Cigarette / 2 🦢 .
/ آرام باش عزیزِ من .
/ ایستاده بود، نه برای تماشا؛ برای اینکه خودش را در میانِ موجها پیدا کند.
نه از جنس تماشاچیهای بیخیال، بلکه از تبار کسانی که دل به طوفان میزنند تا بفهمند واقعاً کی هستند؟ چهکارهی این دنیا و آدماش هستن؟
هر موج که میکوبید، چیزی درونش تکان میخورد؛ نه عقب کشید و نه خم شد. آمده بود تا روبهرو شود، با خودش، با هیاهو، با آن صدای گمشدهای که فقط وسط شلوغی در میان قلب و روحش شنیده میشود.
گاهی باید ایستاد، درست وسط طوفان، تا بفهمی ایستادن یعنی حرکت؛ یعنی هنوز هم زندهای.
کاش میشد روش یه برچسب "این آدم مال منه توروقرآن نزدیکش نشید من ناراحت و عصبی میشم" بزنم .
هدایت شده از هزارمن
سهمیه در لغت به معنای قسمت و سهم از چیزیست. قسمت از چه؟ از شب بیداریهای همسن و سالانتان؟ سهم از چه؟ از اضطراب و زحمتهای دیگران؟ راحت نشستن بر روی صندلیهایی که عدهای و روح و روانشان را برای رسیدن به آن خرج کردهاند، هر آدمی را تنپرور و مدعی میکند.
این روزها دائم به یاد سمفونی مردگانِ معروفی میافتم
"توی این مملکت پیش از اینکه به سی
سالگی برسیم تباه میشویم، تو یک جور
من یک جور، آیدا هم یک جور دیگر"
کاش یا خاورمیانهای وجود نداشت که من اونجا باشم و یا منی وجود نداشت که تو خاورمیانه باشه.
Cigarette / 2 🦢 .
کاش یا خاورمیانهای وجود نداشت که من اونجا باشم و یا منی وجود نداشت که تو خاورمیانه باشه.
کاش آرامش بودم، تو خاورمیانه وجود نداشتم.