🌱 افزایش علم اهل بیت علیهم السلام
در شب جمعه !
۱- حَدّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ الْقُمّيّ وَ مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ ٍ الْكُوفِيّ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللّهِ بْنِ أَيّوبَ عَنْ أَبِي يَحْيَى الصّنْعَانِيّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ قَالَ لِي يَا أَبَا يَحْيَى إِنّ لَنَا فِي لَيَالِي الْجُمُعَةِ لَشَأْناً مِنَ الشّأْنِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا ذَاكَ الشّأْنُ قَالَ يُؤْذَنُ لِأَرْوَاحِ الْأَنْبِيَاءِ الْمَوْتَى ع وَ أَرْوَاحِ الْأَوْصِيَاءِ الْمَوْتَى وَ رُوحِ الْوَصِيّ الّذِي بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ يُعْرَجُ بِهَا إِلَى السّمَاءِ حَتّى تُوَافِيَ عَرْشَ رَبّهَا فَتَطُوفَ بِهِ أُسْبُوعاً وَ تُصَلّيَ عِنْدَ كُلّ قَائِمَةٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ رَكْعَتَيْنِ ثُمّ تُرَدّ إِلَى الْأَبْدَانِ الّتِي كَانَتْ فِيهَا فَتُصْبِحُ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَوْصِيَاءُ قَدْ مُلِئُوا سُرُوراً وَ يُصْبِحُ الْوَصِيّ الّذِي بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ وَ قَدْ زِيدَ فِي عِلْمِهِ مِثْلُ جَمّ الْغَفِيرِ
ابا يحيى صنعانى گويد:
امام صادق عليه السلام بمن فرمود: اى ابا يحيى براى ما در شبهاى جمعه شأن بزرگى است، عرض كردم قربانت: آن شأن چيست؟ فرمود: بارواح پيغمبران و اوصياء در گذشته و روح وصيى كه درآنجا هفت دور طواف كنند و نزد هر ركنى از اركان عرش دو ركعت نماز گزارند پس بكالبدهاى پيشين خود بر گردند، چون صبح شود، پيغمبران و اوصياء از شادى سرشار باشند و آن وصيى كه در ميان شماست مقدار زيادى بعملش افزوده شده باشد.
🔸شرح:
راجع برفتن و برگشتن روح امامى كه زنده و در بين مردم است علامه مجلسى ره توجيهاتى مى كند و ميفرمايد: ممكن است مقصود از آن روح در بدن مثالى و يا اصل روح باشد اگر بگوئيم روح در خواب مجسم ميشود و يا مقصود تعلق يافتن ارواح مقدس ايشانست بملاء اعلى و گزاردن نماز بر سبيل استعاره و مجاز است ولى در آخر سخن ميفرمايد و چه خوب ميفرمايدباينگونه مطالب ايمان اجمالى يافتن بهتر و سالم تر است.
مقصود مجلسى (ره) اينستكه ما از اين روايت همين قدر ميفهميم كه روح امام كيفيت اين ارتباط را چون خودشان نفرموده اند ما نميدانيم، پس ما بهمين مقدار عقيده داريم و بيش از اين چيزى از پيش خود نمى گوئيم.
اصول كافى جلد ۱ صفحه: ۳۷۲ رواية: ۱
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
🌱افزایش علم اهل بیت علیهم السلام در شب جمعه !
مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي زَاهِرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمّدٍ الْكُوفِيّ عَنْ يُوسُفَ الْأَبْزَارِيّ عَنِ الْمُفَضّلِ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللّهِ ع ذَاتَ يَوْمٍ وَ كَانَ لَا يُكَنّينِي قَبْلَ ذَلِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللّهِ قَالَ قُلْتُ لَبّيْكَ قَالَ إِنّ لَنَا فِي كُلّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ سُرُوراً قُلْتُ زَادَكَ اللّهُ وَ مَا ذَاكَ قَالَ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اللّهِ ص الْعَرْشَ وَ وَافَى الْأَئِمّةُ ع مَعَهُ وَ وَافَيْنَا مَعَهُمْ فَلَا تُرَدّ أَرْوَاحُنَا إِلَى أَبْدَانِنَا إِلّا بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَأَنْفَدْنَا
🍁مفضل (بن عمر كه كينه اش اباعبدالله است) گويد: روزى امام صادق عليه السلام بمن فرمود:
اى اباعبدالله و تا آنروز مرا بكينهام نخوانده بود
من عرض كردم: لبيك:
فرمود: براى ما در هر شب جمعه شادى و و سروريست.
عرض كردم: خدايش افزايش دهد، آن سرور چيست؟
🔸فرمود: چون شب جمعه شود، پيغمبر صلى الله عليه و آله بعرش خدا برآيد و ائمه عليهم السلام برآيند و ما نيز با ايشان برآئيم، پس ارواح ما ببدنهايمان باز نگردد، مگر با علمى كه استفاده شده باشد و اگر چنين نباشد و اگر چنين نباشد علم ما نابود گردد.
اصول كافى جلد ۱ صفحه: ۳۷۳ رواية: ۲
#امامت
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
عبدالکریم سروش:
🌱شیعه و سنی ربطی به اسلام ندارد !
ارتداد از اسلام گناه ندارد !
عبدالکریم سروش معتقد است که شیعه و سنی و فِرَق مختلف از اسلام نیست و از انسانها است.
🍁پاسخ :
این کلام ایشان منافات دارد با حدیث خاتم الانبیا صلی الله علیه واله و سلم که فرمودند :
عن علی ابن ابی طالب، قال سمعت رسول الله «ص»: بقول ان امت موسی افترقت بعده علی احدی و سبعین فرقة فرقة منها ناجیة الخ.
علی علیه السلام میفرماید: از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمودند: به درستی که امت موسی بعد از موسی هفتاد و یک فرقه گردیدند که از آنها یک فرقه اهل نجاتند و هفتاد فرقه دیگر در دوزخند و امت حضرت عیسی بعد از عیسی به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که یک فرقه آنها اهل نجات و هفتاد و یک فرقه آن در دوزخند و بدرستی که امت من بعد از من زود باشد که بر هفتاد و سه فرقه تقسیم شوند که یک فرقه از آنها نجات یافته و هفتاد و دو فرقه آنها در دوزخند.
و در بعض روایات دیگر نقل شده از آن حضرت (ع) در آخر روایت میفرماید: فقلت یا رسول آله و ما الناجیه فقال «ص» التمسک بما انت و اصحابک، پس گفتم: آن فرقه نجات یافته کیانند، رسول اکرم «ص» فرمودند: آنها که چنگ بدامان تو زنند و اصحاب تو باشند اهل نجاتند.
سفینه البحار ج ۲ ص ۳۶۰
همینکه عده ای از امر خدا و رسولش تخطی کرده و دست به دامن کسانی دیگر شدند نشان از عدم شناخت و رد قول خدا و رسول خدا است و اینکه ایشان معتقد بر این است که اختلاف امری عادی است کاملا اشتباه است .
پس دوزخ و بهشت برای چیست ؟ امتحان امت از برای چیست ؟
عده ای رد بر خدا و رسول او کنند بعد هم پای طبیعت انسان قراردهیم با کدام دلیل و منطق؟
در ادمه ایشان مدعی است:
هیچ چیز خالص یافت نمیشود و حق و باطل امیخته است و به قول حافظ تمام بشر خواب الوده و سجده آنها بر ادم که مخلوط بر شراب است و خدا از این حق و باطل امیخته عصبانی است
🍁پاسخ:
اینکه ادم به شراب مخلوط است و استناد ایشان بر حافظ است از عجایب است ! که کلام خدا و رسولش و اهل بیت هدی سلام الله علیهم را رها کنیم و چنگ به دامان شعرا بزنیم.
