتی اگر دلیلی بر خلاف آن باشد و یا قرائن نشان دهد که آن عالم به رأی و قیاس و استحسان فتوا داده است! بی توجهی به این اصل روشن باعث شده است که بعضی از مردم بدعتها را بی چون و چرا بپذیرند و اگر یکی از اهل رأی گفت: کشف حجاب برای تحصیل جایز است؛ قبول کنند؛ اگر چه این حکم خلاف واضحات باشد و اگر بدعتگذاری گفت: دیه زن و مرد مساوی است حرفی نزنند؛ اگر چه مستلزم انکار ضروری دین و خروج از اسلام باشد و اگر دستاربندی گفت: جزیه منسوخ شده است؛ پاسخش را ندهند و اگر عبا به دوشی، موسیقی را حلال کرد؛ بار تکلیف را از دوش خود بیندازند و اگر کسی حیل مأثور ربا را حرام کرد؛ معذورش دارند و ...
#چهل_حدیث
@sohof2
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
عبدالعزيز بن مسلم گويد:
ما در ايام حضرت رضا در مرو بوديم، در آغاز ورود، روز جمعه در مسجد جامع انجمن كرديم، حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسيار مردم را در آن زمينه بازگو مى كردند، من خدمت آقايم رفتم و گفتگوى مردم را در بحث امامت بعرضش رسانيدم حضرت عليه السلام لبخندى زد و فرمود: اى عبدالعزيز اين مردم نفهميدند و از آراء صحيح خود فريب خورده و غافل گشتند.
همانا خداى عزوجل پيغمبر خويش را قبض روح نفرمود تا دين را برايش كامل كرد و قرآن را بر او نازل فرمود كه بيان هر چيز در اوست حلال و حرام و حدود و احكام و تمام اختياجات مردم را در قرآن بيان كرده و فرمود (۳۸ سوره ۶) (چيزى در اين كتاب فرو گذار نكرديم) و در حجة الوداع كه سال آخر عمر پيغمبر (ص) بود اين آيه نازل فرمود (۳ سوره ۵) (امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و دين اسلام را براى شما پسنديدم) و موضوع امامت از كمال دين است (تا پيغمبر (ص) جانشين خود را معرفى نكند تبليغش را كامل نساخته است) و پيغمبر (ص) از دنيا نرفت تا آنكه نشانه هاى دين را براى امتش بيان كرد و راه ايشان را روشن ساخت و آنها را بر شاهراه حق واداشت و على عليه السلام را بعنوان پيشوا و امام منصوب كرد و همه احتياجات امت را بيان كرد پس هر كه گمان كند خداى عزوجل دينش را كامل نكرده قرآن را رد كرده و هر كه قرآن را كند به آن كافر است. مگر مردم مقام و منزلت امامت را در ميان امت ميدانند تا روا باشد كه باختيار و انتخاب ايشان واگذار شود، همانا امامت قدرش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلش عالى تر و مكانش منيعتر و عمقش گودتر از آنستكه مردم با عقل خود به آن رسند يا به آرائشان آن را دريابند و يا به انتخاب خود امامى منصوى كنند، همانا امامت مقامى است كه خداى عزوجل بعد از رتبه نبوت و خلت در مرتبه سوم بابراهيم خليل عليه السلام اختصاص داده و به آن فضيلت مشرقش ساخته و نامش را بلند و استوار نموده و فرموده (۱۲۴ بقره) (همانا من ترا امام مردم گردانيدم) ابراهيم خليل عليه السلام از نهايت شاديش به آن مقام عرضكرد (از فرزندان من هم؟ ) خداى تبارك و تعالى فرمود (پيمان بر گزيده گذاشت، سپس خداى تعالى ابراهيم را شرافت داد و امامت را در فرزندان برگزيده و پاكش قرار داد و فرمود (۷۲ انبياء) (و اسحق و يعقوب را اضافه باو بخشيديم و همه را شايسته نموديم و ايشان را امام و پيشوا قرار داديم تا بفرمان ما رهبرى كنند و انجام كارهاى نيك و گزاران نماز و دادن زكوة را بايشان وحى نموديم آنها پرستندگان ما بودند) پس امامت هميشه در فرزندان او بود در دوران متوالى و از يكديگر ارث مى بردند تا خداى تعالى آن را به پيغمبر ما (ص) به ارث داد و خود اوجل و تعالى فرمود(همانا سزاوارترين مردم بابراهيم پيروان او و اين پيغمبر و اهل ايمانند و خدا ولى مؤمنانست) پس امامت مخصوص آنحضرت گشت و او بفرمان خداى تعالى و طبق آنچه خدا واجب ساخته بود، آنرا بگردن على نهاد و سپس در ميان فرزندان بر گزيده او كه خدا به آنها علم و ايمان داده جارى گشت و خدا فرموده (آنها كه علم و ايمان گرفتند، گويند در كتاب خدا تا روز رستاخيز بسر برده ايد) پس امامت تنها در ميان فرزندان على است تا روز قيامت، زيرا پس از محمد (ص) پيغمبرى نيست اين نادانان از كجا و بچه دليل براى خود امام انتخاب مى كنند: همانا امامت مقام پيغمبران و ميراث اوصياء است، همانا امامت خلافت خدا و خلافت رسول خدا (ص) و مقام اميرالمؤمنين عليه السلام و ميراث عليه السلام و ميراث حسن و حسين عليهما السلام است. همانا امامت زمانه دين و مايه نظام مسلمين و صلاح دنيا و عزت مؤمنين است: همانا امامت ريشه با نمو اسلام و شاخه بلند آنست، كامل شدن نماز و زكوة و روزه و حج و جهاد و بسيار شدن غنيمت و صدقات و اجراء حدود و احكام و نگهدارى مرزها و اطراف بوسيله امامست، امامست كه حلال خدا را حلال و حرام او را حرام كند و حدود خدا را بپا دارد و از دين خدا دفاع كند و با حكمت و اندوز و حجت رسا مردم را بطريق پروردگارش دعوت نمايد، امام مانند خورشيد طالع است كه نورش عالم را فرا گيرد و خودش در افق است بنحوى كه دستها و ديدگان به آن نرسد. امام ماه تابان چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره ايست راهنما در شدت تاريكىها و رهگذر شهرها و كويرها و گرداب درياها (يعنى زمان جهل و فتنه و سرگردانى مردم) امام آب گواراى زمان تشنگى و رهبر بسوى هدايت و نجات بخش از هلاكت گاههاست هر كه از او جدا شود هلاك شود. امام ابريست بارنده، بارانيست شتابنده، خورشيديست فروزنده سقفى است سايه دهنده، زمينى است گسترده، چشمه ايست جوشنده و بركه و گلستانست، امام همدم و رفيق، پدر مهربان، برادر برابر، مادر دلسوز به كودك، پناه بندگان خطا در گرفتارى سخت است، امام امين خداست در ميان خلقش و حجت او بربندگانش و خليفه او در در بلادش و دعوت كننده بسوى او و دفاع كننده از @botshenasi
حقوق او است، امام از گناهان پاك و از عيبها بر كنار است، بدانش مخصوص و بخويشتن دارى نشانه داراست، موجب نظام دين و عزت مسلمين و خشم منافقين و هلاك كافرين است، امام يگانه زمان خود است، كسى بهمه طرازى او نرسد، دانشمندى با او برابر نباشد، جايگزين ندارد: مانند و نظير ندارد، به تمام فضيلت مخصوص است بى آنكه خود او در طلبش رفته و بدست آورده باشد، بلكه امتيازيست كه خدا بفضل و بخشش باو عنايت فرموده.
