eitaa logo
بُت شناسی
3.1هزار دنبال‌کننده
476 عکس
583 ویدیو
27 فایل
🖎نقد و آگاهی در زمینه فِرق انحرافی از ثقلین، نقد تصوف و غلات، نقد مخربین اعتقادی شیعه. بدون خط قرمز در چهارچوب ثقلین instageram.com/botshenasi↩ ❎برای حمایت از کانال خارج نشید.❎
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام و عرض ادب خدمت تک‌ تک عزیزان ذکر چند مورد را برای شما عزیزان بر خودمان واجب میدونم. ۱- نقد هایی که بر مادحین عزیز شد، برای اثبات کفر و ایمان ‌نبود، و خدایی ناکرده قصد توهین و تخریب این عزیزان را نداشتیم. بلکه قصد ما به اشتباه این دوستان بود. و اینکه از این اشتباه جلو گیری شود. قطعا این عزیزان شیعه اهل بیت علیهم السلام و دلباخته سید الشهدا علیه السلام هستند. ۲- این نقد ها بر عزاداری نبود، بلکه نقدی بر عملکردو رفتار خودمان در مجالس ائمه هدی علیهم السلام بود. لذا نقد بر خودمان را نقد بر عزاداری قلمداد نکنیم! ۳- طبق شهوت و سلیقه خودمان شعائر نسازیم و نقد بر خودمان را نقد بر مجالس ندانیم! بلکه سعی کنیم رفتار و عملکرد و اعتقادات خود را طبق ثقلین تصحیح کنیم! ۴- سعی کنیم ملاکمان معصومین باشند و دین خود را از معصومین بگیریم! و کسی را برای خودمان جز ثقلین حجت قرار ندهیم! ۵- از ترویج شعائر صوفیه که دشمنان معصومین هستند جلوگیری کنیم. و اکسیر و نورانیت مجالس مطهر ائمه علیهم السلام را به ظلمت شعائر دشمنان آلوده نکنیم. ۶- در هر گروهی مطالب را نشر دادید این مطلب را نشر دهید تا بهانه به دست معاندین عزاداری ندهیم. که لحظه ای لغزش در این امر آثار اخروی به همراه دارد. یاعلی مدد
🌱 نو اخباریان غالی !! ⚠️اخیراً دیده می شود؛ گروهی به دروغ خود را اخباری نامیده و در حقیقت عقاید غلات را ترویج می کنند. از جمله این که منکرین الوهیت اهل بیت علیهم السلام را لعن می نمایند!!! و به این ترتیب از نظر ایشان، همه کسانی که معتقد به «لا اله الا الله» اند؛ ملعون و کافرند!! ☘ الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص269: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِي طَالِبٍ عَنْ سَدِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ قَوْماً يَزْعُمُونَ أَنَّكُمْ‏ آلِهَةٌ يَتْلُونَ بِذَلِكَ عَلَيْنَا قُرْآناً وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ‏ فَقَالَ يَا سَدِيرُ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ شَعْرِي مِنْ هَؤُلَاءِ بِرَاءٌ وَ بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُمْ مَا هَؤُلَاءِ عَلَى دِينِي وَ لَا عَلَى دِينِ آبَائِي وَ اللَّهِ لَا يَجْمَعُنِي اللَّهُ وَ إِيَّاهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا وَ هُوَ سَاخِطٌ عَلَيْهِمْ قَالَ قُلْتُ وَ عِنْدَنَا قَوْمٌ يَزْعُمُونَ أَنَّكُمْ رُسُلٌ يَقْرَءُونَ عَلَيْنَا بِذَلِكَ قُرْآناً يا أَيُّهَا الرُّسُلُ‏ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ‏ فَقَالَ يَا سَدِيرُ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي مِنْ هَؤُلَاءِ بِرَاءٌ وَ بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ رَسُولُهُ مَا هَؤُلَاءِ عَلَى دِينِي وَ لَا عَلَى دِينِ آبَائِي وَ اللَّهِ لَا يَجْمَعُنِي اللَّهُ وَ إِيَّاهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا وَ هُوَ سَاخِطٌ عَلَيْهِمْ ... سدیر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: گروهی مدعی اند که شما «اله» هستید و به این آیه استناد می کنند: «و هو الذی فی السماء اله و فی الارض اله» حضرت فرمود: ای سدیر گوش و چشم و پوست و گوشت و خون و موی من از اینان