حق و باطل امیخته نیست بلکه حق و باطل هردو موجود است و آن اختیار انسان است که حق را برگزیند یاباطل را
و این ادعای ایشان بدون دلیل است زیرا خداوند بر باطل غضب دارد.
در ادامه میگوید:
اختلاف زیباست زیرا هزاران گل میروید و حال اگر هوا الوده بود همیشه پنجره بسته باشد ؟ حال اگر چند حشره امد طبیعی است.
🍁پاسخ
خداوند مردم را به زیبایی دعوت میکند و فطرت انسان هم به دنبال زیبایی است اما آیا آن حشرات که ایشان عنوان کردند مزاحمت دارند یا خیر؟
اختلاف چه زیبایی دارد؟ غیر از این است که موجب انحراف عده ای از صراط حق میشود ؟
در ادامه میگویند ؛
دین و اعمالش باید لذت بخش باشد خداوند اعمال دین را برای مسافر واجب نکرده است زیرا در عذاب می افتد و اگر کسی از دینش رضایت نداشت و آن را تغییر داد اشکال ندارد زیرا دین باید موجب ارضاء ادمی باشد و ارتداد به حکومت ها و سیاست بر میگردد زیرا موجب گسترش نشود و خداوندبرای تغییر دین گناهی قرار نداده است.
🍁پاسخ :
برخلاف روایات و ایات سخن گفتند و اعمال نظر شخصی در دین نتیجه اش این است زیرا بسیار ایات خطاب به مشرکین است و در روایات حکم مرتد آماده است.
اینکه ایشان مسافر را مثال میزند نمیداند که مسافر نمازش شکسته است یا روزه از گردنش ساقط است اما باید قضا روزه را به جای اورد و اگر ده روز قصد سفر داشته باشد تمام اعمال باید کامل انجام شود. اینکه ایشان نظر خودش را راجب ارتداد بیان میکند و به پای خداوند مینویسد جالب است زیرا ایات قران موجود است و روایات حکم مرتد هم موجود است
و ایشان بصورت واضح انکار ضروریات اسلام را بیان میکند با استدلال به سخنان خود و دوری از روایات و ایات قرآن کریم
#سروش #مقصره
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
از ابتدای ماه شوال اقای الهیاری بحث تقلید و اجتهاد را شروع کردند و ایشان گفتند:
ظن و گمان و قول علما حجت نیست بلکه اگر عامی بر عالم رجوع کرد باید برای او حدیث بخواند.
اما چند روز پیش خودشان در کانالشان برخلاف گفتارشان عمل کردند:
. بسم الله الرحمن الرحیم
نامه:
با سلام و عرض ادب خدمت علامه
شیخ حسن اللهیاری،دلداده و شیدای مولا صاحب العصر و الزمان (عج)
سوال من از محضر علامه این است که سر شکستن (قمه زدن )در عزای سید المظلوم آقا اباعبدالله الحسین (ع) و اهل بیت عصمت و طهارت جایز است ؟
جواب نامه:
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته،
بله
حسن اللهیاری
حال سوال چرا ایشان روایت نگفتند؟
چرا ایشان دلیل خود را عنوان نکردند ؟
آیا این عمل با سخنان ایشان در تضاد نیست ؟
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
🔴 عبدالكريم سروش، منافق است و یا واقعا گمان می کند که کافر نیست؟
در این پیام، قصد نقد گفته های سروش را نداریم، که در طعن بر دین و پیامبر ص و اهل بیت ع و مذهب آن قدر یاوه به هم بافته است، که هر کس اندک ارزشی برای عقل قائل باشد –خواه مسلمان و یا نامسلمان-، نمی تواند بپذیرد که از مسلمان چنین سخنانی بتراود!