کافی ج ۱ ص ۲۸۳ #امامت
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
🌱 ملا محسن فیض کاشانی:
الوافی نوشته مرحوم ملا محسن فیض کاشانی در شرح اصول کافی است
ملا محسن که بعضی ها ادعا بر توبه او از منهج فلاسفه و عرفا میکنند در کتاب خود بیش از هر چیز به کلام استادش ملا صدرا استناد میکند :
🔸أضمر له العداوة قال أستادنا في العلوم الحقيقية صدر المحققين
الوافی ج ۱ ص ۶۵
🔹قال أستادنا صدر المحققين طاب ثراه
الوافی ج ۱ ص ۷۵
🌱قال أستادنا قدس سره الوجه في كون الألفة
ج ۱ ص ۷۸
▪️و قال أستادنا طاب ثراه
ج۱ ص ۹۷
🌱قال أستادنا قدس اللّٰه سره
ج۱ ص ۹۹
🍁قال أستادنا تغمده اللّٰه بغفرانه
🔸كذا أفاد أستادنا رحمه اللّٰه و أكثر ما كتبناه في شرح هذه الفقرة استفدناه من كلامه.
ج۱ ص ص۱۰۳
💥وبیش از ۱۲ مورد در جلد اول به کلام استاد خود ملا صدرا استناد میکند !!!
قضاوت با شما....
#فیض #فلسفه #توبه
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
🌱رهبر فقط اهل بیت علیهم السلام هستند !
عَلِيّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِ اللّهِ عَزّ وَ جَلّ إِنّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلّ قَوْمٍ هادٍ فَقَالَ رَسُولُ اللّهِ ص الْمُنْذِرُ وَ لِكُلّ زَمَانٍ مِنّا هَادٍ يَهْدِيهِمْ إِلَى مَا جَاءَ بِهِ نَبِيّ اللّهِ ص ثُمّ الْهُدَاةُ مِنْ بَعْدِهِ عَلِيّ ٌ ثُمّ الْأَوْصِيَاءُ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ
🔸بريد عجلى گويد از امام باقر عليه السلام در باره قول خداى عزوجل (همانا تو بيم دهنده اى و براى هر گروهى رهبريست) پرسيدم، فرمود:
رسول خدا (صلی الله علیه واله ) بيم دهنده است و در هر زمانى يكى از ما اهلبيت رهبريست كه مردم را به آنچه پيغمبر از طرف خدا آورده رهبرى كند، رهبران بعد از پيغمبر اول على است و پس از او اوصيااش يكى پس از ديگرى.
اصول كافى جلد ۱ صفحه: ۲۷۲ رواية: ۲
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
🌱 افزایش علم اهل بیت علیهم السلام
در شب جمعه !
۱- حَدّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ الْقُمّيّ وَ مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ ٍ الْكُوفِيّ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللّهِ بْنِ أَيّوبَ عَنْ أَبِي يَحْيَى الصّنْعَانِيّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قَالَ لِي يَا أَبَا يَحْيَى إِنّ لَنَا فِي لَيَالِي الْجُمُعَةِ لَشَأْناً مِنَ الشّأْنِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا ذَاكَ الشّأْنُ قَالَ يُؤْذَنُ لِأَرْوَاحِ الْأَنْبِيَاءِ الْمَوْتَى ع وَ أَرْوَاحِ الْأَوْصِيَاءِ الْمَوْتَى وَ رُوحِ الْوَصِيّ الّذِي بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ يُعْرَجُ بِهَا إِلَى السّمَاءِ حَتّى تُوَافِيَ عَرْشَ رَبّهَا فَتَطُوفَ بِهِ أُسْبُوعاً وَ تُصَلّيَ عِنْدَ كُلّ قَائِمَةٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ رَكْعَتَيْنِ ثُمّ تُرَدّ إِلَى الْأَبْدَانِ الّتِي كَانَتْ فِيهَا فَتُصْبِحُ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَوْصِيَاءُ قَدْ مُلِئُوا سُرُوراً وَ يُصْبِحُ الْوَصِيّ الّذِي بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ وَ قَدْ زِيدَ فِي عِلْمِهِ مِثْلُ جَمّ الْغَفِيرِ
ابا يحيى صنعانى گويد:
امام صادق عليه السلام بمن فرمود: اى ابا يحيى براى ما در شبهاى جمعه شأن بزرگى است، عرض كردم قربانت: آن شأن چيست؟ فرمود: بارواح پيغمبران و اوصياء در گذشته و روح وصيى كه درآنجا هفت دور طواف كنند و نزد هر ركنى از اركان عرش دو ركعت نماز گزارند پس بكالبدهاى پيشين خود بر گردند، چون صبح شود، پيغمبران و اوصياء از شادى سرشار باشند و آن وصيى كه در ميان شماست مقدار زيادى بعملش افزوده شده باشد.