بیزار است و خداوند نیز از آنان بیزار است. اینان بر دین من و دین پدرانم نیستند و خداوند مرا با آنان در روز قیامت در یک جا جمع نمی کند مگر آن که بر آنان خشمگین است. گفتم: نزد ما گروهی هم هستند که مدعی اند شما «رسول» هستید و به این آیه استناد می کنند: «یا ایها الرسل کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا انی بما تعملون علیم» امام فرمود: ای سدیر گوش و چشم و مو و پوست وگوشت و خون من از اینان بیزار است و خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) نیز از آنان بیزارند. اینان بر دین من و دین پدرانم نیستند و خداوند مرا با آنان در روز قیامت کنار هم جمع نمی کند مگر آن که بر آنان خشمگین است ... @botshenasi
☘بررسی مستندات غلات (1) «لنا حالات مع اللّه هو فيها نحن، و نحن فيها هو، و مع ذلك هو هو و نحن نحن‏.» 🌸بررسی سند: این جمله در هیچ یک از کتب قابل اعتماد نقل شده و تنها در کتب اهل تصوف و مانند ایشان ذکر شده است. فیض کاشانی در کتاب عين اليقين (الملقب بالأنوار و الأسرار- ج‏2، ص 277) می نویسد: ممّا ينسب إلى مولانا الصادق عليه السّلام- أيضا- و إن لم أره في كتاب معتمد عليه، أنه قال: «لنا حالات مع اللّه، و هو فيها نحن، و نحن فيها هو، و مع ذلك هو هو، و نحن نحن». ترجمه: همچنین از چیزهایی که به مولای ما صادق علیه السلام نسبت داده می شود –اگر چه آن را در کتاب قابل اعتمادی ندیدم- این است که فرمود: «لنا حالات مع اللّه، و هو فيها نحن، و نحن فيها هو، و مع ذلك هو هو، و نحن نحن» ‼️وقتی که حتی فیض کاشانی که خود اهل عرفان و حشو است؛ سند این نقل را معتبر نمی داند؛ دیگر چه انتظاری است که ما این روایت را بپذیریم؟! بررسی متن 1. یگانه بودن امام و خداوند در عین دوگانگی، هیچ معنای معقولی ندارد و تناقض محض و خلاف بدیهی است. 2. اختصاص یگانه بودن به برخی حالات، بی معنا و خلاف بدیهی عقل است. چگونه ممکن است که امام در برخی حالات با خدا یکی باشد و در برخی حالات نباشد؟! 3. این اختلاف حالت، مستلزم تغییر در ذات باری تعالی است. 4. این جمله با قرآن، روایات متواتره، اجماع مسلمین و ضرورت دین مخالف و کفر صریح است. 5. این جمله بدترین نوع غلو است. اگر «هو نحن و نحن هو» غلو نیست پس چه چیزی غلو است؟! مختصر البصائر ؛ ص264: [256/ 2] أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ عَلِيُّ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ، قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: «مَا جَاءَكُمْ مِنَّا مِمَّا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ فِي الْمَخْلُوقِينَ، وَ لَمْ تَعْلَمُوهُ، وَ لَمْ تَفْهَمُوهُ، فَلَا تَجْحَدُوهُ، وَ رُدُّوهُ إِلَيْنَا، وَ مَا جَاءَكُمْ عَنَّا مِمَّا لَا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ فِي الْمَخْلُوقِينَ فَاجْحَدُوهُ وَ لَا تَرُدُّوهُ‏ إِلَيْنَا» هر روایتی که از ما به شما رسید که در مورد مخلوقات ممکن بود؛ ولی آن را نمی دانستید و درک نمی کردید؛ آن را انکار نکنید و آن را به ما واگذار کنید و هر چه از ما به شما رسید که در مخلوقات ممکن نبود؛ آن را انکار کنید و به ما واگذار نکنید. چون اتحاد با ذات باری تعالی برای مخلوقات ممکن نیست؛ موظفیم روایت «هو نحن و نحن هو» را تکذیب نماییم. کسی جز صوفیه این روایت را جعل نکرده است؛ چنان که مشابه آن در کلماتشان زیاد است. مثلا ابن عربی در الفتوحات (4جلدی، جلد4، ص280) می نویسد: «الخواص ... تارة يقولون‏ نحن نحن و هو هو و تارة يقولون‏ هو نحن و نحن هو و تارة يقولون لا نحن نحن مخلصون و لا هو هو مخلص ثم صدق الله هؤلاء الخواص ...» @botshenasi
