راضیه اون آدمیه که وقتی با ریزجزئیات براش یه اتفاق رو تعریف میکنم، به تمومش واکنش نشون میده:))) حتی اگر اون اتفاق عادی، کوچیک یا مسخره باشه😭.
هدایت شده از هبوط.
مثلا اون موقع ها که کنکور داشت و هی آف میزد شونصد تا پیام بهش میدادم (عاشقش بودم یه زمانی😧) و وقتی میومد دونههههه به دونهشو جواب میداد. رفتار پسندیدهایه جدی منم از خودش یاد گرفتم😉
[چایینعنا]
مثلا اون موقع ها که کنکور داشت و هی آف میزد شونصد تا پیام بهش میدادم (عاشقش بودم یه زمانی😧) و وقتی م
319.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باز یادم افتاد من داشتم برا کنکور میخوندم و زیر فشار کنکور له شده بودم، میومد باهام توو میت درس میخوند. نشسته بودم قلب خوندن، اون کوچولو هم علوم میخوند😭😂.
دلم برا خونمون تنگ شده، برا دوستام و تمام چیزایی که اونجا گذاشتم و اومدم. کاش زودتر تموم شه این اوضاع.
کشوری که دوبار بمب اتم زده (آمریکا)، الان داخل کشوری که غیرقانونی بمب اتم ساخته (پاکستان)، دارن با کشوری که ساخت بمب اتم رو حرام میدونه و عضو پیمان نساختن بمباتم هم هست، درباره اینکه «بمباتم نباید بسازی» مذاکره میکنند!
[چایینعنا]
آیا تو چنان که مینمایی هستی؟
یادمه بهمن ماه رفته بودیم مدرسه راهنمایی، اون زنگ کلاس نداشتم رفتم داخل یه کلاسی که دوستم تبیین شخصیت رهبری رو قرار بود کار کنه و واقعا سناریوش خیلی قوی بود( شب قبل سناریوها اماده میشد). وقتی تهش گفت فردی که داشتم صحبت میکردم رهبرمونه بچهها، خیلی تعجب کردن. منم یاد این افتادم( صوت ویدیو) و اینو گفتم باورشون نشد. گفتن پس چرا اینجوری میکنن اگه رهبر دیدگاهش اینه، بهشون ویدیو این صحبتها رو نشون دادیم تا باور کنن. خیلی خوششون اومده بود.
جلسات اول خیلی سخت بود، گارد داشتن و میتونم بگم واقعااا وحشتناک بود. میومدیم خونه اشکمون درمیومد. تازه منعطف شده بود. گوش میدادن بعد تصمیم میگرفتن، شمارههامون گرفته بودن. اصلا شب قبل از جنگ پوستر برای جذب زدیم و قرار بود فرداش منتشر بشه:))))))
ویدیو رو گذاشتم یاد مدرسه افتادم میخواستم خیلی خلاصه بنویسم به خودم اومدم مثل ماجرای خرید کتاب آنسوی مرگ کلیییی نوشته بودم باز شروع کردم پاک کردن جملهها...