بُت شناسی
🌱 نقد حافظ ۲
در شعر دوم دیوان حافظ، اشعاری میسراید که تصوف خود را آشکار میکند!
" دلم از صومعه بگرفت و خرقهء سالوس" معنی این بیت یعنی: دلم از صومعه و خرقهء ریا گرفته است. " کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا؟ "
بگو پیر مغان (پیر طریقت) کجاست؟ شراب ناب کجا؟ اشکارا شُرب خمر را فریاد میکشد! ایا شراب در اسلام حرام است یا خیر؟ در ادامه شعر خود میگوید: " چه نسبت است برندی صلاح و تقوی را" میگوید: تقوا و راستی چه ارتباطی با لا ابالیگیری دارد؟ در مصرع بعد تصوف خود و لاابالیگری را فریاد میکند!
" سماع وعظ کجا؟ نغمهء رباب کجا؟ "
معنی بیت این است که به من تقوا را گوش زد نکنید بلکه به من بگوید، سماع و اواز خوانی کجا است! در ادامه هم ابیاتی برای معشوقهء خود که معلوم نیست مانند همیشه مُغ بچه ای است یا خانمی میسراید! ایا او حافظ قران است؟ ایا حافظ شیعه است؟ کسی که به دنبال شراب و سماع و اواز خوانی است؟
#نشر_دهید
@botshenasi
🌱 حافظ و سماع ۳
عده ای معتقدند که حافظ شیعه بوده است! ابیاتی در دیوان حافظ موجوده است که گرایش آن را به تصوف رمز گشایی میکند. اما حافظ صوفیه خرابات است. ابیاتی در دیوان او موجود است که اصل عبادت صوفیه است. سماع از اساسی ترین اعمال صوفیه است که حافظ بارها جار میزند!
مطرب چه پرده ساخت كه در پرده سماع
بر اهل وجد و حال درهاي و هو ببست
غزل سی
سروبالاي من آن گه كه درآيد به سماع
چه محل جامه جان را كه قبا نتوان كرد
غزل صد و سی و شش
يار ما چون گيرد آغاز سماع
قدسيان بر عرش دست افشان كنند
غزل صد و نود و هفت
در سماع آي و ز سر خرقه برانداز و برقص
ور نه با گوشه رو و خرقه ما در سر گير
غزل دویست و پنجاه و هفت
ببين كه رقص كنان ميرود به ناله چنگ سي
كه رخصه نفرمودي استماع سماع
غزل دویست و نود و دو
در زواياي طربخانه جمشيد فلك
ارغنون ساز كند زهره به آهنگ سماع
غزل دویست و نود و سه
شاها فلك از بزم تو در رقص و سماع است
دست طرب از دامن اين زمزمه مگسل
غزل سیصد و چهار
گر از اين دست زند مطرب مجلس ره عشق
شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم
غزل سیصد و چهل
جواني باز ميآرد به يادم
سماع چنگ و دست افشان ساقي
غزل چهار صد و شصت
این ابیات بخوبی تمجید و عشق حافظ به سماع را نمایان میکند. البته الان عده ای می آیند و میگویند منظورش سماع صوفی نیست؛ بلکه نوعی عشق به خدا است. یا عده ای دیگر میگویند منظورش عشق به اهل بیت علیهم السلام است!
ولی به هر دو دسته میگوییم که خود را به دکتر نشان دهند.
@botshenasi
🌱 حافظ و شاهد بازی !!!
حافظ شیرازی علاقه بسیار زیادی به شاهد بازی داشته است. و اشعار خود را در ستایش و عشق بازیِ با شاهد خود سروده است.
مستي به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپرده اند به مستي زمام ما(۱۱)
اي شاهد قدسي كه كشد بند نقابت
و اي مرغ بهشتي كه دهد دانه و آبت(۱۵)
" حافظ، شاهد خود را قدسی میداند!"