☘بررسی مستندات غلات (2) و اقامه فی سائر عالمه مقامه (مصباح المتهجد، ص 524) و خداوند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را در تمام عوالم هستی قائم مقام خود قرار داده است. ☝️بخشی از متنی است که غلات در اثبات مرام خود فرستاده اند. حال اصل روایت چیست؟ «أَقَامَهُ‏ فِي‏ سَائِرِ عَالَمِهِ فِي الْأَدَاءِ مَقَامَهُ» 📚 1. مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ؛ ج‏2 ؛ ص753 2. إقبال الأعمال (ط - القديمة) ؛ ج‏1 ؛ ص461 3. المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية) ؛ ص696 4. بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏94 ؛ ص113 تحریف گران لفظ «فی الاداء» را حذف کرده اند تا «تفویض» باطل را القاء کنند؛ در حالی که روایت در مقام بیان «تفویض اداء امر و تبلیغ شریعت» است. 🔶گفتنی است این جمله بخشی از خطبه منسوب به امیرالمؤمنین علیه السلام است که پیرامون سند و متن آن شبهاتی وجود دارد و قدیم ترین مصدری که تا کنون برایش یافته ایم؛ کتاب مجموع الاعیاد میمون طبرانی است که از رؤساء نصیریه می باشد. @botshenasi
☘بررسی مستندات غلات (3) ❌ مغالطه ی غلات: «تبارک الله احسن الخالقین» (مؤمنون، 14) چون خداوند «احسن الخالقین» است؛ پس جز او نیز خالق هایی وجود دارند؛ و چه کسی سزاوارتر از اهل بیت علیهم السلام به این وصف؟! ✅ پاسخ شیعه: «خلق» مشترک لفظی است. امام رضا علیه السلام در حدیثی طولانی اشتراک لفظی میان اسماء خداوند و مخلوقات را بیان کردند. ایشان فرمودند: «إِنَّمَا التَّشْبِيهُ فِي الْمَعَانِي فَأَمَّا فِي الْأَسْمَاءِ فَهِيَ وَاحِدَةٌ» (تشبیه [که باطل است] فقط در معنا است؛ اما اسماء واحد و مشترک است.) سپس به بیان اشتراک لفظی و تفاوت معنایی اسماء «واحد» ، «لطیف» ، «صانع» ، «سمیع» و «بصیر» میان خداوند و مخلوقات پرداختند. درباره تفاوت صنع خدا و بندگان فرمودند: أَنَّ كُلَّ صَانِعِ شَيْ‏ءٍ فَمِنْ شَيْ‏ءٍ صَنَعَ‏ وَ اللَّهُ الْخَالِقُ اللَّطِيفُ الْجَلِيلُ خَلَقَ وَ صَنَعَ لَا مِنْ شَيْ‏ءٍ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ غَيْرُ الْخَالِقِ الْجَلِيلِ خَالِقٌ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ‏ فَقَدْ أَخْبَرَ أَنَّ فِي عِبَادِهِ‏ خَالِقِينَ مِنْهُمْ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ خَلَقَ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِ اللَّهِ فَنَفَخَ فِيهِ فَصَارَ طَائِراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ السَّامِرِيُّ خَلَقَ‏ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ. هر کسی که صانع چیزی است؛ آن را از چیز دیگری ساخته است ولی خداوند لطیف جلیل خلق کرده و ساخته نه از چیز دیگری (بلکه خلق و صنع او بدون سابقه بوده است.) راوی میگوید: پرسیدم: فدایت شوم، آیا جز خالق جلیل هم آفریننده ای هست؟ امام فرمود: خداوند تبارک و تعالی می فرماید: فتبارک الله احسن الخالقین پس خبر داد که در میان بندگان نیز آفرینندگانی هستند مانند عیسی بن مریم که به اذن خداوند از گل صورت پرنده آفرید و در آن دمید و به اذن خدا پرنده شد و سامری که برای مردم مجسمه ی گوساله ای ساخت که صدا می داد. 📚توحید صدوق، چاپ جامعه مدرسین، ص61 تا 65 چنان که از بیان جامع امام رضا علیه السلام و دیگر روایات استفاده می شود؛ «خلق از عدم» مخصوص ذات باری تعالی است و اگر «خلق» به مخلوقات نسبت داده می شود؛ مشترک لفظی و به معنای «خلق مسبوق به ماده» است. از بیان امام رضا علیه السلام، تفسیر صحیح تعبیر «احسن الخالقین» که مستمسک غلات قرار گرفته؛ به خوبی روشن می شود. @botshenasi
