eitaa logo
ایما | چت روم
938 دنبال‌کننده
1هزار عکس
22 ویدیو
4 فایل
هرسوال یاابهامی که داری ازم بپرس👈🏻 @Eema_Admin راه‌های ارتباطی برای ثبت درخواست هاتون👇🏻 https://eitaa.com/Chatrooom/2145 فهرستِ سوالات پرتکرار شایدسوال شماهم باشه:)👇🏻 https://eitaa.com/Chatrooom/2143 صفرتاصد تولیدمحتوای‌ ایما؛ کپی بهرشکلی ممنوع🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
سناریو ترسناک~💀🥀 کلیدعمارت جدید روازصاحب قبلیش یعنی گرفتم.با خیالی خوش که فکر میکردم قراره تو عمارت جدید زندگی خوب و آرومی داشته باشم وارد عمارت شدم وبه محض ورودم زنگ زد و گفت که خواب وحشتناکی دیده و میخوادتجدیدنظری راجع به عمارت بکنم.گفتم که اصلا نگران نباشه و من راجبش تحقیق کردم.ساعت از نیمه شب گذشته بود هنوز به خواب تو عمارت عادت نکردم که یهویی صدایی از بیرون شنیدم.ازپنجره رودیدم باچشمای ترسناکش بهم خیره شده بودترس وحشتناکی تودلم افتاد. بعد از اون شب،esfp شب های دیگه هم بیرون پرسه میزد.صداهای ترسناک زیر زمین خواب روازچشمام گرفته بود دلو زدم به دریا و به طرف زیرزمین رفتم جسدentj روزمین بودبیهوش شدم وقتی چشم باز کردم روحentj رودیدم هردومون به جسمامون نگاه میکردیم که توسطesfpدرحال متلاشی شدن بود ⠇ 🕶✨️ ══════════════ ⠇ @Eema_MBTI
سناریو ترسناک~💀🥀 هشدار!⚠️ این داستان ممکن است باعث شود زندگیتان تغییر بکند!........ ساعت 4:30 دقیقه عصر، قبل از غروب: : با زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم، همه ی وسایلمو جمع کردم و اماده شدم تا برای همیشه از اینجا برم. من و از کلاس اول تا دوران دانشگاه باهم دوست بودیم و الان با هم همسایه هستیم. نمیدونم چرا یهویی ساعت پنج صبح اومد دم در خونم و با سر و روی عرق کرده و وحشت کرده داشت گریه میکرد و با گریه بهم میگفت نرو! نرو! از اینجا نرو! تروخدا از اینجا نروووو! ISTJ رو بغلش کردم و بهش گفتم: هی رفیق، چیزی نیست فقط یه خواب بوده و قرار نیست هیچ اتفاقی برای من و تو بیوفته! هرچی هم بشه هر اتفاقی هم که بیوفته من و تو باهم بهترین دوستای همیم! باشه؟ ولی اون انقدر ترسیده بود که زبونش بند اومده بود......... ساعت 6:28 دقیقه عصر، غروب: وسایلمو جمع کرده بودم و اماده ی رفتن بودم رفتم تا با ISTJ خداحافظی کنم، ولی اصلا درو روی من باز نکرد. بهش گفتم: باشه، اشکالی نداره، میدونم برات سخته، ولی ما تا ابد باهم دوستیم♡. یهو دیدم در باز شد و ISTJ پرید و بغلم کرد انقدر گریه میکرد که داشتم منصرف میشدم که برم. ولی دیگه کار از کار گذشته بود. سوار ماشینم شدم و رفتم به عمارت جدیدم...... ساعت 3:19 دقیقه صبح: INTJ: همه ی وسایلامو سر جاش چیدم و همه کارا رو انجام دادم. روی کاناپه لم دادم و نوشیدنیمو باز کردم. روی تلوزیون گذاشتم، ولی انقدر خسته بودم که خوابم برد..... نه! نه! این غیر ممکنه! این حقیقت نداره! مادر بزرگ مرحومم بهم گفت باید از اینجا بری بیرون! جونت در خطره! قراره بمیری!!! باید فرار کنی! چرا به خواب و هشدار های ISTJ توجه نکردی!!!!!!! یهو از خواب پریدم و دستم به شیشه نوشیدنی خورد و افتاد زمین شکست. با نفس نفس زدن بلند شدم، انقدر ترسیدم که نزدیک بود زبونم بند بیاد یا سکته کنم!. ولی خوشحال بودم که صبح شده بود. ساعت 7:23 صبحه تصمیم گرفتم برم بیرون توی حیاط پشتی عمارت. اونجا خیلی خیلی بزرگ بود و انواع و اقسام گلها و درختا کاشته شده بود. یهو یه صدای وحشتناکی از پشت بوته ها شنیدم! عرق سرد کرده بودم و دست و پام میلرزید.. همه طرفم این صدا می اومد! میخواستم فرار کنم ولی نمیتونستم. یهو یه گربه از لا به لای بوته ها اومد بیرون. گربه سیاه بود و چشمای سبز زمردی داشت که دیدم یهو داره باهام حرف میزنه! بهم داشت میگفت من مادرتم روحم رفته توی این گربه تا بتونم بیام پیشت! زبونم بند اومده بود و نمیتونستم حرف بزنم که یهو اون گربه گفت: باید از اینجا فرار کنی و گرنه اون زیر خاک میشی! بهش گفتم منظورت از اون زیر چیه؟ گفت: زیر زمین! دوتا قبر کنده شده که یکیش مال عه و یکیش هم ماله تو! گفتم: INFJ کیه؟ گفت: صاحب قبلی این خونه! کسی که این عمارتو فروخت بهت اسمش INFJ عه! ولی این اسم واقعیش نیست!اسم واقعیش عه!! اون یه دیوونه ی روانیه و وقتی قربانی هاشو میکشه هویت هاشون رو میدزده و خودشو جای اونا میزاره! امشب قراره این اتفاق بیوفته باید فرار کنی وگرنه دیگه نمیتونی روشنایی روز رو ببینی! ساعت 11:43 دقیقه شب: INTJ: داشتم از ترس میمردم، اومدم گوشیم رو روشن کنم و درخواست کمک بدم که..... ای وای! گوشیم شارژ نداره! شارژرش هم توی زی.... زی.. زیر زمینه!! ماشینم هم توی پارکینگ بود و زیر زمین به پارکینگ راه داشت و بلعکس!!! پیاده هم نمیتونستم برم راه رو بلد نبودم... مجبور شدم برم زیر زمین.... خیلی اروم روی پله های چوبی پا میذاشتم که یه وقت صدا ندن، ولی تا اومدم پله ی اخری رو برم، یه قژ قژ خیلی بلندی داد. تا اومدم بدوام دیدم کنارم قبر INFJ عه و طرف دیگم قبر خودم! یهو دیدم یه صدای دلینگ دلینگ یه ساز بچه گونه داره میاد، تا اومدم پشت سرمو ببینم، دیدم ENFJ پشت سرمه! با لباس خونی و یهو دیدم توی دستش، سر INFJ عه! به پایین نگاه کردم، دیدم سر INFJ رو کنده! تا اومدم روم رو برگردونم، بهم گفت: خدافظ INTJ قبلی!!! بعد یهو افتادم روی زمین و چشمام تیره و تار شد......... the end. ⠇ 🕶✨️ ══════════════ ⠇ @Eema_MBTI
حالا که احتمالا تو این روزها مشغول واکاوی درونمون شدیم می‌خوایم یه چالش مرتبط با همین موضوع هم داشته باشیم😉 «اون وجه تاریکی از وجودتون که به هیچ کسی نشون نمی‌دین رو توصیف کنین»👤🌀 📍البته یادتون نره تیپ انیاگرامتون رو هم بگین 📬پیام هاتون رو اینجا برامون بفرستین👇 https://daigo.ir/secret/32730711 ⠇🍀 ══════════════ ⠇ @Eema_Ennea
• اون وجه تاریک از وجودتون که به کسی نشون نمی‌دین رو توصیف کنید 💬اون بعد ترسناک من شکاکی زیاد و کنترلگری و انتقام جویی و بیش از اندازه است که تقریبا به هیچ کس نشون ندادم به جز کسایی که باهم بد رفتاری کردن😤 تایپ ________ 💬خودخواه بودنم تنها چیزیه که میترسم دیگران ازم ببینن برای همین ترجیح میدم این ساید رو به کسی نشون ندم ________ 💬به نظر اطرافیانم و البته خودم تنها چیز ترسناکی که دارم سادیسم(یعنی از رنج بردن دیگران لذت بردن)به خصوص نسبت به افراد کوچکتر از خودم دارم تایپ ________ 💬اینکه من خیلی دوست دارم پناه کسی باشم در حالی که خودم نیاز به یه پناه دارم اصلا حال خودم برام مهم نیست ________ 💬سلام من یه ‌ هستم و باید بگم که اون وجه تاریک من کسیه که به شدت افسردس حس میکنه طرد شده و کاملا منزویه. راستش بقیه به من میگن تو infp نیستی تو enfj هستی و شاید این بخاطر تیپ انیاگرامم باشه و در حالت عادی درونگرای اجتماعی هستم ولی در حال تاریکم درونگرای فوق خجالتی میشم و کلا همش کتابای ترسناک و درام میخونم. البته این وجه تاریکم بود اگه منظورتون به قول معروف اون روی سگ آدم باشه te و si من به طور عجیبی کار میکنن و همه کارای بدی که طرف کرده میکوبونم تو صورتش راستش همه در این حالت به من میگن تو اصلا اون آدم سابق نیستی! یه جورایی حس میکنم شبیه estj 8w9 میشم ________ 💬به حرفای مسخره دوستام و حتی خودشون