هدایت شده از پرایوت ظاکانی !🗣(نسخه ی مذهب تلخینی*)
دفترچه خاطرات یک گربه ی خسته ؛
وایب اون روزی که کلی واسش برنامه ریزی کرده بودی ولی کل روزو خوابیدی و اسکرول کردی 🩵.
دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
وای دقیقا -عماد
داداچمون با عینک میخواب-
دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
داداچمون با عینک میخواب-
نه ببین خیلی خسته بوده با عینک همینطوری خوابش برده
خواهم که در این میکده آرام بمیرم گمنام سفر کرده و گمنام بمیرم عمری است مرا مونس جان نام حسین است دل خواست که در سایه این نام بمیرد این شعر رو روی قبر مطهر یه شهید گمنام دیدم.