☘بررسی مستندات غلات (4) «نحن صنائع الله و الناس صنائعنا» غلات این روایت را دلیل بر تفویض خلق به ائمه علیهم السلام می دانند. در پاسخ به آنان می گوییم: این روایت به دو شکل نقل شده است: 1. «صنائع لنا» فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ النَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ‏ لَنَا (نهج البلاغة، نامه 28) أوّل ما خلق اللّه نوري، ثم فتق منه نور علي، فلم نزل نتردّد في النور حتى وصلنا حجاب العظمة في ثمانين ألف سنة، ثم خلق الخلائق من نورنا فنحن صنائع‏ اللّه‏، و الخلق من بعد صنائع لنا. (مشارق أنوار اليقين؛ ص60) 2. «صنائعنا» نَحْنُ صَنَائِعُ‏ رَبِّنَا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنَائِعُنَا (الغيبة للطوسي؛ نشر دار المعارف الاسلامیة، ص285) در این روایات چند احتمال وجود دارد: 1. انعام و تربیت هو صَنِيعِي و صَنِيعَتِي‏ أَي‏ اصْطَنَعْتُه‏ و رَبَّيْتُه و خَرَّجْتُه‏ و أَدَّبْتُه. (تاج العروس؛ ج‏11 ؛ ص285) پس معنای حدیث این است که خداوند اهل بیت علیهم السلام را تربیت می کند و به آنان نعمت می بخشد و آنها نیز مردم را تربیت کرده و به آنان نعمت می بخشند؛ چنان که در روایت دیگر آمده: يَا كُمَيْلُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَدَّبَهُ اللَّهُ وَ هُوَ ع أَدَّبَنِي‏ وَ أَنَا أُؤَدِّبُ الْمُؤْمِنِينَ. (تحف العقول ؛ نشر جامعه مدرسین؛ ص171) 2. تشریف و تولیت صنيعة الملك‏ من يصطنعه الملك و يرفع قدره. (شرح نهج البلاغة؛ نشر كتابخانه آیت الله مرعشی؛ ج‏15 ؛ ص194) پس در این وجه معنای حدیث این است که خداوند منزلت اهل بیت ع را بالا برده و به آنان ولایت امور را سپرده و آنان نیز هر که را شایسته باشد؛ به خود نزدیک کرده و کارهایی را به او می سپارند. این کاربرد در بین عرب بسیار رایج است: «هذا صنيعة من صنائع بني أمية يقتل تحت رايات آل الزبیر» (أنساب ‏الأشراف، ج‏7، ص95) «و قد كان مسلم بن عمرو الباهلي من صنائع معاوية و ابنه يزيد» (مروج‏ الذهب، ج‏3، ص108) «... قتيبة بن مسلم بخراسان و موسى بن نصير بإفريقية و القاسم بن محمد بن القاسم الثقفي بالسند و الهند و هؤلاء كلهم عمالنا و صنائعنا و يقال إن البصرة كانت صنائع ثلاثة رجال عبد الله بن عامر و زياد و الحجاج فرجلان من أنفسنا و الثالث صنيعنا.» (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج‏15، ص 259) «... و أغلق الخادم أبواب دار الخليفة، و كانوا كلّهم صنائع المقتدر» (تاريخ ‏ابن ‏خلدون، ج‏3، ص474) البته معنای دوم نیز به معنای اول باز می گردد. 3. بیان غرض خلقت در این روایت اگر صنع به معنای خلقت باشد؛ معنایش این است که مردم برای اهل بیت ع آفریده شده اند نه این که اهل بیت علیهم السلام خالق آن ها باشند. در شعر سید رضی به معنای اول و سوم اشاره شده است: ان الخلائف و الأولى فخروا // بهم علينا قبل او بعد شرفوا بنا و لجدّنا خلقوا // و هم صنائعنا اذا عدوا 4. بیان منشأ خلقت چنان که از روایت مشارق الانوار بر می آید؛ مراد این است که خداوند خلق را از نور اهل بیت ع آفریده است نه آن که خود اهل بیت علیهم السلام خالق جهان باشد. البته این حدیث سند معتبری ندارد و در معنایش نیز ابهاماتی هست؛ مثلاً این که آیا همه چیز از نور اهل بیت (علیهم السلام) آفریده شده حتی شرور؟ 5. خلقت مسبوق به ماده در نهایت اگر کسی این روایت را به معنای صانع بودن اهل بیت علیهم السلام بداند –هر چند این وجه بعید است- ناچار باید آن را بر صنع مسبوق به ماده یا خلق اشیاء به دعای اهل بیت علیهم السلام حمل کند؛ زیرا به ضرورت مذهب و بنا بر نصوص متعدّد خلق از عدم، مخصوص ذات باری تعالی است. «كُلُّ صَانِعِ شَيْ‏ءٍ فَمِنْ شَيْ‏ءٍ صَنَعَ وَ اللَّهُ لَا مِنْ شَيْ‏ءٍ صَنَعَ مَا خَلَقَ» (الکافی، ج1، ص134) ترجمه: هر صانعی مصنوع خود را از چیزی آفریده ولی خداوند آفریدگان خود را از چیزی نساخته است. (بلکه بدون سابقه آن را ایجاد کرده است.) @botshenasi