حافظ شراب و شاهد و رندي نه وضع توست
في الجمله ميكني و فرو ميگذارمت(۹۱)
آن كه يك جرعه مياز دست تواند دادن
دست با شاهد مقصود در آغوشش باد(۱۰۵)
" به به، عشق به خدا در این بیت موج میزند!"
برو معالجه خود كن اي نصيحتگو
شراب و شاهد شيرين كه را زياني داد(۱۱۳)
" شرح این بیت با شما"!!!
شاهد آن نيست كه مويي و مياني دارد
بنده طلعت آن باش كه آني دارد(۱۲۵)
ساقي بيا كه شاهد رعناي صوفيان
ديگر به جلوه آمد و آغاز ناز كرد (۱۳۱)
در كار گلاب و گل حكم ازلي اين بود
كاين شاهد بازاري وان پرده نشين باشد (۱۶۱)
ز من بنيوش و دل در شاهدي بند
كه حسنش بسته زيور نباشد(۱۶۲)
" اصلا منظورش جوانان نیست بلکه مقصود عشق به خداوند است!"
شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب باز به پيرانه سر عاشق و ديوانه شد(۱۶۹)
مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقي را
لب گيري و رخ بوسي مينوشي و گل بويي(۴۹۵)
" استغفرالله خیال نکنید جناب لسان الغیب اهل ..... هستند! ایشان مقصودشان خداوند است!"
يا رب به كه شايد گفت اين نكته كه در عالم
رخساره به كس ننمود آن شاهد هرجايي (۴۹۳)
بر تو گر جلوه كند شاهد ما اي زاهد
از خدا جز ميو معشوق تمنا نكني(۴۸۰)
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صيد آن شاهد مطبوع شمايل باشي(۴۵۶)
" همه اش منظور خدا است!"
باده نوش از جام عالم بين كه بر اورنگ جم
شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختي (۴۶۳)
ز شور و عربده شاهدان شيرين كار
شكر شكسته سمن ريخته رباب زده(۴۲۱)
چو شاهدان چمن زيردست حسن تواند
كرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر كن(۳۹۷)
شاهد بخت چون كرشمه كند
ماش آيينه رخ چو مهيم( ۳۸۱)
بيرون جهيم سرخوش و از بزم صوفيان
غارت كنيم باده و شاهد به بر كشيم(۳۷۵)
جهان فاني و باقي فداي شاهد و ساقي
كه سلطاني عالم را طفيل عشق ميبينم (۳۵۴)
اين تقويم تمام كه با شاهدان شهر
ناز و كرشمه بر سر منبر نمي كنم
من ترك عشق شاهد و ساغر نمي كنم
صد بار توبه كردم و ديگر نمي كنم(۳۵۳)
" دیگر خود ایشان هر آنچه باید گفت"
من نه آن رندم كه ترك شاهد و ساغر كنم
محتسب داند كه من اين كارها كمتر كنم(۳۴۶)
شرح بیت با شما!
شاهدي از لطف و پاكي رشك آب زندگي
دلبري در حسن و خوبي غيرت ماه تمام(۳۰۹)
صلاح ما همه دام ره است و من زين بحث
نيم ز شاهد و ساقي به هيچ باب خجل(۳۰۵)
طره شاهد دنيي همه بند است و فريب
عارفان بر سر اين رشته نجويند نزاع(۲۹۳)
دلبرم شاهد و طفل است و به بازي روزي
بكشد زارم و در شرع نباشد گنهش(۲۸۹)
" خدایی این یکی را دیگربا خدا است، فکر بد نکنیم!"
زهد گران كه شاهد و ساقي نمي خرند
در حلقه چمن به نسيم بهار بخش(۲۷۵)
شاهدان در جلوه و من شرمسار كيسه ام
بار عشق و مفلسي صعب است ميبايد كشيد (۲۴۰)
ز ميوههاي بهشتي چه ذوق دريابد
هر آن كه سيب زنخدان شاهدي نگزيد(۲۳۹)
به دور گل منشين بي شراب و شاهد و چنگ
كه همچو روز بقا هفته اي بود معدود
ز دست شاهد نازك عذار عيسي دم
شراب نوش و رها كن حديث عاد و ثمود (۲۱۹)
به كوي ميكده يا رب سحر چه مشغله بود
كه جوش شاهد و ساقي و شمع و مشعله بود(۲۱۵)
از سر مستي دگر با شاهد عهد شباب
رجعتي ميخواستم ليكن طلاق افتاده بود (۲۱۲)
شاهدان گر دلبري زين سان كنند
زاهدان را رخنه در ايمان كنند (۱۹۷)
#نشر_واجب
@botshenasi
🌱 حافظ و مطربی !!!