اما شدت غفلت گاه چنان بر تعقل بعضی سایه افکنده است، که ما را ناگزیر از آن می کند از نفاق این دغلکار پرده بر داریم. زیرا او در سخنرانی هایش گاه آن قدر لحنش را تغییر می دهد که مخاطب عام به شبهه می افتد.
چند شاهد کوچک برای اهل تعقل کافی است:
او می گوید:
«من فکر نمیکنم که پیامبر «به زبان زمان خویش» سخن گفته باشد؛ در حالی که خود دانش و معرفت دیگری داشته است. او حقیقاً به آنچه میگفته، باور داشته است. این زبان خود او و دانش خود او بود و فکر نمیکنم دانش او از دانش مردم همعصرش دربارهی زمین، کیهان و ژنتیک انسانها بیشتر بوده است. این دانشی را که ما امروز در اختیار داریم، نداشته است. و این نکته خدشهای هم به نبوت او وارد نمیکند چون او پیامبر بود، نه دانشمند یا مورخ.»
«وحی «الهام» است. این همان تجربهای است که شاعران و عارفان دارند؛ هر چند پیامبر این را در سطح بالاتری تجربه میکنند. در روگار مدرن، ما وحی را با استفاده از استعارهی شعر میفهمیم. چنانکه یکی از فیلسوفان مسلمان گفته است: وحی بالاترین درجهی شعر است.»
خلاصه
برای اختصار گفته های او در این زمینه چنین خلاصه می کنیم.
1⃣ وحی؛ الهامی است مثل تجربهای که شاعران و عارفان دارند، منتها در درجهای بالاتر
2⃣ پیامبر« صلی الله علیه و آ له» نقش محوری در تولید قرآن داشت.
3⃣ نفس هر فردی الهی است ولی پیامبر« صلی الله علیه و آ له» آن را بالفعل کرده است و نفس او با خدا یکی شده است
4⃣ آنچه پیامبر« صلی الله علیه و آ له» از خدا دریافت میکند مضمون وحی است ... و او آن الهام را به زبانی که خود میداند منتقل میکند ... و شخصیت او در وحی نقش دارد. او در یک مصاحبه جنجالی گفت قرآن نه تنها محصول شرایط تاریخی خاصی است که در بستر آن شکل گرفته، بلکه برآمده از «ذهن پیامبر اسلام» و تمام محدودیتهای بشری اوست. او در تولید قرآن، نقش پیامبر اسلام را محوری میداند.....
5⃣ آنچه قرآن در بارة وقایع تاریخیِ سایر ادیان و سایر موضوعات علمی زمینی میگوید، لزوماً نمیتواند درست باشد.
👌 بنا بر این، سروش در مورد خدا و قران و نبی اکرم و اهل بیت و دین مدعی است تمام معرفتهای بشری و استنباطهای انسانی از دین، تاریخی است و معروض خطا...
او وحی را مثل تجربه شاعران میداند، و رسول خدا را شاعر...
و این یعنی رسول خدا که خود را شاعر نمی دانسته در ضروری ترین مطلب، یعنی ماهیت نبوت چیزی را نفهمیده که سروش فهمیده است. و پذیرش این مطلب قبول شدیدترین توهم ها در مورد رسول اکرم ص و غایت کفر و نفاق است.
🌱و یقولون ائنّا لتارکوا آلهتنا لشاعر مجنون‚ صافات/ 36
ام یقولون شاعر نتربّص به ریب المنون‚ طور / 30
بل قالوا ضغاث حلا م بل افتراه بل هو شاعر‚ انبیاء / 5
وماهو بقول شاعر قلیلا ما تومنون‚ حاقه/ 41.
وما علّمناه الشعر وما ینبغی له إن هو إلا ذکر و قرآن مبین‚ یس/ 69
🔺 این نظریه‚ نظریه جدیدی نیست‚ بلکه همان است که مشرکان مکه، قرآن را از این راه تفسیر می کردند و می گفتند: همان طور که امرو القیس در پرتو الهام‚ معانی و الفاظ را می آفریند‚ محمد نیز از همین طریق‚ آفریننده معانی و الفاظ آیات است.
