ولی خودمونیما ،
سِر شدیم . .
خودمون هم باورمون نمیشه داریم روزهایی رو میگذرونیم ؛
که قبلا ترس اش رو داشتیم.
چِــشوِه ؛
و چفیه ای که متبرک شد به پیکر آقا . . .
انگشتر که حسرت شد برامون حداقل یک پناه برای گریه هام از این به بعد دارم:)))))