ساقي به دست باش كه غم در كمين ماست(۴۷۹)
مطرب نگاه دار همين ره كه ميزني
بساز اي مطرب خوشخوان خوشگو
به شعر فارسي صوت عراقي(۴۶۰)
ساقي بده شرابي وصف رخ چو ماهش در پرده راست نايد
مطرب بزن نوايي ساقي بده شرابي(۴۳۲)
بزن در پرده چنگ اي ماه مطرب
رگش بخراش تا بخروشم از وي(۴۳۱)
خزينه داري ميراث خوارگان كفر است
به قول مطرب و ساقي به فتوي دف و ني(۴۳۰)
نديم و مطرب و ساقي همه اوست
خيال آب و گل در ره بهانه(۴۲۸)
مي كشيم از قدح لاله شرابي موهوم
چشم بد دور كه بي مطرب و ميمدهوشيم(۳۷۶)
چو در دست است رودي خوش بزن مطرب سرودي خوش(۳۷۴)
كه دست افشان غزل خوانيم و پاكوبان سر اندازيم
مطرب كجاست تا همه محصول زهد و علم
در كار چنگ و بربط و آواز ني كنم(۳۵۰)
گر از اين دست زند مطرب مجلس ره عشق
شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم(۳۴۰)
بر سر تربت من با ميو مطرب بنشين
تا به بويت ز لحد رقص كنان برخيزم(۳۳۵)
مبادا جز حساب مطرب و مي
اگر نقشي كشد كلك دبيرم(۳۳۲)
پرده مطربم از دست برون خواهد برد
آه اگر زان كه در اين پرده نباشد بارم(۳۲۴)
ساقي شكردهان و مطرب شيرين سخن
همنشيني نيك كردار و نديمي نيك نام
شاهدي از لطف(۳۰۹)
چه ره بود اين كه زد در پرده مطرب
كه ميرقصند با هم مست و هشيار
ابر آذاري برآمد باد نوروزي وزيد
وجه ميمي خواهم و مطرب كه ميگويد رسيد(۲۴۰)
مطرب از درد محبت عملي ميپرداخت
كه حكيمان جهان را مژه خون پالا بود(۲۰۳)
مفلسانيم و هواي ميو مطرب داريم
آه اگر خرقه پشمين به گرو نستانند(۱۹۳)
مطرب بساز پرده كه كس بي اجل نمرد
وان كو نه اين ترانه سرايد خطا كند(۱۸۶)
حاجت مطرب و مينيست تو برقع بگشا
كه به رقص آوردم آتش رويت چو سپند(۱۸۱)
داشتم دلقي و صد عيب مرا ميپوشيد
خرقه رهن ميو مطرب شد و زنار بماند(۱۷۸)
مطرب از گفته حافظ غزلي نغز بخوان
تا بگويم كه ز عهد طربم ياد آمد(۱۷۳)
به مطربان صبوحي دهيم جامه چاك
بدين نويد كه باد سحرگهي آورد(۱۴۶)
به قول مطرب و ساقي برون رفتم گه و بي گه
كز آن راه گران قاصد خبر دشوار ميآورد(۱۴۶)
مباش بي ميو مطرب كه زير طاق سپهر
بدين ترانه غم از دل به در تواني كرد(۱۴۳
مژدگاني بده اي دل كه دگر مطرب عشق
راه مستانه زد و چاره مخموري كرد(۱۴۱)
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
كه بدين راه بشد يار و ز ما ياد نكرد(۱۳۸)
اين مطرب از كجاست كه ساز عراق ساخت
و آهنگ بازگشت به راه حجاز كرد(۱۳۳)
مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد
نقش هر نغمه كه زد راه به جاي
سزدم چو ابر بهمن كه بر اين چمن بگريم
طرب آشيان بلبل بنگر كه زاغ دارد(۱۱۷)
تا مطربان ز شوق منت آگهي دهند
قول و غزل به ساز و نوا ميفرستمت(۹۰)
مطرب چه پرده ساخت كه در پرده سماع
بر اهل وجد و حال درهاي و هوبست
چه ساز بود كه در پرده ميزد آن مطرب
كه رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست(۲۲)
دلم ز پرده برون شد كجايي اي مطرب
بنال هان كه از اين پرده كار ما به نواست(۲۲)
