🗨 مسئله هویت و تثلیث چیستی
هویت ایرانی متشکل بر سه جز ایرانیت، اسلامیت و غربیت است، این سه ماهیت فرهنگی خود بر هویت های همسایگان ایرانِ جغرافیایی هم تاثیر گذارند مسئله اینجاست که در دوره پسا حمله مغول ایرانیت و اسلامیت به حد زیادی از هم سویی رسیده بودند با ظهور ناسیونالیسم اقتباسی از سوی غرب نوع جدیدی از ایرانیت را بنیان گذاشته شد، پیش از آن اسطوره های سامی_حامی با اسطوره های ایرانی ادغام شده بود، مقبره کوروش منسوب به مادر سلیمان، آتشکده آذربایگان منسوب به تخت سلیمان و بسیاری از اسطوره های ایرانی و سامی با یکدیگر در هم آمیخته شده بودند، روش های باستان شناسانه غربی در کنار ظهور علوم ماتریالیستی با تمرکز بر عینیت گرایی و اثبات گرایی راه برای ظهور نسخه جدید از ایرانیت بعد از سال ۱۳۱۲ شمسی باز کرد. دانشگاه ها در این دوره نقش بسزایی در بسط این نگرش جدید به ایرانیت داشتند.
ایرانیت جدید اگرچه دستاورد های تازه ای درمورد آگاهی های ما در مورد هویت پیشا اسلامی ایران داشت اما منجر به تعارضات هویتی شدیدی شد، ایرانیت باستان گرایانه متاثر از غرب منجر به ایجاد دوگانه اسلام و ایران شد. این دوگانه به دلیل تجویز نوع جدیدی از حاکمیت ملیِ مقتدر که به دنبال معرفی اسوه ای از تاریخ پیشا اسلامی و دانستن آن به عنوان دوره طلایی که می تواند مدینه فاضله ما در آینده باشد مطرح گردیده بود. به زبان ساده تر جریانی که حکومت ملی ایران را در دوره پسا قجری در دست گرفته بود الگوی خویش را دوره ساسانی و دوره هخامنشی معرفی میکرد و راه سعادت را الگو برداری از آندوره می دانست.
این الگو برداری بدون توجه به معایب حکومت های باستانی ایرانی و عدم توجه به دلایل فروپاشی و افول آن بوده است، در کنار این ها، حکومت قاجار نوعی حکومت دینی به شمار می رفت که فقها در آن از نوعی اقتدار برخوردار بودند و به دلیل رقابت حکومت پسا قجری با فقها برای کنترل و سپس محدود سازی آنان دوره اسلامی تاریخ ایران به عنوان بدترین و نازل ترین دوره تاریخ ایران معرفی شد و یگانه راه Development بازگشت به ایرانیت و دوری از اسلامیت بربری که اعراب فاتح با زور بر ایران چیره ساخته بودند، بنابراین در لایه دوم پس از کنکاش های مستشرقین و برپایه پژوهش های آنان نوعی ایدئولوژی جدید که ایرانیت را یگانه راه سعادت می نامید، متولد شد. البته ایرانیت جدید تحت تاثیر حقوق مدنی فرانسه در لایه حقوقی و تحت تأثیر نخستین خوانش های گلوبالیسم آنگلوساکسونی بود، بنابراین در دوره پهلویاول ما با ایرانیتی جدید که عاریت گرفته از دستاورد های Humanities در اروپا بوده، رو به رو هستیم.
مسئله دوگانه اسلام و ایران نیمه دیگری داشت که در جهان عرب در حال شکل گیری بود. یکی از دلایل شکست سید جمال الدین اسدآبادی و پس از آن محمد عبده و شاگردانش بروز نوعی هویت عربی گرایی جدید بود که تحت تاثیر یافته های باستانشناسان و مستشرقین غربی می تواند باشد. با کشف بقایای تمدن های آکدی، بابلی، آشوری و عیلامی در عراق و انتساب آنان به اعراب باستان نوعی هویت تفاخر آمیز جدید شکل گرفت که اسلام را نه تنها یک پدیده انترناسیونالیستی بلکه یک پدیده عربی تعریف می کرد چراکه عرب دارای تمدن بسیط و زمینه قوی فرهنگی فرض می شد، این مسئله در دوره امویان و عباسیان همواره از نقاط ضعف عربیت و عربی گرایی به شمار می رفت که اینبار با یافته های باستان شناسان غربی و با همان روش های یگانه ومورد استفاده ایشان در ایران کم کم این نقاط ضعف پر می شد!
بنابراین در دوسوی شرط العرب_اروند رود که این نام هم بیانگر همیندوگانه جدید است نوعی جدید از پانیسم ایرانی و پانیسم عربی شکل گرفت که هر کدام به دنبال تفاخر از طریق تمدن ها و فرهنگ های پیشا اسلامی خویش بودند با این فرق که در ایران اسلام پدیده ای عربی فرض شد و در کشور های عربی اسلام پدیده ای عربی معرفی شد واین چنین ایرانیان پس از دوره مدرنیسم سایکس پیکویی مشهور به مجوسیت شدند که چندان بی راه هم نبود!
