کافهچَکامه .
-
من بهشتم همه در دیدن خندیدنِ توست ؛
تا تو باشی نشوم خیره به لبهای کسی !
کافهچَکامه .
-
خندهیِ دوست چنان قند و عسل شیرین است ،
تکیه گاهیاست؛ زمانی که دِلَت غمگین است .
برون نمیرود از خاطرم خیالوصالت
اگرچه نیست وصالی ولی ، خوشمبهخیالت !
چهخوشاست رازگفتن ، به حریف نکتهسنجی ،
که سخن نگفته باشی ، به سخن رسیده باشد ...
رخِ زیبای تو وقتی که بهمن میخندی ،
بهترین عکس ِجهاناست ، و کشیدن دارد :)
کافهچَکامه .
-
من و خورشید نشستیم، توافق کردیم..
صبح را با تپش قلب تو آغاز کنیم !
بیچاره من که روی فرش مسجدم و در فکر مویِ تو،
بیچارهتر آنکه به من گفت التماس دعا !