چه نجيب زادهايست اين حبهی قند!
كه تمام دارايیاش را به چای میبخشد و ناپديد میشود.
«كَيفَ اَرسِلْ لَكَ دَقاتُ قَلبي
حَتّيٰ تُصَدِقْ، اِنّي لا اَبرَعُ في نِسيانَكْ؟»
چگونه ضربان قلبم را برای تو بفرستم،
تا باور کنی من فراموش کردنت را بلد نیستم؟