eitaa logo
دانلود
🚘🚗.
عمو امروز با حرفاش روزمو ساخت، داشتم روانی میشدم واقعا:))
اومدم جلو موهامو کوتاه کنم که غمگین نباشم، حالا نصف شبی دو ایکس غمگینم.
هدایت شده از هبوط.
من کاملا مطمئنم اگه خوابم رو درست کنم تمامی ابعاد زندگیم میوفته روی روال. اما واقعا نمیشه. هر شب دارم فردا میخوابم.
کاش زمان برمیگشت عقب و همونجا استپ میشد. من تازه داشتم یکی از آرزوهای بچگیمو زندگی میکردم...
[چایی‌نعنا]
کاش زمان برمیگشت عقب و همونجا استپ میشد. من تازه داشتم یکی از آرزوهای بچگیمو زندگی میکردم...
یه دوست صمیمی که همسایمون باشه. شبای جمعه آش و شله زرد نذری میپختیم، به همسایه‌ها که میدادیم یه زنگ به پونه‌ هم میزدم که بیا پایین. حالم بد بود زنگ میزدم بهش، قدم میزدیم و تهش از شدت خستگی با حال خوب برمیگشتیم خونه‌هامون. تازه پاتوق پیدا کرده بودیم و بین خستگیامون میرفتیم اونجا میشستیم. 8 صبح گاها میرفتیم و غروب برمیگشتیم...
شده بود اون آدمی که باهاش راحت بودم، یه روز کلید نداشتم، زنگ زدم بیاد سر کوچه که تنهام و حوصلم سر رفته باهم بریم قدم بزنیم. حوصله نداشت حاضر شه، گفت برم اونجا تا حاضر شه. رفتم خونشون و به خودمون اومدیم 11 شب شده بود:)))
من اون شهر رو دوست نداشتم، اما 404 بهم نشون داد که چقدر اونجا میتونه قشنگ باشه، آدمای قشنگی داشته باشه و دوستای نازنازی. الان دلم برای خونمون/ دوستام/ همسایه‌ها و دانشگاه حتی تنگ شده:)
دلم برا این ترکیب سه نفره هم تنگ شده:)
ای‌وای.