🌱 بررسی مستندات غلات ادامه بخش ۴ «اخْتَلَفَ جَمَاعَةٌ مِنَ الشِّيعَةِ فِي أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَى الْأَئِمَّةِ (ص) أَنْ يَخْلُقُوا وَ يَرْزُقُوا. فَقَالَ قَوْمٌ هَذَا مُحَالٌ لَا يَجُوزُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى لِأَنَّ الْأَجْسَامَ لَا يَقْدِرُ عَلَى خَلْقِهَا غَيْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ آخَرُونَ بَلِ اللَّهُ أَقْدَرَ الْأَئِمَّةَ عَلَى ذَلِكَ وَ فَوَّضَ إِلَيْهِمْ فَخَلَقُوا وَ رَزَقُوا وَ تَنَازَعُوا فِي ذَلِكَ نِزَاعاً شَدِيداً فَقَالَ قَائِلٌ مَا بَالُكُمْ لَا تَرْجِعُونَ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ فَتَسْأَلُوهُ عَنْ ذَلِكَ لِيُوضِحَ لَكُمُ الْحَقَّ فِيهِ فَإِنَّهُ الطَّرِيقُ إِلَى صَاحِبِ الْأَمْرِ فَرَضِيَتِ الْجَمَاعَةُ بِأَبِي جَعْفَرٍ وَ سَلَّمَتْ وَ أَجَابَتْ إِلَى قَوْلِهِ فَكَتَبُوا الْمَسْأَلَةَ وَ أَنْفَذُوهَا إِلَيْهِ فَخَرَجَ إِلَيْهِمْ مِنْ جِهَتِهِ تَوْقِيعٌ نُسْخَتُهُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى هُوَ الَّذِي خَلَقَ الْأَجْسَامَ وَ قَسَّمَ الْأَرْزَاقَ لِأَنَّهُ لَيْسَ بِجِسْمٍ وَ لَا حَالٌّ فِي جِسْمٍ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ وَ أَمَّا الْأَئِمَّةُ (ع) فَإِنَّهُمْ يَسْأَلُونَ اللَّهَ تَعَالَى فَيَخْلُقُ وَ يَسْأَلُونَهُ فَيَرْزُقُ إِيجَاباً لِمَسْأَلَتِهِمْ وَ إِعْظَاماً لِحَقِّهِم.» (الاحتجاج، ج2، ص471) گروهی از شیعه در این که خداوند خلق و رزق را به ائمه ع تفویض کرده است؛ اختلاف کردند. گروهی گفتند: این محال است و از خداوند ممکن نیست زیرا جز خداوند کسی نمی تواند اجسام را بیافریند. و دیگران گفتند: بلکه خداوند؛ به امامان قدرت آن را داده و خلق و رزق را به آنها سپرده است. در این باره به شدت درگیر شدند. یک نفر گفت: چرا به ابوجعفر محمد بن عثمان (وکیل دوم امام عصر ع) رجوع نمی کنید و از او نمی پرسید تا حق را برایتان روشن کند؟ زیرا او راه رسیدن به صاحب الامر (ع) است. پس همگی به ابوجعفر عمروی راضی شدند و تسلیم قول او شدند. مسأله را نوشتند و برایش فرستادند. پس این توقیع بیرون آمد: «خداوند همان کسی است که اجسام را آفریده و ارزاق را تقسیم کرده زیرا نه جسم است و نه در جسمی حلول کرده و چیزی مانند او نیست و او شنوا و بینا است. ولی امامان از خداوند می خواهند پس خداوند خلق می کند و از خداوند درخواست می کنند پس خداوند روزی میدهد تا درخواست آنان را اجابت کرده باشد و حق آنان را بزرگ شمرده باشد.» ⚜نکته آخر این که روایت نهج البلاغة مرسل است. روایت مشارق نیز نبوی و مرسل است و در برخی کتب دیگر به نحو مرسل از مصادر اهل سنت نقل شده است. سند روایت الغیبة نیز مجهول است. @botshenasi
☘بررسی مستندات غلات (5) «علی ممسوس فی ذات الله» این روایت از مهمترین مستندات غُلات، صوفیه و فلاسفه است. ابتدا سخن یکی از غلاتِ عصر را بخوانید: «متن کامل حدیث هم از این قرار است که: قال رسول الله: ( لا تسبوا علیا فانه ممسوس فی ذات الله) . معنای حدیث: کلمه ی ممسوس از (مس) آمده. اهل لغت معتقدند: مس به معنای لمس کردن دو چیز همدیگر را گویند. و ممسوس در دو مورد استعمال شده است. اولا به معنای مخلوط و ممزوج است . و ثانیا به معنای مجنون است. از همین دو معناست که مرحوم علامه ی مجلسی