مردم نمیدانند
چگونه میشود بی هیچ واژهای
کسی را که این همه دور است
اینهمه دوست داشت...
هدایت شده از بَــرقِنگــاه.
با من بمان
برای اشکِ شوقِ لحظه ی وصال
برای جبران تمام روزهای فراق . .
آدم بعضی وقتا دلش میخواد یه تعریفی از خودش بشنوه که یادش بره جنگزدهست.
یه چیز معمولی. خیلی معمولی.
مثلا قشنگ میخندی. مهربون حرف میزنی. چشمات آرومه. یه چیزی به همین کوچیکی.
نه که دائم بهش بگن تو میتونی. تو قویای. تو خفنی. باریکلا. نه. اینا نه...