ساقي و مطرب و ميجمله مهياست ولي
عيش بي يار مهيا نشود يار كجاست(۱۹)
من از ورع ميو مطرب نديدمي زين پيش
هواي مغبچگانم در اين و آن انداخت(۱۶)
ساقي به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو كه كار جهان شد به كام ما(۱۰)
حديث از مطرب و ميگو و راز دهر كمتر جو
كه كس نگشود و نگشايد به حكمت اين معما را(۳)
@botshenasi
🌱 حافظ و اعتیاد به شراب
كه اي صوفي شراب آن گه شود صاف
كه در شيشه بماند اربعینی (۴۸۰)
نوش كن جام شراب يك مني
تا بدان بيخ غم از دل بركني
دل گشاده دار چون جام شراب
سر گرفته چند چون خم دني(۴۷۸)
اگر اين شراب خام است اگر آن حريف
پخته
به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامي (۴۶۸)
اين خرقه كه من دارم در رهن شراب اولي
وين دفتر بي معني غرق ميناب اولي
تا بي سر و پا باشد اوضاع فلك زين دست
در سر هوس ساقي در دست شراب اولي (۴۶۶)
نخفتهام ز خيالي كه ميپزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه كجاست (۲۲)
ما را ز خيال تو چه پرواي شراب است
خم گو سر خود گير كه خمخانه خراب است (۲۹)
چون نقش غم ز دور ببيني شراب خواه
تشخيص كرده ايم و مداوا مقرر است (۳۹)
از چار چيز مگذر گر عاقلي و زيرك
امن و شراب بي غش معشوق و جاي خالي (۴۶۲)
شرح این بیت با دوستان!
از فريب نرگس مخمور و لعل ميپرست
حافظ خلوت نشين را در شراب انداختي (۴۳۳)
مخمور جام عشقم ساقي بده شرابي
پر كن قدح كه بي ميمجلس ندارد آبي
وصف رخ چو ماهش در پرده راست نايد
مطرب بزن نوايي ساقي بده شرابي (۴۳۲)
سخا نماند سخن طي كنم شراب كجاست
بده به شادي روح و روان حاتم طي (۴۳۰)
دوش رفتم به در ميكده خواب آلوده
خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده (۴۲۳)
گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلوده ست
مگر از مذهب اين طايفه بازآمده اي (۴۲۲)
سلام كردم و با من به روي خندان گفت
كه اي خماركش مفلس شراب زده(۴۲۱)
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
كاين سر پرهوس شود خاك در سراي تو(۴۱۱)
نخفتهام ز خيالي كه ميپزد دل من
خمار صدشبه دارم شرابخانه كجاست(۲۲)
شراب خورده و خوي كرده ميروي به چمن
كه آب روي تو آتش در ارغوان انداخت(۱۶)
راه دل عشاق زد آن چشم خماري
پيداست از اين شيوه كه مست است شرابت(۱۵)
چون نقش غم ز دور ببيني شراب خواه
تشخيص كرده ايم و مداوا مقرر است
دي وعده داد وصلم و در سر شراب داشت
امروز تا چه گويد و بازش چه در سر است(۳۹)
#نشر_واجب
@botshenasi
🌱 دین و مذهب حافظ چه بود؟
در مورد حافظ نقل های کثیری است. عده ای معتقدند او صوفی است، عده ای معتقدند مسیحی است، او را سنی و زرتشتی خوانده اند! حتی کسانی او را شیعه هم معرفی کردند. هرکدام هم از اشعار او برای خود دلیلی اقامه میکنند. چون از مُغ میگوید، او را زرتشتی میخوانند. صومعه را تکریم میکند او را مسیحی میدانند! مذمت تصوف میکند و از سیر و سلوک میگوید! او را شیعه میخوانند چون گفته است، " قرآن ز بر بخوانی از چارده روایت"!