در بحار در ذیل این حدیث تحت عنوان (بیان) مینویسد: ( ای... هو لشده حبه لله و اتباعه لرضاه کانه ممسوس ای مجنون کما ورد فی صفات المومن یحسبهم القوم انهم قد خولطوا و یحتمل ان یکون المراد بالممسوس المخلوط و الممزوج مجازا ای خالط حبه تعالی لحمه و دمه). یعنی: (اینکه پیامبر مولا علی را ممسوس فی ذات الله خواند یا به معنای مجنون و سرگشته ی در ذات خداست. کما اینکه در روایات دیگر مومن را مجنون خوانده اند. زیرا مردمان گمان میکنند که مومن - به جهت صداقت و راستی و پاکی فراوانش- مجنون است ولی در واقع اینچنین نیست. و یا اینکه مجازا مولا علی را مخلوط و ممزوج - فانی - در ذات خداوند دانسته اند. نکته ای که در این حدیث برای اهل فن مهم به نظر میرسد این است که مولا علی ممسوس فی ذات الله خوانده شده ، نه ممسوس فی صفات الله و فی فعل الله! و این مطلب بیانگر اوج عظمت مولا علی علیه السلام میباشد ...» ❌ در ادامه این کلمات را نقد کرده و حقیقت را بیان خواهیم کرد.
این غالی کلام مرحوم مجلسی را تحریف کرده است. کلام مجلسی چنین است: بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏39 ؛ ص313: بيان: أي يمسه الأذى و الشدة في رضاء الله تعالى و قربه أو هو لشدة حبه لله و اتباعه لرضاه كأنه ممسوس أي مجنون كما ورد في صفات المؤمن يحسبهم القوم أنهم قد خولطوا و يحتمل أن يكون المراد بالممسوس المخلوط و الممزوج مجازا أي خالط حبه تعالى لحمه و دمه. اولاً این غالی وجه نخست را که بهترین وجه است حذف نموده. ثانیاً وجه دوم را چنین ترجمه کرده: «یا به معنای مجنون و سرگشته ی در ذات خداست ...» که مجلسی اصلاً چنین چیزی نگفته بلکه فرموده: «یا به خاطر شدت محبت به خدا و پیروی از رضای او گویی ممسوس است یعنی دیوانه است؛ چنان که در صفات مؤمن وارد شده که مردم آنان را دیوانه می پندارند.» ثالثاً وجه آخر را نیز تحریف کرده است؛ زیرا مجلسی فرموده: «یعنی حبّ خداوند با گوشت و خون او آمیخته شده است» اما این غالی آن را چنین ترجمه کرده: «مجازا مولا علی را مخلوط و ممزوج - فانی - در ذات خداوند دانسته اند.» که دروغ آشکار است. آیا «ممسوس فی ذات الله» یعنی «فانی در ذات خدا» ؟!! اولاً «لمس شدن» و «مخلوط شدن» در ذات خداوند که مبرا از جزء و ترکیب است؛ معنا ندارد. ثانیاً ذات خداوند واحد مطلق است و اندکاک در آن به معنای اتحاد با او است و اعتقاد به آن کفر محض و بالاترین نوع غلو است. پس معنای این حدیث چیست؟!
✅ معنای حدیث با فرض صحّت لفظ چنان که خواهیم گفت؛ لفظ روایت تحریف شده است؛ اما با فرض صحت لفظ باید گفت: معنای صحیح حدیث همان وجه نخستی است که مجلسی فرموده است: «أي يمسه الأذى و الشدة في رضاء الله تعالى و قربه» یعنی در راه رضا و قرب خداوند به او اذیت و سختی می رسد. تاج العروس من جواهر القاموس ؛ ج‏8 ؛ ص474: أَمْسَسْتُه‏ الشَّيْ‏ءَ فمَسَّهُ‏. و منه‏ الحَدِيثُ‏: «و لم يَجِدْ مَسًّا مِن النَّصَبِ». هو أَوَّلُ ما يُحِسُّ به من التَّعَبِ، و يُطْلَق في كُلّ مَا يَنَالُ الإِنْسَانَ مِن أَذًى ... بنابراین «فی ذات الله» یعنی «لذات الله». این معنا در روایات متعدد با الفاظ مشابه به کار رفته است؛ مانند: 1. مَكْدُوداً فِي‏ ذَاتِ‏ اللَّهِ‏ (خطبه فدکیه: الإختصاص ؛ ص121 و بلاغات النساء، ص 25 و ...) 2. تَحَمَّلْتُمُ الْمَئُونَةَ فِي‏ ذَاتِ‏ اللَّهِ‏ (تحف العقول ؛ ص238) 3. وَ صَبَرْتُمْ فِي‏ ذَاتِ‏ اللَّهِ‏ (الكافي، نشر الإسلامية) ؛ ج‏4 ؛ ص)559 4. جَاهَدْتُمْ بِهِ فِي‏ ذَاتِ‏ اللَّهِ‏ ( الكافي، نشر الإسلامية ؛ ج‏8 ؛ ص361) و نمونه های متعدد دیگر. با این حال چنان که نشان خواهیم داد اصل حدیث چیز دیگری است که به این صورت تصحیف شده است.
