eitaa logo
🚩 انجمن علمی «مطالعات تمدنی» و «غرب‌شناسی» دانشگاه باقرالعلوم علیه‌السلام قم🇮🇷
280 دنبال‌کننده
240 عکس
88 ویدیو
7 فایل
🌖﷽هدف ما در انجمن علمی مشترک «مطالعات نظری تمدن» و «غرب‌شناسی انتقادی» [مقطع دکتری]، تسهیل مسیر نیل به «تمدن نوین اسلامی» در پرتو شناخت صحیح غرب و طرح مسائل ایجابی تمدن اسلامی است. ✓غرب شناسی انتقادی: @RuholahM ✓مطالعات نظری تمدن: @Rahi313
مشاهده در ایتا
دانلود
یادداشت کوتاه از شخصیت چند وجهی رهبر شهید حضرت آیت الله سید علی خامنه ای ✍ نویسنده: جواد طلوع رضائی صفار دانشجوی دکتری رشته مطالعات نظری تمدن دانشگاه باقرالعلوم قم «من وقتی به شخصیت تمدنی سید علی خامنه‌ای فکر می‌کنم، حس می‌کنم که یک ترکیب عجیب از سنت و نوآوری توی یک آدم جمع شده. از یک سو، ریشه‌های عمیق دینی‌اش مثل ریشه‌های یک درخت که توی خاک تاریخی ایران فرو رفته، به‌وضوح حس می‌شه؛ از دیگه سو، نگاهش به تکنولوژی و علم، گاهی شبیه به یک مهندسی می‌مونه که می‌خواد پل‌های جدیدی بین گذشته و آینده بسازه. این دوگانگی توی ذهن من جالب‌ترین بخش شخصیت ایشان رو تشکیل می‌ده. اولین چیزی که منو جذب می‌کنه، اینه که ایشون همیشه می‌گفتند «تمدن ما باید بر پایهٔ ارزش‌های اسلامی باشد». اما این فقط یک شعار سطحی نیست؛ برای من این یعنی اینکه او سعی می‌کنه یک چارچوب اخلاقی واضح برای پیشرفت علمی و اقتصادی فراهم کنه. به‌جای اینکه علم و دین رو به‌عنوان دو رقیب ببینه، ایشون می‌خواستند هر دو رو در کنار هم ببینند، مثل دو ساز که وقتی درست تنظیم بشن، موسیقی زیبا می‌سازند. این ایده توی ذهن من به‌خصوص وقتی به پروژه‌های تحقیقاتی‌مون در دانشگاه نگاه می‌کنم، این حس رو منتقل می‌کنه که می‌تونیم بدون اینکه هویت‌مون رو از دست بدیم، در حوزه‌های نوین مثل هوش مصنوعی یا نانو فناوری پیشرفت کنیم. دومین نکته‌ای که منو به فکر می‌اندازه، نگاه ایشون به «اقتصاد مقاومتی»بود. برای من این مفهوم فقط به معنی تحمل تحریم‌ها نیست؛ بلکه یک فلسفهٔ خودکفایی است که می‌خواد مردم رو به تولید داخلی و نوآوری تشویق کنه. وقتی می‌بینم که در برخی دانشگاه‌ها تیم‌های تحقیقاتی به‌دنبال ساخت تجهیزات بومی هستند، حس می‌کنم که این ایده در عمل هم می‌تونه به‌وجود بیاد. البته من هم می‌دونم که مسیر این راه پر از چالش‌های فنی و مالیه، اما این همون جاییه که می‌تونیم با ترکیب دانش غربی و ارزش‌های بومی، یک مسیر میانی پیدا کنیم. از نظر شخصیتی، ایشون به‌نظر می‌رسه که همیشه سعی می‌کردند «صداهای مختلف» رو در یک گفت‌و‌گوی ملی جمع‌آوری کنن. حتی وقتی نظرات مخالفی میاد، ایشان تمایل داشتند که به‌صورت کلی به «مصلحت ملی» اشاره کنن و سعی می‌کردن از تفرقه جلوگیری کنن. این رفتار برای من نشون می‌ده که او به‌جای تمرکز بر قدرت شخصی، به «پایداری ساختار» اهمیت می‌دادند. البته این نگاه می‌تونه در برخی مواقع به‌نظر برسه که آزادی‌های فردی فشرده می‌شه، اما از دید من، هدف اصلی حفظ یک چارچوب اجتماعی است که در طول تاریخ ایران به‌عنوان «تمدن» شناخته می‌شده. یکی دیگه از ویژگی‌های جالب حضرت اقا، علاقه به «مطالعهٔ مستمر»بود. من توی مصاحبه‌ها و سخنرانی‌هایشان چندین بار شنیدم که ایشان به کتاب‌های کلاسیک اسلامی و هم‌چنین متون فلسفی غربی اشاره می‌کردند. این ترکیب برای من نشون می‌ده که یک رهبر می‌تونه همزمان به‌دنبال ریشه‌های خود و هم به‌دنبال ابزارهای نوین برای حل مشکلات باشد. این حس «پُل‌زدن» بین دو جهان، در ذهن من یک الگوی