eitaa logo
کتابخآنه‌ی‌گربه‌ای؛
66 دنبال‌کننده
940 عکس
282 ویدیو
6 فایل
گوشـه‌ای دنـج برای گربه‌هـای روانـی ۫ ꔫ جریانِ زندگی، همراه با احساسات و هیاهو؛ ࣪ ุ پُلِ ارتباط با من: https://daigo.ir/secret/91841119419
مشاهده در ایتا
دانلود
کتابخآنه‌ی‌گربه‌ای؛
دیروز که دبیرمون ضمیرارو درس داد من سر کلاس خواب بودم🤩
وای بعد به من گفت محیا بیداری یا نه؟ بخدا فقط یه خورده نعشه بودم تو سرت رو میز بود
وای افتضاح بود
هدایت شده از مَحفآ؛
الان داشتم پیامای مال چندماه پیش کتابخونه گربه ای رو نگاه کردم. امسال واقعا زود گذشت و شاید بگم بهترین سالی بود که داشتم . جاج نشدم و تونستم یه دوست صمیمی و ۹تا دوست خوشگل پیدا کنم.حقیقتا ازینکه بیام راهنمایی میترسیدم ولی امسال هرروزشو خوش گذروندیم به هر نحوی که شده درسته شاید سرجمع ۲ماه رفتیم حضوری ولی همون ۲ماه خیلی خوب بودن . ما رفتیم از کلاس هفت۴ ولی خنده هامون ، شوخی هامون ،رپ های آرام،حرکتای رندوم ، کتواکامون ، حرص دادن دبیرا اونا هنوز توی هفت ۴ میمونن. امسال داره تموم میشه و من ۷۰ و خورده ای روزه سر کلاس هفت ۴ ننشستم حدود ۱ ماه دیگه من دیگه هفت چهاری نیستم و دیگه شلوغ ترین هفتم نیستم . ۲۸یا۲۹ اردی بهشت ۱۴۰۵ ۱:۵۱
هدایت شده از مَحفآ؛
شاید اگه روزی دیوارای کلاس هفت چهار بخوان زبون باز کنن و حرف بزنن از سال ۱۴۰۴ بگن . از دانش اموزایی بگن که صدای خنده هاشون رو هنوز یادشونه ، شوخی ها ،حرص دادن دبیرا،کتواکا،دراما ها اونا رو هنوز یادشونه .شاید بگن اکیپی بود که ۹۰ درصد دراماهای مدرسه زیر سر اونا بود زنگ عربی ای که باهم چیدمان کلاسو سر توضیح قواعد عوض کردن،کتواکای افسانه ای،حرص دادن دبیرا،تقلب کردنا،و لقب میوه تره بار گذاشتنا . کل مدرسه بخاطر از این اکیپ شاکی بود ولیخب کسی چه میدونه شاید اگه اینارو جدا میکردن هرکدوم به نحوی افسرده میشدن و سال بعد دیوارای مدرسه اونارو نمیدید.اونا برا هم بهترین دوستای هم شدن و اون سالو برای هم بهترین سال کردن تا. روز ۹ اسفند که یهو جنگ شد و من بعد ازون بجای شنیدن صدای خنده ی این بچه ها صدای بمب و موشک رو شنیدم... ۲۸ یا ۲۹ اردی بهشت ۱۴۰۵ ۱:۵۸
گریم گرفت زن:)