اما به راستی دین حافظ چه بوده است؟
حافظ به هیچ دین و مذهبی اعتقاد نداشته است. اصلا خود را پای بند دین و فرقه ای نمیکرده است. او لا ابالی بوده است. عاشق شراب نوشیدن بودن و شاهد بازی! شیفته پیرمغان و مداح صومعه! و در مقام استهزاء مومنین که در اشعارش آن ها را زاهد خوانده است.
من نخواهم كرد ترك لعل يار و جام مي
زاهدان معذور داريدم كه اينم مذهب است، او در این بیت میگوید: من ترک شاهد بازی و شراب خواری نمیکنم! و گفته این مذهب من است. مومنی که او را امر به معروف میکردند را رد کرده است. او پای بند شریعت نبوده است زیرا میگوید: اي نازنين پسر تو چه مذهب گرفته اي ، کت خون ما حلالتر از شير مادر است، در وصف شاهدش این بیت را سروده که حاضر است برای او جان دهد.
او شراب خواری را برای خود حلال میدانسته است، اما بدون حضور معشوقه اش می را حرام میدانسته است.
در مذهب ما باده حلال است وليكن، بي روي تو اي سرو گل اندام حرام است
در کدام مذهب شراب خواری حلال است جز عده ای بی دین و ایمان؟
گفتم شراب و خرقه نه آيين مذهب است
گفت اين عمل به مذهب پير مغان كنند!
حافظ خود را در بند نمیخواسته و مثل عده ای که الان دنبال فحشا هستند به اسم آزادی، بوده است.
اگر شراب خوري جرعه اي فشان بر خاك
از آن گناه كه نفعي رسد به غير چه باك
در یکی از ابیاتش به کلی منکر همه چیز شده و جالب است در آن شعر از همه دینها و فِرق ها تمجید هم نموده است
چه دوزخی چه بهشتی چه آدمی چه پری
به مذهب همه كفر طريقت است امساك
حافظ خود را فردی زرنگ میدانسته که با همه هست و هر کاری دلش میخواهد انجام دهد.
سالها پيروي مذهب رندان كردم
تا به فتوي خرد حرص به زندان كردم
در مذهب طريقت خامي نشان كفر است
آري طريق دولت چالاكي است و چستي
حافظ علاقه خود به بچه بازی را هیچگاه کتمان نکرده است و کسانی که او را مذمت میکردند را مسخره کرده است.
شراب لعل كش و روي مه جبينان بين
خلاف مذهب آنان جمال اينان بين
گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلوده ست
مگر از مذهب اين طايفه بازآمده اي
او خودش را صاحب مذهب میدانسته است و تفکر خود را برتر از دیگران میدانسته است.
بجز ابروي تو محراب دل حافظ نيست
طاعت غير تو در مذهب ما نتوان كرد
اما شخصیت او، شخصیتی بدون ثبات بوده است که معلوم است گاهی در عالم مستی خود حرفی زده و دوباره انکار آن میکرده است.
فكر خود و راي خود در عالم رندي نيست
كفر است در اين مذهب خودبيني و خودرايي
اما علت مذمت صوفیه توسط او به شاهد بازی بر میگرد. آنقدر شاهد بازیِ او اوج میگیرد که صوفیه هم او را مذمت میکنند که حافظ در مقام پاسخ میگوید
صوفيان جمله حريفند و نظرباز ولي
زين ميان حافظ دلسوخته بدنام افتاد
آنچه دیوان حافظ به ما نشان میدهد این است که او فردی دائم الخمر، بچه باز و لا ابالی است. حافظ تلفیقی از تمام مذاهب و ادیان به اضافه اندیشه خود این شخص! علت تقدس دادن او چیست؟ جز نشر بی بند و باری فحشا!
