انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
📚 جهان های اجتماعی 🖋 حجتالاسلام والمسلمین دکتر حمید پارسانیا ▫️لینک تهیه کتاب 📲 https://ppng.ir/
فرهیختگان گرامی این کتاب چاپ تموم می باشد که به در خواست انجمن فلسفه علوم اجتماعی و مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه به زودی چاپ خواهد شد، برای تهیه دوستان می توانند از طریق لینک سفارش بدهند.
📌 تاملی کوتاه در نسبت فلسفه و علوم اجتماعی
🔹 ما هرگز نخواهیم توانست واقعیت را نادیده بگیریم؛ حتی اگر فیلسوفی درباره امری انتزاعی بحث کند (مثلاً در بحث هگل درباره “تفکر انتزاعی”)، در نهایت او نیز در حال پرداختن به وجهی از واقعیت است. حتی مفهوم “ترانسندنتال” در فلسفه کانت یا “نسبیت” در اندیشه نیچه، همگی ظهورهایی از واقعیت اند و از آن جدا نیستند. البته که نمیتوان ظهور واقعیت در تفکر علامه طباطبایی را با ظهور واقعیت در تفکر کانت یکی دانست اما هیچ یک از این دو تفکر خارج از واقعیت نیستند.
🔹با این سیطره از واقعیت که آن را نه یک امری انتزاعی و مفهومی بلکه امری مطلق خواهیم یافت؛ فلسفه تمام طفرهها و گریزها را از عالم جمع میکند. هیچ راه فراری در عالم باقی نمیماند. البته که اگر کثره را از عالم خارج کنیم باز همچنین واقعیت را از اطلاق آن انداخته ایم و البته که ماهیت را برای تصویر کثره نیاز نخواهیم داشت. فلسفه، خود، متن زندگی است. پس چگونه میتوان آن را انتزاعی و غیرواقعی دانست؟ انتزاع به معنای جدایی از واقعیت و بی تأثیری بر کنش انسان است، در حالی که فلسفهٔ حقیقی چنین نیست.
🔹در طول تاریخ، این ظهورهای گوناگون واقعیت (فلسفهها) سرنوشتهای متفاوتی داشتهاند. برخی از آنها به “دانش” تبدیل شدهاند، یعنی به صورتی بینالاذهانی و فرهنگی درآمدهاند که همگان آن را به عنوان دانش میشناسند. اما بسیاری از “تفلسفها” هنوز در منبع اصلی خود، در دل اجتماع و زندگی روزمرهٔ مردم، جریان دارند و به این شکل مدون و رسمی درنیامدهاند.
🔹اگر فلسفهٔ ثبوتی را معیار بگیریم، کار فیلسوف (به معنای متخصص آن) این است که این "تفلسف"های پراکنده و زیسته را استخراج کند و آنها را به “دانش” تبدیل کند؛ یعنی به موجودی بینالاذهانی و بخشی از فرهنگ معرفتی بشر مبدل سازد. بنابراین، حوزههای گستردهای وجود دارند که هنوز فلسفیده نشدهاند؛ آنها در دل فلسفه حاضرند اما هنوز به مقام دانش نرسیدهاند. به راستی نسبت علوم اجتماعی با چنین فلسفه ای چگونه است؟ آیا ثبوتا علوم اجتماعی خارج از فلسفه است؟ چنین اطلاقی که برای موضوع ثبوتی فلسفه قائل میشویم نمیتواند مرکب اعتباری و حیثیت فرهنگی آن را نیز متحول کند؟ چرا علامه طباطبایی (ره) اصرار به عدم تفکیک علم فلسفه و عرفان داشت؟ همه این ها سوالاتی است که در تصویر نسبت ما از فلسفه و علوم اجتماعی بسیار راهگشا خواهد بود.
🔹 حسام وحیدی
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
📌 جامعه شناسی به مثابه متافیزیک دوران مدرن
🔹کانت در کتاب «نقد عقل محض»، خدا، نفس و جهان را مصداقِ تسریِ حکمِ فاهمه فراتر از محدوده مجاز آن میداند. از این رو، معتقد است عقل نظری نمیتواند بهشکل اثباتی در این حوزهها سخن بگوید و به همین جهت، تمایز میان امر استعلایی _ترانسندنتال_ و امر متعالی _ترانسندانت_ را ترسیم میکند. کانت در فلسفه با مفهوم امر استعلایی میکوشد نشان دهد که تجربه و قوانین فیزیکی چگونه سامان مییابند. امر ترانسندنتال در واقع امری است که سوژه بهشیوهای استعلایی، امور را نظم میبخشد. اما هنگامی که به ایدههایی مانند خدا، جهان و نفس میرسیم، از نگاه کانت این ایدهها دیگر در فلسفه نظری جای نمیگیرند، بلکه اموری متعالی هستند. این امور متعالی دیگر قابلیت وارسیِ ترانسندنتال را ندارند و از این رو، مفهوم «ترانسندانت» معنا پیدا میکند که به معنای مرز عقل نظری و حدّ آگاهی و فاهمه است. اینها ایدههایی هستند که همه چیزها را نظم میبخشند.