🔸شرح:
راجع برفتن و برگشتن روح امامى كه زنده و در بين مردم است علامه مجلسى ره توجيهاتى مى كند و ميفرمايد: ممكن است مقصود از آن روح در بدن مثالى و يا اصل روح باشد اگر بگوئيم روح در خواب مجسم ميشود و يا مقصود تعلق يافتن ارواح مقدس ايشانست بملاء اعلى و گزاردن نماز بر سبيل استعاره و مجاز است ولى در آخر سخن ميفرمايد و چه خوب ميفرمايدباينگونه مطالب ايمان اجمالى يافتن بهتر و سالم تر است.
مقصود مجلسى (ره) اينستكه ما از اين روايت همين قدر ميفهميم كه روح امام كيفيت اين ارتباط را چون خودشان نفرموده اند ما نميدانيم، پس ما بهمين مقدار عقيده داريم و بيش از اين چيزى از پيش خود نمى گوئيم.
اصول كافى جلد ۱ صفحه: ۳۷۲ رواية: ۱
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
🌱افزایش علم اهل بیت علیهم السلام در شب جمعه !
مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي زَاهِرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمّدٍ الْكُوفِيّ عَنْ يُوسُفَ الْأَبْزَارِيّ عَنِ الْمُفَضّلِ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللّهِ ع ذَاتَ يَوْمٍ وَ كَانَ لَا يُكَنّينِي قَبْلَ ذَلِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللّهِ قَالَ قُلْتُ لَبّيْكَ قَالَ إِنّ لَنَا فِي كُلّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ سُرُوراً قُلْتُ زَادَكَ اللّهُ وَ مَا ذَاكَ قَالَ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللّهِ ص الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمّةُ ع مَعَهُ وَ وَافَيْنَا مَعَهُمْ فَلَا تُرَدّ أَرْوَاحُنَا إِلَى أَبْدَانِنَا إِلّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَأَنْفَدْنَا
🍁مفضل (بن عمر كه كينه اش اباعبدالله است) گويد: روزى امام صادق عليه السلام بمن فرمود:
اى اباعبدالله و تا آنروز مرا بكينهام نخوانده بود
من عرض كردم: لبيك:
فرمود: براى ما در هر شب جمعه شادى و و سروريست.
عرض كردم: خدايش افزايش دهد، آن سرور چيست؟
🔸فرمود: چون شب جمعه شود، پيغمبر صلى الله عليه و آله بعرش خدا برآيد و ائمه عليهم السلام برآيند و ما نيز با ايشان برآئيم، پس ارواح ما ببدنهايمان باز نگردد، مگر با علمى كه استفاده شده باشد و اگر چنين نباشد و اگر چنين نباشد علم ما نابود گردد.
اصول كافى جلد ۱ صفحه: ۳۷۳ رواية: ۲
#امامت
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
عبدالکریم سروش:
🌱شیعه و سنی ربطی به اسلام ندارد !
ارتداد از اسلام گناه ندارد !
عبدالکریم سروش معتقد است که شیعه و سنی و فِرَق مختلف از اسلام نیست و از انسانها است.
🍁پاسخ :
این کلام ایشان منافات دارد با حدیث خاتم الانبیا صلی الله علیه واله و سلم که فرمودند :
عن علی ابن ابی طالب، قال سمعت رسول الله «ص»: بقول ان امت موسی افترقت بعده علی احدی و سبعین فرقة فرقة منها ناجیة الخ.