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی
🗨 مسئله هویت و تثلیث چیستی هویت ایرانی متشکل بر سه جز ایرانیت، اسلامیت و غربیت است، این سه ماهیت فر
اما در مورد غربیت، غرب با نفی هویت اسلامی و تلاش برای نشان دادن دستاورد های تکنولوژیک خود به عنوان والاترین ارزش های بشری راه را بر بسط علوم انسانی خود در جهان اسلام گشود و با تاکید بر هویت پیشا اسلامی و ستیز با اسلام توانست مدافعان تشکیل امت اسلامی واحیای خلافت اسلامی را خلع سلاحکند و نوع جدیدی از نظم جهانی را در غرب آسیا، آسیای میانه، قفقاز، آفریقا و شبه قاره هند به راه بیندازد که افرادی به مانند هانتینگتون آن را «خفتگی» تعبیر کرده اند. بنابراین هویت انسان مدرن ایرانی در تلاطم سه گانه هاست و تا زمانی که راه برون رفتی برای آن پیدا نکند هیچگاه به ثبات و پیشرفت نخواهد رسید.
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی 🚩
@CivilizationResearcher
🗨 اروپا زدایی منتج نظم بعدی
اروپا در دو سطح قدرت نرم و سخت در تمامی جهان توانسته به واسطه گفتمان ابزار گرایانه خود نظم بسيطي را ایجاد کند. این نظم از طریق تأکید افراطی بر فردیت و نسبی گرایی قابلیت منعطف کردن سنت های مخالف خود را به دست آورده است و آن را به شیوهای ماهرانه به سمت تغییر تدریجی برده است.
نکته مهم این است که برخلاف نگرش های کلاسیک ابزار های قدرت نرم و سخت به هیچ روی از همدیگر منفصل نیستند بلکه ملازم و مکمل یکدیگرند. (اگرچه برخلاف دیدگاه های پست مدرن من به شدت موافق تاثیر بیشتر ابزار های فرهنگی بر ابزار های سخت قدرت هستم اما بدون وجود ابزار های سخت قدرت، ابزار های نرم کارا نخواهند بود.) برای مثال همزمانی روند استعمار آفریقای سیاه (از نیجریه تا آفریقای جنوبی) همزمان با ورود مسیحیت اروپایی_رومی از طریق کریدور های دریایی آتلانتیکی و برای فروش برده آغاز شد اما در ادامه برای نفوذ در مناطق غیر ساحلی و جنگلی نیاز به غلبه زبانی (ر.ک: نظریات ساختارگرایانه و نظریات پسا ساختارگرایانه) و غلبه دینی (ر.ک: مفاهیم استعمار دینی و استعمار الهیاتی) نیاز بود تا خلع مقاومت فرهنگی و ذهنی در جهت بسط فیزیکی قدرت صورت پذیرد.
با پایان دوره استعمار کلاسیک با فشار ایالاتمتحده برپایه منطق جنگ سرد و برای جلوگیری از توسعه بلوک شوروی در دوران پسا جنگ جهانی دوم، کشور های اروپایی برای بازسازی نیاز به جلب ایالاتمتحده آمریکا داشتند و با آمریکا به این شرط که بازسازی در مقابل خروج از مستعمره ها انجام شود، همراهی کردند و دولت های نیمه وابسته و وابسته در آفریقا و سایر نقاط شکل گرفت، در این میان فرانسه از بسط نفوذ زبانی و دینی دست نکشید و با وجود خروج ظاهری و به رسمیت شناسی استقلال، نهاد های موازی برای حفظ وابستگی ساختاری کشور های غرب آفریقایی را از طریق نظام مالی فرانک آفریقایی و نظام دینی_آموزشی ادامه داد. اما بعد از سال ۲۰۰۰ میلادی با ورود جدی ایران، چین و روسیه نخست حاکمیت فکری قدرت های اروپایی به خصوص فرانسه بر آفریقا ضعیف شد و سپس حضور روسیه در قالب نیرو های پارتیزانی و مستشاری تشدید شد، شکل گیری جنبش های نوظهور شیعی در نیجریه تضعیف دولت مسیحی را در پی داشت و مسلماً این جنس اقدامات با افزایش نفوذ اقتصادی چین و افزایش نفوذ نظامی و امنیتی روسیه تشدید شد تا روزی برسد که مالی، بورکینافاسو، چاد و بسیاری دیگر از کشور های پسا استعماری رسماً حضور فرانسه را تقلیل و سپس مفتضحانه این کشور را اخراج کنند.
اما این فقط روایتی از داستان فرانسه بود، پرتغال، اسپانیا، هلند، بلژیک و آلمان داستان غم انگیزتری در کاهش نفوذ استعماری خود دارند، اولین قربانی آلمان بود که پس از جنگ جهانی اول و دوم تمامی مستعمرات اش را از دست داد و بعد هم نوبت به دیگران رسید و آخرین قدرت استعماری فعال فرانسه است که اوضاع اش هر ساله رو به وخامت می رود و حتی پشتیبانی پنهان از گروه های بنیادگرا هم نتوانسته مانع اخراج اش از آفریقای سیاه شود.
مسلماً اروپا با امنیت سازی خاصی که بلوک آنگلوساکسونی در دو سوی آتلانتیک با بهانه اوکراین دنبال کرده، دیگر نه تنها ابزار های حفظ نفوذ حداقلی اش بر آفریقا را دارد و نه می تواند نقش آفرینی در صحنه جهانی را انجام دهد، اروپا اکنون قاره امپراتوری های پیر و فرتوتی شده است که به جای بازگشت به جایگاه کهن پسا رنسانسی خود به فکر عدم پیشروی روس ها در خرسون، سومی، دونتسک و لوهانسک باشد تا مبدا نوبت به سه کشور کوچولو و لهستان و بعد هم به آلمان برسد! با تشدید فشار از سوی ایران و مسئله انرژی ارزان اروپا صنعتی زدایی خواهد شد و اینجاست که جمله کلیدی پاراگراف دوم خودش را نشان میدهد: یک کشور زمانی می تواند ابزار های نرم خود را به صورت حداکثری فعال کند که بتواند نخست ابزار های سخت خود را به کار بگیرد، اگرچه قدم اول ورود نظامی است اما قدم های دیگر باید از جنس گفتمان باشند. به زبان ساده اروپا به همین دلیل جایگاه باشکوه گذشته اش را در نظم بعدی نخواهد داشت اگرچه جزئیات مفصل اند و مهم! اما این نکته را نمی توان انکار کرد.
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی 🚩
@CivilizationResearcher
#توییت
دیگر دلیلی برای بقای توافق با ریاض و پکن دیده نمی شود.
🔗 لینک توییت
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی 🚩
@CivilizationResearcher
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی
جمهوری اسلامی ایران تبدیل به یک قدرت اتمی خواهد شد. ۱۴۰۳/۰۸/۱۹؛ ۲۲:۱۸ دقیقه به وقت تهران پژوهشگر |
اعضای مجمع کمیسیون شورای امنیت ملی مجلس شورای اسلامی ایران، در پیامی خواستار ساخت سلاح هستهای برای مقابله با استکبار جهانی شدند.
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی 🚩
@CivilizationResearcher
#توییت
به شدت معتقدم مذاکرات عمان به جای خاصی نمیرسد! چرا سکوت کردهایم؟ چون بار دیگر میخواهیم نتایج آن ملموس شود تا عدهای فردا روز مدعی نشوند توافق در دسترس بود، شما نگذاشتید! اساساً فلسفه تحریم این است که کشور توسعه نیابد و بدون جنگ ایران تسلیم شود.
🔗 لینک توییت
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی 🚩
@CivilizationResearcher
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی
#توییت به شدت معتقدم مذاکرات عمان به جای خاصی نمیرسد! چرا سکوت کردهایم؟ چون بار دیگر میخواهیم ن
بار ها من از فلسفه، دلایل و انگیزه های تحریم ایران توسط رقبای عربی، ترکی و غربی نوشتهام و تاکنون رویداد ویژهای رخ نداده که نظرم را تغییر دهد. بنابراین به دوستان موافق و مخالف این توصیه را می کنم به رویابافی های رسانه ها در مورد مذاکرات عمان توجهای نکنید. اساساً اگر توافقی هم رخ بدهد محدودیت زمانی و محدودیت های دیگری را خواهد داشت که به هیچ روی تاثیرات زیادی روی اقتصاد نخواهد داشت.
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی 🚩
@CivilizationResearcher
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی
#توییت به شدت معتقدم مذاکرات عمان به جای خاصی نمیرسد! چرا سکوت کردهایم؟ چون بار دیگر میخواهیم ن
چرا در عمان مذاکره می کنیم؟
۲۲۳۱
🔗 لینک توییت
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی 🚩
@CivilizationResearcher
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی
از پدرسوختگی کار گذشته و به خیانت رسیده است... مردم هم در خواب به سر می برند! پژوهشگر | نوشته های ع
603.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در هر جای دنیا بگویید قیمت دلار یک شبه از ۱۳۰ هزار تومان به ۸۵ هزار میرسد به شما پناهندگی دائم میدهند!
پژوهشگر | نوشته های علیرضا اسدی 🚩
@CivilizationResearcher