🔹 اما این اساسِ طرح کانت نیست؛ بلکه کانت میکوشد سخن از نوع دیگری از متافیزیک به میان آورد که محل تولد آن، دیالکتیکِ جدلیالطرفینهاست. چرا که این ایدهها قرار نیست از طریق عقل نظری اثبات شوند. کانت این نوع متافیزیک را «متافیزیک ایمننت» نامیده است. کانت ایدهها را بهعنوان اصل برای امکان تجربه در نظر میگیرد، اما هرگز بهطور مشخص بیان نمیکند که این اصول چه نسبتی با طبیعت دارند. از این رو، به معنای کامل، این متافیزیک در فلسفه هگل معنا مییابد؛ چرا که اصول یادشده در فلسفه کانت هنوز ایمننت نشدهاند، اما در نظام هگل، آنها نیز در قلمرو طبیعت جای میگیرند.
🔹دورکیم در کتاب «جامعهشناسی و فلسفه»، طرح خود را با کانت مقایسه میکند و بهشکلی درونماندگار معتقد است که جامعه، آنگونه که در «قواعد روش جامعهشناسی» مطرح شده، قابل اثبات نیست؛ بلکه میتوان از آثار آن سخن گفت. از این رو، جامعه بهعنوان یک اصل که قابلیت اثبات با عقل نظری را ندارد در نظر گرفته میشود تا همانند ایدههای کانتی، آغازی برای علم جامعهشناسی به مثابه متافیزیک باشد و او نیز این حوزه را خارج از حوزه علوم تجربی میداند! یعنی در این سنت معنای انسان، طبیعت و خدا تغییر می کند ولی همان تاملات متافیزیک در کالبد جامعه شناسی محقق می شود و جامعه جایگزین خدا شده و طبیعت و انسان نیز در آن حضور دارد.
▫️سعید کریم داداشی
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
📌 خلاصه صحبتهای دبیر «انجمن فلسفه علوم اجتماعی» در جلسه شورای انجمن ها
▫️مسئله محوری: رشته درگیرِ بحران هویت میان خوانش آنگلوساکسونی/آلمانی و از سوی هم دلواپس اسلام است؛ ماموریت انجمن، نزدیککردن فلسفه علوم اجتماعی به سنت اسلامی–حوزوی و بازخوانی آن و بازسازی در این سنت است.
▫️اقدامات انجامشده: طراحی دورههایی برای عبور از خوانش دست دوم و انگلیسی از غرب فکری؛ دعوت از اساتید فراتر از دانشگاه و قم برای احیای متون اصیل بهجای خوانشهای ثانویه و قصه گونه در سنت اسلامی و غربی.
▫️محورهای پیشنهادی/در دستور کار:
🔹تعریف دقیق «فلسفه مضاف»، تفکیک لایههای درجهاول/درجهدوم در رشته ها و وارسی نسبت اطلاق موضوع فلسفه با هر علم؛
🔹تشکیل میز مشترک «فلسفه تاریخ و علوم اجتماعی» با همکاری انجمن تاریخ برای پیوند تاریخ و جامعهشناسی در ایده باقرالعلوم«ع»؛
🔹 پیشنهاد تشکیل میز نظریه ترجمه و زبان برای حرکت به سوی همکاری انجمن زبان و فلسفه علوم اجتماعی.
🔹پیوند با انجمن ادبیات: بررسی «شرایط امکان رمانِ » و کارکرد ادبیات در صورتبندی اندیشه؛
🔹همکاری نزدیک با انجمن رسانه و ارتباطات و فقه و دیگر رشتهها برای صورتبندی مسائل میانرشتهای.
▫️رویکرد اجرایی: اتکا به همافزایی دبیران و شبکه بینانجمنی برای پیشبرد کارها؛ تمرکز بر برنامههای عملیاتی بهجای انتظار از ساختارهای اداری.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند!
🔹 اندیشمندان تاثیر گذار بر علوم اجتماعی
🔸 قــــــــواعد روش جامــــــعه شـــــناسی
به مثـــــــــابه بنیان علــــــــــوم اجتــــــــماعی
🔸 دکتر سید محسن ملاباشی
🔸 عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
♦️مناسب برای دانشجویان، طلاب و علاقهمندان علوم انسانی و دغدغهمندان علوم انسانی اسلامی
▫️ تخفیف ویژه برای طلاب و دانشجویان
💻 yun.ir/sqvcy5
📲 @Mahdiniksefat
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
🔰عقل یا عشق؟
انسان مدرن کدام را به حاشیه کشاند؟
✍🏻 محمدحسام جوادزاده
📍پدیده Blind date و برنامههای تلوزیونی سخیف با موضوع عشق و البته عادی بودن چنین پدیدههایی از منظر مخاطب حاکی از این است که اکنون در کنار خرید و فروش خوراک، پوشاک، مسکن، خودرو، تلفن همراه و... باید معاملاتی نیز در روابط خاص انسانی انجام دهیم و با ملاکهایی بازاری شده فردی را برای خود برگزینیم.