فکری ایجاد می‌کنه که می‌تونه در پژوهش‌های دکتری‌ام به‌کار بره؛ یعنی نه‌تنها به‌دنبال پیشرفت تکنیکال باشیم، بلکه به‌دنبال معنا و ارزش‌های انسانی هم بگردیم. اساسا وقتی به «نقش رهبری» در بستر تمدنی نگاه می‌کنم، می‌بینم که برای من شهید سیدعلی خامنه ای نماد یک «نقش‌پذیری» است؛ یعنی کسی که می‌دونه چه زمانی باید پیش‌قدم شود و چه زمانی باید بگذارد دیگران ایده‌های خود را پیش ببرند. این تعادل بین هدایت و واگذاری، برای من یک الگوی مدیریتی مهمه که می‌خوام توی پروژه‌های پژوهشی‌ام هم به‌کار ببرم. به‌عبارت دیگر، رهبری به‌معنی «پشتیبانی از خلاقیت جمعی» می‌تونه باشه، نه صرفاً «دست‌گیری تک‌نفره». به‌نظر من، شخصیت تمدنی رهبر شهید ترکیبی از احترام به ریشه‌ها، تشویق به نوآوری، و تلاش برای حفظ وحدت ملی بود؛ ویژگی‌هایی که اگر به‌درستی درک و به‌کار گرفته بشه، می‌تونه به‌عنوان یک چارچوب فکری برای ما دانشجویان دکتری هم‌زمان علمی و انسانی مفید باشه.» 🌇 انجمن علمی مشترک «غرب‌شناسی» و «مطالعات تمدنی» 🌔@Bou_COCS
بسم الله الرحمن الرحیم «در رثای خانواده هشت نفره‌ی بهشتی نور» امروز روز تشییع دوم و خاکسپاری در بهشت زهرا است. تشییع اول چهارشنبه روی دست های هزاران هزار تهرانی در میدان انقلاب بود. با خاله و عمو (این لقب تمام دوست های بابا و مامان است) سالهایی همسایه بودیم. در عالم بچگی گاهی می‌شنیدیم عمو لبنان رفته یا از لبنان برگشته، اما درکی از چرایی این آمد و شدها نداشتیم. کاری هم نداشتیم. برای برادرها علی مهم بود که هر روز با پسرهای دیگر از سر تا ته کوچه جمع می‌شدند و بازی می‌کردند، برای خواهرها هم زهرا. من که قدری بزرگتر بودم سر و کارم با خاله اشرف بود. هنوز آن خانه بی آلایش خاله یادم هست، آن چهره صمیمی و گرم، آن مهمانی زنانه در اعیاد اهل بیت علیهم السلام، آن تسبیحی که خاله دور گردنش داشت و من ندیدم که گردنبند هم داشته باشد. چقدر این خصلت هایش را دوست داشتم. حوالی زمانی بود که دستور مانور تجمل صادر شده بود اما خاله اشرف با وجود مکنتی که داشت زیر بار آن نرفت که نرفت. بعدها دست تقدیر ما را از هم جدا کرد و شنیدم زهرا سه فرزند پشت هم دارد. مدت کوتاهی بعد، از ترور بیولوژیک همسرش گفتند. خدا می‌داند من چقدر غصه این دختر را خوردم. اما آنکه برایم تعریف می‌کرد، از صبر وصف ناشدنی زهرا می‌گفت. اینکه چطور تسلیم امر خداست و هیچ شکایتی نمی‌کند و می‌گوید غم‌ من پیش دریای غم حضرت زینب سلام الله علیها هیچ است. فکرش را بکن با سه بچه قد و نیم قد که کوچکترینش، نور، نوزاد بود داغ همسر ببینی آن هم شهادتی که شهادت هست و شهادت نیست. وقتی دوستانم خبر شهادت این هشت نفر دادند، قلبم فشرده شد. عکس اسکلت خانه نشان می‌داد نباید چیز زیادی ازشان باقی مانده باشد. اما از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، بعدترش خوشحال شدم. شهادت مزد عمو بود. مزد او که عمری در گمنامی مجاهدت کرده بود و مزد خاله که تمام این سالها همراه او بود. و مزد بچه هایی که در دامن پر مهر این مرد و زن الهی بزرگ شده و همگی تا توانستند برای این نظام مقدس دویدند و راضی به رضای الهی بودند. امروز بچه‌ها گفتند این هشت شهید نورانی، خانوادگی در کنار هم به خاک سپرده شدند. شهادت گوارای وجودتان ای خانواده بابرکت پر از نور... ✍ ز.ع.ب دانشجوی دکتری مطالعات نظری تمدن 🌇 انجمن علمی مشترک «غرب‌شناسی» و «مطالعات تمدنی» دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام قم 🌔@Bou_COCS