علی علیه السلام میفرماید: از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمودند: به درستی که امت موسی بعد از موسی هفتاد و یک فرقه گردیدند که از آنها یک فرقه اهل نجاتند و هفتاد فرقه دیگر در دوزخند و امت حضرت عیسی بعد از عیسی به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که یک فرقه آنها اهل نجات و هفتاد و یک فرقه آن در دوزخند و بدرستی که امت من بعد از من زود باشد که بر هفتاد و سه فرقه تقسیم شوند که یک فرقه از آنها نجات یافته و هفتاد و دو فرقه آنها در دوزخند.
و در بعض روایات دیگر نقل شده از آن حضرت (ع) در آخر روایت میفرماید: فقلت یا رسول آله و ما الناجیه فقال «ص» التمسک بما انت و اصحابک، پس گفتم: آن فرقه نجات یافته کیانند، رسول اکرم «ص» فرمودند: آنها که چنگ بدامان تو زنند و اصحاب تو باشند اهل نجاتند.
سفینه البحار ج ۲ ص ۳۶۰
همینکه عده ای از امر خدا و رسولش تخطی کرده و دست به دامن کسانی دیگر شدند نشان از عدم شناخت و رد قول خدا و رسول خدا است و اینکه ایشان معتقد بر این است که اختلاف امری عادی است کاملا اشتباه است .
پس دوزخ و بهشت برای چیست ؟ امتحان امت از برای چیست ؟
عده ای رد بر خدا و رسول او کنند بعد هم پای طبیعت انسان قراردهیم با کدام دلیل و منطق؟
در ادمه ایشان مدعی است:
هیچ چیز خالص یافت نمیشود و حق و باطل امیخته است و به قول حافظ تمام بشر خواب الوده و سجده آنها بر ادم که مخلوط بر شراب است و خدا از این حق و باطل امیخته عصبانی است
🍁پاسخ:
اینکه ادم به شراب مخلوط است و استناد ایشان بر حافظ است از عجایب است ! که کلام خدا و رسولش و اهل بیت هدی سلام الله علیهم را رها کنیم و چنگ به دامان شعرا بزنیم.
حق و باطل امیخته نیست بلکه حق و باطل هردو موجود است و آن اختیار انسان است که حق را برگزیند یاباطل را
و این ادعای ایشان بدون دلیل است زیرا خداوند بر باطل غضب دارد.
در ادامه میگوید:
اختلاف زیباست زیرا هزاران گل میروید و حال اگر هوا الوده بود همیشه پنجره بسته باشد ؟ حال اگر چند حشره امد طبیعی است.
🍁پاسخ
خداوند مردم را به زیبایی دعوت میکند و فطرت انسان هم به دنبال زیبایی است اما آیا آن حشرات که ایشان عنوان کردند مزاحمت دارند یا خیر؟
اختلاف چه زیبایی دارد؟ غیر از این است که موجب انحراف عده ای از صراط حق میشود ؟
در ادامه میگویند ؛
دین و اعمالش باید لذت بخش باشد خداوند اعمال دین را برای مسافر واجب نکرده است زیرا در عذاب می افتد و اگر کسی از دینش رضایت نداشت و آن را تغییر داد اشکال ندارد زیرا دین باید موجب ارضاء ادمی باشد و ارتداد به حکومت ها و سیاست بر میگردد زیرا موجب گسترش نشود و خداوندبرای تغییر دین گناهی قرار نداده است.
🍁پاسخ :
برخلاف روایات و ایات سخن گفتند و اعمال نظر شخصی در دین نتیجه اش این است زیرا بسیار ایات خطاب به مشرکین است و در روایات حکم مرتد آماده است.
اینکه ایشان مسافر را مثال میزند نمیداند که مسافر نمازش شکسته است یا روزه از گردنش ساقط است اما باید قضا روزه را به جای اورد و اگر ده روز قصد سفر داشته باشد تمام اعمال باید کامل انجام شود. اینکه ایشان نظر خودش را راجب ارتداد بیان میکند و به پای خداوند مینویسد جالب است زیرا ایات قران موجود است و روایات حکم مرتد هم موجود است
و ایشان بصورت واضح انکار ضروریات اسلام را بیان میکند با استدلال به سخنان خود و دوری از روایات و ایات قرآن کریم
#سروش #مقصره
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
از ابتدای ماه شوال اقای الهیاری بحث تقلید و اجتهاد را شروع کردند و ایشان گفتند:
ظن و گمان و قول علما حجت نیست بلکه اگر عامی بر عالم رجوع کرد باید برای او حدیث بخواند.