هیچ اهمیتی نمیدم. ولی بیشترین همراهی رو میکنم و حتی گاها خودم بحثو شروع میکنم تا صحبت کنن با اینکه خیلی رومخمن، فقط واسه اینکه تنها نمونم و حتی اگه بهشون بگی عمرا باور نمیکنن که چنین حسی بهشون دارم:) ___ 💬سلام سلام خب من باید بگم با اینکه از نظر ظاهری بسیار گرم وگویا بنطر میرسم و به مشکلات بقیه اهمیت میدم و آخی اوخی میگم در واقع ناراحتی درمورد اون موضوع حس نمیکنم و دلم میخواد اون فرد بره وبه کارهای خودم برسم یا حتی خیلی خودخواهم نمیدونم بخاطر اینکه عزیزانم اولویت قرارم میدن یا هرچی در هر شرایطی اگه فرصت برابری بین من و اونا باشه من اون امتیازو برای خودم برمیدارم و اگه مشکلی پیش بیاد براشون خیییلی خونسردم و حتی سعی میکنم بخندونمشون اونا هم متوجه میشن من خیلی فشار روحی حس نمیکنم و توی اون موقعیت حس میکنم از من بدشون میاد😅 هستم ⠇ 💬 ══════════════ ⠇ @Eema_Ennea
سلام! برای چالش امروز آماده‌این؟🔥 بهمون بگین که اگه قرار بود انتخاب کنین اعضای خانواده‌تون چه تیپ انیاگرامی داشته باشن، برای هرکدوم چه تیپی رو انتخاب می‌کردین؟👨‍👩‍👧‍👦 📫پیام‌هاتون رو اینجا برامون بفرستین👇 https://daigo.ir/secret/32730711 📍تیپ انیاگرام‌تون رو هم برامون بنویسین ⠇😎 ══════════════ ⠇ @Eema_Ennea
• بهمون بگین که اگه قرار بود انتخاب کنین اعضای خانواده‌تون چه تیپ انیاگرامی داشته باشن، برای هرکدوم چه تیپی رو انتخاب می‌کردین؟ 💬من به عنوان یه گوگولی و کیوت و اکلیلی که دقیق نمیدونه هست یا یا و بقیه بهش میگن enfx هست.مادرم و هست و دوست دارم همین باشه. دوست داشتم پدرم و باشه یا و دوست داشتم مادر بزرگم و پدر بزرگم باشن. خدا رو شکر که زنده هستن. همین کافیه خب دوست جز خانواده نیست ولی اونم میگم. دوست داشتم صمیمی ترین دوستم یا یا باشه اونم --------- 💬همه علاف --------- 💬پدر: مادر: خواهر: برادر: خودم: ---------- 💬سلام وقت بخیر من ی ای ام.از بقیه تیپ ها به جز تیپ خودم و اطلاع دقیقی ندارم اما آرزو میکردم در خانواده ی خودم که شامل پدرم، خواهر کوچیکتر نانتیم و همسر پدرم و البته ی خواهر کوچولوی مشترک میشه، تیپ تک تک شون جوری باشه که مهربون و گرم و صمیمی باشند.(احساس میکنم این گرما و صمیمیت فقط یا بیشتر در من و پدرم هست)به هم اهمیت بدن و اینو توی زبون ابراز کنند.اگر جایی از دست هم ناراحت شدند توی خودشون نریزند و بهم بگن. در نهایت اینکه واقعا حس خانواده بدن‌..^^ ---------- 💬بابام: مامانم: خودم: داداشم: ---------- 💬پدر : مادر : برادر : خودم : ⠇💬 ══════════════ ⠇ @Eema_Ennea
• بهمون بگین که اگه قرار بود انتخاب کنین اعضای خانواده‌تون چه تیپ انیاگرامی داشته باشن، برای هرکدوم چه تیپی رو انتخاب می‌کردین؟ 💬سلام من دوست داشتم بابام باشه. مامانم . آبجیام هم مهم نیس چی باشن 😅😅 خودمم هستم. ---------- 💬پدر: مادر : خواهر : برادر : خودم : --------- 💬مادر پدر خواهر خودمم امم که خب خودمم می خواستم باشم😂😂 ⠇💬 ══════════════ ⠇ @Eema_Ennea
📪 پیام جدید سلام‌.من از دنبال کننده های قدیمی کانال خوب ایما هستم.ببخشید اگه ممکنه توی کانال بحث های انتخاباتی و...نداشته باشید.یه مطلب درباره ی تایپ های نامزد ها گذاشته بودید که اون خیلی خوب بود و در این راستا اگه ممکنه پست بزارید.متشکرم🙏
سلام راستش سرنوشت هشت سال آینده مون انقدر مهمه که نمی‌تونیم نسبت بهش بی‌تفاوت باشیم. ممنون که هستید 🌻
علاوه بر اینها با کمی دقت میتونید از نحوه جانب داری و نقطه دید هرکدوم از تایپها(ادمین ها) نکات جذابی رو کشف کنید☺️
📪 پیام جدید چقدر بهتون دادن واسه جلیلی تبلیغ کنید؟؟😂😂