تکیه گاهِ من چه کسی بود جز لیوانِ چایی ام؟..
نه زبانم به سخن گفتن میرفت و نه تنم وادار به آغوش های دروغین میشد .
او در سکوت مرا میفهمید بدون ذره ای قضاوت و امیدِ تهی و سینه ی گرفته ام را نرم میکرد .
بگذشت و چه گویم که چه برمن بگذشت؟
سعدی
For:https://eitaa.com/Jima_xa
From:درماندگی آموخته شده
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
For: @niloufarabi7
From: ۴۹۷۵۱ کیلومتری اورانوس
خیلی نازه چشمات🤏🏻
سر آغازِ هر ورق دفتر شده نام تو وطنِ من
بی هیچ دلیلی شیفته و مجنون توام ، دیوانه وار به فکر توام ، بی آنکه بدانم جانم را برایت میدهم و گاهی چه عالمِ مضحکی فقط نامت را فریاد میزنند بی آنکه بدانند معنای تو چیست پاره ی جانم !
دیگران چون بروند از نظر ، از دل بروند
تو چنان در دل من رفتی که جان در بدنی
مولانا
For:https://eitaa.com/niloufarabi7
From:درماندگی آموخته شده
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
For: @Ati0231
From: ۴۹۷۵۱ کیلومتری اورانوس
مژه هات🔥
اقیانوسِ چشم هایش سرشار از درد بود ؛ عشق را فریاد میزند اما هرچه به دنبالِ دوستت دارمی که فریاد میزد میگشتم چیزی نمیدیدم..
انگار چشم هایش بخشی دیگر از روحش بودند ، میدانستم با اعماق قلبش مرا میپرستد اما هربار ترسی بی اختیار قلبم را میفشرد ..
غزل از موی پریشان شدهات میریزد
من اگر شاعرم از دست پریشانی توست
سعید شیروانی
For:ato
From:درماندگی آموخته شده
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
For: lajang
From: ۴۹۷۵۱ کیلومتری اورانوس
این میکاپ خیلی به چشمت میاد واقعا خیلی ناز و خوشگل🤏🏻
تا سحرگاه چشم هایم بسته نمیشد ، نمیدانم سوگوار چه چیزی بودم که اینگونه اشفته و غمگین میشدم و هیچ چیز توانِ ارام کردنم را نداشت..
جوانی ام حیف میشد و من دربرابر این احوالم ناتوان ترین بودم .
خط خورد اعتمادم از دست نسل آدم
عمریست دور قلبم دیوار چین کشیدم
حجت مومنی
For:https://eitaa.com/joinchat/226493172C777adf4564
From:درماندگی آموخته شده