@botshenasi
آنگاه هدایت شدم تیجانی.pdf
حجم:
1.8M
کتاب 📚 "...آنگاه هدایت شدم"
نوشته شیعه شناس معروف، دکتر تیجانی
این کتاب میلیونها نفر را در جهان شیعه کرده
@botshenasi
امام رضا «علیه السلام»:
در نزد هرکسی که صحبتی از صوفیه شود و او انکار آنان را به دل و زبان ننماید، چنین کسی از ما اهل بیت نیست.
و هرکس انکارشان کند مانند کسی است که در رکاب رسول خدا «صلی الله علیه وآله» با دشمنان خداوند متعال جنگ نموده است.
سفینة البحار: ج۲.
که جناب آقای «آهی» این روایت را به شعر در آورده اند:
گوش کن ای شیعهء والا تبار
این روایت را، شوی تا هوشیار
از مقدّس مرجع عالی مقام
در حدیقه، شیعه را هست این پیام
باشد آن پیغام دستور العمل
کان بود بر شیعه، احلی من عسل
این چنین گفتا امام هشتمین
خوش حدیث نغز بهر حفظ دین
ذکر صوفیه، اگر گاه سخن
بر زبان راند کسی در انجمن
بشنود هرکس، چه زن باشد چه مرد
نیست از ما، گر که نفی آن نکرد
ور کند انکارشان در آن زمان
با دلیل و منطق و قلب و زبان
مثل آن مانَد که بنماید جهاد
در رکاب احمد آن خیر العباد
هست «آهی» این نتیجه زین پیام
پیروی از صوفیه باشد حرام
@botshenasi
🌱 امام جواد علیه السلام و تفرقه افکنی!
حال که عده ای میگویند اقا لعن نکنید، باعث اختلاف نشوید، برادران اهل سنت جان ما هستند! امام معصوم هم راضی به این امر نیست! یکی از تفرقه افکنان که به مقدسات برادران اهل سنت توهین که جای خود دارد، جسارت کرده است امام جواد علیه السلام است. اگر اسوه و الگوی ما معصومین است باید مثل امام جواد علیه السلام رفتار کنیم. حدیث شریف است که امام جواد علیه السلام سه الی چهار ساله بودند.
وَ أَخْبَرَنِي أَبُو الْحُسَيْنِ مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ بْنِ مُوسَى، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي (رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ)، قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي زَكَرِيَّا بْنُ آدَمَ، قَالَ: إِنِّي لَعِنْدَ الرِّضَا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِذْ جِيءَ بِأَبِي جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، وَ سِنُّهُ أَقَلُّ مِنْ أَرْبَعِ سِنِينَ، فَضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَى الْأَرْضِ، وَ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَأَطَالَ الْفِكْرَ، فَقَالَ لَهُ الرِّضَا (عَلَيْهِ السَّلَامُ): بِنَفْسِي أَنْتَ، لِمَ طَالَ فِكْرُكَ؟ فَقَالَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): فِيمَا صُنِعَ بِأُمِّي فَاطِمَةَ (عَلَيْهَا السَّلَامُ)، أَمَا وَ اللَّهِ لَأُخْرِجَنَّهُمَا ثُمَّ لَأُحْرِقَنَّهُمَا، ثُمَّ لَأُذَرِّيَنَّهُمَا، ثُمَّ لَأَنْسِفَنَّهُمَا فِي الْيَمِّ نَسْفاً. فَاسْتَدْنَاهُ، وَ قَبَّلَ مَا بَيْنَ عَيْنَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي، أَنْتَ لَهَا. يَعْنِي الْإِمَامَةَ.