اما چند روز پیش خودشان در کانالشان برخلاف گفتارشان عمل کردند:
. بسم الله الرحمن الرحیم
نامه:
با سلام و عرض ادب خدمت علامه
شیخ حسن اللهیاری،دلداده و شیدای مولا صاحب العصر و الزمان (عج)
سوال من از محضر علامه این است که سر شکستن (قمه زدن )در عزای سید المظلوم آقا اباعبدالله الحسین (ع) و اهل بیت عصمت و طهارت جایز است ؟
جواب نامه:
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته،
بله
حسن اللهیاری
حال سوال چرا ایشان روایت نگفتند؟
چرا ایشان دلیل خود را عنوان نکردند ؟
آیا این عمل با سخنان ایشان در تضاد نیست ؟
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
🔴 عبدالكريم سروش، منافق است و یا واقعا گمان می کند که کافر نیست؟
در این پیام، قصد نقد گفته های سروش را نداریم، که در طعن بر دین و پیامبر ص و اهل بیت ع و مذهب آن قدر یاوه به هم بافته است، که هر کس اندک ارزشی برای عقل قائل باشد –خواه مسلمان و یا نامسلمان-، نمی تواند بپذیرد که از مسلمان چنین سخنانی بتراود!
اما شدت غفلت گاه چنان بر تعقل بعضی سایه افکنده است، که ما را ناگزیر از آن می کند از نفاق این دغلکار پرده بر داریم. زیرا او در سخنرانی هایش گاه آن قدر لحنش را تغییر می دهد که مخاطب عام به شبهه می افتد.
چند شاهد کوچک برای اهل تعقل کافی است:
او می گوید:
«من فکر نمیکنم که پیامبر «به زبان زمان خویش» سخن گفته باشد؛ در حالی که خود دانش و معرفت دیگری داشته است. او حقیقاً به آنچه میگفته، باور داشته است. این زبان خود او و دانش خود او بود و فکر نمیکنم دانش او از دانش مردم همعصرش دربارهی زمین، کیهان و ژنتیک انسانها بیشتر بوده است. این دانشی را که ما امروز در اختیار داریم، نداشته است. و این نکته خدشهای هم به نبوت او وارد نمیکند چون او پیامبر بود، نه دانشمند یا مورخ.»
«وحی «الهام» است. این همان تجربهای است که شاعران و عارفان دارند؛ هر چند پیامبر این را در سطح بالاتری تجربه میکنند. در روگار مدرن، ما وحی را با استفاده از استعارهی شعر میفهمیم. چنانکه یکی از فیلسوفان مسلمان گفته است: وحی بالاترین درجهی شعر است.»
خلاصه
برای اختصار گفته های او در این زمینه چنین خلاصه می کنیم.
1⃣ وحی؛ الهامی است مثل تجربهای که شاعران و عارفان دارند، منتها در درجهای بالاتر
2⃣ پیامبر« صلی الله علیه و آ له» نقش محوری در تولید قرآن داشت.
3⃣ نفس هر فردی الهی است ولی پیامبر« صلی الله علیه و آ له» آن را بالفعل کرده است و نفس او با خدا یکی شده است
4⃣ آنچه پیامبر« صلی الله علیه و آ له» از خدا دریافت میکند مضمون وحی است ... و او آن الهام را به زبانی که خود میداند منتقل میکند ... و شخصیت او در وحی نقش دارد. او در یک مصاحبه جنجالی گفت قرآن نه تنها محصول شرایط تاریخی خاصی است که در بستر آن شکل گرفته، بلکه برآمده از «ذهن پیامبر اسلام» و تمام محدودیتهای بشری اوست. او در تولید قرآن، نقش پیامبر اسلام را محوری میداند.....
