🔴 خاک سرخ و باران خورده هرمز که رنگ خون شده باعث شگفتی دنیا شده و از فاکس نیوز تا هند و فرانسه و و رسانه های اسرائیلی ویدئوهاش رو پخش میکنند و گزارش رفتند
🔴 تلگراف انگلیس هم یه گزارش کار کرده و گفته این پدیده طبیعی کاربران شبکههای اجتماعی را در سراسر جهان مجذوب خود کرده است و برخی آن را با پیشگوییهای کتاب مقدس مقایسه کردهاند.
یکی از کاربران اظهار داشته که این میتواند نشانهای از «آخرالزمان» باشد و دیگری افزود که این اشارهای به پایان «اندوههای بیپایان» است.
➕خلاصه حسابی همه رو مشغول کرده😉
🔴مشخصه که یه بخشی از این کارهاش روی لجبازیه...
اما در هر صورت یک تنه داره بار اصلی تابو شکنی بی حجابی در مراسمات رسمی و همراه همسر رو به دوش میکشه و عجیب نیست اگه چند وقت بعد با همین مدل دعوت بشه یا بره تو یه مراسم دولتی و تشویقش کنند.
این حریم شکنی از شخصیتی مثل علی دایی با اون تصویر ذهنی ملی که هنوز از یاد مردم نرفته و استایل فعلیش، فرق داره با جوونای سلبریتی الان یا مثلاً دوزاری هایی مثل برخی بازیکنای پرسپولیس و بی حجابی همسراشون و تبعات کار علی دایی خیلی بیشتره
➕کاش حالا که قوه قضاییه به هر دلیلی نمیتونه ورود کنه ، چهره های موجه و معتبری که رنگ سیاسی ندارند برن پیشش و باهاش صحبت کنند که اینقدر بی محابا حداقل ادامه نده
➕به نظر هنوز به آخر خط نرسیده و یه سری چیزهای مشترک از قدیم هست که بشه باهاش گفتگو کرد و از لجبازی درش آورد
🔴📣 چرا نمی شود به آقای «سهنقطه» و «سهنقطهها» دست زد!!
#بخش_اول
🔘 آذر ماه هزار و چهارصد و یک؛
آقای «سهنقطه» همراه همسر مکاشفه اش در چند مراسم رسمی و نیمهرسمی ظاهر میشود. تصاویر منتشر میشوند؛ نه یکبار یا اتفاقی. پر تکرار و پیامدار و مهمتر از همه: بدون هزینه.
بخشهایی از جامعه معترضاند. نه لزوماً هم از سر حساسیت های دینی ، با یک سوال ساده و البته متحیرانه: «پس قانون کجاست؟»
🔺در کشوری که کشف حجاب هنوز هم یک اتفاق پرتنش و پرهزینه محسوب میشود، این سطح از تکرار در فضاهای رسمی، و در حد و اندازه های آقای «سه نقطه» چیزی فراتر از یک رفتار شخصی است؛ تابوشکنیِ تثبیتشده و تلاشی مشخص که یک استثنا را تبدیل به یک قاعده کند
⭕️حکمرانی قضایی در این نقطه، عملاً توان کنترل ندارد. نه به این معنا که ابزار حقوقی در اختیارش نیست؛ بلکه به این معنا که تصورش این است که «هزینهی ورود»، از «هزینهی عدم ورود» بیشتر شده و فکر می کند هر #اقدام، بالقوه میتواند بحران بسازد؛
از آن سو اما هر #سکوت، «بالفعل» دارد بحران را عمیقتر میکند.
و در هر دو حالت، نتیجه، همان چیزی است که همیشه در این وضعیتها رخ میدهد: #تعلیق.
همان سیاستی که سالها و به خصوص بعد از چهار صد و یک ، در حکمرانی قضایی و اجرایی و امنیتی در پیش گرفته شده، با این رویکرد که: بگذار این هم بگذرد شاید فرجی شود
🔴 در این تعلیق، آقای «سهنقطه» دیگر یک فرد نیست؛ تبدیل شده به یک «نقطه فشاری» فراتر از شخصیت حقیقی اش ، #وزنی پیدا کرده که از قانون نمیآید، *اما پشتوانه زیادی از ترکیب شهرت، شبکه اجتماعی، حساسیت نمادین و ترس حکمرانی از پیامدها پیدا کرده.*
بهتدریج این واقعیت خطرناک در بین افکار عمومی شکل میگیرد که یک فرد، بهتنهایی، در برابر تمام حاکمیت وزن بیشتری دارد؛ نه چون قویتر است، بلکه چون حاکمیت #مرددتر است.
➕مسئله اینجا دیگر کشف حجاب نیست. مسئله این است که جامعه دارد یک الگو را تماشا میکند:
الگوی «عبور پرهزینه برای ضعیفها، عبور کمهزینه برای پرنفوذها».
و این الگو، سریعتر از هر بیانیهای و از هر رسانه ای دارد به افکار عمومی ایرانیان آموزش میدهد.
🔘رسانهها مثل همیشه دوپاره میشوند؛ روایت رسمی اما عقب است؛ نه اقناع میکند، نه هشدار میدهد، نه قاعده میسازد. در این خلأ، افکار عمومی خودش جمعبندی میکند:
قانون هنوز هست، اما دیگه قابل اعمال نیست.
و این دقیقاً همان نقطهای هست که بحران از «فرهنگی» به «حکمرانی» تغییر ماهیت میدهد. چون وقتی قانون نتواند در برابر کنش های نمادینِ و تابو شکن و تکرارشونده، واکنش نشان دهد، دیگر مسئله رفتار یک فرد نیست؛ مسئله اعتبار نظم و ناظم اجرایی و قضایی اش است.
🔻 خطر اصلی این سناریو، (بر خلاف تصور آنها که به همان بهانه مردد بودند) انفجار اجتماعی نیست؛ خطرش تکثیر الگوست. فردا ده نفر دیگر، با وزن کمتر اما منطق مشابه، همان مسیر را میروند. نه از سر لجاجت، بلکه از سر منطقی که بارها تجربه شده و آموختهشده: اگر هزینه ندارد،
چرا
ما
نه؟