‹ هردودرنھـٰایتمۍمیرند ›
دستهایم را نوازش کردی و بوسیدی، بعد گفتی:
با همین دستها برای من مینویسی؟
با همین دستهای بوسیدنی و گیرا؟:)
بپذیرید بچه ها. همه چیز رو بپذیرید و رها کنید. اگر کسی دوستون نداره. اگر کسی باهاتون ارتباطشو کم می کنه. اگر کسی ازتون متنفره، اگر کسی ازتون دور می شه. اگر زندگی اون طور که می خواستین پیش نمی ره. هیچی جز پذیرش و گذشتن نشون نمی ده چقدر بالغ هستین.
‹ هردودرنھـٰایتمۍمیرند ›
لبخند بزن گرچه دلت پر شده از درد؛
تا گریه نفهمد، به سرت، غصه چه آورد!
قهوه اش رو تموم کرد و گفت :
یه روزی خاک قدر بارونو میدونه ولی اون روز دیگه بارون نمیباره ، قشنگ بود.
بند بندِ
استخوان هایم
جزء به جزء
وجودم
از غمِ
نبودت
فریاد
می کشند