5⃣ آنچه قرآن در بارة وقایع تاریخیِ سایر ادیان و سایر موضوعات علمی زمینی میگوید، لزوماً نمیتواند درست باشد.
👌 بنا بر این، سروش در مورد خدا و قران و نبی اکرم و اهل بیت و دین مدعی است تمام معرفتهای بشری و استنباطهای انسانی از دین، تاریخی است و معروض خطا...
او وحی را مثل تجربه شاعران میداند، و رسول خدا را شاعر...
و این یعنی رسول خدا که خود را شاعر نمی دانسته در ضروری ترین مطلب، یعنی ماهیت نبوت چیزی را نفهمیده که سروش فهمیده است. و پذیرش این مطلب قبول شدیدترین توهم ها در مورد رسول اکرم ص و غایت کفر و نفاق است.
🌱و یقولون ائنّا لتارکوا آلهتنا لشاعر مجنون‚ صافات/ 36
ام یقولون شاعر نتربّص به ریب المنون‚ طور / 30
بل قالوا ضغاث حلا م بل افتراه بل هو شاعر‚ انبیاء / 5
وماهو بقول شاعر قلیلا ما تومنون‚ حاقه/ 41.
وما علّمناه الشعر وما ینبغی له إن هو إلا ذکر و قرآن مبین‚ یس/ 69
🔺 این نظریه‚ نظریه جدیدی نیست‚ بلکه همان است که مشرکان مکه، قرآن را از این راه تفسیر می کردند و می گفتند: همان طور که امرو القیس در پرتو الهام‚ معانی و الفاظ را می آفریند‚ محمد نیز از همین طریق‚ آفریننده معانی و الفاظ آیات است.
بنا بر این نباید تغییر موضع ظاهری سروش در تفسیر عرفانی قضیه، عده ای را فریب دهد. سروش بعد از واکنش ها و اعتراضات بر او در مصاحبه ای دیگر مدعی شده است که ابدا بر اولیای خدا طعنی نزده است و این الهام شاعرانه بر رسول الله ص از سنخ اتحاد خداوند با ضمیر رسول الله ص است! و بماند که این مزخرفی دیگر است. اما صرفا پرده ای بر مطالب قبلی است. مگر همو نبود که در بررسي دليل هاي درون قرآني منتقدين نوشت: ««قل» ها درقرآن كريم مانند «بگو» ها در اشعار شاعران است !» که بعد بر منتقدین شاعر انگاری او طعن می زند که «لا بد شوخی می کنند که کار اولیای خدا را قیاس از خود می گیرند.»
➕ سروش در ادامه این رویه نفاق آمیز قرآن را خوابنامه دانسته است. حال آنکه زبان رؤیا، زبان رمز و تأویل است و او با این بیان بیشتر نابودی معنای وحی را نشانه گرفته است. و چه بسا به قول بعضی هم مسلکانش این مسیری است برای اینکه پیغمبران جدید بسازد! اما در عین شناعت این گفتار، سروش بعد از اشکالات مختلفی که بر او کرده اند، مدعی شده است که خواب این مزیت را دارد که در آن همه حواس فعال است! و من منکر وحی نشده ام!!
@botshenasi
🔻 منشأ انحراف
سروش می گوید: من خوشبختانه هيچوقت به دام مداحي از كسي نيفتادهام. من اگر شيفته يك شخصيت در كل تاريخ باشم، آن «مولانا جلالالدين» است در مورد كس ديگري شيفتگي و خيرگي نداشتم. (هفتهنامه ارزشها، 1378/3/10، ص 3)
«بسیاری از دیدگاههای من ریشه در اندیشهی سدههای میانی اسلام دارد. این سخن را که نبوت مقولهای است بسیار عام و نزد اصناف مختلف آدمیان یافت میشود، هم در اسلام شیعی و هم نزد عارفان وجود دارد.» (http://www.daneshju.ir/forum/f1522/t35929.html)
او آن قدر مولوی زده است که مکتب مجازی اش را مدرسه مولانا نام نهاده است!! و راست هم می گوید: عموم کفریات او مشابهی در کلام صوفیان سده های میانی دارد.
@botshenasi
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw