eitaa logo
چـــٰاوان .
312 دنبال‌کننده
49 عکس
58 ویدیو
0 فایل
به‌نام‌خالـق‌چــشمــٰانـش . . تا نشستم بکشم حسرت چشمانش را؛ خون به رگ‌های من و مغز و مدادم نرسید . . اینجا؟ تراوشات ذهنی یک دیوانه .. ! می‌نویسم تا او بخواند .
مشاهده در ایتا
دانلود
چه نجيب زاده‌ايست اين حبه‌ی قند! كه تمام دارايی‌اش را به چای می‌‌بخشد و ناپديد می‌شود.
_
«كَيفَ اَرسِلْ لَكَ دَقاتُ قَلبي حَتّيٰ تُصَدِقْ، اِنّي لا اَبرَعُ في نِسيانَكْ؟» چگونه ضربان قلبم را برای تو بفرستم، تا باور کنی من فراموش کردنت را بلد نیستم؟
تو ماهی و من ماهیِ این برکه‌ی کاشی.‌. اندوه بزرگیست زمانی که نباشی : )..
یخ، آب می‌شود در روح من … در اندیشه‌ هایم بهار؛ حضورِ توست بودنِ توست .
ذوقِ دیدارِ تو دارد دیده گریانِ من .
دوست دارم .
یکصد و یک دانه‌ی تسبیح من شاهد شدند ، ذکر بعد از هر نمازم ‹ دوستت دارم › شده .
گفت: چه زمانی همدیگر را خواهیم دید؟ گفتم: بعد از جنگ! گفت: جنگ کی تمام خواهد شد؟ گفتم: همان وقتی که تو را ببینم... دیگر چیزی نگفت! گفتم : شباهت عشق و جنگ در یک چیز است! هر دوشان مرد می‌خواهد...
برای شاعران یک روز هم عاشق شدن کافیست که بنشینند و یک عمر از همان یک روز بنویسند...