⁉️اصل ماجرا چیست؟ در یکی از سفرهای جنگی، امیرالمؤمنین علیه السلام سپاه را ترک کرد و وقتی بازگشت؛ دید: سپاهیان لباسهای غنیمت گرفته شده را قبل از آن که به رسول خدا صلی الله علیه و آله برسانند؛ پوشیده اند. حضرت با آنان برخورد تندی کرد و لباس ها را پس گرفت و این باعث کینه ی آنان شد. وقتی در مکه خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدند؛ از امیرالمؤمنین علیه السلام بسیار شکایت کردند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به منادی فرمان داد که ندا دهد: ارْفَعُوا أَلْسِنَتَكُمْ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ خَشِنٌ‏ فِي‏ ذَاتِ‏ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ غَيْرُ مُدَاهِنٍ فِي دِينِهِ ... یعنی زبان خود را از [بدگویی به] علی بن ابی طالب ع بازدارید زیرا او به خاطر خدا خشن است و در دین او تسامح نمی کند ... (الإرشاد، شیخ مفید، چاپ کنگره، ج‏1، ص 173 و كشف الغمة، نشر بنی هاشمی، ج‏1، ص 236 و إعلام الورى؛ نشر الاسلامیة؛ ص131 و بحار الأنوار، چاپ بيروت، ج‏21، ص 385) ⚜ این اصل ماجرا است و جمله رسول اکرم صلی الله علیه و آله به الفاظ مختلف نقل شده است؛ مانند: 1. «خشن فی ذات الله» مناقب آل أبي طالب عليهم السلام؛ ج‏2 ؛ ص110 إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج‏15، ص 442 2. «اخشن فی ذات الله» بحار الأنوار، چاپ بیروت، ج‏107، ص 31 و إحقاق الحق ، ج‏15، ص 442و 443 و نیز ج4 ، ص240 و 242 و نیز ج‏20، ص 299 و 302 و نیز ج 31 ، ص 47 و 48 3. «اخیشن فی ذات الله» عمدة عيون صحاح الأخبار؛ ص273 و إحقاق الحق ، ج‏15، ص440 و 441 و 445 و نیز ج‏20، ص 300 و نیز ج‏22، ص 255 و نیز ج‏31، ص 46 و نیز ج‏4، ص 241 و 242 و 244 4. «مخشوشن فی ذات الله» إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج‏31، ص 46 و نیز ج‏15، ص 440 و 442 و 444 و نیز ج‏4، ص 241 و نیز ج‏20، ص 299 و نیز ج‏22، ص 255. همه این الفاظ و موارد دیگر معنای نزدیکی دارند. ☘در بسیاری از مصادر لفظ حدیث به صورت چهارم «مخشوشن فی ذات الله» نقل شده است. «مخشوشن» از فعل «اخشوشن» و به معنای شدید و خشن است. چنان که در حدیث دیگری نیز می خوانیم: إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ خَشِنٌ مُخْشَوْشِنٌ‏. (عيون الحكم؛ دار الحدیث؛ ص157 و غرر الحكم ؛ دار الکتاب الاسلامی؛ ص233) 🔷لفظ «مخشوشن» در تحریر بسیار شبیه «ممسوس» است؛ از این رو است که برخی از ناسخان و خوانندگان دچار اشتباه شده و حدیث مذکور را به صورت «ممسوس فی ذات الله» پنداشته اند. ولی با مقابله ی مصادر متعدد و الفاظ مختلف حدیث معلوم می شود که اصل آن «مخشوشن فی ذات الله» است. البته این مضمون به الفاظ مشابه در احادیث دیگر هم به کار رفته است؛ مانند: لَمْ أَرْجِعْ عَنِ الشِّدَّةِ فِي‏ ذَاتِ‏ اللَّهِ‏ وَ الْجِهَادِ لِأَعْدَاءِ اللَّهِ (وقعة صفين ؛ ص471) تَنَمُّرَهُ فِي‏ ذَاتِ‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ (خطبه فدکیه: معاني الأخبار ؛ ص355 و بلاغات النساء ؛ ص32) و موارد متعدّد دیگر.