بنا بر این نباید تغییر موضع ظاهری سروش در تفسیر عرفانی قضیه، عده ای را فریب دهد. سروش بعد از واکنش ها و اعتراضات بر او در مصاحبه ای دیگر مدعی شده است که ابدا بر اولیای خدا طعنی نزده است و این الهام شاعرانه بر رسول الله ص از سنخ اتحاد خداوند با ضمیر رسول الله ص است! و بماند که این مزخرفی دیگر است. اما صرفا پرده ای بر مطالب قبلی است. مگر همو نبود که در بررسي دليل هاي درون قرآني منتقدين نوشت: ««قل» ها درقرآن كريم مانند «بگو» ها در اشعار شاعران است !» که بعد بر منتقدین شاعر انگاری او طعن می زند که «لا بد شوخی می کنند که کار اولیای خدا را قیاس از خود می گیرند.»
➕ سروش در ادامه این رویه نفاق آمیز قرآن را خوابنامه دانسته است. حال آنکه زبان رؤیا، زبان رمز و تأویل است و او با این بیان بیشتر نابودی معنای وحی را نشانه گرفته است. و چه بسا به قول بعضی هم مسلکانش این مسیری است برای اینکه پیغمبران جدید بسازد! اما در عین شناعت این گفتار، سروش بعد از اشکالات مختلفی که بر او کرده اند، مدعی شده است که خواب این مزیت را دارد که در آن همه حواس فعال است! و من منکر وحی نشده ام!!
@botshenasi
🔻 منشأ انحراف
سروش می گوید: من خوشبختانه هيچوقت به دام مداحي از كسي نيفتادهام. من اگر شيفته يك شخصيت در كل تاريخ باشم، آن «مولانا جلالالدين» است در مورد كس ديگري شيفتگي و خيرگي نداشتم. (هفتهنامه ارزشها، 1378/3/10، ص 3)
«بسیاری از دیدگاههای من ریشه در اندیشهی سدههای میانی اسلام دارد. این سخن را که نبوت مقولهای است بسیار عام و نزد اصناف مختلف آدمیان یافت میشود، هم در اسلام شیعی و هم نزد عارفان وجود دارد.» (http://www.daneshju.ir/forum/f1522/t35929.html)
او آن قدر مولوی زده است که مکتب مجازی اش را مدرسه مولانا نام نهاده است!! و راست هم می گوید: عموم کفریات او مشابهی در کلام صوفیان سده های میانی دارد.
@botshenasi
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
حدّثنا محمّد بن علي ما جيلويه (رحمة اللَّهعليه)، قال: حدّثني عمّي محمّد ابن أبي القاسم، عن محمّد بن علي الكوفي، عن محمّد بن سنان، عن المفضّل بن عمر قال: قال الصادق «عليه السلام»:
«كذب من زعم أنّه من شيعتنا و هو متمسّک بعروة غيرنا».
امام صادق «عليه السلام» فرمودند:
«دروغ میگوید كسي كه گمان میكند از شيعيان ما است، در حالی كه به غير از ما چنگ میزند و پيروی میكند».
صفات شیعه، حدیث ۴.
روايت شده است: حضرت علىّ بن الحسين عليهما السلام در شبانه روز هزار ركعت نماز مى خواند. [۱]
---------------
[۱]: إعلام الورى: ۲۶۰، روضة الواعظين: ۱۹۷ به نقل از امام باقر عليه السلام.
ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - جلد ۱، صفحه ۴۸۵
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
🌱حدیث 40- حرمت تجلیل از بدعتگذار
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ مَشَى إِلَى صَاحِبِ بِدْعَةٍ فَوَقَّرَهُ فَقَدْ مَشَى فِي هَدْمِ الْإِسْلَامِ.