زکریا بن آدم گفت : در خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم که حضرت جواد علیه السلام را در حالیکه سن شریف ایشان کمتر از چهار سال بود نزدحضرتشان آوردند دست خود را بر زمین زد و سر خود را به طرف آسمان بلند کرد و مدتی در فکر فرو رفت حضرت رضا علیهالسلام فرمودند:
فدایت شوم در چه باره اینقدر فکر می کنی ؟
عرض کرد : در آن رفتار زشت و ظالمانه ای که با مادرم فاطمه سلام الله علیها نمودند بخدا قسم آن دو ظالم را از قبر بیرون می آورم بدن آنها را به آتش می سوزانم و خاکسترش را بر باد میدهم و آن ها را در دریا سرازیر می کنم.
حضرت رضا علیه السلام او را در بر گرفتند و بین دو چشمان مبارک او را بوسیدند و فرمودند : پدر و مادرم به فدایت تو شایسته و سزاوار منصب امامتی .
دلائل الإمامة صفحه ۴۰۰
دوستان مدعی وحدت اگر آنجا بودند چه میکردند؟ یعنی میخواستند بگویند امام جواد علیه السلام معاذ الله از انگلیس پول میگیرد، تفرقه بین مسلمین ایجاد کند؟ در دل یک بچه شیعه همیشه باید بغض و آتش انتقام از ابابکر و عمر شعله ور باشد. غیر از این باشد از صراط مستقیم خارج شده است. اساس مذهب ما برائت از این دو ملعون است. گوشت و خون و ذره ذره بدن و روح ما از این دو نجس بیزار است. نمیتوانیم تکریمشان کنیم. حال به هر جا میخواهند ما را نسبت دهند ما پیروی از جواد الائمه علیه السلام میکنیم
#نشر_دهید
@botshenasi
🌱 عید غدیر چه میکنیم؟
ایام سال نو که میشود از یک ماه قبل خانه تکانی میکنند، دکوراسیون عوض میکنند، عده ای به شستشو فرش و مبل مشغول میشوند، بعد که کارهای خانه تمام شد، میروند آجیل و شیرینی و گوشت و مرغ میخرند، حالا نوبت اعضای خانواده است که بروند و لباس های نو بخرند! پول های نو میگیرند و عیدی میدهند! اقوام و دوستان را به شام دعوت میکنند، صله رحم به جا می اورند! چرا عید غدیر این کارها را نمیکنی؟ عید بزرگتر از غدیر هم مگر داریم؟ افضل اعیاد امتی! عید غدیر هم خانه تکانی کن! عید غدیر هم لباس نو بخر! عید غدیر هم عیدی بده! عید غدیر هم اقوام و بستگان را دعوت کن! صله رحم به جای بیاور و بگو بخاطر غدیر امدم! حالا عده ای میگویند مگر ما سید هستیم، عید غدیر، عید سادات است! امام صادق علیه السلام فرمود: رحم الله من احیا امرنا! احیا کنید امر آل الله را! باز هم تکرار میکنیم در غدیر است که رزق محرم میدهند، اگر کم بگذاری تو محرم کمت میگذارند! برای غدیر بیش از همه مایه بگذارید! غدیر ریشه ماست، اساس ماست، غدیر نباشد، هیچکدام مناسبت های ما معنا پیدا نمیکند، ایام عزاداری رنگ میبازد، محرم و صفر بی معنی میشود، از رسول الله صلی الله علیه و آله تا امام عسکری علیه السلام را به شهادت رساندند، فقط بخاطر اینکه میفرمودند: غدیر! این همه شیعه از صدر اسلام تا امروز کشته میشود بخاطر، غدیر! ریشت را در خاک نگذاری طوفانی نهالت را میبرد! تویی که به عشق امام حسین علیه السلام از دو ماه پیش روز شمار محرم زدی، امام حسین علیه السلام را کشتن، بخاطر اینکه خواست غدیر را احیا کند! پس وظیفه حسینیون معلوم است! غدیر، غدیر، غدیر!
@botshenasi