☘بررسی مستندات غلات (6) «انا اصغر من ربی سنتین» یکی از غالیان عصر نوشته است: «حضرت مولا اميرالمؤمنان امام علی علی بن ابی طالب سلام الله علیه فرمودند: أنا اصغر من ربی بسنتين (من از خداوند دو سال کوچکتر هستم) مستدرک الصفينة البحار ج 6 ص 285. بحار الانوار مؤسسه الوفاء بيروت سال 1404 ه ق جلد 38 صفحه 278 بر منکر روايت صحيح السند اهلبيت علیهم السلام لعنت» [اشکالات لفظی متن از نویسنده جاهل است.] ‼️نویسنده نه می داند سند یعنی چه و نه می داند که صحیح به چه می گویند!! 🌱بررسی متن روایت: بر هر مسلمانی روشن است که ظاهر روایت کفر و مستلزم حدوث و محدودیت خداوند است و همه ی تأویلاتی که اهل اخبار برای آن کرده اند؛ به غایت خنک و پرتکلف است. 🌱بررسی سند روایت: این روایت فقط در کتب متأخر مانند مصابیح الانوار و ... بدون هیچ گونه سندی نقل شده است. اما آدرسی که نویسنده متن فوق داده؛ مصداق روشن تدلیس و فریبکاری است زیرا در متن بحار چنین روایتی نیست بلکه مصحح کتاب در پاورقی صفحه مذکور آن را آورده است. و در کتاب معاصر مستدرک سفینة البحار هم سندی برای این روایت ذکر نشده است. 🌿بنا بر نقل سید حیدر آملی این کلام در حقیقت از آن ابوالحسن خرقانی صوفی مشهور است: المقدمات من ‏نص‏النصوص، حیدر آملی (ص 203) : ... و ثالثهم الخرقانى الذي قال: «أنا أقل من ربّى بسنتين». اگر در زمان حیدر آملی این جمله به امام علی ع منسوب بود؛ حتماً ذکر می کرد؛ زیرا او بر جمع روایات جعلی صوفیه حرص تمام دارد. 🌿 حیدر آملی این جمله را در مواضع دیگر نیز به بعضی از عرفا نسبت داده است: المقدمات من‏ نص‏النصوص، ص 328: قال العارف: «انا اقلّ من ربّى بسنتين» المقدمات من‏نص‏النصوص، ص 453: ... قول العارف: «لا فرق بينى و بين ربّى الا انّى تقدمت بالعبودية» و قول غيره: «أنا أقلّ من ربّى بسنتين». نقد النقود، ص 663: قال بعضهم: «أنا أقلّ من ربّى بشيئين» 🌿 همچنین این جمله را از شطحیات ابن عربی دانسته اند: موسوعة كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ؛ ج‏1 ؛ ص1028: شطح: ... كقول ابن عربي: أنا أصغر من‏ ربي‏ بسنتين ... لغت نامه دهخدا، ذیل شطح: ... آنچه صوفیان گاه وجد و حال بیرون از شرع گویند ... چنانکه ابن عربی گفته : انا اصغر من ربی سنتین ... 🌿 حتی فیض کاشانی نیز که مرام حشوی و عرفانی دارد این جمله را به برخی عرفا نسبت داده است: رسائل فيض كاشانى ؛ ج‏1-تحقيق‏معنى‏قابليت ؛ ص11: روزى از فضيل عياض پرسيده‏اند كه «بسى مردم به اعمال شاقه و عبادات نافله مشغول و مواظبند، و جمعى كه ايشان را آنها نيست مى‏بينيم كه در احوال و مقامات از آن عمال و عباد در گذشته‏اند؛ از كجاست اين؟ گفت: از تفاوت استعداد» سائل ديگر گفت: «من أعدك الأول؟» يعنى مفتاح جود نخستين كه استعداد است چه بود؟ ديگرى بشنيد، گفت: «أنا أقل‏ من‏ ربي‏ بسنتين» يعنى بدو صفت از رب خود كمترم، باقى در همه اشتراك دارم ... 🌿 عبدالرزاق کاشانی نیز که از صوفیه قرن هشت است این جمله را به غیر معصوم نسبت داده است: مجموعه رسائل و مصنفات كاشانى ؛ ص603: ... و إذا تحققت‏ الحضرات الثلاث و امتداداتها تحقق معنى‏ قول من قال: أنا أقل‏ من‏ ربي‏ بسنتين! ...