هر کس نزد بدعتگذاری رود و او را احترام کند؛ در راه نابودی اسلام شتافته است.
📚ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ؛ دار الشریف الرضی ؛ ص258
همچنین:
1. المحاسن ؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج1 ؛ ص208
2. الكافي ؛ دار الکتب الإسلامية ؛ ج1 ؛ ص54
3. إعتقادات الإمامية ؛ مؤتمر الشیخ المفید ؛ ص110
4. من لا يحضره الفقيه ؛ جامعه مدرسین ؛ ج3 ؛ ص572
5. تاريخ دمشق ؛ ابن عساكر ؛ دار الفکر ؛ بیروت ؛ ج14 ؛ صص4و 6
⚠️احترام به اهل بدعت (در غیر تقیه) موجب رواج بدعتها و نابودی اسلام است. بی توجهی به هشدار امام صادق علیه السلام موجب شده؛ افرادی در جامعه شیعی، گستاخانه و بی باک، با فرائض و سنن ضروری اسلام مخالفت کرده و بدعتهای آشکار بگذارند. مثلاً بدعت یوسف صانعی لعنه الله در تساوی دیه زن و مرد، در صراحت و ضرورت فرقی با بدعت خلیفه دوم در تحریم متعه و حیعله سوم اذان ندارد. با این حال حرمت این شخص در جامعه شیعی هنوز محفوظ است و اگر هم تا حدی منزوی شده؛ به دلائل سیاسی است؛ نه بدعتهای آشکارش.
#چهل_حدیث
@sohof2
telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ: مَنْ رَدَّ عَلَى صَاحِبِ بِدْعَةٍ بِدْعَتَهُ فَهُوَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ تَعَالَى.
هر کس بدعتِ بدعتگذاری را ردّ کند؛ در راه خدا است.
📚الجعفريات، مکتبة النینوی، ص172
الفقه الرضوي؛ مؤسسة آل البیت، ص383
http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
قال امیرالمؤمنین علیه السلام: بِالْبِدَعِ هَدْمُ السُّنَنِ
با بدعت ها است که سنّت ها نابود می شود.
📚تحف العقول ؛ جامعه مدرسین ؛ ص151
http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw
💠سه نفر بی آبرو
عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: ثَلَاثَةٌ لَيْسَتْ لَهُمْ حُرْمَةٌ: صَاحِبُ هَوًى مُبْتَدَعٍ، وَ الْإِمَامُ الْجَائِرُ، وَ الْفَاسِقُ الْمُعْلِنُ الْفِسْقِ.
سه نفر هیچ حرمتی ندارند: 1. کسی به هوای خود در دین بدعت گذارد. 2. حاکم ستمگر. 3. فاسقی که آشکارا فسق و فجور می کند.
📚قرب الإسناد ؛ مؤسسة آل البیت ؛ ص176
بنابراین غیبت و بدگویی این سه گروه در غیر تقیّه جایز است. از این جا در میابیم که شعر سعدی در باب هفتم بوستان تا چه پایه سخیف و دور از روح اسلام و مناسب فرهنگ طاغوتی سلاطین جور و دشمنان شیعه است:
کسی گفت حجاج خون خواره ای است
دلش همچو سنگ سیه پاره ای است
نترسد همی ز آه و فریاد خلق
خدایا تو بستان از او داد خلق
جهاندیده ای پیر دیرینه زاد
جوان را یکی پند پیرانه داد
کز او داد مظلوم مسکین او
بخواهند وز دیگران کین او
تو دست از وی و روزگارش بدار
که خود زیر دستش کند روزگار
نه بیداد از او بهره مند آیدم
نه نیز از تو غیبت پسند آیدم
به دوزخ برد مدبری را گناه
که پیمانه پر کرد و دیوان سیاه
دگر کس به غیبت پیش میدود
مبادا که تنها به دوزخ رود
@sohof2
http://telegram.me/joinchat/CMkeQTz5AQlyH1hDCEKzbw