ٮمامِ سنگ های این قبرستان
به نامِ من است
عجیب بود ، مگر͜ نه؟ یک نفر هزار دفعه مࢪا کشتٺ
بیشتر از هر چیزۍ دلم میخواست مۍ ٺوانستم روحم را در چشماٮم بگذارم
و تا ابد ، هنگام مر͜گم به تو نگاه کنم .