پروانهی بدونِ بال.
انسر چی بود😭 تو همون منو انداختی تو دام انهایپن بس
من تورو انداختم تو دام انهایپن💔
پروانهی بدونِ بال.
تازه ساای هم هست
مای اونم من میخواستم وارد فندوم کنمش
پروانهی بدونِ بال.
من تورو انداختم تو دام انهایپن💔
نه تو انجینم کردی ولی خب خودم خواستم
چون یونا آهنگاشونو فرستاده بود برام👽
هدایت شده از اونجا کِ میگه:
اونجا که فروغ فرخزاد میگه:
من آدم سادهای هستم؛من تا سرِ خودم نشکند معنی سنگ را نمیفهمم..
هدایت شده از 𝑭𝒍𝒐𝒓𝒂𝒍 𝒄𝒖𝒑
«توی فیلمها همیشه میگن اگه عاشق کسی باشی، رهاش میکنی بره.» سرش را تکان میدهد. آب دهانش را قورت میدهد. سعی میکند حرف بزند. «همیشه فکر میکردم این حرف خیلی چرته؛ ولی وقتی دیدم که داشتی عملاً میمردی...» صدایش کمرنگ میشود و انگشتانم روی شیشهٔ سرد جمع میشوند. میخواهم شیشه را بشکنم؛ اما بهزحمت میتوانم حتی به آن ضربه بزنم. «اون موقع هیچی برام مهم نبود. هیچی. فقط زندگی تو مهم بود.» او هم دستش را محکمتر فشار میدهد. صدایش میلرزد و ادامه میدهد: «تنها چیزی که توی دنیا میخوام اینه که با تو باشم؛ ولی باید تو رو در امان نگه دارم، در امان از خودم.» سعی میکند ادامه دهد. اشک ازچشمانش سرازیر شده. «نمیخوام ترکت کنم؛ ولی اونقدر دوستت دارم که نمیتونم باهات بمونم.»
ریچل لیپینکات | پنج قدم فاصله