🔖عقلانی شدن در نگاه وبر با تصورات ما از عقل و عقلانیت فاصله زیادی دارد. عقلانی شدن در نگاه او ناظر به کنش معطوف به هدف است که صرفا اهداف مادی را شامل میشود. وبر این مسیر را در موسیقی نیز بیان میکند. زمانی اوج موسیقی، بدون در نظر گرفتن موسیقی فولکلور، با نواختن ساز ارغنون در کلیسا آغاز و تعریف میشد وجایگاهی عمدتا دینی در فرهنگ قرون وسطی داشت.
🔖با ظهور روشنگری موسیقی از سلطه کلیسا خارج شده و تبدیل به نقل مجالس مراسمات اشراف و اعیان شد. نوتها و نواهای کلیسا ابتدا در دوره هنری باروک تغییرات بسزایی داشت و سپس در دوران کلاسیک نوعی از موسیقی با نظمی منطقی شکل گرفت که همچنان مشتری اصلی آن اعیان و اشراف بودند. در موسیقی کلاسیک معیار حائز اهمیت سمفونی و هارمونی بود که و به نوعی بازتاب عقلانیت روشنگری است.
🔖با ظهور موسیقی دوره رمانتیک اما احساسات و بیان عواطف انسانی اولیت بیشتری نسبت به ایجاد نظمی منطقی و ریاضیوار پیدا کرد. این تغییر وضعیت منجر شد که موسیقی تدریجا وضعیتی عمومی پیدا کرده و مخاطب اصلی آن عامه مردم باشند. در این بستر هرچند که مالکیت وجه هنری موسیقی دیگر در دست اشراف نبود، اما در مواجهه با سرمایهداری موسیقی تدریجا به کالایی بدل شد که هرچند وجه هنری آن محصول قابل عرضه به طبقه پایین و متوسط بود اما وجه مادی آن همچنان متعلق به طبقه بالا بود. همه این تحولات از منظر وبر مسیر عقلانیشدن موسیقی است منتهی با این تفسیر که از وجه هنری آن کاسته شده و به وجه سرمایه بودن آن افزوده شود.
🔖درتمامی این تحولات شاید شاهد احساس عشق و عاشقپنداری در جوان و نوجوان باشیم؛ که اتفاقا موسیقی متکفل بخش عمدهای از آن است، منتهی اکنون از عشق، صرفا یک فرم اجتماعی تهی و نوعی نمایش(performance) را شاهد هستیم تا نوعی حقیقی از آن. هرچند این نوشتار فرصت اثبات این ادعا را ندارد، اما با اندکی توجه و تامل در نوع تعاملات انسانی عصر حاضر و فرهنگ عاشقی میان جوانان اذعان به آن امری سادهای خواهد بود. حتی فراتر از این، در روند شیوارگی روابط میان انسانها و حتی عشق نیز اکنون همچون کالائی متعین شده است.
🔖فرهنگ دوستی میان دختر و پسر به مثابه خرید و فروشی متقابل است که دو شخص با ملاکهای کاملا عقلانیشده مادی به بررسی مشتریوار طرف مقابل پرداخته و حتی اگر بعد مدتی از تعامل بازاری خود با طرف مقابل ناراضی بود به راحتی او را کنار گذاشته و سراغ مورد دیگری خواهد رفت و یا همزمان از حضور چندین نفر بهره خواهند برد.
🔖دیگر قصه لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد و اشعار و نثرهای گذشته طنز بیمزهای بیش نیست. مناسبات بازار حتی در ازدواجهای سنتی نیز جا باز کرده و کمتر شاهد لحاظ ملاکهای انسانی در آن هستیم. در نتیجه این نگرشهای جدید ضمیمهای فرهنگی برای انسان شکل گرفته و آن حس ناکافی بودن است. یعنی در کنار همه این اتفاقات و از دست دادن وجه اصیل هنر، عشق و مسائل انسانی از این قبیل، آنچه عائدمان شده است صرفا حس عدم رضایت و اندوه بیشتر بوده است. به روایتی انسان کنونی شبیه انسانی است که میان یک بازار شلوغ و پر زرق و برق احساس تنهایی بکند.
➕متن کامل یادداشت
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
📌 انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» برگزار می کند!
❖ میز فلسفه اسلامی و فلسفه علوم اجتماعی
🔸سرفصل: متن خوانی رساله اتحاد عاقل و معقول ملاصدرا
🔸با ارائه ی استاد امین اسدپور
🔸جلسه یازدهم
▫️پنج شنبه/۲۸مهر/ساعت ۱۵:۳۰بعدازظهر
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
📸 #گزارش_تصویری
♦️ برگزاری سلسله جلسات نظام سازی
▫️#جلسه_اول
🌱 حکمت برای زندگی | دانشگاه باقرالعلوم(ع) | دانشگاه پیشران علوم انسانی
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS