Cigarette / 2 🦢 .
-
این چه فرمولِ مسمومیست که در کوچه پسکوچههای این جهان مزخرف کفهی ترازو را به نفع پسرها سنگین میکند؟ چرا هرجا زخمی از آزار و مزاحمت سر باز میکند انگشتِ اتهام پیش از آنکه متوجه خطاکار باشد به سمتِ قربانی نشانه میرود؟
این بازیِ «پاکسازیپسروقربانیسازیدختر» یک بازی سیستماتیک برای خفه کردن صدای حقیقت است؛ رویکردی که در آن پسران پاک و منزه باقی میمانند و دختر باید زیرِ آوارِ برچسبهای بیپایه نفس کم بیاورد.
اما اینجاست که باید تفاوت را قائل شد : مردانِ واقعی، آنهایی که ریشهی وجودشان بر پایهی احترام، شعور و اخلاق بنا شده هستند و با این " پسرها " و " نرها "یی که در این قضاوتهای سطحی غرق شدهاند از هر مَنظَرِ انسانی زمین تا آسمان تفاوت دارند. مردِ واقعی، مردانگیاش را در قدرتِ اعمالِ قانونِ نانوشتهی جامعه بر ضعیفتر نمیبیند بلکه در دفاع از حق در درکِ موقعیتِ آسیبدیده و در قضاوتِ عادلانه مییابد. او میداند که " مرد بودن " به معنای " ستمگری " نیست.
ما در میانِ دو قطب زندگی میکنیم؛ یکی که زنجیرِ تعصب را به گردنِ دیگران میاندازد و خود را " پاک " میپندارد و دیگری، با آگاهی کامل این زنجیرها را پاره میکند و " انسانیت " را فراتر جنسیتاش محترم و انسان میشمارد. وقت آن است که انتخاب کنیم؛ میخواهیم در لجنزارِ این قضاوتهای ناعادلانه دفن شویم یا به آن قبیلهای بپیوندیم که " مردِ واقعی " را نه با کلیشههای جنسیتی بلکه با جوهرِ وجودش میشناسد؟ و دختران را " انسان " میشمارند.
Cigarette / 2 🦢 .
/ آرام باش عزیزِ من .
/ ایستاده بود، نه برای تماشا؛ برای اینکه خودش را در میانِ موجها پیدا کند.
نه از جنس تماشاچیهای بیخیال، بلکه از تبار کسانی که دل به طوفان میزنند تا بفهمند واقعاً کی هستند؟ چهکارهی این دنیا و آدماش هستن؟
هر موج که میکوبید، چیزی درونش تکان میخورد؛ نه عقب کشید و نه خم شد. آمده بود تا روبهرو شود، با خودش، با هیاهو، با آن صدای گمشدهای که فقط وسط شلوغی در میان قلب و روحش شنیده میشود.
گاهی باید ایستاد، درست وسط طوفان، تا بفهمی ایستادن یعنی حرکت؛ یعنی هنوز هم زندهای.