eitaa logo
چـــٰاوان .
311 دنبال‌کننده
49 عکس
58 ویدیو
0 فایل
به‌نام‌خالـق‌چــشمــٰانـش . . تا نشستم بکشم حسرت چشمانش را؛ خون به رگ‌های من و مغز و مدادم نرسید . . اینجا؟ تراوشات ذهنی یک دیوانه .. ! می‌نویسم تا او بخواند .
مشاهده در ایتا
دانلود
«كَيفَ اَرسِلْ لَكَ دَقاتُ قَلبي حَتّيٰ تُصَدِقْ، اِنّي لا اَبرَعُ في نِسيانَكْ؟» چگونه ضربان قلبم را برای تو بفرستم، تا باور کنی من فراموش کردنت را بلد نیستم؟
تو ماهی و من ماهیِ این برکه‌ی کاشی.‌. اندوه بزرگیست زمانی که نباشی : )..
یخ، آب می‌شود در روح من … در اندیشه‌ هایم بهار؛ حضورِ توست بودنِ توست .
ذوقِ دیدارِ تو دارد دیده گریانِ من .
دوست دارم .
یکصد و یک دانه‌ی تسبیح من شاهد شدند ، ذکر بعد از هر نمازم ‹ دوستت دارم › شده .
گفت: چه زمانی همدیگر را خواهیم دید؟ گفتم: بعد از جنگ! گفت: جنگ کی تمام خواهد شد؟ گفتم: همان وقتی که تو را ببینم... دیگر چیزی نگفت! گفتم : شباهت عشق و جنگ در یک چیز است! هر دوشان مرد می‌خواهد...
برای شاعران یک روز هم عاشق شدن کافیست که بنشینند و یک عمر از همان یک روز بنویسند...
_