eitaa logo
کافه نادری.
200 دنبال‌کننده
219 عکس
141 ویدیو
0 فایل
کافه نادری ؛ جایی که قصه ها گره می‌خورند دل ها سبک می‌شوند و مشکلات در عطر قهوه حل می‌شود☕
مشاهده در ایتا
دانلود
هیچ قراری، قشنگ‌تر از قفل شدن دستا نیست…
امروز هوا سنگین بود، نه مثل باران که می‌ریزد و همه چیز را تازه می‌کند، بلکه مثل بغضی که پشت گلو مانده و نمی‌گذارد نفس بکشی. گاهی دلم می‌خواهد فریاد بزنم، ولی صدایم در گلو می‌شکند و تنها می‌مانم با این سکوت سرد. برای تو نمی‌نویسم، چون نمی‌دانم آیا تو هستی؟ برای هیچ‌کس می‌نویسم، تا شاید کلماتم، جای دستانی باشد که نبودند… و شاید، تنها شاید، این کلمات روی دیوارهای تنهایی پژواک شود. ── | نامه‌هایی به هیچ‌کس
شروع رمان رد پای سایه 🎭
خلاصه : در شهری عادی، دروازه‌ای به دنیایی موازی باز می‌شود؛ دنیایی که در آن زمان، خاطرات و واقعیت‌ها در هم می‌آمیزند. چند نفر، بی‌خبر از رازهایی که درون خود دارند، وارد این بازی خطرناک می‌شوند. اما هر قدم که برمی‌دارند، سایه‌ای قدیمی و تاریک آن‌ها را بیشتر به دام می‌اندازد… آیا حقیقت را کشف خواهند کرد یا خودشان را گم خواهند کرد؟🎭 eitaa.com/roman_radpa
کافه نادری.
امروز هوا سنگین بود، نه مثل باران که می‌ریزد و همه چیز را تازه می‌کند، بلکه مثل بغضی که پشت گلو ما
در خلوت شب‌های بی‌ماه، وقتی هیچ‌کس نمی‌بیند، من با خودم حرف می‌زنم؛ از همه چیز و هیچ چیز. می‌نویسم تا صدایم را گم نکنم، اما این نامه‌ها هیچ‌گاه به دست کسی نمی‌رسد. آن‌ها فقط میان برگ‌های کاغذ، پنهان می‌شوند، مثل رازهایی که هیچ‌گاه فاش نمی‌شوند، و من همچنان منتظر کسی هستم که این سکوت‌ها را بفهمد. ── | نامه‌هایی به هیچ‌کس
قلبم براش رفت :)
به من بگو در این برهوتِ بی‌خواب و طی مگر من چه کرده‌ام که شاعرتر از اندوهِ آدمی‌ام آفریده‌اند؟
از زلفت که دنیا را مبهوت خودش کرده متشکرم همان سارق تمام نخلستان‌ها متشکرم به خاطر تمام دقایقی که چشمانت در این زمانه‌ی خسیس به من بخشید متشکرم بهخاطر ساعت‌های دیوانگی و ماجراجویی و چیدن غیرممکن‌ها متشکرم به خاطر تمام سال‌های عشق: پاییز و زمستاش، ابری و صافش و تمام نوسانات آسمانش متشکرم به خاطر دوران گریه و شب بیداری طولانی متشکرم به خاطر غم زیبا متشکرم به خاطر غم زیبا
کافه نادری.
هیچ قراری، قشنگ‌تر از قفل شدن دستا نیست…
هیچ قراری، قشنگ‌تر از قفل شدن دستا نیست…
کافه نادری.
در خلوت شب‌های بی‌ماه، وقتی هیچ‌کس نمی‌بیند، من با خودم حرف می‌زنم؛ از همه چیز و هیچ چیز. می‌نویسم ت
کاش می‌توانستم بگویم چه بار سنگینی‌ست، این انتظارِ بی‌پایان، ولی کلمات، تنها صدای خسته‌ی من‌اند که به هیچ‌کس نمی‌رسد. ── | نامه‌هایی به هیچ‌کس
اجازه بده کمی خودم را تعریف کنم: من زنگِ در خونه‌ای‌ام که سال‌هاست کسی اونجا زندگی نمی‌کنه... 🕰️ یه پیامِ نرسیده، یه بغضِ سانسور شده وسطِ خنده‌هام... من چراغی‌ام که روشن می‌مونه، حتی وقتی کسی نمیاد...💡 یه شعرِ خط‌خورده، یه آهنگ که پاکش کردن از پلی‌لیستِ کسی...🎶 من "دوستت دارم"ی‌ام که هیچ‌وقت گفته نشد، یه بغلِ جا مونده پشتِ درِ بسته...🚪 من، یک نفرم... که کسی نفهمید چرا این‌قدر بی‌صدا داره تموم میشه. 🌧️